بامداد سهشنبه، ۲۶ جدی، سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران شهرهای ادلب سوریه و اربیل عراق را آماج حملههای موشکی قرار داد؛ حملههایی که در اربیل تلفات جانی برجای گذاشت، ولی در ادلب نه. مقامهای دمشق تا این دم واکنش نشان ندادهاند، ولی واکنش عراق برخلاف انتظارها خیلی صریح و سریع بود. دولت فدرال عراق و همینطور مقامهای اقلیم نیمهخودمختار کردستان حمله بر شهر اربیل را «جنایت و نقض تمامیت ارضی» خواندهاند. بغداد ضمن فراخواندن سفیر خود از تهران با ارسال نامه به شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران شکایت نیز درج کرده است.
از گرمای خبر حمله بر عراق و سوریه کاسته نشده بود که خبر حمله بر پاکستان از راه رسید که این نیز کار ایران بود. جمهوری اسلامی ادعا کرد که دو مقر گروه جیشالعدل را در منطقه کوه سرخ ایالت بلوچستان پاکستان هدف حمله پهپادی و موشکی قرار داده که تلفات جانی در پی داشته است. واکنش پاکستان تندتر از واکنش بغداد بود: احضار سفیر از تهران، لغو دیدارهای دیپلماتیک و حمله متقابل بر خاک ایران.
چرا سوریه خاموش است؟
صدایی از داخل سوریه که دلالت بر واکنش به حمله موشکی ایران بر شهر ادلب کند، تا این دم شنیده نشده است که متاثر از دو عامل است: اول این که دمشق متحد تهران است و در تنگناها و فراخناها از حمایت آن برخوردار بوده است. مهمتر از آن، دولت بشار اسد زیر فشار تحریمهای دولتهای غربی کمر خم کرده و با دولتهای عرب نیز میانه خوب ندارد، اگرچه اخیراً رابطهاش متحول شده است. پس سوریه چارهای ندارد جز ماندن در کنار ایران. دوم، طوری که اعلامیه سپاه نشان میدهد، هدف حمله مقر داعش بوده است: «در پاسخ به حملات راسک و کرمان مراکز تجمع فرماندهان و عناصر اصلی مرتبط با عملیاتهای تروریستی اخیر بهویژه داعش در سرزمینهای اشغالی سوریه را منهدم کردیم.» اگر داعش هدف حمله بوده باشد، سوریه نهتنها مخالفت نمیکند که حمایت هم میکند؛ چون در جنگ علیه این گروه از کمک ایران بهرهمند بوده است. ولی برخی گزارشها میرسانند که مقر داعش نه، بل مقر گروهی بهنام فتحالشام هدف حمله قرار گرفته است. این گروه نیز در زمره تکفیریهایی قرار میگیرد که خواهان براندازی دولت بشار اسد است.
واکنش بغداد مرزهای دیپلماتیک را خواهد شکست؟
سپاه پاسداران با نشر اعلامیهای هدف حمله به اربیل را نابودی مقر جاسوسی سازمان استخباراتی اسراییل (موساد) خوانده است: «یکی از مقرهای جاسوسی رژیم صهیونیستی در اقلیم کردستان عراق در پاسخ به شرارتهای آن رژیم در به شهادت رساندن فرماندهان سپاه و جبهه مقاومت مورد حمله موشکهای بالیستیک قرار گرفته است.» همچنان حسین امیر عبداللهیان، وزیر خارجه ایران، در اجلاس داووس سویس در صحبت با فرید زکریا، نویسنده و روزنامهنگار امریکایی، تاکید کرد که مقر موساد در اربیل هدف حمله بوده است: «ما مقر موساد را در نقطهای در اقلیم کردستان عراق با موشکهای دقیق نقطهزن هدف قرار دادیم. این به معنای هدف قراردادن عراق نیست، بل اسراییل دشمن مشترک عراق و ایران است.» برخلاف اظهارات طرف ایرانی، در نتیجه حمله یک تاجر کُرد بهنام پیشرو دیزایی با چند عضو خانوادهاش کشته شده است. ادعا میشود که دیزایی با اسراییل در تماس همیشهگی بوده و در فروش نفت اربیل به این کشور نقش داشته و ظاهراً به همین دلیل آماج حمله قرار گرفته است.
