شماری از باشندهگان بلخ میگویند که در پی ممنوعیت آموزش دختران در مکتبها و دانشگاهها، مدرسههای دینی خانهگی در شهر مزارشریف بهشکل بیسابقه افزایش یافته است. به گفته آنان، این مدرسهها در کنار فراهمسازی فرصتی کوتاه برای رهایی از انزوای خانه، به تدریس مضامین تندروانه، تشویق به ازدواج زودهنگام، محدودسازی حضور اجتماعی زنان و حتا برچسبزنی به زنان فعال مبادرت ورزیده و نشانههایی از افراطیت رو به رشد در میان دختران به صراحت مشاهده میشود.
این باشندهگان بلخ میگویند که در حالیکه دختران از رفتن به مکتبها و دانشگاهها منع شدهاند، محلات، گذرها و کوچههای شهر مزارشریف شاهد رشد کمسابقه مدرسههای دینی خانهگی است. به گفته آنان، این مدرسهها اکنون به پناهگاهی برای دخترانی تبدیل شدهاند که نمیتوانند در نهادهای رسمی آموزشی بهدلیل ممنوعیتهای طالبان درس بخوانند.
شماری از دخترانی که در این مدرسهها برای فراگیری علوم دینی میروند میگویند که نبود مکتبها و دانشگاه آنها را با مشکلات روانی و افسردهگی مواجه ساخته و پناه بردن به این مدرسهها فرار از چهاردیواری خانه است.
اما برخی از آنها نگران رشد افراطیت دینی در میان زنان نیز میباشند و میگویند که تا کنون زنان از افتادن به دام افراطیت دور بودند، ولی اکنون با رشد مدرسههای دینی خانهگی خطر آن بسیار بلند رفته است.
هرچند این دختران میگویند که مدرسههای دینی خانهگی فرصتی است تا روزانه برای یکی دو ساعت از چهاردیواری خانه بیرون شوند، اما در کنار آن، افکار تندروانه و افراطی نیز به دختران خرد و بزرگ در این مدرسهها آموزش داده میشود.
منیره (مستعار)، دختری که پس از صنف نهم نتوانسته به مکتب برود، میگوید که تجوید قرآن میخواند، اما به مطالب دیگری که از سوی قاری درباره زنان گفته میشود، توجهی ندارد. او میافزاید که در این مدرسهها گاهی مضامین و کتابهایی نیز تدریس میشود که در آن، زنان به ازدواج زودهنگام، دوری از اماکن عمومی و رعایت «حیا و حجاب» تشویق میشوند. به گفته او، از نگاه مدرسان این مدرسهها گاهی زنانی که برای داشتن شغل، آموزش دانشگاهی و حقوق زنان مبارزه میکنند «روسپی» و «جیرهخوران» یهود و نصارا خوانده میشوند.
ساجده، دختر دیگری است که علاقه داشت به دانشگاه برود و رشته کمپیوتر ساینس را بخواند، اما اکنون به یکی از مدرسههای دینی خانهگی میرود. او میگوید که تنها برای دیدن دوستانش به این مدرسه میرود.
ساجده صبحها از ساعت ۸ تا ۱۰ به مدرسه میرود و پس از آن، به گفته خودش، دوباره در چهاردیواری خانه زندانی میشود.
اما او در مورد تدریس بعضی مضامین افراطی در این مدرسهها میگوید که افراطی شدن زنان بستهگی به خودشان دارد؛ زیرا همه میدانند که زنان حق دارند به مکتب و دانشگاه بروند و شغل داشته باشند.
در همین حال، فریده، یک معلم زن، میگوید که هرچند مدرسههای دینی خانهگی برای آموزش دینی زنان مفید است، اما تدریس مضامینی که بهصورت سیستماتیک افراطیت را به ذهن افراد تزریق میکند، ناگزیر اثرات خود را بر جای میگذارد. او میافزاید که دهها دختر را از اقوامش دیده است که پس از شش ماه تا یک سال اشتراک در این گونه مدرسههای دینی، افکار و رفتار شان تغییر کرده و تا حدی افراطی شده بودند.
با این حال، یکی از کارمندان ریاست معارف ولایت بلخ میگوید که مسوولان طالبان در این نهاد، بهصورت غیرعلنی از وجود این مدرسهها خرسند هستند؛ زیرا این مراکز دختران را سرگرم کرده و بهتدریج مکتب و دانشگاه را از ذهنشان میزدایند. به گفته او، ریاست معارف حتا یک مکتب خصوصی دخترانه را تحمل نمیتواند، ولی در برابر مدارس دینی خانهگی که تقریباً همه شان مجوز فعالیت نیز ندارند، سکوت میکند.
این در حالی است که بیش از چهار سال از بسته شدن مکاتب و دانشگاهها بهروی زنان و دختران میگذرد، اما هیچ چشمانداز روشنی برای بازگشایی آن وجود ندارد.






