۱ـ مقدمه و تبیین مساله:
با تسلط طالبان بر افغانستان در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، افغانستان با تحولات عمیق اجتماعی و سیاسی مواجه شد. یکی از عرصههای حیاتی تحت تأثیر این تغییرات، نظام آموزشی بود. طالبان بلافاصله پس از به دست گرفتن قدرت، اقدام به تغییرات اساسی در نظام آموزشی کردند که تأثیرات معناداری بر حقوق انسانی مردم افغانستان گذاشت. تغییرات اعمالشده در نظام آموزشی، از جمله بسته شدن مکاتب دخترانه در سطوح متوسط و بالاتر و تغییر محتوای درسی به سمت ارزشهای اسلامی و ایدیولوژیک، چالشهای جدی برای دسترسی به آموزش و توسعه توانمندیهای دختران و ایجاد نابرابری و تضعیف جایگاه اقوام غیرپشتون (هزاره، تاجیک و اوزبیک) به وجود آورده است. این وضعیت نهتنها به سلب حقوق آموزشی دختران منجر شد، بلکه میتواند تاثیرات عمیقتری بر وضعیت اجتماعی و اقتصادی کلیه ساکنان افغانستان مخصوصا اقوام غیرپشتون و همچنین زنان و دختران داشته باشد. طالبان با صدور بیانیهها و اعلامیههایی در جهت ایجاد محدودیت و محدودسازی سیستم آموزش اقدام کردند. آنها در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، چندین مکتوب و دستورالعمل رسمی برای تغییر و مهندسی نظام آموزشی صادر کردند. اعلامیه بسته شدن مکاتب دخترانه در تاریخ ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۱ اعلام شد. در اعلامیه آمده است که مکاتب دخترانه در سطح متوسط و بالاتر تا اطلاع ثانوی بسته خواهند ماند. این تصمیم بهویژه با انتقادات داخلی و بینالمللی مواجه شد. همچنین در تاریخ ۲۱ اکتوبر ۲۰۲۱ طالبان دستورالعمل تغییر محتوای درسی را صادر کردند. طالبان دستور دادند که محتوای درسی باید با «ارزشهای اسلامی و فرهنگی کشور» همخوانی داشته باشد. این دستور شامل بازنگری در کتب درسی و حذف موضوعات غیرمتناسب با باورهای طالبان بود. به دنبال آن طالبان به تاریخ ۲۳ مارچ ۲۰۲۲ بیانیهای را درباره حجاب و شرایط ورود به مکاتب صادر کردند. طالبان اعلام کردند که دختران باید حتماً حجاب اسلامی (آنچه مد نظر خودشان است) داشته باشند و از ورود به مکاتب بدون پوشش مورد نظر این گروه منع خواهند شد. همچنین گروه طالبان تدریس فقه شیعه را از نظام آموزشی افغانستان بهطور رسمی به تاریخ ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۱ حذف کردند. این تصمیم بهعنوان بخشی از برنامه کلی تغییرات در محتوای درسی و نظام آموزشی کشور اتخاذ شد و بهویژه به دنبال تاکید بر یکدستسازی و ترویج آموزههای فقه حنفی صورت گرفت. این موارد صرفاً بخشی از دستورات و فرمانهای طالبان برای تغییر و مهندسی نظام آموزشی افغانستان است.
با توجه به اینکه آموزش یکی از حقوق بنیادی بشر است، تحولات اخیر در نظام آموزشی افغانستان به وضوح نشاندهنده محدودیتهای جدید بر حقوق زنان و دختران و ایجاد نابرابری و تبعیض آموزشی برای اقوام افغانستان است. همچنین، تغییر محتوای درسی به سمت ارزشهای ایدیولوژیک متناسب با باورهای فرهنگی خاص طالبان، میتواند به بازتولید کلیشههای جنسیتی و نابرابریهای موجود در بین اقوام و ساکنان افغانستان منجر شود.
در این نوشته تلاش میشود که با توجه به مفهوم مهندسی نظام آموزشی، اقدامات گروه طالبان در جهت تغییر نظام تعلیمی افغانستان را با استناد به مفهوم مهندسی آموزشی مورد بررسی قرار دهد و پیامدهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که از این مهندسی ایجاد میگردد را مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. همچنین با استناد به منابع معتبر و دادههای موجود، تلاش خواهد شد تا به فهم عمیقتری از این وضعیت بحرانی در نظام تعلیمی کشور دست یابیم.
