تحولات اخیر در ولایت بدخشان و حمله چریکهای جبهه تازهتاسیس «سپاهیان میهن» به ولسوالی یفتل این ولایت و تصرف چندساعته مرکز این ولسوالی، صرف نظر از روایتهای محض رسانهای و استقبال گسترده طیفی از مردم در شبکههای اجتماعی، از چند منظر قابل بررسی است: بعد نظامی، بعد سیاسی و بعد حقوقی.
در میان این ابعاد، آنچه بیش از همه اهمیت دارد، چگونهگی رعایت اصول حقوق بینالملل بشردوستانه (حقوق منازعات مسلحانه) در جریان عملیاتهای نظامی است؛ اصولی که هدف اساسی آن کاهش رنج انسانها و حفاظت از غیرنظامیان و اموال عمومی در شرایط جنگی است.
فرمانده قیوم ملنگ در بامداد روز جمعه، ۲۶ سرطان سال جاری، در یک حمله برقآسا با گروهی از افرادش مرکز ولسوالی یفتل را تصرف کرد و دستکم برای شش ساعت مرکز این ولسوالی را در اختیار داشت. این عملیات که از حدود ساعت ۲ بامداد آغاز شده بود، طبق اطلاعات موجود تا ساعت هشت صبح ادامه یافت و سپس این افراد، در حالیکه پرسنل نظامی طالبان در ولسوالی یفتل را به اسارت گرفته بودند، بدون خونریزی و خشونت، که ممیزه هر نبرد است، منطقه را به سمت نامعلومی ترک کردند.
این رویداد از منظر نظامی و حقوقی قابل تامل است و نکات عمدهای را در خود جای داده است.
نخستین ویژهگی این عملیات، پلانگذاری دقیق، سرعت عمل و محدود بودن زمان درگیری بود. در ادبیات نظامی، عملیاتهای کوتاهمدت با هدف دستیابی به یک هدف مشخص، در صورتی موفق ارزیابی میشوند که با حداقل درگیری، حداقل تلفات و بیشترین دستاورد پایان یابند. براساس اطلاعات موجود، هدف اصلی این عملیات تصرف موقت مرکز ولسوالی، نمایش توان عملیاتی و سپس عقبنشینی پلانشده بدون تلفات بود؛ هدفی محاسبهشده که بدون درگیری و با سرعت فوقالعاده تحقق یافت. این موضوع از منظر نظامی بسیار مهم و استثنایی ارزیابی میشود.
اما اهمیت اصلی این رویداد، نه صرفاً در جنبه نظامی آن، بلکه در نحوه رفتار «سپاهیان میهن» در این عملیات نهفته است.
حقوق بینالملل بشردوستانه، که در کنوانسیونهای جنیوا ۱۹۴۹ و پروتکلهای الحاقی آن تجلی یافته است، مجموعهای از قواعد الزامآور برای تمامی طرفهای درگیر در مخاصمات مسلحانه است؛ اعم از دولتها یا گروههای مسلح سازمانیافته. این قواعد بر چند اصل بنیادین استوار است که مهمترین آنها عبارتاند از: اصل تفکیک، اصل تناسب، اصل احتیاط، رفتار انسانی با افراد خارج از صحنه نبرد و ممنوعیت وارد آوردن خسارت غیرضروری.
اصل تفکیک ایجاب میکند که عملیات نظامی صرفاً متوجه اهداف نظامی باشد و از آسیب رساندن به افراد ملکی و اموال غیرنظامی تا حد امکان جلوگیری شود. اصل تناسب نیز استفاده از نیروی نظامی را تنها در حدی مجاز میداند که برای دستیابی به هدف نظامی نیاز باشد و از وارد آمدن خسارت بیش از حد به غیرنظامیان جلوگیری کند. اصل احتیاط نیز همه طرفهای درگیر را موظف میکند پیش از هر عملیات، تدابیر لازم را برای کاهش خطرات متوجه افراد ملکی اتخاذ کنند.
از سوی دیگر، حقوق بشردوستانه تصریح میکند که هرگاه افراد نظامی سلاح خود را بر زمین بگذارند یا اسیر شوند، باید با آنان رفتار انسانی صورت گیرد و از هرگونه قتل، شکنجه، تحقیر یا رفتار غیرانسانی نسبت به آنان اجتناب شود.
گزارشهای رسیده از عملیات «سپاهیان میهن» در یفتل، نشاندهنده عملکرد مسلکی نظامی، کردار انسانی و رفتار مسوولانه آنان بوده است. از برجستهترین ویژهگیهای این عملیات، خودداری از آسیب رساندن به نیروهای اسیر، حفظ تاسیسات دولتی، عدم تخریب تجهیزات عمومی و پرهیز از خسارت به داراییهای عامه عنوان شده است. در افغانستان که چندین دهه جنگ و خونریزی را تجربه کرده و طرفهای درگیر همواره از خشونتهای غیرمعمول در نبردها استفاده کردهاند، چنین رفتاری، در صورت تایید مستقل، میتواند با اصول شناختهشده حقوق بینالملل بشردوستانه سازگار ارزیابی شود.
