شماری از جامعهشناسان در کابل از گسترش مدارس دینی طالبان و پیامدهای آن بر ساختار اجتماعی افغانستان ابراز نگرانی میکنند. آنان میگویند افزایش این مدارس با نصاب و رویکرد آموزشی مورد نظر طالبان، در درازمدت میتواند بر نگرش نسل جدید نسبت به جامعه، فرهنگ و روابط اجتماعی اثر بگذارد. به گفته آنان، تمرکز بر آموزشهای دینی با برداشت خاصی از مفاهیم اسلامی و محدودشدن آموزش علوم عمومی و مدرن، زمینه کاهش تنوع فکری در جامعه را فراهم میکند.
این جامعهشناسان در گفتوگو با روزنامه ۸صبح هشدار میدهند که تداوم این روند میتواند در کنار محدودکردن فرصتهای آموزشی، زمینه گسترش افراطگرایی و شکلگیری دیدگاههای تندروانه را نیز افزایش دهد.
این نگرانیها در حالی مطرح میشود که شمار مدارس دینی در افغانستان در سالهای اخیر افزایش یافته و طالبان نیز بر گسترش این مدارس تاکید کردهاند. در کنار افزایش شمار این مدارس، محتوای آموزشی و جایگاه آنها در نظام آموزشی افغانستان نیز به یکی از محورهای نگرانی کارشناسان تبدیل شده است.
راشد صدیقی، یکی از جامعهشناسان، میگوید موجودیت مدارس دینی بهخودیخود از دید جامعهشناسی مشکلزا نیست، اما نوع نصاب، افکار و ایدئولوژی حاکم بر این مدارس میتواند در شکلگیری ساختار اجتماعی جامعه نقش مهمی داشته باشد. او میافزاید که برخی مدارس دینی بهجای حرکت به سمت میانهروی و تعامل با علوم دیگر، به سمت ترویج دیدگاههای تندروانه و افراطی حرکت کردهاند.
به گفته صدیقی، ورود دیدگاههای افراطی به نصاب این مدارس میتواند میان فارغان مدارس دینی و دانشآموختگان مکاتب و مراکز علمی فاصله ایجاد کند و انسجام اجتماعی را آسیبپذیر سازد.
آقای صدیقی میگوید: «ورود دیدگاههای تندروانه به نصاب مدارس دینی میتواند میان فارغان این مدارس و دانشآموختگان مکاتب و مراکز علمی فاصله ایجاد کند. اگر در نصاب این مدارس بازنگری نشود و با نیازهای جامعه هماهنگ نگردد، گسترش آنها میتواند بهجای کمک به رفاه اجتماعی، زمینهساز افزایش افراطگرایی و مشکلات بیشتر در افغانستان شود.»
این جامعه شناس هشدار میدهد که در صورت بازنگرینشدن نصاب و هماهنگنشدن محتوای آموزشی با نیازهای امروز جامعه، گسترش این مدارس میتواند پیامدهای منفی بیشتری برای افغانستان داشته باشد.
ضیا نیکزاد، یکی دیگر از جامعهشناسان، میگوید که مدارس دینی میتواند به ابزاری برای انتقال و نهادینهکردن نگرش طالبان در میان کودکان و جوانان تبدیل شود. او میافزاید که گسترش این مدارس، در کنار محدودیتهای موجود، میتواند حضور زنان در عرصههای اجتماعی، اقتصادی و آموزشی را بیشتر محدود کرده و وابستهگی آنان به مردان را افزایش دهد. به گفته نیکزاد، ادامه این روند میتواند جامعه افغانستان را به سمت یکدستشدن فکری، سرکوب دیدگاههای متفاوت و افزایش شکافهای اجتماعی سوق دهد.
نیکزاد میگوید: «اگر روند گسترش مدارس دینی ادامه پیدا کند، میتواند جامعه را بهشدت مذهبی و یکدست کند؛ بهگونهای که دیدگاههای متفاوت سرکوب شوند. ادامه این وضعیت در سالهای آینده میتواند شکافهای اجتماعی را بیشتر کرده و پیامدهای خطرناکی برای افغانستان داشته باشد.»
در بخش آموزش نیز شماری از فعالان میگویند افزایش مدارس دینی، در صورت بیتوجهی به آموزشهای عمومی، علمی، فنی و حرفهای، میتواند توازن نظام آموزشی افغانستان را برهم بزند. آنان هشدار میدهند که محدودشدن فرصت آموزش علوم و مهارتهای کاربردی، در آینده بر توانایی جوانان برای ورود به بازار کار نیز اثر خواهد گذاشت.
