برخی از باشندهگان ولسوالی دشتقلعه ولایت تخار با ابراز نگرانی شدید، از سهلانگاری، بیتوجهی به بیماران، فساد اداری و اخاذی در شفاخانه این ولسوالی شکایت دارند. به گفته آنان، این وضعیت جان بیماران، بهویژه کودکان و زنان را به خطر انداخته و اعتماد مردم به خدمات صحی دولتی را بهشدت کاهش داده است. این باشندهگان همچنان از نحوه برخورد داکتران با مریضان و پایوازان انتقاد کرده و میگویند که مراجعهکنندگان بهجای دریافت خدمات مناسب و بهبودی، با فشارهای روحی و روانی مواجه شده و در برخی موارد مورد تحقیر و توهین قرار میگیرند.
یکی از باشندهگان ولسوالی دشتقلعه تخار میگوید: «داکتران، قابلهها و کارمندان صحی این شفاخانه در انجام وظایفشان سهلانگاری میکنند و توجه لازم به مریضان ندارند. بهویژه در بخشهای اطفال و نساییولادی، بیتوجهی و کمکاری به اوج خود رسیده که باعث رنج بیماران و حتا به خطر افتادن جان آنان شده است و شاهد از دست دادن جان چندین طفل نیز بودهایم.»
این باشنده دشتقلعه میافزاید: «همچنان برخی از داکتران با دواخانههای بیرون از شفاخانه در ارتباط بوده و مریضان را مجبور به خرید دوا از دواخانههای بیرونی میکنند؛ امری که خلاف اصول اخلاقی و مسلکی بوده و نشانهای از فساد اداری به شمار میرود.» به گفته او، رییس شفاخانه و «ناظم صحی» در قبال مشکلات مردم سکوت اختیار کردهاند و تا کنون هیچ اقدامی انجام ندادهاند. او تصریح میکند که بیتوجهی به مریضان، نبود نظارت کافی از سوی صحت عامه، نبود شفافیت در تشخیص و کمبود امکانات، مردم را با مشکلات جدی روبهرو ساخته است. براساس ادعای او، نبود شفافیت در توزیع دوا، واسطهبازی و اولویت دادن به خویشاوندان و دوستان از چالشهای جدی دیگری است که مریضان با آن دستوپنجه نرم میکنند.
باشندهگان دشتقلعه همچنان ادعا میکنند که برخی از مسوولان صحی از بستر و کلینیک منبع اخاذی ساختهاند. به گفته آنان، اکثر داکتران مریضان را در شفاخانه دولتی بهدرستی معاینه و تداوی نمیکنند و پس از پایان ساعات رسمی، آنان را به معاینهخانههای خصوصی خود ارجاع میدهند.
یک منبع صحی با تایید مشکلات مردم میگوید: «دوای خوب وجود دارد، اما شفافیت وجود ندارد. مردم از برخورد داکترها بسیار ناراضی هستند. حتا اگر با مقدار کمی دوا بهبود پیدا کنند، آنان را به شهر تالقان ارجاع میدهند. در کل، در اینجا تشخیص درست صورت نمیگیرد و معاینه صحی انجام نمیشود. مردم بسیار در تکلیف هستند.»
باشنده دیگری در دشتقلعه نیز میگوید: «مشکلات در شفاخانه سنای دشتقلعه بسیار زیاد است، اما کسی نیست که مشکلات ما را بپرسد و به آن گوش دهد. داکتر حسین، رییس شفاخانه، برخورد بسیار بدی دارد و انسانیت ندارد. مریضانی که به شفاخانه مراجعه میکنند مورد اهانت و توهین قرار میگیرند و با آنان برخورد نامناسب صورت میگیرد. سر مریضان نیز فریاد زده میشود. داکتر شریف، متخصص اطفال، حتا اگر کودک در حالت مرگ هم باشد توجه نمیکند. شفاخانه واکسین دارد، اما ارایه نمیشود و مریضان مجبور میشوند به کلینیک شخصی او مراجعه کنند و پول بپردازند.»
این باشنده دشتقلعه میافزاید: «در بخش نساییولادی، به بهانه شیرینی از بیماران پول گرفته میشود و از پایواز مریض درخواست شیرینی میکنند و به همین بهانه پول دریافت میکنند. بیشتر داکترانی که در بخشهای زنانه و مردانه معاینهخانه شخصی دارند، بهطور مستقیم به مریضان آدرس میدهند که به معاینهخانههای خودشان مراجعه کنند و میگویند که خدمات بهتری برای شما ارایه خواهیم کرد.»
باشندهای دیگر که نمیخواهد نامش در گزارش ذکر شود، میگوید: «دواها را به اقارب و دوستان خود توزیع میکنند و همیشه خویشاوندانشان در اولویت قرار دارند. هرکس واسطه داشته باشد، دوا برایش داده میشود. همچنان در پذیرش رضاکاران و کسانی که برای کارآموزی مراجعه میکنند نیز باید واسطه داشته باشند و کسانی که واسطه ندارند، پذیرفته نمیشوند. وقتی ما مراجعه میکنیم، در بخشی از استاژری میگویند دفتر اجازه نمیدهد رضاکاران را جذب کنیم، اما اگر از خانوادههای بانفوذ و اقارب خودشان باشد، دفتر مشکلی ندارد. ما از خانوادههای بیپول هستیم و واسطه نداریم، برای ما اجازه داده نمیشود.»
این باشنده تخار با ابراز نگرانی شدید میافزاید: «ما صدای خود را بلند کرده نمیتوانیم، کسی به حرف ما گوش نمیدهد. گناه ما چیست که فرزند فقیر هستیم؟ درس خواندهام، اما حق کار کردن ندارم.»
یک باشنده دیگر دشتقلعه نیز میگوید: «خواست ما این است که شکایت ما را به گوش مسوولین برسانید و در قبال بد رفتاری و اخاذی هایشان در محضر عام پاسخگو باشند و افراد و جوانان زیادی از خودی این ولسوالی است باید به عوض افراد جای گزین گردد. همه یک زاویه دیده شود از علم و دانش استفاده عمل آید.»
این در حالی است که شمار زیادی از شفاخانهها و مراکز صحی در سراسر کشور از کمبود دارو، نبود پزشکان متخصص و برخوردهای نادرست کارکنان صحی همواره شکایت کردهاند و میگویند که با تسلط طالبان، ارایه خدمات صحی با بحران مواجه شده و هیچ نهاد پاسخگویی در این زمینه وجود ندارد.
سازمان جهانی صحت در تازهترین گزارش خود اعلام کرده است که میزان مرگومیر مادران در افغانستان به ۵۲۱ مورد در هر ۱۰۰ هزار تولد زنده رسیده و بهطور میانگین، هر ساعت یک مادر در این کشور بهدلیل عوارض قابل پیشگیری جان خود را از دست میدهد.
در گزارش آمده که با وجود بهبود تدریجی خدمات صحی در سالهای اخیر، وضعیت مرگومیر مادران همچنان نگرانکننده باقی مانده است. براساس این گزارش، پوشش مراقبتهای دوران بارداری از ۳۱ درصد به ۷۶ درصد و دسترسی به کارکنان صحی ماهر از ۲۴ درصد به ۶۷ درصد از سال ۲۰۰۷ افزایش یافته است.
پیش از این، رژیم طالبان نیز تایید کرده بود که از میان ۴۰۰ ولسوالی افغانستان، تنها در ۹۰ ولسوالی شفاخانه فعال وجود دارد و در حدود ۳۱۰ ولسوالی هیچ داکتر متخصص زن حضور ندارد.