۲ـ مهندسی نظام تعلیمی به چه معناست؟
«به فرآیند طراحی و تنظیم ساختار، محتوا و عملکرد سیستمهای آموزشی گفته میشود، بهگونهای که این سیستمها به اهداف خاصی از پیش تعیینشده برسند. این اهداف میتوانند شامل ارتقای سطح سواد، ترویج یک ایدیولوژی خاص، تأمین نیازهای اقتصادی و اجتماعی و بهبود کیفیت آموزش باشند. مهندسی نظام آموزشی ممکن است شامل تغییر در محتوای درسی، روشهای تدریس، ارزیابی دانشآموزان و سیاستهای آموزشی باشد.»
این مفهوم در منابع گوناگونی مورد تعریف و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. از جمله در کتاب معتبر «Educational Policy Analysis» که به تحلیل و بررسی سیاستهای آموزشی و نحوه تاثیرگذاری آنها بر ساختار و محتوای نظامهای آموزشی میپردازد. در این کتاب، تاکید شده است که مهندسی نظام آموزشی باید برمبنای نیازها و شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هر کشور انجام شود تا بتواند به بهبود کیفیت آموزش و توسعه اجتماعی کمک کند.
معمولاً حکومتها و دولتها نظامهای آموزشی را به دلایل مختلف و با اهداف مشخصی مهندسی میکنند. اهداف اصلی این فرایند عبارتند از:
- ترویج ایدیولوژی و ارزشها: بسیاری از دولتها از نظام آموزشی بهعنوان ابزاری برای ترویج ایدیولوژیهای سیاسی، اجتماعی یا فرهنگی خود استفاده میکنند. این امر میتواند شامل تدریس تاریخ و علوم اجتماعی به شیوهای باشد که منافع یا ارزشهای خاصی را تقویت کند.
- تقویت انسجام اجتماعی: نظامهای آموزشی میتوانند به ترویج هویت ملی و انسجام اجتماعی کمک کنند. دولتها ممکن است محتوای آموزشی را بهگونهای تنظیم کنند که وحدت و همبستهگی اجتماعی را تقویت کند.
- پاسخ به چالشهای اجتماعی: حکومتها ممکن است نظام آموزشی را برای پاسخ به چالشهای اجتماعی نظیر فقر، نابرابری و تبعیض مهندسی کنند. این فرایند شامل توسعه برنامههای آموزشی برای گروههای آسیبپذیر یا محروم است.
- تامین امنیت و ثبات سیاسی: در برخی موارد، دولتها از نظام آموزشی بهعنوان ابزاری برای حفظ ثبات سیاسی استفاده میکنند، بهعنوان مثال، از طریق آموزشهایی که در جهت کنترل اجتماعی و کاهش نارضایتی اجتماعی طراحی شدهاند.
- تحقق اهداف اقتصادی: دولتها معمولاً تلاش میکنند نظام آموزشی را بهگونهای طراحی کنند که نیروی کار ماهر و متخصصی را تولید کند تا نیازهای بازار کار را برآورده سازند. این هدف به رشد اقتصادی و بهبود رقابتپذیری کشور کمک میکند.
۳ـ اهداف گروه طالبان از تغییر و مهندسی نظام تعلیمی افغانستان چیست؟
گروه طالبان از مهندسی کردن نظام آموزشی افغانستان اهداف مشخصی را دنبال میکند که بهطور عمده شامل ترویج ایدیولوژی اسلامی مورد نظرشان، محرومیت دختران و زنان از تحصیل، تقویت هویت قومی با هدف سلطه قومی جایگزین هویت ملی و تامین کنترل اجتماعی و فرهنگی است:
- ترویج ایدیولوژی اسلامی: طالبان نظام آموزشی را بهگونهای طراحی میکنند و یا تغییر میدهند که براساس تفکرات بنیادگرایانه اسلامی مورد نظر خودشان استوار باشد. این شامل حذف محتوای آموزشی غیراسلامی و ترویج دروس دینی بهعنوان محور اصلی آموزش است. هدف آنها این است که نسل جدید را با ارزشها و اصول اسلامی پرورش دهند و از هر گونه تاثیرات فرهنگی غربی جلوگیری کنند.
