شماری از باشندهگان ولایت غزنی از افزایش ریشهکنکردن بوتهها، درختها و خارهای خودرو در دشتهای این ولایت از سوی جمعآوریکنندهگان هیزم ابراز نگرانی میکنند. آنان میگویند که مردم بهدلیل فقر و نیاز به سوخت، بوتهها و خارهای خودرو را از ریشه میکنند که این روند به کاهش پوشش طبیعی دشتها و چراگاهها انجامیده است. به گفته این باشندهگان، ادامه این وضعیت میتواند منابع طبیعی و دامداری خانوادههایی را که به چراگاههای طبیعی وابستهاند، با مشکل بیشتری روبهرو کند.
در همین حال، شماری از باشندهگان غزنی که برای تامین هیزم زمستان و سوخت تابستان به بوتهها و خارهای خودرو وابستهاند، میگویند که پوشش گیاهی دشتها نسبت به گذشته کاهش یافته است. آنان میافزایند که نبود سوخت بدیل و مشکلات اقتصادی، بسیاری از خانوادهها را ناگزیر کرده است برای گرمکردن خانهها و تامین سوخت مورد نیاز، از بوتههای خودرو استفاده کنند. بهگفته آنان، برای بسیاری از خانوادهها، بوتههای خودرو یکی از معدود منابع در دسترس برای تامین سوخت است و نمیتوان بدون فراهمکردن بدیل، استفاده از آن را متوقف کرد. آنان تاکید میکنند که در کنار حفاظت از دشتها و چراگاهها، باید برای خانوادههای نیازمند راههای بدیل تامین سوخت نیز فراهم شود.
اسدالله، یکی از باشندهگان منطقه سهگدول ولایت غزنی، میگوید که افزایش استفاده از بوتهها و درختان خودرو برای تامین سوخت، پوشش گیاهی دشتها و کوههای این منطقه را بهگونه چشمگیری کاهش داده است. به گفته او، فقر و نبود سوخت بدیل باعث شده است که خانوادهها برای تامین هیزم به منابع طبیعی روی بیاورند و برخی جمعآوریکنندهگان هیزم، بوتهها و خارهای خودرو را از ریشه بکنند.
اسدالله میافزاید که این وضعیت تنها به کاهش بوتهها محدود نمانده و پیش از این یک نوع بادام خودروی موسوم به «قرغنه» نیز در منطقه بهدلیل استفاده از چوب آن برای سوخت، از بین رفته است.
اینباشنده غزنی میگوید: «اگر به دشتهای اینجا نگاه کنید، در گذشته اینطور نبود. دشتها سرسبزتر بود، خار و بوته زیاد داشت و یک نوع بادام خودرو هم بود که به نام قرغنه یاد میشد. متأسفانه همین بادام بهخاطر فقر، بیتوجهی و ناآگاهی مردم از بین رفت. چون چوب قرغنه سوخت خوب داشت، مردم برای منفعت خودشان آن را میبریدند و کمکم نسلش کاملاً از بین رفت.»
به گفته اسدالله، ادامه این روند میتواند منابع طبیعی دیگری را نیز با سرنوشت مشابه روبهرو کند. از دید او، در گذشته، در کنار پوشش گیاهی بیشتر، امکان استفاده اقتصادی از برخی درختان و گیاهان خودرو نیز وجود داشت؛ اما نبود توجه به حفاظت از این منابع، سبب از بین رفتن آنها شده است.
این باشنده غزنی میگوید: «اگر در آن زمان روی این درختها و بادامهای خودرو سرمایهگذاری میشد، شاید برای مردم منفعت میداشت و حتا بعضی خانوادهها را از فقر نجات میداد؛ اما کسی به این موضوع توجه نکرد. منفعت کوتاهمدت باعث شد چیزی که میتوانست سالها برای مردم باقی بماند، از بین برود.»
الفخان، یکی دیگر از باشندهگان این ولایت که پدرش دامدار است، میگوید که کاهش پوشش گیاهی و علوفه، دامداری خانوادهاش را دشوار کرده است. او میافزاید که در گذشته کوهها و چراگاههای منطقه پوشش گیاهی بیشتری داشت، اما اکنون یافتن علوفه و هیزم برای مردم دشوارتر شده است.
الفخان میگوید: «تقریباً بیست سال پیش هر سال ده گوسفند میفروختم، اما حالا او رقم نیست. حتا نگهداری ده گوسفند برای خود خانوادهام هم سخت شده. علوفه کم شده و چراگاهها هم مثل سابق نیست. سی سال پیش وقتی میرفتم کوه، در یک روز چهار پشتاره هیزم میآوردم؛ حالا اگر خیلی زحمت بکشم، یک پشتاره هم به سختی پیدا میکنم. کوهها دیگر مثل سابق بوته و گیاه ندارد. قبلاً کوهها سبز بود، علف زیاد بود و دامها هم خوب میچریدند، اما حالا خیلی جاها خشک شده؛ هر طرف که نگاه میکنی، خاک و سنگ است. مردم مجبورند برای سوخت هیزم از کوه بیاورند، چون سوخت دیگری نداریم، ولی وقتی هر سال بوتهها و گیاهها کنده میشود، کوهها هم کمکم خالی میشود.»
