پاکستان یکی از بازیگران هوشمند و تاثیرگذار در معادلات منطقهای است. این کشور از زمان تاسیس خود در سال ۱۹۴۷ میلادی تاکنون، همواره نقشی مهم در تحولات منطقهای، بهویژه در دوران جنگ سرد میان ایالات متحده امریکا و اتحاد جماهیر شوروی، ایفا کرده است. پس از حملات یازدهم سپتامبر نیز بخش مهمی از راهبرد ایالات متحده در مبارزه با تروریسم با همکاری پاکستان دنبال شد. هرچند اسلامآباد همواره سیاستی چندلایه را در پیش گرفته و کوشیده است با حفظ روابط با قدرتهای مختلف، منافع و امتیازات خود را تامین کند.
در شرایط کنونی و در پی تشدید تنشها و درگیریهای نظامی میان ایالات متحده امریکا و ایران، پاکستان بار دیگر با بهرهگیری از دیپلماسی فعال خود، تلاش کرده است نقش میانجی را میان دو طرف ایفا کند. این کشور پیش از این نیز در برخی تحولات مهم منطقهای نقش میانجی را بر عهده داشته است، اما ایفای چنین نقشی در بحران کنونی از اهمیت ویژهای در سطح منطقه و جهان برخوردار است و میتواند بیانگر تلاش اسلامآباد برای بازتعریف جایگاه خود در مناسبات ژئوپلیتیکی منطقه باشد.
پاکستان از یک سو در پی تقویت روابط راهبردی خود با ایالات متحده است و از سوی دیگر، به دلیل برخورداری از مرزهای مشترک، مناسبات اقتصادی و نگرانیهای امنیتی مشترک، روابط خود با ایران را نیز حفظ کرده است. افزون بر این، اسلامآباد ضمن حفظ روابط نزدیک با چین، مناسبات خود با ایالات متحده را نیز ادامه داده است. ایفای چنین نقشی مستلزم دیپلماسی هوشمندانه، متوازن و بسیار حساس است. همچنین، اشتراک نگرانیهای امنیتی میان تهران و اسلامآباد، زمینه مساعدی را برای ایفای نقش میانجی از سوی پاکستان فراهم کرده است.
در کنار این عوامل، پاکستان برای میانجیگری میان ایران و امریکا انگیزههای متعددی دارد که مهمترین آنها عبارتاند از:
۱. حفظ امنیت مرزهای غربی و جلوگیری از سرایت بحران به داخل پاکستان؛
۲. ارتقای جایگاه و اعتبار بینالمللی؛
۳. تامین و حفظ منافع اقتصادی.
پاکستان در سالهای اخیر با افزایش ناامنی در بخشهای مختلف این کشور روبهرو بوده است. فعالیت طالبان پاکستانی به یکی از مهمترین تهدیدهای امنیت داخلی پاکستان تبدیل شده است. از اینرو، اسلامآباد نگران است که گسترش جنگ در ایران، دامنه ناامنی را به مناطق مرزی، بهویژه بلوچستان، بکشاند و مشکلات امنیتی آن را تشدید کند.
در کنار این نگرانیها، پاکستان میکوشد با ایفای این نقش، خود را بهعنوان بازیگری موثر در حل بحرانهای منطقهای معرفی کرده و توانمندی دیپلماتیک خود را به نمایش بگذارد. همچنین، این کشور در تلاش است روابط خود را با ایالات متحده و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بیش از پیش تقویت کند. نباید فراموش کرد که پاکستان با عربستان سعودی روابط امنیتی گستردهای دارد و ایفای موفق این نقش میتواند اعتماد و توجه سایر کشورهای عربی را نیز به ظرفیتهای دیپلماتیک و امنیتی اسلامآباد جلب کند.
از سوی دیگر، پاکستان همچنان با مشکلات اقتصادی قابل توجهی مواجه است و طولانی شدن درگیریها میان ایران و امریکا میتواند فشارهای اقتصادی بیشتری بر این کشور وارد سازد. از اینرو، تلاش اسلامآباد برای کاهش تنشها، ریشه در ملاحظات اقتصادی نیز دارد.
در کنار همه این موارد، موفقیت احتمالی پاکستان در ایفای نقش میانجی میتواند پیامدهایی نیز برای رژیم طالبان در افغانستان داشته باشد. طالبان از زمان بازگشت دوباره به قدرت، کوشیدهاند با ایجاد نوعی توازن در روابط خود با کشورهای منطقه، از رقابتهای ژئوپلیتیکی برای افزایش تعاملات خارجی و کاهش فشارهای بینالمللی بهره بگیرند. با این حال، هرگونه تحول مثبت در روابط میان قدرتهای منطقهای میتواند فضای مانور دیپلماتیک طالبان را محدودتر سازد.
همچنین، موفقیت پاکستان در این میانجیگری، جایگاه دیپلماتیک اسلامآباد را تقویت خواهد کرد و این کشور خواهد توانست با پشتوانه بیشتری خواستههای خود را درباره افغانستان و طالبان با ایالات متحده و دیگر بازیگران منطقهای مطرح کند. پاکستان بارها مدعی حضور اعضای طالبان پاکستانی در خاک افغانستان شده و از رژیم طالبان خواسته است علیه این گروه اقدام کند. در صورت افزایش وزن سیاسی و دیپلماتیک پاکستان، احتمال افزایش فشارهای آن کشور بر طالبان نیز بیشتر خواهد شد.
از سوی دیگر، کاهش تنشهای منطقهای میتواند زمینه را برای هماهنگی بیشتر میان کشورهای همسایه افغانستان فراهم سازد. پاکستان، ایران و کشورهای آسیای مرکزی، هر یک نگرانیهای مشترکی درباره فعالیت گروههای تروریستی، قاچاق مواد مخدر و بیثباتیهای مرزی دارند. هر اندازه فضای منطقه از تنشهای گسترده فاصله بگیرد، امکان شکلگیری همکاریهای امنیتی و اقتصادی میان این کشورها نیز افزایش خواهد یافت. چنین روندی، هرچند میتواند فرصتهایی را برای افغانستان ایجاد کند، اما احتمالاً دامنه آزادی عمل طالبان در سیاست منطقهای را محدودتر خواهد ساخت.
البته این وضعیت الزاماً به معنای زیان طالبان نخواهد بود؛ زیرا افغانستان، به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود، همچنان حلقه اتصال آسیای مرکزی و جنوب آسیا، بهویژه پاکستان، محسوب میشود و این جایگاه میتواند فرصتهایی را نیز برای رژیم طالبان فراهم آورد.
در نهایت، میتوان میانجیگری پاکستان میان ایران و امریکا را تلاشی دیپلماتیک برای تثبیت جایگاه این کشور در معادلات منطقهای و بینالمللی دانست. اسلامآباد میکوشد با ایفای این نقش، خود را بهعنوان بازیگری موثر و قابل اعتماد در مدیریت بحرانهای منطقهای معرفی کند. اگر این تلاشها به کاهش پایدار تنشها میان تهران و واشنگتن بینجامد، بدون تردید موازنه قدرت در پیرامون افغانستان نیز دستخوش تحول خواهد شد؛ تحولاتی که میتواند هم فرصتها و هم چالشهای تازهای را برای طالبان به همراه داشته باشد. اینکه طالبان تا چه اندازه خواهند توانست خود را با این موازنه جدید قدرت سازگار سازند، پرسشی است که پاسخ آن را تحولات آینده روشن خواهد کرد.






