سیاست خارجی ایران با توجه به شرایط و دگرگونیهای جهان و منطقه، همواره در نوسان بوده است. در یک نگاه اجمالی به رویکرد سیاست خارجی آن کشور، بهویژه در قبال منطقه و افغانستان، میتوان به این نتیجه رسید که ایران در مقاطع مختلف تاریخی، موضعگیریهای گوناگونی داشته است. رویکرد جمهوری اسلامی در قبال افغانستانِ تحت اشغال اتحاد شوروی، حمایت از جناحهای مجاهدین علیه دولت وقت بود. هرچند پس از آن، ایران روابط خوبی با دولت اسلامی تحت اداره مجاهدین در کابل برقرار کرد، اما با روی کار آمدن رژیم طالبان در دوره نخست (۱۹۹۶–۲۰۰۱)، روابط ایران با طالبان تا مرز رویارویی نظامی پیش رفت.
روابط دو طرف از آنجا وخیمتر شد که طالبان در ۱۷ اسد ۱۳۷۷ (۸ آگست ۱۹۹۸) وارد مزار شریف شدند. همزمان، کنسولگری ایران در مزار شریف مورد تهاجم قرار گرفت و در نتیجه یازده تن از شهروندان و ماموران کنسولگری آن کشور به قتل رسیدند. هرچند طالبان مسوولیت این رویداد را نپذیرفتند، اما دولت ایران آنان را مسوول این حادثه میدانست. با اینحال، ایران همواره از مخالفان طالبان حمایت میکرد. با سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ و روی کار آمدن نظام جمهوریت در افغانستان، سیاست خارجی ایران وارد مرحله جدیدی شد. این مرحله را میتوان «تعامل با دولت جدید و مهار نفوذ ایالات متحده امریکا» توصیف کرد. در این رویکرد، ایران از دولت پس از کنفرانس بن حمایت میکرد و همزمان در بازسازی افغانستان، آموزش، تجارت و سرمایهگذاری نقش فعالی داشت. در کنار این، ایران با حضور دوامدار ایالات متحده امریکا و ناتو در افغانستان مخالف بود، زیرا حضور ناتو را در همسایهگی خود خطری برای امنیت ملی و منطقهای خویش میدانست. با آنهم، ایران پس از استقرار نظام جمهوریت و حضور گسترده امریکا و ناتو، به این نتیجه رسید که یک «دیپلماسی دوگانه» را در قالب سیاست خارجی خود دنبال کند.
ایران در کنار روابط با دولت افغانستان، همزمان روابط خود را به گونهای محدود با طالبان نیز برقرار کرد. هدف از این روابط، وارد کردن فشار بر نیروهای امریکایی و حفظ جایگاه ایران در مناسبات افغانستان بود. با گذشت زمان، روابط ایران با طالبان نزدیکتر شد و تا جایی پیش رفت که تهران به گونه مستقیم از طالبان در برابر حضور نیروهای امریکایی و ناتو حمایت میکرد. ایران با دولت جمهوری اسلامی افغانستان، بهویژه با حامد کرزی، نیز روابط نزدیکی داشت. براساس یادداشتهای شماری از سیاستمداران افغان، ایران به گونه منظم مبالغی را به دفتر حامد کرزی، رییسجمهور وقت افغانستان، پرداخت میکرد.
با خروج بخشی از نیروهای نظامی ناتو در سال ۲۰۱۴، ایران روابط و حمایت خود از طالبان را تشدید کرد و به این باور رسید که امریکاییها در حال خروج هستند و طالبان، بهعنوان نیروی بالفعل و بدیل، به قدرت خواهند رسید. ایران در آن زمان میزبان برخی رهبران طالبان بود و در راستای مقابله طالبان با دولت افغانستان، حمایت بیدریغ ارایه میکرد. قابل یادآوری است که ایران در سقوط برخی ولایتهای غربی افغانستان به دست طالبان، از طریق افراد مورد نفوذ خود، نقش کلیدی ایفا کرد.