- تقویت هویت قومی با هدف سلطه قومی جایگزین هویت ملی: طالبان تلاش دارند قوم خاصی را از طریق نظام آموزشی تقویت و برجستهسازی کنند. این به معنای ترویج تاریخ و فرهنگ خاصی است که متناسب با ایدیولوژی و اهداف آنها و متناسب با ویژهگیهای فرهنگی قوم پشتون باشد و به حذف دیدگاههای متنوع دیگر از جمله فرهنگهای قومی و محلی دیگر اقوام بپردازد.
- محرومیت بانوان و دختران از تحصیل: یکی از اهداف کلیدی طالبان، محدود کردن حقوق زنان و بهویژه محروم کردن آنها از تحصیل است. این رویکرد نهتنها به هدف کنترل اجتماعی و سیاسی بر زنان، بلکه بهعنوان ابزاری برای حفظ قدرت در جامعه مردسالار افغانستان نیز عمل میکند.
- تأمین کنترل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی: با کنترل محتوای آموزشی و تحصیل، طالبان به دنبال تقویت کنترل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در جامعه هستند. این شامل محدود کردن تفکر انتقادی و خلاقانه در بین جوانان و دانشآموزان میشود تا از شکلگیری نارضایتی و چالشهای اجتماعی و فرهنگی جلوگیری شود. همچنین آنها با این رویکرد فرصتهای رشد فرهنگی و اجتماعی را از جوانان و نوجوانان اعم از پسران و دختران سلب میکنند و در نهایت جامعه را به سمت یک جامعه خنثا و بیتحرک و بیمار هدایت میکنند. مهندسی نظام آموزشی به طالبان این امکان را میدهد که روی جوانان و جامعه بهصورت گستردهتری کنترل داشته باشند. با محدود کردن دسترسی به اطلاعات و آموزشهای غیرمذهبی، آنها سعی دارند جامعهای را شکل دهند که تحت تأثیر ایدیولوژی و سیاستهای آنان باشد.
- کاهش تهدیدات داخلی: با تربیت نسلی که بیشتر تحت تاثیر آموزشهای دینی قرار دارد، طالبان امیدوارند که خطرات ناشی از اعتراضات و نافرمانیهای مدنی را کاهش دهند. این امر به آنها کمک میکند تا قدرت خود را حفظ کنند و ثبات را براساس اهداف خودشان در کشور برقرار سازند.
- توجه به مسایل سیاسی بینالمللی: با مهندسی نظام آموزشی به نفع خود، طالبان به دنبال آن هستند که مشروعیت داخلی و بینالمللی بیشتری پیدا کنند. از این طریق، آنها تلاش میکنند تا نشان دهند که به دنبال ثبات و توسعه کشور هستند، در حالی که این ثبات به معنای پیروی از دستورات و اصول آنهاست که اهداف قومی این گروه را برآورده میسازد.
۴- اقدامات عینی طالبان در راستای مهندسی و تغییر نظام آموزشی
گروه طالبان پس از تسلط بر افغانستان در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، به سرعت اقدام به مهندسی نظام آموزشی افغانستان کرد. این تغییرات به وضوح در سیاستها و برنامههای آموزشی این گروه مشاهده میشود. این مهندسی به چندین جنبه کلیدی محدود میشود که در زیر به آنها اشاره میشود:
محدودیتهای جنسیتی: یکی از بارزترین اقدامات طالبان، ممنوعیت تحصیل دختران در مقاطع مختلف است. این اقدام نهتنها دسترسی آنها به آموزش را قطع کرد، بلکه پیامدهای عمیقتری بر جامعه داشت. با این تصمیم، نیمی از جمعیت افغانستان از دسترسی به آموزش محروم شدند که بهشدت بر سطح سواد و توانمندیهای جامعه تاثیر گذاشته است. طالبان بهشدت محدودیتهایی بر حضور دختران در مکاتب وضع کردهاند. پس از تسلط بر کابل، آنها مکاتب دخترانه را در برخی مناطق بهکلی بستهاند. بهعنوان مثال، در مارچ ۲۰۲۲، طالبان تصمیم به بستن مکاتب دخترانه در روزهای اول بازگشایی آنها گرفتند.
