انستیتوت جورج بوش، گزارشی را زیر نام «دولت تسخیر شده» در مورد نقش عوامل خارجی در تداوم فساد مالی طالبان در افغانستان منتشر کرده است. در گزارش تصریح شده که طالبان چگونه برای تحکیم قدرت در افغانستان بر رفتارهای فسادآور مالی اتکا کردهاند. در گزارش به بررسی فساد طالبان، تاثیر محدودیتهای این گروه بر زنان و دختران و سایر افراد آسیبپذیر، نقش عوامل خارجی در تداوم فساد مالی طالبان و همچنان به گزینههای سیاسی جدید و کم استفاده شده برای تامین صلح، ثبات و آزادی در افغانستان پرداخته شده است. این نهاد به امریکا و جامعه جهانی پیشنهاد کرده که طالبان را بهعنوان یک گروه تروریستی خارجی بهرسمیت بشناسند تا دولتها، شرکتها و موسسات مالی خارجی را از تجارت با طالبان منصرف کنند. در گزارش تاکید شده که برخی از بازیگران خارجی از بیثباتی در افغانستان برای پیشبرد منافع استراتژیکشان سوءاستفاده میکنند. براساس یافتههای این گزارش، ایران، چین و روسیه و برخی از سازمانهای چندملیتی، نهادهای بخش خصوصی و موسسات مالی از مشارکت در فساد و دزدی که منجر به تقویت قدرت طالبان در افغانستان میشود، سود میبرند.
انستیتوت جورج بوش، رییس جمهور سابق ایالات متحده امریکا، در گزارش تازه خود از دست داشتن اعضای طالبان در فساد گسترده مالی پرده برداشته و عوامل خارجی در تداوم فساد مالی این گروه را نیز تاثیرگذار دانسته است.
در گزارش تاکید شده که جامعه بینالمللی میتواند با ممانعت از دسترسی طالبان به منابعی که جاهطلبیهای افراطی و وحشیانه این گروه را تقویت میکند، کنترل قابل توجهی بر وضعیت افغانستان داشته باشد. طبق یافتههای گزارش، برخی از بازیگران خارجی از بیثباتی در افغانستان برای پیشبرد منافع استراتژیکشان سوءاستفاده میکنند. بربنیاد گزارش، این امر امید مردم افغانستان و تلاشهای جامعه بینالمللی را برای تامین صلح، ثبات و رفاه در سطح جهان تضعیف میکند.
انستیتوت جورج بوش در گزارش خود گفته است که دولتهای خارجی به رهبری ایران، چین و روسیه و همچنان برخی از سازمانهای چندملیتی، نهادهای بخش خصوصی و موسسات مالی از مشارکت در فساد و دزدی که به قدرت طالبان در افغانستان منجر میشود، سود میبرند.
در گزارش آمده است که با در نظر گرفتن هزینههای گزاف انسانی و ژئوپلیتیکی، ایالات متحده و سایر اعضای جامعه بینالمللی باید برای بیاثر کردن عوامل خارجی به هدف دادن مشروعیت به طالبان یا کمک به انباشت ثروت و تامین قدرت این گروه، اقدام فوری انجام دهند.
در این گزارش به امریکا و سایر اعضای جامعه بینالمللی توصیه شده که طالبان را بهعنوان یک سازمان تروریستی خارجی (FTO) معرفی کنند تا دولتها، شرکتها و موسسات مالی خارجی از تجارت با طالبان منصرف شوند.
انستیتوت جورج بوش گفته است: «ایالات متحده باید افغانستان [تحت کنترل طالبان] را بهعنوان یک نگرانی اولیه برای پولشویی امریکا معرفی کند تا بهطور قابل توجهی خطر شرکتهای خارجی را برای ورود به معاملات تجاری با طالبان افزایش دهد.»
در گزارش تاکید شده که بازرس ویژه ایالات متحده برای بازسازی افغانستان (سیگار)، وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، وزارت خزانهداری و برنامه توسعهای ایالات متحده امریکا (USAID) باید شیوههای اشتراکگذاری اطلاعات را که شفافیت و تلاشهای ایالات متحده در افغانستان را افزایش میدهد، هماهنگ و تقویت کنند.
انستیتوت جورج بوش افزوده که جامعه بینالمللی باید تلاشهای خود را براساس تحریمهای حقوق بشری و ضدفساد علیه رهبران طالبان با استفاده از مکانیسمهای مشابه قانون Magnitsky عیار سازد. همچنان تاکید شده که جامعه بینالمللی باید نقش قاطعتری در مقابله با طالبان برای جلوگیری از فساد و نقض حقوق بشر ایفا کند.
در گزارش انستیتوت جورج بوش گفته شده که جامعه جهانی از زمان سقوط افغانستان بهدست طالبان بهطور مداوم فعالیت جنایتکارانه طالبان و سرکوب گروههای آسیبپذیر در سراسر افغانستان را محکوم کرده، اما این محکومیتها از بسیاری جهات نتوانسته است به اقدام اساسیای تبدیل شود که بهطور معناداری طالبان را در ارتباط به نقض فاحش حقوق بشر مسوول بداند.