آزیتا نظیمی، یکی از فعالان حوزه آموزش، میگوید افزایش شمار دانشآموزان مدارس دینی، بدون توجه همزمان به آموزشهای علمی، فناوری و حرفهای، میتواند افغانستان را در آینده با کمبود نیروی متخصص روبهرو کند. او تاکید میکند که آموزش دینی و علوم عمومی باید در کنار یکدیگر قرار داشته باشند و دانشآموزان در کنار آموزشهای دینی و اخلاقی، فرصت فراگیری ریاضی، کمپیوتر و مهارتهای فنی را نیز داشته باشند.
نظیمی میگوید: «آموزش دینی بهخودیخود مشکلزا نیست، اما زمانی مشکل ایجاد میکند که جای آموزشهای فنی، علمی و مهارتهای مورد نیاز جامعه را بگیرد. اگر شمار دانشآموزان مدارس دینی افزایش یابد و همزمان به آموزشهای فناوری، حرفهای و علوم عمومی توجه نشود، فرصتهای تحصیلی و شغلی نسل جوان محدود و کشور در آینده با کمبود نیروی متخصص روبهرو خواهد شد.»
از سوی دیگر، کارشناسان مسایل اقتصادی میگویند گسترش مدارس دینی، در صورتی که با توسعه آموزشهای فنی و حرفهای همراه نباشد، میتواند در سالهای آینده بر بازار کار افغانستان نیز اثر بگذارد. به گفته آنان، اقتصاد کشور برای رشد به نیروی متخصص در بخشهای مختلف نیاز دارد و تمرکز بیش از حد بر یک نوع آموزش، پاسخگویی به نیازهای متنوع بازار کار را دشوار میکند.
قطبالدین یعقوبی، یکی از کارشناسان مسایل اقتصادی، میگوید گسترش مدارس دینی در صورتی میتواند نقش مثبت داشته باشد که با برنامهریزی و مدیریت درست همراه باشد. او میافزاید که در کنار آموزش علوم دینی، سرمایهگذاری بر آموزشهای فنی و حرفهای و انستیتوتها میتواند بخشی از کمبود نیروی متخصص در کشور را جبران کند.
یعقوبی میگوید: «اگر مدارس دینی بهگونه درست مدیریت شوند، میتوانند برای آموزش علوم دینی مفید باشند، اما اگر بدون برنامه و مدیریت پیش بروند، به یک مشکل جدی برای افغانستان تبدیل خواهند شد. اگر به آموزشهای فنی و حرفهای و انستیتوتها سرمایهگذاری بیشتری شود، میتوان بخشی از کمبود نیروی کار متخصص در افغانستان را جبران کرد. از نگاه اقتصادی، راه درست این است که میان آموزش دینی و آموزشهای فنی توازن برقرار شود، زیرا اقتصاد افغانستان برای رشد و توسعه به نیروی کار متخصص در بخشهای مختلف نیاز دارد.»
همزمان با این نگرانیها، ریچارد بنیت، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل، در گزارشی هشدار داده است که گسترش مدارس دینی زیر حاکمیت طالبان میتواند ساختار اجتماعی افغانستان را تغییر داده و بحران آموزشی را عمیقتر کند. او درباره محتوای آموزشی این مدارس نیز ابراز نگرانی کرده و بر هماهنگشدن آموزش با نیازهای کنونی جامعه تأکید کرده است.
وزارت معارف طالبان اعلام کرده است که شمار مدارس دینی تا سپتامبر ۲۰۲۵ به بیش از ۲۳ هزار باب رسیده است. ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، نیز گفته است که ۱۰ میلیون و ۳۶۳ هزار دانشآموز و طلبه در مدارس دینی، مکاتب و دانشگاهها سرگرم آموزشاند.
رهبر طالبان پیش از این دستور ایجاد یک مدرسه جهادی بزرگ در هر ولایت و تا ۱۰ مدرسه دینی کوچک در هر ولسوالی را صادر کرده بود. براساس این دستور، برای این مدارس خوابگاه با ظرفیت ۵۰۰ تا یکهزار طلبه، روزانه ۱۵۰ افغانی اعانه برای هر طلبه و دستکم ۱۰ آموزگار در نظر گرفته شده است.
با این حال، طالبان درباره محتوای دقیق نصاب مدارس دینی توضیح روشنی ندادهاند. خالد حنفی، وزیر امر به معروف و نهی از منکر طالبان، نیز پیشتر آموزش عصری را «مباح» خوانده، اما گفته بود در صورت تعارض آن با فرمان رهبر طالبان، «حکم امیر واجب است.»
این روند در حالی ادامه دارد که دختران بالاتر از صنف ششم از آموزش در مکاتب و زنان و دختران از تحصیل در دانشگاهها و موسسات تحصیلات عالی منع شدهاند؛ محدودیتهایی که به گفته منتقدان، در کنار گسترش مدارس دینی میتواند توازن آموزشی و فرصتهای تحصیلی و شغلی نسل آینده را بیشتر محدود کند.