پرسش این است که با خروج بخشی از نیروهای نظامی ناتو در سال ۲۰۱۴ و اعلام برنامه خروج کامل نیروهای امریکایی، چرا ایران به حمایت از طالبان ادامه داد و هنوز هم روابط نزدیک با آنان دارد؟
ایران در زمان حضور امریکاییها در افغانستان، از گسترش نفوذ ایالات متحده امریکا و به خطر افتادن امنیت ملی خود نگران بود. بر مبنای دکترین امنیتی ایران، حضور ناتو و ایالات متحده در افغانستان بر ترکیبی از «استراتژی شناسایی تهدید» و «مدیریت عملگرایانه خطر» استوار بود. ایران حضور نظامی نیروهای غربی را در مرزهای شرقی خود عامل ناامنکننده، تهدیدی پیرامونی و تلاشی برای استقرار نظم تکقطبی به رهبری ایالات متحده امریکا میدانست، اما همزمان در سطح تاکتیکی، برای حفظ ثبات نسبی و مبارزه با مواد مخدر، همکاریهای محدودی نیز داشت. این نگرانی با توجه به پیشینه تیره روابط تهران و واشنگتن در حدود پنج دهه، قابل درک بود و از نگاه ایران، حضور امریکا میتوانست تهدیدی مستقیم برای آن کشور باشد.
حمایت ایران از طالبان پس از خروج نیروهای امریکایی و بازگشت دوباره طالبان به قدرت، بیش از هر چیز به منافع وسیعتر آن کشور وابسته است؛ منافعی که مرز مشترک حدود ۹۴۵ کیلومتری میان دو کشور را نیز در بر میگیرد.
تهران اکنون به این باور رسیده است که همکاری با طالبان برای جلوگیری از قاچاق مواد مخدر، مهاجرت غیرقانونی و گسترش ناامنی به داخل خاک ایران، نسبت به حمایت از گروههای مخالف طالبان که در وضعیت ضعیفی قرار دارند، سودمندتر است. در کنار این، فعالیت گروههای تروریستی در منطقه، بهویژه داعش خراسان که از دیدگاه تهران تهدید جدیتری به شمار میرود، از طریق همکاری با طالبان قابل مهار دانسته میشود. بر اساس دکترین امنیتی ایران، رژیم طالبان میتواند نقش بازدارندهای در منطقه ایفا کند.
همچنین، ایران و افغانستان روابط گسترده تجارتی دارند. افغانستان برای کالاهای ایرانی بازار مناسبی است، بهویژه آنکه ایران سالها است تحت تحریمهای شدید غرب و ایالات متحده امریکا قرار دارد. از اینرو، صادرات کالا و گسترش تجارت نیز از جمله دلایلی است که تهران روابط خود با طالبان را ترجیح میدهد.
قابل یادآوری است که ایران در طول چندین دهه، بهعنوان یک بازیگر منطقهای، همواره روابط خود را هم با دولتهای حاکم افغانستان و هم با مخالفان آنان حفظ کرده است. همانگونه که تهران از رژیم طالبان در کابل حمایت میکند، تماسهای خود را با مخالفان طالبان نیز حفظ کرده است. ایران هنوز هم با شماری از مخالفان طالبان روابط نزدیک دارد و میزبان برخی مقامهای دولت پیشین افغانستان نیز است.
رویکرد واقعگرایی (رئالیسم) سیاسی ایران بر این مبنا استوار است که برای تامین منافع آن کشور، حفظ روابط همزمان با طالبان و مخالفان آنان ضروری است تا تهران بتواند نفوذ خود را بر تحولات افغانستان حفظ کند. در واقع، ایران میخواهد میان طالبان و مخالفان آنان نوعی تعادل برقرار کند و در راستای منافع خود، از هر دو طرف بهعنوان اهرم فشار بهره ببرد.
اظهارات اخیر سید حسن مرتضوی، معاون سفیر ایران در کابل، بیانگر همین رویکرد واقعگرایانه در قبال افغانستان است. او به وضاحت خاطرنشان کرد که جمهوری اسلامی ایران مبارزات گروههای مخالف طالبان را بهعنوان «مقاومت» به رسمیت نمیشناسد. این در حالی است که پذیرایی از نمایندهگان طالبان و مخالفان آنان با عین پروتکل در مراسم تشییع جنازه رهبر ایران، به مسالهای پرسشبرانگیز برای طالبان تبدیل شده است.