از نحوه واکنش دولت عراق پیداست که مرزهای دیپلماتیک را نمیشکند؛ چون نمیخواهد و نمیتواند عمل متقابل انجام دهد. شاید به این دلیل که توانایی ندارد. مهمتر از آن، گروه حشدالشعبی که ادعا میشود وفادار به ایران است، در بدنه ارتش عراق جذب شده است که این نیز مانع بزرگ است. برخی نیروهای دیگر نیز در عراق وجود دارند که از گسترش رابطه با تهران حمایت میکنند. البته به همین حد واکنش عراق هم برای جمهوری اسلامی خلاف انتظار بود.
کار مهمی که عراق میتواند انجام دهد، این است که بر خروج زودهنگام نیروهای ایتلاف بینالمللی به رهبری امریکا از خاکش تاکید نکند؛ چیزی که برای تهران زیاد آزاردهنده است. در حالی که چندی پیش محمد شیاع السودانی، نخستوزیر عراق، خلاف این را میگفت؛ چرا که مواضع برخی گروههای نظامی که ادعا میشود به ایران وفادارند، در خاک بغداد هدف حمله هوایی امریکا قرار گرفته بود. هدف سودانی این بود که مبادا کشورش تبدیل به میدان جنگ نیابتی کشورها شود. البته حالا میتواند حرف خود را پس بگیرد و برخلاف آن تاکید کند. مقامهای شمال عراق بیشتر از مقامهای فدرال از حضور نظامیان امریکایی استقبال میکنند. شاید علتی که ایران با اقلیم کردستان میانه خوب ندارد، نیز همین مورد باشد. حالا حمله بر شهر اربیل مقامهای کُرد را وادار میکند تا بیش از گذشته بر دوام حضور نظامیان امریکایی تاکید کنند.
گام دیگری که عراق میتواند بردارد، لغو یکجانبه پیمان امنیتی امضاشده با ایران است. دو کشور در اوایل سال ۲۰۲۳ پیمان امنیتی امضا کردند که محتوایش معطوف به تامین امنیت خطوط مشترک مرزی است. گفته میشود که عراق براساس محتوای پیمان مسوولیت گرفته تا نیروهای مخالف ایران در اقلیم کردستان را نیز مهار کند. کسانی و گروههایی در کردستان حضور دارند که از سوی جمهوری اسلامی «ضد انقلاب» و «تجزیهطلب» خطاب میشوند و بر سرکوب آنان تاکید میشود.
برجستهکردن ایده «عربیت» میتواند بهمثابه ابزار فشار از سوی عراق علیه ایران استفاده شود؛ چون بغداد این ظرفیت را دارد، به این دلیل که با جهان عرب و غرب میانه خوب دارد. برای نمونه، اتحادیه عرب به ابتکار عراق نشست اضطراری تشکیل داد و در محکومیت حمله ایران بیانیه صادر کرد. همچنان امریکا حمله بر عراق را بهگونه روشن محکوم کرد، ولی حمله بر سوریه را نه. اگر تنشها میان ایران و عراق فرو ننشیند، بغداد بیشتر به جهان عرب نزدیک میشود که پیامدش تضعیف آنچه «هلال شیعی» خوانده میشود، است. البته دشوار است که تنشها به این پیمانه دامنهدار شود.
حمله متقابل ایران و پاکستان هماهنگشده بود؟
پاکستان با آن که حمله متقابل انجام داده، ولی قدری مبهم و پرسشبرانگیز به نظر میخورد. ایران در حالی بر خاک پاکستان حمله میکند که یک هیات عالیرتبه ایرانی به قصد گفتوگوی مفصل عازم اسلامآباد شده بود. همزمان با وقوع حمله، تصویری از انوارالحق کاکر، نخستوزیر موقت پاکستان، با وزیر خارجه ایران در حاشیه اجلاس داووس سویس به نشر رسید که حکایت از دیدار دوجانبه میکرد. در حالی که مسرور بارزانی، نخستوزیر اقلیم کردستان عراق، از دیدار با وزیر خارجه ایران پرهیز کرده است. پس از رسانهای شدن حمله، وزیران خارجه دو کشور گفتوگوی تلیفونی نیز داشتهاند. ایالات متحده خلاف انتظارها به حمله بر خاک پاکستان واکنش روشن و جدی نشان نداده است. چین که متحد پاکستان است، طرفین را دو کشور مهم اسلامی خوانده و دعوت به حفظ خویشتنداری کرده است. نکته مهم این که رابطه پاکستان با ایران به این پیمانه بد نیست که از جیشالعدل بخواهد علیه تهران استفاده ابزاری کند.