تغییر محتوای درسی: این تغییر شامل ترویج افکار بنیادگرایانه و حذف حقوق بشر و ارزشهای مدنی است. طالبان محتوای درسی را بهطور قابل توجهی تغییر دادهاند تا به ایدیولوژی اسلامی و دینی خود نزدیکتر شوند. این شامل حذف دروس مربوط به علوم انسانی و اجتماعی و تقویت آموزشهای دینی بهعنوان محور اصلی برنامههای آموزشی است. محتوای درسی در مکاتب تحت کنترل طالبان، به سمت آموزههای اسلامی و قوانین شریعت با خوانش طالبانی تغییر یافته است. کتابهای درسی جدیدی تهیه شده که بر آموزشهای اسلامی تاکید دارد و بسیاری از مطالب مربوط به علوم اجتماعی و تاریخ غربی حذف شده است.
نظام آموزشی طالبان بهطور خاص روی ترویج ایدیولوژیهای بنیادگرایانه تمرکز دارد. این رویکرد نهتنها شامل تغییر محتوای آموزشی، بلکه شامل استخدام معلمان و مربیان با دیدگاههای مشابه و وفادار به ایدیولوژی طالبان نیز میشود. همچنین آموزشهای مربوط به حقوق بشر و ارزشهای مدنی بهطور چشمگیری کاهش یافته است. طالبان به جای این مباحث، محتوای آموزشی را براساس دیدگاههای سنتی و دینی قرار دادهاند و از هر گونه نقد به سیستم و ساختارهای اجتماعی و سیاسی خود جلوگیری میکنند.
تضعیف زیربناهای آموزشی: با توجه به شرایط کنونی، بسیاری از مکاتب و دانشگاهها با کمبود منابع، معلم ماهر و زیرساختهای مناسب مواجهاند. این مشکلات بهویژه بر کیفیت آموزش تاثیر منفی گذاشته و نسل جدید را از فرصتهای یادگیری موثر محروم میکند.
فشار بر معلمان و مربیان: معلمان، بهویژه زنانی که پیش از تسلط طالبان در نظام آموزشی فعالیت داشتند، تحت فشار قرار گرفتهاند تا از شغل خود استعفا دهند، یا در صورت ادامه کار، مطابق با قوانین جدید طالبان فعالیت کنند. بسیاری از معلمان زن مجبور به ترک شغل خود شدهاند.
عدم دسترسی به آموزش عالی: ورود زنان به دانشگاهها توسط فرمانهای طالبان بهطور کلی مسدود شده است. زنان و دختران از شرکت درکانکور حذف شده و به دنبال آن تحصیل دختران و زنان را در کلیه دانشگاهها و موسسات آموزش عالی ممنوع کردهاند. این سیاستها منجر به کاهش چشمگیر حضور زنان در عرصه آموزش عالی و منجر به خانهنشینی آنان شده است.
ایجاد مدارس مذهبی: طالبان در تلاش برای گسترش آموزههای خود، مدارس مذهبی (مدارس قرآنی) را ترویج میدهند. این مدارس بر آموزش علوم دینی تاکید دارند و معمولاً با استندردهای بینالمللی آموزشی فاصله زیادی دارند. در این مدارس افکار بنیادگرایانه مذهبی آموزش داده میشود و طالبان سعی دارند از این طریق به افزایش هواداران خود بپردازند و جوانان را مطابق با باورهای خود تربیت کنند.
