طالبان روزگاری با کشت و قاچاق تریاک شناخته میشدند. اما زیر فشارهای بینالمللی، و پیدا کردن راههای جهانی و استفاده از شناخت امروزی، این گروه مسیر تازهای برای تامین مالی جنگ و سرکوب خود یافت: نخست تولید مواد مخدر سنتتیک و سپس غارت سیستماتیک معادن افغانستان. این تغییر نه نشانه عقبنشینی، که گواهی بر انعطاف طالبان در یافتن منابع تازه برای زنده نگه داشتن ماشین ترور است.
افغانستان سرزمینی است با ثروت افسانهای. برآوردها ارزش منابع زیرزمینی کشور را میان یک تا سه تریلیون دالر تخمین میزنند؛ طلا، لیتیوم، لاجورد، آهن، مس، اورانیم و فلزات کمیاب که میتوانستند پایه توسعه پایدار، صنعتیسازی و کاهش فقر باشند. اما در دست طالبان، این ثروت به ضد خود بدل شد: سوختی برای جنگ، ریشهای برای فساد و دستمایهای برای شبکههای مافیایی. پس از سقوط جمهوری در سال ۲۰۲۱، روند غارت منابع افغانستان شدت یافت است. چهرههایی مانند بشیر نورزی، قاچاقچی مشهور مواد مخدر، حالا در قلب قراردادهای معدنی قرار دارند؛ نشانه روشن از اینکه طالبان هر بار با تغییر سکتور درامدی، فشار جهانی را دور میزنند.
در داخل افغانستان، ساختار غارت آشکار است. طالبان در همان محل استخراج معادنی که آنقدر استراتژیک نیستند، نماینده میگمارند تا ده درصد سهم اجباری خود را بگیرند. وقتی نوبت به صادرات میرسد، همان وزارتخانههایی که باید راه را قانونی کنند، به مانع بدل میشوند: قیمتگذاریهای غیرواقعی، پروندههای سنگین و فساد آشکار. صادرکننده ناچار میشود به قاچاق تن دهد. طالبان این مسیر را تعمداً بستهاند تا همهچیز در تاریکی بچرخد و سود اصلی به جیب خودشان سرازیر شود. کسانی هم که قابلیت صادرات قانونی این مواد را دارند یا از خود طالبان هستند یا غیرمستقیم شریک در منافع یکدیگر.
سنگهای قیمتی مانند زمرد، لاجورد و طلا بیش از نودوپنج درصد از مسیر پاکستان خارج میشوند و سپس در چین، امارات متحده عربی و هند فروخته میشوند. سنگهای ساختمانی لوکس، مرمر قندهار، تالک و اونکس هلمند، از طریق ایران و پاکستان بهصورت بلوکهای خام صادر میگردند و در آنجا به اضافه کردن ارزش، به کشورهای دیگر صادر و بهنام پاکستان به فروش میرسد. افغانستان سهمی از ارزش افزوده نمیبرد؛ تنها زمینهای زخمی و آبهای آلوده و مردم فقیر بر جا میماند.
در شمالشرق کشور، معادن طلا به انحصار کامل طالبان درآمدهاند. شرکتهای وابسته به فرماندهان محلی بدون جواز رسمی فعالیت میکنند. هر کسی سهم طالبان را بدهد، ولو بیقانون، اجازه استخراج دارد؛ هر کسی مقاومت کند، تهدید یا حتا اعدام میشود. در بدخشان، چهار معدنکار محلی که در برابر غارت ایستادند، شبانه تیرباران شدند. این سرکوب نهتنها جامعه محلی را به سکوت واداشت، بلکه سود طلا را مستقیماً به جیب طالبان و همپیمانان تروریستیشان ریخت. گزارشهای بینالمللی نشان میدهد که تنها بین سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴، القاعده از استخراج طلا در شمالشرق افغانستان حدود ۱۹۴ میلیون دالر به دست آورده است.
در میان این منابع، کلسیم فلوراید (فلوراسپار) یک نمونه از اهمیت این مواد را نشان میدهد. این ماده برای صنعت ذوب آهن نقش حیاتی دارد و بدون آن، افغانستان، با داشتن منابع عظیم آهن، قادر نخواهد بود صنعت فولاد پایدار ایجاد کند. اما امروز، بهجای آنکه در خدمت توسعه داخلی باشد، بهصورت تُنوار از کشور خارج میشود و در بازارهای پاکستان فروخته میشود. دادههای تجارت جهانی نشان میدهد که چین و کوریای جنوبی از جمله مقاصد اصلی این صادرات هستند؛ چین برای صنایع فلزات و باتری، و کوریای جنوبی برای فولاد و شیشه. نتیجه روشن است: افغانستان، بهجای آنکه با منابع خود پایهگذار صنعت فولاد شود، با اقتصاد ناقص باقی مانده و فردا مجبور خواهد بود همین ماده حیاتی را دوباره از بازار جهانی بخرد. طالبان نهتنها امروز را غارت میکنند، بلکه آینده صنعتی کشور را نیز گروگان گرفتهاند.
