همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید در کشور، شماری از دختران خواهان بازگشایی دروازههای آموزش توسط طالبان شدهاند. آنان میگویند که با شروع سال تحصیلی، حسرت بازگشت به صنفهای درس بار دیگر در دلشان زنده شده است. این دختران تأکید میکنند که در سال تحصیلی جدید نباید از حق بنیادی آموزش محروم شوند. به باور آنان، ممنوعیت تحصیل توسط طالبان تأثیر بسیار منفی بر زندهگیشان گذاشته و سبب شده است که غمگین شوند و امیدشان به آینده کمرنگ شود. از نظر آنان، پیش از این، روزهایشان با درس، مکتب و امید به آینده همراه بود، اما اکنون این امیدها جای خود را به نگرانی و بیسرنوشتی داده است.
این دختران در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگویند که با وجود محدودیتها، تلاش میکنند از طریق مطالعه در خانه یا آموزشهای غیررسمی، از درس دور نمانند؛ اما این امکانات برای همه در دسترس نیست. این دختران میافزایند که پس از محروم شدن از آموزش، زندهگی روزمرهشان دگرگون شده و بیشتر روزهایشان را در خانه، بدون برنامه مشخص سپری میکنند. به گفته آنان، ادامه این وضعیت نهتنها بر آموزش، بلکه بر روحیه و امیدشان نسبت به آینده نیز تأثیر منفی گذاشته است.
ستاره (مستعار)، یکی از دختران بازمانده از آموزش، میگوید که در بیش از چهار سال گذشته برای بازگشایی درهای مکتب بهروی دختران لحظهشماری کرده و هر سال با آغاز سال آموزشی، با درهای بسته روبهرو میشود. او میافزاید که با بسته ماندن درهای مکتب، در آغاز هر سال آموزشی احساس ناامیدی در او بیشتر میشود، زیرا نمیتواند مانند دیگران به مکتب برود.
این دختر میافزاید: «من در صنف یازدهم مکتب بودم که از آموزش بازماندم. هر بار که سال آموزشی آغاز میشود، احساس ناخوشایندی به من دست میدهد؛ وقتی میبینم همه میتوانند به مکتب بروند، اما من نمیتوانم. با این حال، هنوز هم امید دارم که مکتبها باز شوند و ما بتوانیم به درسهای خود ادامه بدهیم.»
کبرا محمدی، یکی دیگر از دختران بازمانده از آموزش، میگوید که هرچند آموزشهای غیررسمی را دنبال میکند، اما این نوع آموزش نمیتواند جای مکتب را برای او پر کند. او میگوید: «پس از بسته شدن مکتبها و ناامیدیای که تجربه کردم، به آموزش زبان انگلیسی روی آوردم تا به جهان نشان بدهم که دختران افغان با وجود محدودیتها متوقف نمیشوند؛ اما این برای ما کافی نیست و باید مکتبها دوباره باز شوند.»
صدف طاهری، یکی دیگر از دخترانی که در صنف نهم از آموزش بازمانده، میگوید که محرومیت از آموزش در چهار سال گذشته، سختترین ضربه را به زندهگی او وارد کرده است. به گفته او، با وجود همه دشواریها، تلاش کرده است تسلیم نشود و بهدنبال رویاهایش برود. او از سایر دختران میخواهد که به خودشان باور داشته باشند و در برابر رسیدن به آرزوهایشان تسلیم نشوند.
بانو طاهری میگوید: «من تا صنف نهم اول نمره بودم. پدرم را از دست دادم و چهل روز پس از فوت او، طالبان بر افغانستان تسلط یافتند. پس از مرگ پدرم همیشه میگفتم که میخواهم درس بخوانم، اما بسته شدن مکاتب مرا بسیار ناامید ساخت. با این حال تسلیم نشدم و یادگیری زبان انگلیسی را آغاز کردم، اما صنفهای انگلیسی هم بسته شد. سپس به آموزشهای آنلاین روی آوردم. با آنکه بسیاری میگفتند درس خواندن در افغانستان فایده ندارد، من همچنان ادامه دادم. گاهی ناامید میشدم و با خود میگفتم کاش درس نمیخواندم، اما میخواستم سرنوشت متفاوتی داشته باشم و نمیخواستم مانند بسیاری از دختران افغان، زود ازدواج کنم. من میخواهم به آرزوهای خود برسم.»