۵ـ آثار و پیامدهای مهندسی نظام آموزشی افغانستان توسط طالبان
مهندسی نظام آموزشی افغانستان توسط طالبان، تاثیرات منفی گستردهای در ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شامل محرومیت از تحصیل، افزایش افراطگرایی، کاهش کیفیت آموزشی، تضعیف وضعیت اجتماعی و اقتصادی، نقص در توسعه انسانی، تاثیر بر اقوام مختلف و کاهش تنوع فرهنگی در نظام آموزشی افغانستان را به دنبال داشته و در آینده خواهد داشت. در ادامه، این پیامدها توضیح داده میشود:
محرومیت از تحصیل: یکی از اولین و بارزترین تاثیرات، ممنوعیت تحصیل دختران و محدودیتهای شدید بر آموزشهای عمومی است. این اقدام باعث شده تا میلیونها دختر از دسترسی به آموزش محروم شوند، که به نوبه خود به کاهش سطح سواد و توانمندیهای جامعه منجر میشود. براساس گزارش یونسکو، این محرومیت میتواند عواقب منفی بلندمدتی بر توسعه انسانی افغانستان داشته باشد.
افزایش افراطگرایی: با تغییر محتوای درسی به سمت آموزشهای دینی و بنیادگرایانه، نگرشهای افراطی در بین نوجوانان تقویت میشود. این آموزشها میتواند به رشد افکار رادیکال و به دنبال آن، ناآرامیهای اجتماعی و سیاسی منجر شود. تحقیقات نشان میدهد که آموزشهای محدود و یکسویه باعث کاهش تفکر انتقادی و ایجاد نسلهای انسانی با ایدیولوژیهای محدود میشود.
کاهش کیفیت آموزشی: عدم دسترسی به منابع آموزشی مدرن و مربیان باتجربه، کیفیت آموزش و تدریس را بهشدت کاهش میدهد. نظام آموزشی فعلی به سمت آموزشهای سنتی و ناکارآمد پیش میرود که نمیتواند نیازهای جامعه امروزی افغانستان را برآورده کند. طبق تحقیقات یونسکو، این موضوع باعث خواهد شد که نسلهای آینده مردم افغانستان از مهارتهای ضروری و علمی محروم بمانند.
تضعیف وضعیت اجتماعی و اقتصادی: با کاهش سطح سواد و مهارتهای شغلی، فرصتهای شغلی کاهش مییابد و این موضوع به افزایش بیکاری و فقر دامن میزند. طبق گزارشهای اقتصادی، نبود آموزش موثر به تضعیف زیرساختهای اقتصادی و عدم توسعه پایدار منجر میشود.
نقص در توسعه انسانی: با توجه به اینکه آموزش یکی از عوامل کلیدی در توسعه انسانی است، عدم دسترسی به آموزش برای دختران و پسران به تضعیف سرمایه انسانی و اجتماعی منجر میشود. سازمان ملل در گزارشهای خود به این موضوع اشاره کرده که این مساله میتواند عواقب جبرانناپذیری بر بهداشت، رفاه و کیفیت زندهگی مردم افغانستان در آینده نزدیک داشته باشد.
تاثیر بر اقوام مختلف کشور: افغانستان کشوری با اقوام متنوع و مختلف با ویژهگیهای فرهنگی و اجتماعی مختص به خود است. مهندسی نظام آموزشی افغانستان توسط طالبان بهگونهای انجام شده و در حال انجام است که محتوای درسی بیشتر به ارزشهای اسلامی و فرهنگی پشتونمحور متمایل میشود. این موضوع میتواند منجر به حاشیهنشینی دیگر اقوام و ساکنان کشور مانند هزارهها، تاجیکها، اوزبیکها، ترکمنها و سایر اقوام شود. اقوام کشور احساس میکنند که در نظام آموزشی جدید جایی ندارند و این میتواند به افزایش تنشهای اجتماعی و تضعیف جایگاه سیاسی، فرهنگی و اقتصادی آنها منجر شود.
کاهش تنوع فرهنگی در نظام آموزشی: تغییر محتوای درسی به سمت یکسانسازی اطلاعات، تنوع فرهنگی افغانستان را تضعیف میکند. با حذف موضوعات مرتبط با تاریخ و فرهنگ اقوام افغانستان، نسل جدیدی از مردم افغانستان ممکن است از میراث فرهنگی غنی خود بیخبر بمانند و این موضوع میتواند به بحران هویت فرهنگی در آینده نزدیک منجر شود.