اما داستان طالبان فقط به داخل محدود نیست. امروز قدرتهایی مانند چین چرخه غارت طالبان را به سطح تازه کشاندهاند. بنابر گزارش رویترز، بیجینگ وعده داده است که به صادرات افغانستان معافیت کامل تعرفهای بدهد. این یعنی طالبان، در حالی که دختران را از مکتب میرانند و صدای معترضان محلی را با گلوله خاموش میکنند، میتوانند منابع زیرزمینی کشور را بهشکل «مشروع» وارد بازار چین کنند. افغانستان برای بیجینگ، نه کشوری با انسانهای محروم، بلکه منبعی برای لیتیوم، اورانیم، مس و آهن است؛ موادی که زنجیره صنعتی چین را تقویت میکنند.
چین از یکسو مانند دیگر کشورها طالبان را بهرسمیت نشناخته، اما از سوی دیگر در عمل برایشان دروازه اقتصاد جهانی را باز کرده است. «صفر تعرفه» یعنی طالبان میتوانند از غارت داخلی به صادرات رسمی برسند و خزانه خود را پُرتر کنند. این همان خطری است که اگر جدی گرفته نشود، افغانستان را از یک میدان قاچاق محلی به حلقه کلیدی در زنجیره جهانی اقتصاد سیاه بدل میکند.
طالبان در خطابههای عمومی از «توسعه» میگویند، اما در عمل فقر را عمیقتر میکنند. رهبرشان در پیام عید از «معدن و زمین» بهعنوان راه کاهش فقر یاد کرد، اما همان سخن تنها مردان را مخاطب گرفت و زنان را حذف کرد. این تضاد آشکار میان گفتار و کردار، چهره واقعی طالبان است: بیرون از مرزها شعار توسعه و همکاری، در داخل اما غارت، تبعیض و سرکوب.
پرسش اصلی اینجاست: طالبان چگونه مهار میشوند؟ پاسخ در یک جمله خلاصه میشود: طالبان تا زمانی زندهاند که پول زنده است. هر دالر از قاچاق طلا و زمرد، هر حواله از دوبی یا کراچی، هر قرارداد تعرفهای با چین، و هر تُن کلسیم فلورایدی که به کارخانههای فولاد کوریا یا صنایع فلزی چین میرسد، تیری است در گلولهخانه طالبان. راه مهار طالبان، بستن پول است.
جامعه جهانی باید منابع مالی طالبان را هدف قرار دهد: تحریم صادرات غیرقانونی معادن، ایجاد برچسب «طالبانفری» برای مواد معدنی، نظارت سختگیرانه بر حوالهها و خیریهها، و فشار بر کشورهایی که در این غارت شریکند. همزمان باید گزینههای جایگزین برای مردم افغانستان فراهم شود؛ سرمایهگذاری در فرآوری داخلی، حمایت از شرکتهای شفاف، و ایجاد فرصتهای شغلی مشروع.
طالبان هر بار مسیر تازهای برای درامد یافتهاند: از تریاک به متآمفتامین، از معادن به قراردادهای خارجی. اما یک حقیقت تغییر نکرده است: همه این راهها به پول ختم میشود و همه این پولها به ترور. پایان ترور از پایان اقتصاد سیاه میگذرد؛ و پایان اقتصاد سیاه تنها با اراده جمعی برای بستن شریان مالی طالبان ممکن است.
افغانستان سزاوار اقتصادی است که مکتب و شفاخانه بسازد، نه خزانهای که تفنگ و باروت فراهم کند. اگر جهان امروز تصمیم نگیرد، فردا نهتنها افغانستان، بلکه امنیت منطقه و جهان گروگان اقتصاد سیاه طالبان خواهد ماند. اما اگر این شریان بسته شود، طالبان نفس کم میآورند، جنگ رمق از دست میدهد، و امید، هرچند آهسته، دوباره به جریان میافتد.
منابع
- رویترز. ۲۰۲۴. چین به طالبان دسترسی بدون تعرفه برای تجارت با رژیم منزوی و غنی از منابع خواهد داد. گزارش جو کش، ۲۵ اکتبر ۲۰۲۴.
- اسوشیتدپرس (AP News). ۲۰۲۳. درامدهای القاعده از معادن طلا در شمالشرق افغانستان. ۲۰۲۲–۲۰۲۴.
- رادیو آزادی (RFE/RL). ۲۰۲۳. کنترل طالبان بر معادن افغانستان و نقش آن در فساد و تامین مالی تروریسم.
- گلوبال ویتنس (Global Witness). ۲۰۲۲. مواد معدنی خونین: چگونه طالبان منابع طبیعی افغانستان را غارت میکنند؟
- گاردین (The Guardian). ۲۰۲۴. استخراج بیقاعده در افغانستان و پیامدهای زیستمحیطی آن.
- انستیتوت صلح ایالات متحده (USIP). ۲۰۲۲. داراییهای طالبان: اقتصاد سیاسی تصرف دولت.
- سازمان جهانی گمرک (WCO). ۲۰۲۱. پژوهش درباره منابع معدنی و جریانهای تجاری.
- بانک جهانی/پایگاه داده تجارت سازمان ملل (UN Comtrade). ۲۰۲۲. دادههای تجارت بینالمللی – صادرات و واردات فلوراسپار (افغانستان، چین، کوریای جنوبی).
- مرکز ویلسون (Wilson Center). ۲۰۲۳. نفوذ معدنی: جاهطلبیهای چین در افغانستان تحت کنترل طالبان.
- لاوفیر (Lawfare). ۲۰۲۳. مواد معدنی استراتژیک افغانستان: خطرات و پیامدهای امنیت جهانی.






