سازمان ملل متحد بهتازهگی گزارش داده که از سال ۲۰۲۰ تا کنون ۸ میلیون تن افغانستان را ترک کردهاند. این گزارش با واکنشهای گسترده روبهرو شده است. شمار زیادی از شهروندان میگویند که وضعیت رقتبار و خفقانآور در رژیم طالبان سبب شده که حتا آنانی که زندهگی بهتر دارند نیز به فکر ترک کشور باشند. این شهروندان میگویند که محرومیت زنان و دختران از حقوق اساسیشان، انتقامجویی و تداوم تیربارانها، ظلم و ستم، برپایی دادگاههای صحرایی، منع فعالیت احزاب سیاسی و نبود آزادیهای مدنی و گسترش فقر و بیکاری از عوامل اصلی ترک گروهی کشور و بیزاری شهروندان از حاکمیت طالبان است. به باور شهروندان، طالبان از مردم میخواهند که به عنوان برده زندهگی کنند و حق اعتراض، انتقاد و مشارکت در هیچ بخش از زندهگی جمعی را نداشته باشند و این گروه مسوول تمام امور از جمله امور حوزه شخصی زندهگیشان نیز باشند. فضای پولیسی، «ملاسالاری»، انحصارگرایی قومی و سیاسی و بازداشتها و کوچهای اجباری سبب شده که مردم آینده خود را در کشور تاریک ببینند و همه به فکر فرار از کشور باشند.
سازمان ملل متحد گزارش داده که از سال ۲۰۲۰ تا کنون نزدیک به ۸ میلیون تن از شهروندان افغانستان، کشورشان را ترک کردهاند. به گفته این سازمان، ۸۵ درصد آنان به کشورهای همسایه، عمدتاً ایران و تقریباً یک میلیون تن دیگر به اروپا مهاجرت کردهاند.
طبق آخرین دادههای سازمان بینالمللی مهاجرت، تقریباً ۷۰ درصد از شهروندان افغانستان بهدلیل کمبود فرصتهای شغلی در کشورشان به ایران رفتهاند. همچنان در گزارش گفته شده که در سال ۲۰۲۳، نزدیک به ۱ میلیون مهاجر از ایران به افغانستان برگشتهاند که ۷۰ درصد آنان فاقد مدارک قانونی بوده و ۶۰ درصد دیگر به اجبار بازگردانده شدهاند.
در گزارشی که از سوی سازمان ملل متحد به نشر رسیده، آمده که بسیاری از شهروندان افغانستان بهدلیل مشکلات در اخذ پاسپورت و ویزه، از مسیرهای غیررسمی مهاجرت میکنند که اغلب برای عبور از مرزهای غیررسمی به قاچاقبران پول میدهند. به گفته این سازمان، بیشتر مهاجران برای تامین هزینه سفر خود مجبورند پول قرض کنند یا اموال خانواده خود را بفروشند.
در همین حال، شماری از شهروندان کشور میگویند که با تسلط طالبان بر افغانستان، امید خود را نسبت به آینده روشن از دست دادهاند. آنان تاکید میورزند که بهدلیل سرکوب گسترده و شدید طالبان، کسی اعتراض کرده نمیتواند و ترک کشور تنها گزینه رد به عملکردهای افراطگرایانه و تبعیضآمیز این گروه است.
این شهروندان میافزایند که از ظلم و ستم طالبان به ستوه آمدهاند و تنها زبان اعتراضشان مهاجرت است. آنان میگویند که با ترک کشور میخواهند به طالبان و جامعه جهانی تفهیم کنند که حضور این گروه در افغانستان غیرقابل تحمل شده و همه در فکر فرار از کشور هستند.
غوثالدین جلالی، باشنده ولایت غور، میگوید که اکثریت جوانان نخبه، تحصیلکرده و متخصص علاقهای به ادامه زندهگی در کشور ندارند. به گفته او، «ملاسالاری» و اعمال محدودیتهای تبعیضآمیز طالبان باعث شده که همه به فکر ترک کشور باشند. او تصریح میکند: «مردم امید به آینده در رژیم طالبان را ندارند، فکر میکنند که این گروه اگر بماند دیگر درس و تعلیم به درد نمیخورد. یا ملا شوند یا بروند به زندهگی خود برسند.»
نگینه، دانشجوی سال سوم بود که دانشگاهها بهدستور طالبان تعطیل شد. او در حال حاضر با تمام توان تلاش میکند که با خانوادهاش راهی برای خارج شدن از کشور پیدا کند. او تاکید میورزد: «از زندهگی در حاکمیت طالبان بیزار شدم، چون هیچ حق در جامعه و زندهگی ندارم. به عنوان یک زندانی در کنج خانه نمیتوانم ظلمت و سیاهی را تا ابد بپذیرم. میخواهم به عنوان یک انسان زندهگی کنم و زندهگی انسانی در رژیم طالبانی برای یک زن ممکن نیست.»
انتقامجویی طالبان دلیل عمده ترک کشور
شمار زیادی از شهروندان بهویژه نظامیان پیشین و نخبهگان بهدلیل فضای مخدوش سیاسی و امنیتی کشور را ترک کردهاند. آنان میگویند که طالبان فضایی را بهوجود آوردهاند که نفس کشیدن برای شهروندان دگراندیش تنگ و حتا غیرممکن شده است. به گفته این شهروندان، مردم از هیچ نوع آزادی حتا حق انتخاب لباس برخوردار نیستند.