۶ـ بحث و نتیجهگیری
تغییر و مهندسی نظام آموزشی افغانستان توسط گروه طالبان پس از تسلط این گروه در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، نهتنها به تحولات فوری و بنیادین در دسترسی به آموزش و حقوق بشر منجر شده، بلکه پیامدهای عمیق و بلندی نیز برای جامعه افغانستان به همراه دارد. این تغییرات شامل بسته شدن مکاتب دخترانه، تغییر محتوای درسی به سمت ارزشهای اسلامی و حذف دروس مرتبط با حقوق بشر و علوم انسانی است. بهویژه، محدودیتهای جنسیتی و عدم دسترسی به آموزش عالی برای زنان و دختران، سدی در برابر پیشرفت اجتماعی و اقتصادی کشور ایجاد کرده است.
نتایج این مهندسی نظام آموزشی در ابعاد مختلف به وضوح مشاهده میشود. محرومیت از تحصیل، بهویژه برای دختران، به کاهش سطح سواد و توانمندیهای جامعه منجر شده و در نهایت بر توسعه انسانی و اجتماعی کشور تاثیر منفی میگذارد. علاوه بر این، تغییر محتوای درسی به سمت آموزههای بنیادگرایانه، زمینهساز افزایش افراطگرایی و تقویت افکار رادیکال در نسلهای جوان خواهد بود.
کاهش کیفیت آموزشی به دلیل عدم دسترسی به منابع مدرن و معلمان کارآزموده، وضعیت اجتماعی و اقتصادی افغانستان را تضعیف کرده و به افزایش بیکاری و فقر دامن میزند. همچنین، مهندسی نظام آموزشی بهگونهای طراحی شده است که هویت فرهنگی و اجتماعی سایر اقوام را نادیده میگیرد، که این امر میتواند منجر به حاشیهنشینی آنها و افزایش تنشهای اجتماعی شود.
در تاریخ معاصر نیز کشورهایی را سراغ داریم که نظامهای آموزشی آنها به دلایل مختلف تحت تاثیر ایدیولوژیهای محدودکننده یا بنیادگرایانه قرار گرفته و پیامدهای زیانباری بر جامعه، فرهنگ و علم داشته است. نظامهای آموزشی کشورهای عربستان سعودی، پاکستان (مخصوصا در مناطق قبایلی)، ایران (در دوره جمهوری اسلامی) و نیکاراگویه مثالهایی هستند که نظام آموزشی آنها ایدیولوژیک هستند و آثار و پیامدهای منفی این نظامها را اکنون در جوامعشان شاهد هستیم.
نظام آموزشی عربستان سعودی با تاکید بر تعالیم اسلامی و دروس دینی، بهویژه در مقاطع ابتدایی و متوسطه، شناخته میشود. این نظام آموزشی پیامدهای گوناگونی را در پی داشته است. این رویکرد به ترویج افکار بنیادگرایانه کمک کرده و تواناییهای فکری و انتقادی دانشآموزان را محدود کرده است. همچنین، زنان بهشدت از تحصیل در رشتههای خاص و فعالیتهای علمی محروم شدهاند. هر چند در سالهای اخیر این کشور تغییراتی را در بخشهای فرهنگی و آموزشی به وجود آورده و به سمت تغییرات نوین جهانی در حرکت است.
در نظام آموزشی در برخی مناطق پاکستان، بهویژه مناطق قبایلی، مدارس مذهبی (مدارس دینی) نقش مهمی دارند. این مدارس معمولاً بر مباحث دینی تمرکز دارند و برنامههای آموزشی رسمی را نادیده میگیرند. از پیامدهای این نوع آموزشها، تضعیف دانشهای علمی و فنی است و موجب رواج افراطگرایی در بین جوانان شده است. نقش پاکستان در ترویج و گسترش گروههای افراطی و از جمله تقویت گروه طالبان نیز جز پیامدهای نظام آموزشی این کشور است.
در دهه ۱۹۸۰، دولت ساندینیستی نیکاراگویه نظام آموزشی را براساس ایدیولوژی چپگرا مهندسی کرد. در این نظام، آموزش بیشتر بر مباحث سیاسی و ایدیولوژیک متمرکز بود. این رویکرد به عدم توسعه ظرفیتهای علمی و فنی در جامعه منجر شد و نسلهایی را پرورش داد که در تفکر انتقادی و تحلیلی ضعیف بودند.
