مارشال عبدالرشید دوستم، رهبر حزب جنبش ملی و عضو برجسته شورای عالی مقاومت ملی برای نجات افغانستان، در سخنرانی عیدیاش در شهر انقره، پایتخت ترکیه، ضمن آنکه خطابهای عتابآلودی علیه طالبان داشت، فروپاشی این گروه را نیز اجتنابناپذیر خواند: «ملت مطمئن باشند، طالبان همانطور که آمده بودند، خواهند رفت. شوخی نمیکنم.» مهمتر از آن با ذکر رویدادی از گذشته خشم طالبان را هم برافروخت: «در گذشته گفته بودند دشت لیلی، باز این بار نگویند دشت سالنگ چه شد. نگویند دشت بادغیس چطور خواهد شد.» محمد محقق، دیگر عضو برجسته شورای مقاومت ملی برای نجات افغانستان، نیز از روزهای پایانی عمر طالبان خبر داد: «اوضاع بهطرف خوبی به پیش میرود. به شما اطمینان میدهیم که این نظام مبتنی بر ظلم و ستم که با دسیسه بینالمللی ایجاد شده، روزهای پایان زندهگی خود را طی میکند.»
درست است که ترکیه چون سایر کشورهای دوروبر افغانستان با طالبان تعامل نسبتاً خوبی دارد، ولی از جهتهای دیگر متفاوت عمل میکند که میزبانی آشکارش از جریانهای مخالف این گروه یک نمونه است. از این حیث، ترکیه تنها کشوری است که جماعت بزرگی از نیروهای مخالف طالبان در آن بهراحتی بستر انداختهاند و هر دم که بخواهند فارغ از رعایت ملاحظات میزبان، دیدگاهشان را در قبال وضعیت حاکم بر افغانستان بیان میکنند. مهمتر از آن، آدرسهای ضدطالبانی از جمله همین شورای عالی مقاومت ملی برای نجات در انقره تاسیس شده است.
در کنار آن، ترکیه رضایت طالبان را نیز با خود دارد که میزبانی از نشستهایی که در آن لابیگران این گروه حضور پیدا میکنند، یک مثال روشن است. برای نمونه، همین چندی قبل نشستی تحت نام «گروه منطقهای برای افغانستان» در استانبول برگزار شد که خیلی هم خبرساز شد؛ به این دلیل که کسانی که به نمایندهگی از زنان افغانستان در آن اشتراک کرده بودند، در نظر بسیاری متهم به حمایت از طالبانند. برای همین هم سعی شد جریان نشست از دید رسانهها به دور بماند؛ اما از آجندایش که در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود، برمیآید که گسترش تعامل با طالبان در محور توجه قرار داشته است.
علاوه بر آن، ترکیه از جریانهایی با رویکرد میانه هم میزبانی میکند که «روند آنتالیا» میتواند مثال خوبی در زمینه باشد. این روند بیشتر از سوی فعالان حقوق بشر و نهادهای مدنی هدایت میشود که هدفش تسهیل زمینهها و فرصتها برای راهاندازی گفتوگوی ملی بهقصد ایجاد دولت فراگیر در افغانستان است. این روند نه متهم به لابیگری برای طالبان است و نه هم از جنگ علیه این گروه سخن میگوید، بلکه مسیر مخصوص به خود را دارد میپیماید. شاید هم به همین دلیل کمتر با انتقاد مواجه بوده است.
آنچه در بالا آمد نشان میدهد که انقره در مواجهه با طالبان در مقایسه با سایر کشورها در وضعیت خاصی قرار دارد؛ به این معنا که اگر از مخالفان این گروه حمایت نکرده است، حداقل در جاهایی بهگونهای رفتار کرده که ناظر بیطرف تصور کند در پی حفظ موازنه میان اطراف نزاع است و یکی را قرار نیست فدای دیگر کند. حفظ و دوام این رویکرد به ترکیه در حل مناقشه افغانستان دست برتر میدهد. محقق هم به نکتهای اشاره کرد که تعریف فوق از رویکرد ترکیه را تایید میکند: حمایت همسایهگان افغانستان و کشورهای مدعی دموکراسی از طالبان. انقره میتواند در بلوکبندی مورد نظر محقق جای نگیرد.
گفتههای اخیر دوستم هم از یک حیث بیپیشینه است؛ بهویژه وقتی توجه کنیم در نزدیک به چهار سال گذشته، هیچ چهره سیاسی ضدطالبان در کشورهای دوروبر افغانستان (به استثنای ترکیه)، آن هم در حضور جماعتی از مردم علیه این گروه به این صراحت موضع نگرفته است. حتا از تاجیکستان هم به نشانی طالبان به این تندی چیزی گفته نشده است. همینطور از ایران و بقیه کشورهای نزدیک به افغانستان.
گفتههای دوستم از دو جهت میتواند حامل معنا باشد: اول اینکه در یکی از مهمترین مناسبتهای اسلامی (عید) بیان شده است؛ مناسبتی که سیاستمداران افغانستان با اغتنام از فرصت سعی میکنند مواضع اصولیشان را در قبال رویدادهای سیاسی جاری بیان کنند و تا جایی هم به آن وفادار بمانند. دوم، حضور عبدالله خنجانی، نماینده جبهه مقاومت ملی، نیز حایز اهمیت بود؛ اگر به حرفهای دوستم در حمایت همهجانبهاش از این جبهه توجه کنیم. حمایت چهرههای بهظاهر سنگینوزن شورای مقاومت برای نجات از جبهه مقاومت نشان میدهد که اولی با مشی مبارزه دومی علیه طالبان زاویه ندارد که این میتواند برای این گروه خبر ناخوشی باشد. البته که سخنرانیهای مناسبتی و گردهماییهای ظاهری به این زودی قفل بحران افغانستان را باز نخواهد کرد.
طالبان هم آرام نخواهند گرفت و نگرانیشان را در پیوند به موضعگیری دوستم به سمع ترکیه خواهند رساند؛ تلاشی که ممکن است بیحاصل بماند. واقعیت این است که ترکیه دارد وضعیت حاکم بر افغانستان را فعالانه رصد میکند و قرار نیست چون برخی از کشورهای دیگر نظارهگر محض بماند یا هم به میزبانی پنهانی از جریانهای مخالف طالبان تن دهد. ازاینرو، بنا دارد اگر راهی برای حل معضل افغانستان پیدا شود، فراتر از دیگر کشورها ایفای نقش کند. ایفای نقش برتر هم مستلزم حفظ رویکرد میانه است که انقره دنبال میکند و بیسبب نیست که به دوستم میدان میدهد، بدون آنکه به پرهزینه بودن موضعگیریهای او بیندیشد.