در گزارش گفته شده که بحران اقتصادی وخیم در افغانستان عرصه را برای گسترش روابط خارجی و کسب سود برای طالبان مهیا ساخته و زمینه افزایش نفوذ و حفاظت از داراییها را فراهم کرده است. براساس گزارش، این وضعیت سبب ایجاد «تسهیلگران مشتاق و تصادفی» اعتبار جهانی برای طالبان شده است.
براساس یافتههای گزارش، «توانمندسازان فرصتطلب»، «استثمار رذیله طالبان» از «دولت تسخیر شده» را نادیده میگیرند و افغانستان را وسیلهای برای جاهطلبیهای ژئوپلیتیکی خود میدانند. در گزارش استدلال شده که بازیگران دولتی و غیردولتی بهطور رسمی و غیررسمی روابط و همکاری فزایندهای با طالبان برقرار کردهاند که سبب تقویت این گروه میشود.
انستیتوت جورج بوش افزوده است که تعداد زیادی از نهادهای بینالمللی به شکل فزایندهای در فساد و دزدی طالبان و با نفوذ مستقیم در روند فساد مالی این گروه شریک شدهاند که منجر به نقض گسترده حقوق بشر در افغانستان شده است.
یافتههای گزارش نشان میدهد که طالبان مشتاق یافتن راههایی برای پیشبرد برنامههای خود از طریق بهرسمیت شناختن از سوی جهان هستند و از فرصتها استفاده میکنند تا از طریق تعامل دوجانبهشان با نهادهای چندملیتی و بخش خصوصی، از بازیگران بینالمللی بهرهبرداری کنند.
در گزارش تاکید شده که برای پاسخ مناسب، رهبران جهان باید تلاشهای خود را به هدف مقابله با کمپین طالبان برای بهرسمیت شناختن، تقویت ببخشند و از همه مکانیسمها برای پاسخگو ساختن این گروه استفاده کنند.
براساس گزارش، طالبان در تعقیب بیوقفه خود برای سود و کنترل، سوءاستفادههای غیرقابل تصوری را علیه مردم افغانستان به راه انداختهاند. به گفته انستیتوت جورج بوش، طالبان آپارتاید جنسیتی را به شکل وحشیانه اعمال کردهاند، محرومیت گسترده و سراسری را در افغانستان نهادینه ساخته و مردم را در سطوح مختلف و به شکل وحشتناکی دچار فلاکت و مصیبت کردهاند.
براساس این گزارش، یکی از دلایلی که جامعه جهانی تا کنون طالبان را بهرسمیت نشناخته رفتارهای ضدحقوق بشری این گروه است. در گزارش از قطعنامههای سازمان ملل متحد، بیانیههای محکومیت جهانی، مسدود کردن دسترسی طالبان به داراییهای بانک مرکزی و عدم معافیت دستهجمعی سفر بهعنوان تلاشهای جهانی برای پاسخگو کردن طالبان یاد شده است.
انستیتوت جورج بوش گفته است که بهرغم محکومیت جهانی، طالبان از خشونت و سرکوب زنان در افغانستان دست برنداشتهاند و شماری از کشورها با وجود نقض گسترده حقوق بشر به تعامل با این گروه ادامه دادهاند.
در گزارش آمده است که برای بسیاری از بازیگران خارجی، تعامل با طالبان بدون توجه به نوع رژیم «ذاتاً» ناراحتکننده است، اما آنان از گسترش ناامنی در افغانستان و منطقه، با توجه به ظرفیت شورشهای مسلحانه، خشونت و مهاجرتهای دستهجمعی نگرانند. در گزارش تصریح شده که در محاسبات کشورها مزایای استراتژیک پیشبرد منافع اولویت دارد و آنان برای تقویت موقعیت خود در صحنه جهانی این هزینهها را متحمل میشوند.
انستیتوت جورج بوش در گزارش خود توضیح داده که رهبران ایران، چین و روسیه نسبت به طالبان و تواناییهای این گروه برای تضمین ثبات در افغانستان محتاط هستند، اما در عین حال فرصتهایی را برای پیشبرد اهداف خود در جایی که منافع استراتژیکشان همپوشانی دارد، دنبال کردهاند.
براساس گزارش، نظامهای حاکم در تهران، بیجینگ و مسکو، سیاستهایی را در افغانستان اتخاذ کردهاند که بتوانند اهداف ژئوپلیتیکی خود را در این کشور به پیش ببرند و در عین حال خطرات ناشی از طالبان را در کشورهای خود مهار و مدیریت کنند. طبق گزارش، اهداف استراتژیک ایران، چین و روسیه شامل پرورش فرصتهای اقتصادی جاگزین، فرار از پاسخگویی به جامعه بینالمللی و تحقیر یکپارچهگی دموکراسی است.