همچنین چریکهای جبهه «سپاهیان میهن» در اقدامی سنجیده، از تخریب اموال عمومی از قبیل ساختمانهای اداری، اسناد دولتی، وسایط نقلیه نظامی، پلها و سایر تاسیسات عمومی خودداری کردند. در حقوق بینالملل، اموال عمومی تا زمانی که ضرورت قطعی نظامی ایجاب نکند، نباید مورد تخریب قرار گیرند؛ زیرا این اموال در نهایت متعلق به مردم هستند و پس از پایان جنگ نیز برای ارایه خدمات عمومی مورد نیاز خواهند بود.
از منظر نظامی نیز، خودداری از تخریب غیرضروری، نشانه اعتماد به نفس عملیاتی و انضباط نیروها تلقی میشود. فرماندهانی که کنترل کافی بر نیروهای خود دارند، معمولاً تلاش میکنند میان دستیابی به هدف نظامی و حفظ زیرساختهای عمومی تعادل برقرار کنند. فرمانده ملنگ، منحیث یک نظامی کارآزموده، این مهم را بهدرستی میدانست و به شکلی ماهرانه آن را در عملیات یفتل به کار بست.
یکی دیگر از نکات قابل توجه، عدم وارد آمدن تلفات انسانی در جریان این عملیات است. در مطالعات نظامی، عملیاتی که بتواند هدف از قبل تعیینشده را بدون تلفات گسترده تحقق بخشد، از منظر تاکتیکی موفقتر ارزیابی میشود؛ زیرا هزینه انسانی جنگ را کاهش میدهد و از گسترش چرخه خشونت جلوگیری میکند. چریکهای «سپاهیان میهن»، در حالیکه فرمانده امنیه، مدیریت استخبارات و سایر افراد مسلح طالبان در مرکز ولسوالی یفتل را به اسارت گرفته بودند، برخلاف روش طالبان، از آسیب زدن به آنان خودداری کردند و تا کنون گزارشی مبنی بر بدرفتاری با اسرای طالبان در این ولسوالی منتشر نشده است. در مقابل، براساس گزارشهای منتشرشده، نیروهای طالبان پس از ورود به ساحه، تعدادی از افراد ملکی را به اتهام همدستی با چریکهای «سپاهیان میهن» بازداشت کردند که آثار لتوکوب و شکنجه بر چهره برخی از آنان دیده میشد.
در کنار بعد نظامی، شیوه گفتار و رفتار فرماندهان نیز بخشی از فرهنگ جنگ را شکل میدهد. فایل صوتی منتسب به فرمانده قیوم ملنگ که در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود و ظاهراً پاسخی به قاری فصیحالدین فطرت، رییس ستاد ارتش طالبان، است، لحنی محترمانه و آرام دارد. اگر اصالت این فایل تایید شود، میتوان آن را نمونهای از رعایت ادبیات حرفهای نظامی در شرایط جنگی دانست.
ادبیات نظامی حرفهای بر این اصل استوار است که حتا در اوج درگیری، حفظ کرامت انسانی و پرهیز از توهین، تحقیر و تهدیدهای غیرضروری، میتواند به کاهش نفرت و جلوگیری از تشدید خشونت کمک کند. در این چارچوب، پیام منتسب به فرمانده ملنگ را میتوان تلاشی برای ترسیم چارچوب اخلاقی جنگ ارزیابی کرد.
تجربه جنگهای معاصر نشان داده است که مشروعیت اخلاقی هر نیروی نظامی، بیش از آنکه به پیروزی در میدان نبرد وابسته باشد، به نحوه رفتار آن با انسانها، غیرنظامیان، اسیران و اموال عمومی بستگی دارد. پیروزی نظامی ممکن است موقتی باشد، اما پایبندی به قواعد حقوق بشردوستانه، سرمایهای ماندگار برای هر طرف درگیر محسوب میشود.
در نهایت، عملیات نظامی جبهه «سپاهیان میهن» را، بر پایه اطلاعات منتشرشده تا این لحظه، میتوان نمونهای دانست که در آن تلاش شده است دستیابی به هدف نظامی با رعایت اصول بنیادین حقوق منازعات مسلحانه همراه باشد. با این همه، ارزیابی قطعی این ادعا مستلزم مستندسازی مستقل و بررسی بیطرفانه همه ابعاد این عملیات است.