فریما (مستعار)، یکی از دختران بازمانده از تحصیل، میگوید که پس از پشت سر گذاشتن دشواریهای فراوان توانسته است به یک کورس داستاننویسی راه یابد؛ اما تأکید میکند که مسیر آموزش آنلاین آسان و در دسترس همه نیست. او میافزاید که بسته ماندن دانشگاه بهروی دختران داغی است که هرگز در این سالها او را رها نکرده است.
این دختر که اکنون داستانهای کوتاه مینویسد، میگوید: «از بسته شدن دانشگاهها بیش از سه سال میگذرد. همصنفیهایم که پسر بودند، فارغ شدهاند؛ اما ما دختران جا ماندیم و این رنج هرگز مرا رها نمیکند. با این حال، من به داستاننویسی و شعرخوانی پناه بردهام. دو سال پیش در یکی از دانشگاههای آنلاین ثبتنام کردم و اکنون در آستانه فراغت قرار دارم. میدانم اگر به دانشگاه حضوری میرفتم، میتوانستم از فرصتهای بیشتری استفاده کنم؛ اما همین آموزش آنلاین، داستاننویسی و تدریس برای دختران، از منفعل بودن صدها برابر نتیجه مثبت دارد. هرچند آینده ما هنوز مبهم است و در نوعی بیسرنوشتی بهسر میبریم، اما من همچنان امیدوارم و تلاش میکنم. در پی یادگیری زبان و ادامه تحصیل در مقطع ماستری هستم.»
صالحه، که دو خواهرش از آموزش بازماندهاند، میگوید او و خانوادهاش تلاش میکنند این دو دختر محدودیتهای آموزشی را کمتر احساس کنند. او میافزاید که خواهرانش به همین فرصتهای اندکی که در اختیار دارند، دل بستهگی زیادی پیدا کردهاند.
این بانو میگوید: «هرچند خواهرانم از مکتب بازماندهاند، اما ما تلاش داریم با فراهمسازی راههای بدیل، محدودیتها را دور بزنیم و نگذاریم روحیهشان با آغاز سال آموزشی تضعیف شود. آنان اشتیاق زیادی دارند و همه لوازم لازم را تهیه کردهاند تا از آموزشهای غیررسمی که در دسترس است، استفاده کنند.»
همهساله سال آموزشی و تحصیلی جدید در افغانستان با آغاز سال خورشیدی، در اول حمل، شروع میشود؛ اما تا کنون روشن نیست که آیا طالبان دانشگاه و مکتبها را بهروی دانشآموزان دختر (بالاتر از صنف ششم) باز خواهند کرد یا خیر.
طالبان پس از به تسلط بر کابل در ۲۱ آگست ۲۰۲۱، درهای مکتب را بهروی دختران بالاتر از صنف ششم و همچنان دانشگاهها را بهروی دختران بستند و اعلام کردند که این محدودیتها موقتی خواهد بود؛ اما هنوز مشخص نیست این «موقت» تا چه زمانی ادامه خواهد داشت.
همزمان با آغاز سال جدید آموزشی در افغانستان، نگرانیها از ادامه ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم افزایش یافته و شماری از نهادها بار دیگر خواستار آموزش بیقیدوشرط دختران شدهاند.
دیدهبان حقوق افغانستان با انتشار پیامی در حساب کاربری ایکس خود، از ادامه ممنوعیت آموزش دختران انتقاد کرده و اعلام کرده است که طالبان نهتنها دسترسی به آموزش را محدود کردهاند، بلکه دختران را از حقوق اساسیشان نیز محروم ساختهاند.
این نهاد با اشاره به این وضعیت، خواستار بهرسمیتشناسی «آپارتاید جنسیتی» بهعنوان جنایت علیه بشریت شده و از طالبان خواسته است که اجازه دهند دختران و زنان به آموزششان ادامه دهند.
پیشتر، اتحادیه اروپا به مناسبت آغاز سال خورشیدی جدید، خواستار بازگشایی مکتبها شده بود.