پس از انقلاب اسلامی در ایران در سال ۱۹۷۹، نظام آموزشی این کشور نیز تحت تاثیر ایدیولوژی اسلامی قرار گرفت. محتوای درسی به سمت آموزشهای دینی و ایدیولوژیک تغییر یافت. این تغییرات باعث تضعیف علوم انسانی و عدم توسعه تفکر انتقادی شده است که به تبع آن عدم توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را به دنبال داشته است.
با توجه به مباحث مطرحشده، میتوان گفت که طالبان در تلاشند تا نظام آموزشی افغانستان را به سمت آموزههای اسلامی و شریعت تغییر دهند و دسترسی به آموزش را برای اکثریت دختران و زنان محدود کنند. این تحولات تاثیرات عمیقی بر آینده نسل جوان افغانستان خواهد داشت. چالشهای موجود در نظام آموزشی و تاثیرات آن بر حقوق اقوام و اقلیتهای قومی و مذهبی نیاز به توجه و اقدام جهانی دارد.
با توجه به این تحولات، ضرورت دارد که جامعه جهانی و سازمانهای بینالمللی به این وضعیت بحرانی توجه کنند و فشارهای لازم را برای احیای حقوق بشر و حقوق آموزشی اقوام تحت ستم اعمال کنند. اصلاحات بنیادی در سیاستهای آموزشی افغانستان و ایجاد فرصتهای برابر آموزشی برای همه، بهویژه زنان و دختران، از الزامات اساسی برای بهبود وضعیت آموزشی و اجتماعی کشور است.
در نهایت، آینده نسل جوان افغانستان بستهگی به تغییر رویکرد نظام آموزشی افغانستان توسط حمایتهای بینالمللی برای بازگرداندن حقوق آموزشی و انسانی آنها دارد. بیتوجهی به این مسایل نهتنها به تداوم بحرانهای اجتماعی و فرهنگی در افغانستان منجر خواهد شد، بلکه میتواند به تهدیدات بزرگتری برای ثبات و امنیت در سطح منطقهای و جهانی بینجامد.
منابع:
Al Jazeera (2022) – “Women teachers in Afghanistan face new challenges under Taliban”
Baki, R. (2013). Education in Saudi Arabia: A historical and contemporary overview. International Education Studies, 6(5), 102-110. https://doi.org/10.5539/ies.v6n5p102
BBC News (2022) – “Taliban’s education policy leaves girls in limbo”
Fair, C. C. (2014). Fighting to the end: The Pakistan army’s way of war. Oxford University Press.
Human Rights Watch (2022) – “Taliban: Girls’ Access to Education Denied”
Human Rights Watch. (2022). “Afghanistan: Taliban’s Restrictions on Women and Girls.”
International Crisis Group. (2022). “The Taliban’s Education Policy: Challenges and Prospects.”
Keddie, N. R. (2006). Modern Iran: Roots and results of revolution. Yale University Press.
Khalid, A. (2021). Taliban’s education policy changes and their implications for Afghan women. Journal of Education and Social Change, 8(3), 45-60.
Laclau, E. (1989). Emancipation(s). Verso.
Mansoor, A. (2022). “The Taliban’s Educational Policies in Afghanistan.”
McPherson, R. G. (1995). Education and the State: Educational Policy in Historical Perspective. Harvard University Press.
Reuters (2022) – “Taliban promote madrassas as a solution for education”
The New York Times (2022) – “In Afghanistan, Taliban Rewrite School Curriculum”
Tyack, D. & Cuban, L. (1995). Tinkering Toward Utopia: A Century of Public School Reform.
UNESCO. (2022). “Education in Afghanistan: Challenges and Opportunities.”
UNICEF. (2022). “The Impact of the Taliban’s Policies on Education in Afghanistan.”
United Nations Development Programme (UNDP). (2022). “Human Development Report: Afghanistan.”
United Nations. (2021). The situation of women and girls in Afghanistan. Retrieved from https://www.un.org
World Bank. (2022). “Afghanistan: Economic Update.”
Zardad, N. (2022). The impact of Taliban rule on Afghan education: A preliminary analysis. Afghanistan Studies Journal, 5(1), 12-25.






