پنجم اکتوبر، روز جهانی صرفهجویی انرژی، روزی است که جهان نه برای جشن بلکه برای اندیشیدن و تصمیمگرفتن توقف میکند؛ روزی که ملتها و دولتها به خود یادآور میشوند که هر وات انرژی، در حقیقت یک نفس سالم و یک فرصت زندهگی برای نسلهای آینده است. در افغانستان امروز، صرفهجویی انرژی تنها یک شعار محیط زیستی نیست، بلکه ضرورت اقتصادی، اجتماعی و امنیتی است. کشوری که بیشتر برق خود را از همسایهگان وارد میکند، در واقع بخشی از استقلال خود را نیز واگذار مینماید. پس صرفهجویی انرژی یعنی بازیافتن توان و کرامت ملی.
در شرایط فعلی، افغانستان سالانه بیش از سیصد میلیون دالر برای واردات انرژی از کشورهای همسایه میپردازد، در حالی که بیشتر مردم هنوز از نعمت برق پایدار بیبهرهاند. در فصل زمستان، بخش بزرگی از مصرف برق برای گرمکردن خانهها بهکار میرود، اما بسیاری از خانوادهها هنوز از زغال سنگ، چوب، پلاستیک، تکه کهنه و حتا بوتهای کهنه برای سوخت استفاده میکنند. این وضعیت نهتنها محیط زیست را آلوده میسازد، بلکه سلامت هزاران خانواده، نبات، حیوان و حتا اکوسیستم غیرجاندار را نیز به خطر میاندازد.
اگر طالبان امروز دستبهکار شوند و برنامههای کوتاهمدت صرفهجویی انرژی را عملی سازند، زمستان پیش رو یکی از کمخاموشیترین زمستانهای چند سال اخیر خواهد بود. نخستین گام، بازنگری در قانون مالیات و قوانین اقتصادی کشور است تا زمینه برای اجرای اقتصاد پیگویی – که اصل آن بر این است که «آلودهکننده باید بپردازد» – فراهم گردد. در این نظام، مالیات بر کالاهای آلاینده یا پرمصرف مانند لامپهای صدشمعی، یخچالها و آبگرمکنهای پرمصرف افزایش یافته، اما مالیات بر وسایل کممصرف مانند لامپهای LED، بخاریهای خورشیدی و اجاقهای کممصرف کاهش مییابد. با این کار، تاجران تشویق میشوند بهجای واردات کالاهای پرمصرف، وسایل کممصرف و دوستدار محیط زیست وارد کنند.
افزون بر آن، حکومت میتواند با وضع مقررات تازه، مالکان بلندمنزلها را مکلف به عایقکاری و جلوگیری از هدررفت انرژی سازد. در کابل و شهرهای دیگر، هزاران بلندمنزل با دیوارهای نازک و پنجرههای غیرعایق ساخته شدهاند که نیمی از حرارت را هدر میدهند. تنها با اصلاح این بخش، مصرف برق در زمستان تا چهل درصد کاهش مییابد. همچنین، اگر تنها بیست درصد خانوادهها به استفاده از لامپهای LED روی آورند، در سطح کشور به اندازه تولید یک بند برق کوچک صرفهجویی خواهد شد.
صرفهجویی انرژی تنها به ساختمانها محدود نیست. در بخش حملونقل نیز باید تغییرات بنیادی اعمال شود. بیشتر موترهایی که در جادههای کشور رفتوآمد دارند، از سوختهای آلاینده و پرمصرف استفاده میکنند. با افزایش مالیات بر سوختهای سربدار و کاهش آن بر سوختهای بیسرب، و همچنین وضع مالیات بالاتر برای موترهای پرمصرف، میتوان هوا را پاکتر و هزینههای درمانی را کمتر ساخت. در حال حاضر، افغانستان سالانه بیش از سه میلیارد دالر دارو وارد میکند که بخش بزرگی از آن برای درمان بیماریهای تنفسی ناشی از آلودهگی هواست. با سیاست درست انرژی و حملونقل، میتوان این هزینه را کاهش داد و همان پول را در آموزش، محیط زیست و اشتغال سرمایهگذاری کرد.
در کنار این اقدامات، سرمایهگذاری بر انرژیهای تجدیدپذیر باید در محور برنامههای آینده باشد. افغانستان با بیش از ۳۰۰ روز آفتابی در سال، ظرفیت عظیمی برای انرژی خورشیدی دارد. نصب پنلهای خورشیدی در بام خانهها و ساخت پارکهای خورشیدی در ولایات، نهتنها برق ارزان فراهم میسازد، بلکه هزاران شغل برای جوانان ایجاد میکند و به تقویت طبقه متوسط جامعه کمک مینماید. ترویج فرهنگ استفاده از بایسیکل، موترهای کممصرف و حملونقل پاک نیز جزو راهکارهاست. تجربه کشورهای دیگر نشان داده که طبقه متوسط است که موتور توسعه، مدنیت و دموکراسی است؛ اما در افغانستان، بسیاری از مردم این طبقه در سالهای اخیر به جمع فقرا پیوستهاند. با کاهش مالیات بر کار و تشویق تولید، میتوان دوباره این طبقه را تقویت کرد تا جامعهای متعادلتر و آگاهتر داشته باشیم.
صرفهجویی انرژی در افغانستان فقط بهمعنای کاهش مصرف نیست، بلکه نشانه خرد، عزت و استقلال ملی است. وقتی خانوادهای لامپ کممصرف نصب میکند یا از پنل خورشیدی بهره میگیرد، در واقع در ساختن آینده کشور سهم میگیرد. اگر این نگاه در سطح ملی گسترش یابد، افغانستان از واردکننده انرژی به تولیدکننده تبدیل خواهد شد. در آن روز، هر خانه روشن، نشانهای از خودباوری و هر وات برق، نشانهای از کرامت ملی خواهد بود. همچنان، مشکلات آلودهگی و خطرات استفاده از زغال سنگ، پلاستیک و مواد آلاینده باید در نصاب درسی وارد شود تا دانشآموزان از کودکی با خطرات محیط زیست آشنا شوند و بستر آگاهیدهی و فرهنگسازی شکل گیرد.