بسیاری از شهروندان کشور که افغانستان را ترک کردهاند در حکومت پیشین و بخشهای خصوصی نقشهای مهم و تاثیرگذاری داشتند، اما در حال حاضر در کنار اینکه از وظایف تخصصی خود کنار زده شدهاند در معرض تهدید مستقیم و انتقامجویی شدید طالبان قرار دارند و ازهمینرو تلاش میکنند برای حفظ جان خود و خانوادههایشان، افغانستان را ترک کنند.
دوست محمد، نظامی پیشین، در صحبت با روزنامه ۸صبح عفو عمومی طالبان را «دروغ و دامی» برای دستگیری نیروهای امنیتی پیشین میداند. او میگوید که در سه سال گذشته دهها همسنگرش از سوی طالبان بازداشت و ناپدید شدهاند. به گفته او، کسانی که بازداشت نشدهاند نیز در وضعیت رقتبار زندهگی میکنند، کار ندارند و فقر و گرسنهگی زندهگی آنان و خانوادههایشان را تهدید میکند و نیز از تمام فرصتهای شغلی دولتی محرومند.
فریال، استاد یکی از دانشگاههای کشور، میگوید که دیگر تمام آرزوهایش برای تربیه نسل جوان کشور از بین رفته و فضا بهشدت طالبانیزه شده و سر انجام مجبور شده که دست فرزندانش را بگیرد و کشور را ترک کند. او تاکید میورزد که دیگر امیدی به فردای بهتر این کشور نیست و سه سال حاکمیت طالبان به میزان ۱۰۰ سال کشور را عقب برده است. او میافزاید که دخترانش محروم از آموزش بودند و خودش نیز محروم از تدریس بود. سرانجام تصمیم گرفته که دشواریهای مهاجرت را برای آینده روشنتر تحمل کند.
ترس از تیرباران و دادگاههای صحرایی
طالبان در سه سال گذشته نشان دادهاند که رفتار مدنی در برابر شهروندان و افراد متهم از نظر خود ندارند. آنان در این مدت دهها تن از نظامیان پیشین و غیرنظامیان را بدون بازداشت و حکم دادگاه خودشان، در خیابانها در برابر چشم همهگان تیرباران کردهاند. رفتارهای خشونتبار این گروه بسیاری از شهروندان را نگران ساخته که مبادا با کوچکترین اشتباه، محاکمه صحرایی شوند.
در تازهترین مورد، جنگجویان طالبان در روستای نوروزی ولسوالی روی دوآب ولایت سمنگان، یک جوان ۱۷ ساله را پس از لتوکوب شدید با دستان بسته تیرباران کردهاند. این جوان عبدالحق نام داشته و روز چهارشنبه هفته گذشته، از سوی طالبان کشته شده است. این گروه در سه سال گذشته دهها تن دیگر را نیز این گونه تیرباران کرده است.
لغو احزاب و جرم پنداشتن نام بردن حزب در رژیم طالبان
طالبان در سه سال گذشته اجازه هیچ نوع فعالیت سیاسی، انتقاد و اعتراض را برای مخالفان خود و شهروندان کشور ندادهاند. وزارت عدلیه این گروه دستور داده که نام بردن از حزب سیاسی «جرم» است و احزاب در رژیم این گروه جایی ندارند. همچنان این وزارت مجوز تمام احزاب سیاسی را در کشور لغو و فعالیتهایشان را غیرقانونی اعلام کرده است.
علی (نام مستعار)، عضو جمعیت اسلامی، که بهدلیل نگرانی از امنیت اعضای خانوادهاش نمیخواهد نامش در گزارش ذکر شود، میگوید که طالبان حتا اعضای خانوادههای کسانی را که در مخالفت با این گروه سخن میزنند، مجازات میکنند.
این عضو حزب جمعیت میگوید: «انحصارطلبی سیاسی و قومی طالبان هر روز شدیدتر میشود. صداهای مخالف و متنوع سرکوب و خفه میگردد و کسی که سخن بزند کشته میشود. هیچ نوع تحملپذیری وجود ندارد. در این وضعیت یا همه قیام کنند یا کشور را ترک کنند. نمیشود آدم به عنوان برده زندهگی کند. طالبان از همه میخواهند بدون دهن و زبان زندهگی کنند که چنین چیزی امکان ندارد.» به گفته او، این گروه حتا به افراد همفکر خود از میان اقوام دیگر ارزش قایل نیست و بسیاری از آنان را زندانی کرده است.
کسانی که کشور را ترک کردهاند بالاتر از ۸ میلیون هستند
شمار دیگری از شهروندان، میزان ترک کشور را بیشتر از آمار ارایه شده از سوی سازمان بینالمللی مهاجرت میدانند. آنان میگویند که این تنها آماری است که از سوی سازمان ملل ثبت شده، در حالی که هزاران تن دیگر روزانه از راههای قاچاق و غیرقانونی کشور را ترک میکنند. به گفته این شهروندان، حتا آمار ارایه شده سازمان ملل نیز بازتابدهنده شرایط وخیم و خطرناک افغانستان تحت حاکمیت طالبان است.
فیضالله، دانشجوی سال چهارم است. او میگوید که اکثریت دانشجویان علاقهای به مطالعه و درس ندارند. به باور این دانشجو، تحصیل و آموختن، فضای آزاد و بهدور از ترس و انتقامجویی میطلبد که در حال حاضر میسر نیست.
این دانشجو میگوید: «طالبان فضای ترس و انتقامجویی را حاکم ساختهاند. در کنار مقررات سختگیرانه این گروه، مردم از فضای پولیسی میترسند. وقتی کسی حرف میزند فکر میکند که تمام اطرافیان دهانش را میبویند مبادا سخنی خلاف عقیده طالبان گفته باشد. با چنین وضعیت امکان ادامه درس و تحصیل وجود دارد؟»






