ترانزیت یکی از راههایی است که بهدلیل موقعیت قابل اتکایی که افغانستان بهعنوان قلب آسیا و نقطه اتصال میان آسیای میانه و شرق میانه و جنوب آسیا دارد، میتواند دوای درد بسیاری از چالشهای اقتصادی افغانستان باشد.
در طول سالهای مدید همواره از این موقعیت جیوپولیتیک افغانستان بهعنوان یکی از نقاط و برتریهای اقتصادی کشور نام برده شده است؛ اما در این میان کمتر به استفاده بهینه از این فرصت پرداخته شده است.
البته در این میان بهدلیل مشکلات عمدتا سیاسیای که میان افغانستان و پاکستان موجود بوده است، بسیاری از کشورهای آسیای میانه نمیتوانستهاند با استفاده از این مسیر خود را به آبهای بینالمللی برسانند و از سوی دیگر هندوستان نیز از مشکلات مشابهی با پاکستان رنج برده است و نتوانسته با استفاده مسیر زمینی پاکستان- افغانستان، محصولات تجاری خود را روانه کشورهای آسیای میانه کند.
در همین ارتباط یکی از نقاط قابل توجه که برای بهبود سطح ترانزیت میان کشورهای منطقه مطرح شده است، بندر چابهار ایران است، نقطهای که مرز مشترک با افغانستان دارد و میتواند بهعنوان نقطه اتصال افغانستان و کشورهای آسیای میانه به هندوستان و آبهای بینالمللی و بالعکس، عمل کند.
اکنون باری دیگر زمزمههایی برای کار روی این پروژه برخاسته است و در تازهترین مورد، شیدامحمد ابدالی، سفیر افغانستان در دهلی نو از سرمایهگذاری ۱۰۰ میلیون دالری دولت هندوستان برای تجهیز و بهبود تجارت افغانستان با دیگر کشورهای آسیایی از طریق بندر چابهار ایران خبر داد.
اما سوالی که در این مورد پیش میآید، این است چرا هندوستان به این پروژه علاقهمند است؟
سید مسعود، استاد اقتصاد دانشگاه کابل در پاسخ به این سوال میگوید: «یکی از راههای ساده هندوستان برای رسیدن به آسیای میانه، بندر چابهار ایران است، به این دلیل که پاکستان راه زمینی میان افغانستان، پاکستان و هندوستان را از طریق بستن سرحد هند و پاکستان و به نوعی در مشکل قرار دادن کالاهای هندی از طریق بندر کراچی مسدود ساخته است و هندوستان میخواهد که این مشکل را جبران کند.»
وی اظهار داشت: یک سرمایهگذاری و قراداد جدید میان افغانستان، هندوستان و ایران صورت گرفته که این قرارداد باعث شد یک سرمایهگذاری ایرانی به اندازه ۲۶۰ میلیون دالر میان چابهار و نیمروز صورت بگیرد که ۶۰ میلیون دالر آن را افغانستان میپردازد.
بهگفته وی، براساس این سرمایهگذاری، سرک نیمروز تا هرات را نیز به حرکت درآوردند که خط آهن آن از ایران میآید و به ترکمنستان میرسد و در عین حال پروژه کلانی که میان ترکمنستان، افغانستان و تاجیکستان امضا شد، به این معنا است که میتواند از این مسیر کالاهای بسیار خوب هندی به آسیای میانه برسند.
استاد مسعود اظهار داشت، این پروژهها به این معنا هستند که میزان وابستگی افغانستان به بندر کراچی کمتر میشود و چابهار آلترناتیف کراچی میگردد.
وی البته به این نظر است: «نمیتوان بندر کراچی را حذف کرد بلکه در کنار آن، چابهار بهعنوان آلترناتیف پیدا شده که در حقیقت بالای پاکستان فشار میآورد که از حرکات تعصبی خود که تاکنون بیشتر از یکصد مرتبه از ترانزیت بهعنوان یک وسیله سیاسی بالای افغانستان استفاده کرده، دست بردارد.»
یکی از مشکلاتی که در راهاندازی بندر چابهار موجود میباشد، مشکلاتی است که در روابط ایران و امریکا وجود دارد. استاد اقتصاد دانشگاه کابل در این مورد گفت: اگر چنین مشکلاتی هم وجود نداشته باشد، آسیای میانه که خشکه در خشکه هستند میتوانند از طریق افغانستان و همین خط ایجاد شده و مسیر ترانزیتی خوبی که افغانستان دارد به چابهار و خلیج فارس و سپس به شرق میانه و دریای آزاد دسترسی پیدا کند.
وی در مورد اهمیت بندر چابهار برای طرفهای مختلف این مسیر نیز میگوید: «بندر چابهار برای ایران نیز مهم است، به این دلیل که یک بندر دیگر آن کشور فعال میشود، برای هندوستان بسیار خوب است چون میتواند به سادگی به آسیای میانه برسد و یک رقابت قوی را با چین انجام دهد، برای آسیای میانه بسیار خوب است که از یک خشکه مطلق خارج میشود و از نزدیکترین راه به خلیج فارس، کشورهای عربی و دریای آزاد راه پیدا میکند و برای افغانستان بسیار خوب است، به این دلیل که همان گره گاهی که در چهار نقطه آسیا وجود دارد و افغانستان که نقطه اتصال آسیا محسوب میشود، یک بار دیگر موقعیت خود را در عرصه ترانزیت بینالمللی پیدا میکند.»
استاد مسعود در مورد چگونگی استفاده از این فرصت نیز اظهار داشت: اگر ما معقولانه فکر کنیم و تعقل اقتصادی و سیاسی را به کار بگیریم و در کنار آن مدیریت خوب کنیم، میتوانیم بهترین استفاده را ببریم.
استاد مسعود در این باره از رقابت میان هندوستان و پاکستان سخن زد: یک رقابت سالم میان هندوستان و چین در گرفته که بهصورت طبیعی بهوجود آمده است، به این ترتیب که چین به مس عینک رفت، هندوستان به سمت حاجیگک کشانده شد، چین به شمال میرود برای نفت و گاز و هندوستان در شمالغرب بهخاطر انرژی میرود، در صورتی که چنین کاری انجام شود یک موقعیت بسیار خوب وجود دارد که همه این کشورها بهدلیل ضرورتی که دارند، با افغانستان همکاری نمایند.
به باور وی، در صورتی که افغانستان بتواند این سیاست را بهگونه متوازن پیاده نماید و بهجای دشمنی از سیاست دوستی این کشورها کار بگیرد، یک منبع کلان عایداتی برای افغانستان بهوجود میآید که این مساله میتواند در مدیریت مسایل بعدی به دولت افغانستان دست باز بدهد.
استاد مسعود در پایان تاکید ورزید: در ضمن دولت افغانستان باید استراتژی منطقوی خود را طرح کند، متاسفانه افغانستان کشوری است که از عدم استراتژی منطقوی رنج میبرد، به این معنا که منافع افغانستان در منطقه، تعریف شده نیست و باید منافع خود را تعریف کنیم و مدیریت بعدی را در اختیار بگیریم.





