در دهم جوزای ۱۳۹۶، انفجاری بسیار نیرومند در چهارراهی زنبق شهر کابل رخ داد که منجر به کشته شدن حدود ۱۵۰ تن و زخمی شدن بیش از ۴۰۰ تن شد. مسوولیت این انفجار را در آن زمان هیچ گروهی بر عهده نگرفته بود، اما امنیت ملی حکومت پیشین، شبکه حقانی و استخبارات پاکستان را مسوول این حمله دانسته بود. به مناسبت هشتمین سالگرد این رویداد، شماری از شهروندان کشور میگویند که طالبان را با چنین اعمالی میشناسند و این جنایات را هرگز فراموش نخواهند کرد. این در حالی است که شبکه حقانی سال گذشته اعلام کرده بود که در ۲۰ سال گذشته، یکهزار و ۵۰ حمله انتحاری انجام داده است.
شماری از شهروندان کشور میگویند که دهم جوزای ۱۳۹۶ که برابر با ۳۱ می ۲۰۱۷ است، در تاریخ افغانستان بهعنوان یکی از سیاهترین و خونینترین روزها باقی خواهد ماند. به گفته آنان، طالبان در این روز با انفجار یک تانکر مملو از مواد منفجره در چهارراهی زنبق، صدها تن را به خاک و خون کشاندند و گلیم غم را برای همیشه در خانههای بازماندهگان قربانیان این رویداد پهن کردند.
این شهروندان میگویند که انفجار چهارراهی زنبق، یکی از جنایتهای آشکار طالبان علیه مردم افغانستان در ۲۰ سال گذشته بود و هرگز فراموش نخواهد شد.
زهره (مستعار)، یکی از باشندهگان شهر کابل، میگوید که رویداد چهارراهی زنبق یکی از فجیعترین جنایات طالبان بود که نباید از حافظه تاریخی مردم پاک شود. او تاکید میکند که هرگز نمیتواند جنایاتی را که طالبان مرتکب شدند، فراموش کند. زهره میافزاید: «طالبان دزدان و خیانتکاران واقعی این سرزمین هستند آنها با انجام حملات انتحاری حق پدر داشتن را از یک دختر و شوهر داشتن را از یک زن گرفتند.»
امید (مستعار)، یکی از باشندهگان شهر کابل است که در سال ۱۳۹۲ در نتیجه یکی از حملات زنجیرهای انتحاری که در چندین نقطه از شهر کابل، از جمله روبهروی پارلمان، سرک دارالامان، شیرپور، سرک کابل-پلچرخی و پکتیا کوت رخ داد، زخمی شد. او بهدلیل اصابت گلوله یکی از مهاجمان انتحاری به رشتههای عصبیاش، فلج شده است.
این قربانی حمله انتحاری طالبان میگوید: «آن روز را خوب به یاد دارم؛ موترهای ملکی که هدف گلوله قرار گرفته بودند، هرکدام به سمتی پرتاب شده بودند، یکی به گلدان وسط سرک، یکی به پیادهرو و دیگری به سنگهای کنار جاده برخورد کرده بود. صدای ناله و فریاد مردم با صدای شلیک رگبارها در هم آمیخته بود و فضای بسیار وحشتناکی را بهوجود آورده بود.»
عزیز، یکی دیگر از باشندهگان شهر کابل، میگوید که حملات انتحاری در ۲۰ سال گذشته قربانیان زیادی از مردم افغانستان، بهویژه ساکنان کابل گرفته است. او میافزاید: «نمیدانم در کدام کتاب آسمانی ذکر شده است که کشتار مردم بیگناه، دهشتافگنی، و در نهایت خودکشی، عاملان را راهی بهشت میسازد و دستشان را به دامن حوران بهشتی میرساند؟»
این شهروندان کشور تاکید میورزند که طالبان در ۲۰ سال گذشته به هیچکس رحم نکردهاند. آنها با انجام حملات انتحاری و انفجاری در مکانهای عمومی، شفاخانهها، مکتبها، خیابانها و نهادهای دولتی، صدها تن را به قتل رسانده و هزاران تن دیگر را زخمی و معیوب ساختهاند. همچنین، این گروه با انفجار پلها، پلچکها، جادهها و بسیاری از تاسیسات دولتی، خسارات گستردهای بر زیرساختهای کشور وارد کردهاند.