در تهران نیز برخی خبرگزاریهای ایرانی گزارش دادهاند که نیروی دریایی پاکستان و ایران در تنگه هرمز رزمایش مشترک سه روزه برگزار کردهاند. همچنان رسانهها از برگزاری نمایشگاه بینالمللی صادرات به پاکستان در بندر چابهار خبر دادند که حتا احمد وحیدی، وزیر داخله ایران، در آن اشتراک کرده بود. سپاه پاسداران در پیوند به حمله بر عراق و سوریه سه بیانیه صادر کرده است، ولی در خصوص پاکستان تلاش کرده که احتیاط به خرج دهد. حمله متقابل اسلامآباد آنگونه که انتظار میرفت در جامعه ایران غوغا نیافریده است.
موارد فوق نشان میدهد که ایران در حمله بر مقر جیشالعدل شاید با پاکستان هماهنگی کرده باشد، ورنه همزمان دشوار است که در سه کشور حمله هوایی انجام دهد، آنهم در شرایطی که احتمال جنگ منطقهای وجود دارد. واکنش پاکستان نیز هماهنگشده به نظر میخورد و از مرز عمل متقابل فراتر نخواهد رفت. جالب این است که طرفین بلوچهایی را هدف گرفتهاند که «تجزیهطلب» میخوانند. اسلامآباد که با چالشهای داخلی بهویژه فعالیت تحریک طالبان پاکستانی (تیتیپی) گرفتار است، بعید نیست که به ظاهر از خلق یک دشمن بیرونی خرسند باشد. در این صورت نقش ارتش برای گردانندهگی امور بیش از هر زمان دیگر برجسته میشود. شاید اسلامآباد گمان کند که جنگجویان و رهبران تیتیپی که خود را پاکستانی میدانند، نیز به جای خلق ناامنی در داخل به جنگ علیه دشمن بیرونی فکر کنند.
چرا تهران رخ بهسوی طالبان نکرد؟
تهران به این دلیل هدف را اشتباه گرفته که ادعا میشود حملههای انتحاری در شهر کرمان کار داعش خراسان بوده است؛ گروهی که در پاکستان، عراق و سوریه نه، بل در افغانستان تحت سلطه طالبان حضور و فعالیت دارد. این که جمهوری اسلامی به حمله بر خاک افغانستان فکر نکرده است، شاید متاثر از سه عامل باشد:
اول این که طالبان از آنجایی که در هیات یک دولت مشروع درنیامدهاند و شبیه یک دولت نمیجنگند، ایران از نحوه واکنش این گروه هراس دارد. به نمایشگذاشتن واحدهای انتحاری و بمبهای بشکهای در به اصطلاح موزیمها در برخی ولایتها از سوی طالبان خطری است که همسایهها بر آن چشم نبستهاند. دولتها ترجیح میدهند با دولتها طرف باشند تا با گروههای مسلح چریکی. برای نمونه، اگر اسراییل با یک دولت طرف میبود، سرنوشت جنگ غزه خیلی زود مشخص میشد. حالا که با یک گروه مسلح طرف است، طبق تازهترین اظهارات مقامهای تلآویو، جنگ شاید تا پایان سال جاری میلادی ادامه پیدا کند.
دوم، رابطه تهران و طالبان در این روزها نسبت به گذشته گرمتر شده است. پذیرایی از مولوی امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، در تهران و دیدارهای بعدی طرفین در کابل پس از انفجارهای شهر کرمان حکایت از گرمی رابطه میکند. طالبان حمله بر حوثیها از سوی بریتانیا و امریکا را نیز به شدت محکوم کردهاند؛ چیزی که موافق طبع ایران است. در حالی که حمله ایران بر خاک پاکستان، عراق و سوریه را محکوم نکردهاند. البته پس از آن که اسلامآباد عمل متقابل انجام داد، طالبان طرفین را دعوت به خویشتنداری کرد که این نیز معنادار به نظر میخورد. از آنجایی که پاکستان حامی طالبان است، انتظار غالب این بود که این گروه حمله بیگانهها بر خاک آن کشور را محکوم کند. بهتازهگی علی اکبر احمدیان، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، مدعی شد که طالبان برای تنها کشوری که مشکل امنیتی ایجاد نکردهاند، ایران است: «ایران توانست با حماس که از اهل تسنن هست، به یک نقطه مشترک برسد. این رویکرد در تعامل با دولت طالبان نیز برقرار است. به گواهی بسیاریها، دولت طالبان در تنها جایی که مشکل امنیتی ایجاد نکرده، ایران است.»
سوم، ایران گمان میکند که اگر با طالبان وارد درگیری شود، امریکا و برخی کشورهای دیگر به کمک این گروه میآیند و جنگ نیز با چاشنی مذهب درمیآمیزد و مهار وضعیت دشوار چه که ناممکن میشود.






