شماری از روان شناسان از افزایش نابرابری جنسیتی در این اواخر هشدار میدهند. به گفته انان، نابرابری جنسیتی نشان میدهد که این پدیده پیامدهای عمیق و مخرب روانی و جسمی بر دختران گذاشته است. به باور روانشناسان نابرابری جنسیتی در خانواده، یکی از پایدارترین اشکال بیعدالتی اجتماعی در افغانستان است؛ پدیدهای که نه تنها به تفاوت نقشها محدود نمیشود، بلکه بازتابی از توزیع ناعادلانه قدرت، فرصتها و حق تصمیمگیری در سطح خانواده است.
سمیرا اطهر، روانشناس، هشدار میدهد که نابرابری جنسیتی در این اواخر در کشور افزایش یافته است. به گفته او، خانوادهها بیشتر به پسران خود ارزش میدهند و روی آنان بیشتر سرمایهگذاری میکنند.
بانو اطهر میگوید: «بیشتر خانوادهها به دختران خود توجه ندارند. حتا در برخی خانوادهها، داشتن دختر بیشتر مایه ننگ دانسته میشود و خانوادهها از داشتن دختر رنج میبرند. دختران در تصمیمگیریها حق اظهارنظر ندارند. این تفاوتها بیشتر در خانوادههایی دیده میشود که بیسواد هستند یا از آموزههای دینی آگاهی کافی ندارند.»
این روانشناس میافزاید: «این تفاوتها سبب استرس و افسردهگی میشود و حتا در مواردی، دختران دست به خودکشی زدهاند. تبعیض جنسیتی در ولسوالیهای دوردست و ولایتهای کشور بیشتر است.»
عبدالجلال امرخیل، روانشناس دیگر، میگوید که تبعیض میان دختران و پسران در خانوادهها میتواند پیامدهایی فراتر از رفتارهای روزمره داشته باشد. به گفته او، هنگامی که یک کودک بهدلیل جنسیت خود از محبت، فرصتهای آموزشی، آزادی متناسب با سن یا حق مشارکت در تصمیمگیریها محروم میشود، ممکن است احساس ارزشمندی، امنیت عاطفی و اعتمادبهنفس او آسیب ببیند.
این روانشناس میگوید: «در عین حال، تربیت پسران با این تصور که آنان از حقوق و امتیازات بیشتری برخوردارند یا نباید احساسات خود را نشان دهند، میتواند بر رشد عاطفی و کیفیت روابط آینده آنان تأثیر منفی بگذارد.»
آقای امرخیل میگوید: «خانواده نخستین محیطی است که کودک در آن معنای احترام، عدالت اجتماعی، مسوولیتپذیری و روابط انسانی را میآموزد. اگر کودکان در همین محیط با تبعیض روبهرو شوند، ممکن است این الگوها را در روابط اجتماعی خود نیز بازتولید و تکرار کنند. دختران برای ارزشمند بودن نیازی ندارند که شبیه پسران باشند و پسران نیز برای قوی بودن مجبور نیستند احساسات خود را پنهان کنند. هر دو به فرصت رشد، احترام، امنیت روانی و تربیتی عادلانه نیاز دارند.»
سمیرا صدیقی، روانشناس دیگر، نیز نسبت به افزایش نابرابری جنسیتی در خانوادهها هشدار میدهد. به گفته او، از آنجایی که بیشتر خانوادهها به پسران علاقه و توجه بیشتری نشان میدهند، بسیاری از دختران با مشکلات جدی روانی روبهرو میشوند.
این روانشناس میگوید: «نابرابری جنسیتی در گام نخست، اعتمادبهنفس کودک را کاهش میدهد. هنگامی که خانواده، بهعنوان نخستین محیط شکلگیری شخصیت کودک، به شخصیت و جنسیت او احترام قایل نمیشود، در واقع زمینه تضعیف اعتمادبهنفس را در وجود کودک فراهم میسازد. از دیگر پیامدهای نابرابری جنسیتی، الگوبرداری نادرست است؛ بهگونهای که کودکان ممکن است از هویت و شخصیت واقعی خود فاصله بگیرند و از برادرانشان، که مورد تایید و توجه بیشتر خانواده قرار دارند، الگوبرداری کنند. این وضعیت میتواند به تضعیف شخصیت دختران نیز بینجامد. استعدادهای دختران در بسیاری از خانوادهها بهدلیل جنسیتشان سرکوب میشود؛ امری که بهتدریج سلامت روانی آنان را با آسیب روبهرو میسازد.»
محمدالله بلوچ، روانشناس، میگوید که در شرایط کنونی، تعصب جنسیتی در برابر دختران در کشور به یک آسیب اجتماعی تبدیل شده است. به گفته او، این آسیب پیامدهایی چون فرار دختران از خانه، ازدواجهای اجباری، افزایش خشونتهای خانوادهگی، کاهش محبت و رفتار عادلانه، توهین و تحقیر، خشونت روانی و در نهایت، شکلگیری افکار خودکشی در میان دختران و اقدام به پایان دادن به زندهگی را در پی دارد.
این روانشناس میگوید: «تعصب یا همان نابرابری جنسیتی، وضعیتی است که در آن یک جنس از حقوق، خواستهها و نیازهای خود برخوردار میشود، اما جنس دیگر از دستیابی به این حقوق و نیازها محروم میماند.»
این در حالی است که آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، اواخر ماه گذشته اعلام کرده بود که زنان و دختران در سراسر جهان همچنان با تبعیض، خشونت و سوءاستفاده روبهرو هستند. او گفته بود که حقوق زنان و دختران نادیده گرفته میشود و صدای آنان خاموش میشود. گوترش افزوده بود «بدن زنان و دختران به میدان نبرد تبدیل میشود» و آزادیهای آنان نیز بهعنوان ابزار چانهزنی مورد استفاده قرار میگیرد.
دبیرکل سازمان ملل این وضعیت را بیحرمتی به کرامت انسانی و هدر دادن ظرفیتهای بشری دانسته است.