از سوی دیگر، شماری از داکتران میگویند که آلودهگیهای ناشی از مواد انفجاری و باروت باقیمانده از جنگها میتواند حتا جنین را نیز تحت تاثیر قرار دهد. به گفته آنان، حملههای انتحاری طالبان برای نسلهای آینده نیز تاثیرات مخربی به بار خواهد آورد.
اشرف (مستعار)، پزشک، میگوید که کودکانی که در چنین شرایطی به دنیا میآیند، بیشتر در معرض مشکلات رشد، اضطراب، اختلالات یادگیری و بیماریهای روانی قرار دارند.
او میافزاید: «آلودهگی ناشی از باروت و مواد انفجاری و حاوی فلزات سنگین است که میتواند منجر به مشکلات تنفسی، بیماریهای قلبی و اختلال در سیستم عصبی شود. در مورد زنان باردار، این آلودهگیها، همراه با استرس ناشی از ناامنی، خطر سقط جنین، زایمان زودرس و تولد نوزادان با وزن کم یا ناهنجاریهای مادرزادی را افزایش میدهد.»
این در حالی است که سراجالدین حقانی، وزیر داخله طالبان و رهبر شبکه حقانی، در یک گردهمایی در سال ۱۴۰۰ در شهر قندهار گفته بود که تنها در ۲۰ سال گذشته، یکهزار و ۵۰ تن از اعضای شبکه حقانی حمله انتحاری انجام دادهاند. او همچنین با خانوادههای مهاجمان انتحاری در هوتل انترکانتیننتال کابل دیدار کرده و آنان را «قهرمانان وطن» توصیف کرده بود.
طالبان در ۲۰ سال گذشته مسوولیت حملههای انتحاری زیادی را در کابل و ولایتهای کشور برعهده گرفتهاند که منجر به کشته شدن کودکان، زنان و غیر نظامیان شده و هزاران تن از نیروهای امنیتی پیشین را نیز به قتل رساندهاند.
با این حال، طالبان پس از تسلط بر افغانستان، با وضع محدودیتها و سرکوب گسترده، زنان و دختران را از تمامی حقوق انسانیشان محروم کردهاند و بهگونهای سیستماتیک آنها را از حضور در جامعه حذف کردهاند. این اقدامات از سوی نهادهای حقوق بشری و فعالان حقوق زنان، «آپارتاید جنسیتی» توصیف شده است.
طالبان پس از تسلط بر افغانستان به بازداشتها، کشتارها و قتلهای فراقضایی نظامیان پیشین و غیرنظامیان وابسته به دولت سابق ادامه دادهاند. در این مدت، دهها تن بهصورت انفرادی و دستهجمعی تیرباران شده و بهشکل اجباری ناپدید شدهاند. گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل و دفتر هیات معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) در گزارشهای متعدد این وضعیت را مستند کردهاند و اعلام کردهاند که طالبان بدون رعایت روندهای قانونی، افراد بهویژه نظامیان پیشین و کسانی که با دولت قبلی همکاری داشتهاند را بازداشت میکنند. همچنین مواردی از کشتارهای هدفمند و فراقانونی علیه مخالفان سیاسی و نظامیان سابق ثبت شده است.
همچنان دادگاه کیفری بینالمللی اعلام کرده که بهدلیل آزار و اذیت زنان و دختران در افغانستان، برای صدور حکم بازداشت هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، و عبدالحکیم حقانی، رییس دادگاه عالی این گروه، رسماً درخواست داده است. این دادگاه در روز پنجشنبه، ۴ دلو ۱۴۰۳، اعلام کرده بود که «پس از تحقیقات جامع و بر اساس شواهد جمعآوری شده، دلایل معقولی وجود دارد که هبتالله آخوندزاده و عبدالحکیم حقانی بهخاطر ارتکاب جنایت علیه بشریت و تبعیض جنسیتی گسترده طبق اساسنامه رم، مسوولیت کیفری دارند.»