در همین حال، برخی از باشندهگان غزنی که سوخت خانوادههایشان را از دشتها تامین میکنند، میگویند که کاهش بوتههای خشک، دسترسی آنان به هیزم را دشوارتر کرده است. به گفته آنان، بوتههای قابل استفاده برای سوخت در نزدیکی محل زندهگیشان کمتر شده و برای پیدا کردن هیزم ناگزیرند به مناطق دورتر بروند.
بیبیسوسن، یکی دیگر از باشندهگان غزنی، میگوید که بسیاری از خانوادهها توان خرید سوخت مورد نیازشان را ندارند. او میافزاید که به همین دلیل، جمعآوری بوتههای خشک برای تامین هیزم به یکی از راههای اصلی تامین سوخت خانوادهها تبدیل شده است.
بیبیسوسن میگوید: «ما از قدیم از بوتههای خشک برای هیزم استفاده میکنیم، چون برای بسیاری از خانوادهها خریدن سوخت دیگر آسان نیست. اما حالا بوتههای دشت نسبت به گذشته خیلی کمتر شده و مردم مجبورند برای پیدا کردن هیزم به مناطق دورتر بروند. بعضیها بوتهها را از ریشه میکنند و همین باعث میشود دوباره رشد نکنند.»
شماری از کارشناسان محیطزیست میگویند که ادامه قطع و ریشهکنکردن بوتهها و پوشش گیاهی، دشتها و چراگاههای طبیعی را با آسیب روبهرو میکند. آنان میگویند که برداشت بیرویه بوتهها برای تامین سوخت، فرصت بازسازی طبیعی پوشش گیاهی را کاهش داده و در درازمدت میتواند به فرسایش خاک و تخریب چراگاهها منجر شود.
سید عبدالباسط رحمانی، یکی از کارشناسان محیط زیست، میگوید که کاهش پوشش گیاهی میتواند تعادل اکوسیستم را برهم بزند و بر منابع آب، خاک و تنوع زیستی تاثیر بگذارد. او میافزاید که پوشش گیاهی با حفظ رطوبت خاک و جلوگیری از فرسودهگی آن، هنگام بارندهگی در نفوذ آب به زمین و تغذیه دوباره آبهای زیرزمینی نقش دارد. به گفته او، کاهش پوشش گیاهی در کنار کمبود بارندهگی، میتواند زمینه افزایش طوفانهای گرد و غبار را نیز فراهم کند و پیامدهای آن بهتدریج بر زندگی مردم اثر بگذارد.
این کارشناس محیطزیست میگوید: «پوشش گیاهی و پوشش طبیعی که ما در سطح زمین داریم، یکی از نعمتهای بزرگی است که بشر دارد و برای حفظ خاک و تنوع زیستی مهم و حیاتی است. بتهها و هر نوع پوشش گیاهی که وجود داشته باشد، در حفظ رطوبت و جلوگیری از فرسودهگی خاک نقش بسزایی دارد و یک سپر برای حفظ بافت خاک در منطقه است. وقتی بارندهگی صورت میگیرد، از لحاظ هیدرولوژیکی در تغذیه دوباره آبهای زیرزمینی نیز موثر واقع میشود. انواع گونههای حیات در لابهلای این پوشش نباتی زندهگی میکنند و این موضوع نشاندهنده اهمیت آن برای اکوسیستم است.»
آقای رحمانی تاکید میکند که برای کاهش فشار بر پوشش طبیعی، استفاده از چراگاهها باید متناسب با ظرفیت هر منطقه تنظیم و برای خانوادههایی که به بوتهها بهعنوان سوخت وابستهاند، گزینههای بدیل فراهم شود.
این کارشناس محیط زیست میگوید: «وقتی پوشش گیاهی به دلایل انسانی یا عوامل دیگر کاهش پیدا میکند و همزمان کمبود بارندهگی نیز وجود داشته باشد، اکوسیستم دچار اختلال میشود و منابع آب و خاک و دیگر بخشهای محیطزیست تحت تأثیر قرار میگیرد. طوفانهای گرد و غباری که ما در بخشهایی از افغانستان میبینیم، یکی از پیامدهای کاهش و از بین رفتن پوشش گیاهی است. چرای بیش از حد مواشی و ریشهکنکردن بوتهها نیز فرصت دوباره رشد و سبزشدن آنها را میگیرد و میتواند در درازمدت پیامدهای گستردهای داشته باشد.»
پیش از این، سازمان ملل متحد در اعلامیهای به مناسبت ۱۷ جون، روز جهانی مبارزه با بیابانزایی و خشکسالی، هشدار داده بود که بیش از نیمی از جمعیت افغانستان از پیامدهای خشکسالی و تخریب زمین متاثر شدهاند. این سازمان افزوده بود که تداوم خشکسالیها، بهویژه بخش زراعت را که منبع اصلی درآمد میلیونها تن در مناطق روستایی است، با آسیبپذیری فزاینده روبهرو ساخته است.
سازمان ملل همچنین بر ضرورت احیای چراگاهها، مدیریت پایدار زمین و حفاظت از منابع طبیعی تاکید کرده و گفته که برای مقابله با گسترش بیابانزایی و کاهش آثار تغییرات اقلیمی، سرمایهگذاری در بخش حفاظت از زمین و منابع طبیعی ضروری است.




