برخی از کارشناسان میگویند که تداوم این روند، بازتابدهنده نبود فرصتهای شغلی، مشکلات اقتصادی و فقدان چشمانداز روشن برای آینده در افغانستان است. به باور آنان، بسیاری از شهروندان نه از روی میل، بلکه از سر ناچاری و به امید دستیابی به امنیت، اشتغال و فرصتهای بهتر آموزشی، کشور را ترک میکنند.
آصفه استانکزی، کارشناس امور مهاجرت، میگوید: «بسیاری از خانوادهها و جوانان نه از روی علاقه، بلکه از سر ناچاری و برای دستیابی به امنیت، کار و فرصتهای بهتر آموزشی مهاجرت میکنند. نزدیکی جغرافیایی، اشتراکات زبانی و پیوندهای خانوادهگی نیز ایران و پاکستان را به مقصدهای در دسترستری برای مهاجران افغان تبدیل کرده است. با این حال، مهاجرت الزاماً به معنای زندهگی بهتر نیست و مهاجران در کشورهای میزبان با مشکلات اقامتی، خطر اخراج و محدودیتهای گوناگون روبهرو هستند.»
این کارشناس امور مهاجرت میافزاید: «برای کاهش مهاجرتهای اجباری، باید به عوامل اصلی آن، از جمله نبود امنیت، فرصتهای شغلی و دسترسی به آموزش، رسیدهگی شود. تا زمانی که شهروندان، بهویژه زنان و جوانان، در افغانستان فرصت ساختن آیندهای روشن را نداشته باشند، مهاجرت همچنان ادامه خواهد یافت.»
محمد خان طالبی محمدزی، کارشناس امور مهاجرت، میگوید تداوم مهاجرت شهروندان افغانستان به ایران و پاکستان، با وجود چالشهای اقتصادی، امنیتی و محدودیتهای مهاجرتی در این کشورها، بازتابدهندهی بحران معیشتی و بیکاری در افغانستان است.
آقای محمدزی میگوید: «مهمترین عامل مهاجرت، مشکلات اقتصادی و نبود فرصتهای شغلی پایدار در افغانستان است. بسیاری از جوانان، با وجود برخورداری از تحصیلات و مهارتهای حرفهای، نمیتوانند شغل مناسبی پیدا کنند و از همینرو، مهاجرت را راهی برای تامین نیازهای زندهگی و حمایت از خانوادههایشان میدانند. برای بسیاری از خانوادهها، مهاجرت تنها به معنای افزایش درآمد نیست، بلکه راهی برای تامین نیازهای اساسی، از جمله غذا، مسکن، درمان و آموزش فرزندان است. در چنین شرایطی، حتا سفرهای پرخطر و اقامت نامطمین در کشورهای همسایه نیز برای برخی خانوادهها قابلتحملتر از ماندن در وضعیتی است که توان تامین نیازهای اولیه خود را ندارند.»
خلیلاحمد نادم، کارشناس مسایل سیاسی، میگوید: «جوانان بسیاری از خانوادهها بهدلیل فقر، نبود فرصتهای شغلی و محدودیتهای آزادیهای فردی، ناگزیر میشوند خطرهای جدی را به جان بخرند و مهاجرت کنند. آنان به امید یافتن کار و تامین نیازهای خانوادههایشان کشور را ترک میکنند و برخی نیز در تلاش برای رسیدن به کشورهای دیگر، مسیرهای پرخطر را در پیش میگیرند. در واقع، نبود فرصتهای شغلی و محدودیتهای موجود در افغانستان، از عوامل اصلی مهاجرت شهروندان کشور است.»
میرویس آشفته، کارشناس دیگر مسایل سیاسی، میگوید که پس از تسلط طالبان بر افغانستان، محدودیتهای گسترده بر آموزش دختران، تحصیلات عالی زنان و اشتغال آنان، در کنار فقر، بیکاری و کمبود فرصتهای اقتصادی، چشمانداز آینده را برای بسیاری از خانوادهها مبهم ساخته است.
آقای آشفته میگوید: «مهاجرت قانونی به کشورهای دوردست، بهدلیل هزینههای بلند، دشواری دریافت ویزا و محدودیتهای پذیرش، برای بسیاری از خانوادههای افغان امکانپذیر نیست. از اینرو، مهاجرت شهروندان افغانستان را باید نتیجهی مجموعهای از فشارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دانست که آنان را به ترک کشور و جستوجوی فرصتهای بهتر در بیرون از افغانستان وادار میکند.»
این در حالی است که ۱۹ شهروند کشور در بیابانهای ولایت نیمروز هنگام تلاش برای سفر غیرقانونی جانهای خود را از دست دادهاند.
سازمان بینالمللی مهاجرت (IOM) با ابراز تاسف از این رویداد گفته بود که هر جان از دسترفته در مسیرهای مهاجرت، یک فاجعه عمیق و دردناک است.
به تازهگی، وزارت خارجه ایالات متحده امریکا در گزارش سال ۲۰۲۶ خود درباره قاچاق انسان اعلام کرده است که طالبان اقدامات موثری برای مبارزه با این پدیده انجام ندادهاند و هیچ اقدام عملی در راستای تحقق معیارهای حداقلی مبارزه با قاچاق انسان صورت نگرفته است. براساس این گزارش، قاچاق انسان، بهویژه قاچاق داخلی، در افغانستان بهگونه گسترده ادامه دارد.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، نیز گفته بود که باید مسیرهای امن و قانونی مهاجرت فراهم شود تا از تلفات بیشتر جلوگیری شود.






