هندوستان پس از کسب استقلال از بریتانیای کبیر، به یکی از بزرگترین دموکراسیهای جهان بدل شد؛ به همین خاطر هم است که هندوستانیها به کثرت ادعا میکنند که کشورشان، سنگر آزادی و مردمسالاری در برابر اقتدارگرایی چین و نظامیگری پاکستان است. اما آنچه این روزها در روابط دهلی نو با طالبان جریان دارد، نشان میدهد که این تصویر بیش از هر زمان دیگری دچار تناقض شده است. پذیرایی رسمی از امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، توسط جی شنکر، وزیر خارجه هند، در سطح وزیر خارجه یک دولت مشروع، نمونهای آشکار از سقوط اخلاقی و استراتژیک هند بهعنوان بزرگترین دموکراسی جهان است. این در حالی است که متقی نهتنها در فهرست سیاه سازمان ملل قرار دارد، بلکه یکی از چهرههای شناختهشده تروریستی است.
این اقدام با دو تحول دیگر همزمان شد که اهمیت آن را دوچندان میکند. نخست، حمله هوایی پاکستان به کابل با هدف کشتن نورولی محسود، رهبر طالبان پاکستانی (تیتیپی)، و دوم، اعلام دهلی نو مبنی بر ارتقای دفتر دیپلماتیک خود در کابل به سطح سفارت. این دو رویداد نشان میدهند که با گرمشدن روابط دهلی نو با کابل، افغانستان بار دیگر به صحنه رقابتهای استخباراتی و ژئوپلیتیکی منطقه بدل شده و هند آگاهانه میخواهد از این میدان پرخطر به نفع خود و علیه پاکستان استفاده کند.
پرسش اساسی اما این است: چگونه ممکن است بزرگترین دموکراسی جهان به مشروعیتبخشی به گروهی روی آورد که در چهار سال گذشته یکی از تاریکترین دورههای تاریخ افغانستان را رقم زده است؟ طالبان نهتنها زنان را از تحصیل و کار محروم کردهاند، بلکه رسانهها را خفه کرده، مخالفان سیاسی را ربوده و شکنجه کرده و به قتل میرسانند و در سطح گسترده و سیستماتیک به نقض حقوق اساسی و بشری مردم افغانستان متوسل شدهاند. این در حالی است که هند که خود سالها قربانی تروریسم بوده است، اکنون دست در دست گروهی میگذارد که سابقه آشکار در حمایت از شبکههای تروریستی دارد و همین اکنون نیز میزبان دهها گروه تروریستی منطقهای و جهانی از جمله تیتیپی، القاعده، جنبش اسلامی ترکستان شرقی، انصارالله و جنبش اسلامی اوزبکستان میباشد. به همین دلیل، تعامل هندوستان با طالبان، نه منطق سیاسی دارد و نه واقعگرایی و عملگرایی آن قابل توجیه است. این گرمی رابطه میان دهلی و کابل را فقط میتوان تناقض و سقوط اخلاقی تعبیر کرد و بس.
واضح است که امیرخان متقی شخصیتی است که پیوندهای عمیقی با نهادهای استخباراتی/نظامی پاکستان دارد. به همین خاطر هیچ تردیدی وجود ندارد که او پس از بازگشت از دهلی، تمام جزییات مذاکرات خود را با آیاسآی در میان خواهد گذاشت. در حقیقت، هند با پذیرایی از متقی، بخشی از اطلاعات و محاسبات دیپلماتیک خود را به صورت مستقیم به دست همان نهادی میسپارد که دههها بزرگترین تهدید امنیت ملی هندوستان بوده است. این در حالی است که هند میخواهد با سادهلوحی روی گروهی سرمایهگذاری کند که بزرگترین گروه نیابتی پاکستان در منطقه است. چنین اشتباهی برای کشوری که خود را قدرت نوظهور جهانی میداند، چیزی جز سادهلوحی استراتژیک نیست.
اگرچه دیدار متقی و ارتقای دفتر دیپلماتیک به سفارت وجه رسمی روابط هند و طالبان است، اما نباید لایههای غیررسمی این روابط را نادیده گرفت. منابع غیررسمی اما معتبر نشان میدهند که طی سه سال گذشته شماری از بیماران طالبان در شفاخانههای هند درمان شدهاند. این امر نشان از سطحی از اعتماد و همکاری عملی میان دو طرف دارد که فراتر از تعاملات علنی است.
افزون بر آن، ادعاهای جدی وجود دارد که هند بهطور غیرمستقیم از طالبان پاکستانی و گروههای آزادیبخش بلوچ به واسطه دوستان جدیدش در کابل از جمله ملا یعقوب، وزیر دفاع رژیم طالبان و پسر بنیانگذار این گروه، حمایت میکند. اسلامآباد بارها چنین اتهاماتی را مطرح کرده و بسیاری از تحلیلگران امنیتی در منطقه نیز این ادعاها را جدی تلقی کردهاند. لانگ وار ژورنال در گزارشی در سال ۲۰۲۵ توضیح داد که پاکستان حتا تلاش کرده بخشی از حملات تیتیپی را به دخالت هند نسبت دهد. هرچند در سطح رسانهای این ادعاها بخشی از جنگ تبلیغاتی هستند، اما واقعیت این است که دهلی به دنبال راههای جدیدی برای فشار بر اسلامآباد بوده و در این مسیر استفاده از طالبان علیه پاکستان غیرمحتمل نیست.
در مرکز این روابط پنهان، نام ملا یعقوب، وزیر دفاع طالبان و پسر ملا عمر، به چشم میخورد. او چهرهای است که هم در سطح رسمی و هم غیررسمی بیش از دیگر رهبران طالبان به هند نزدیک است. یعقوب به دنبال استقلال از پاکستان است و حمایت هند میتواند جایگاه او را در میان جناحهای رقیب طالبان تقویت کند. برخی گزارشها حاکی از آن است که بخشی از بیماران طالبان که در هند درمان شدهاند، بهصورت مستقیم به شبکههای نزدیک به ملا یعقوب تعلق داشتهاند. این امر نهتنها از پیوند شخصی و عمیق او با دهلی خبر میدهد، بلکه نشان میدهد هند در حال سرمایهگذاری روی جناحی خاص در درون طالبان است.
طالبان قندهاری نیز که بهصورت سنتی تحت نفوذ پاکستان بودند، امروز برای افزایش قدرت چانهزنی و فشار بر اسلامآباد به سمت تنوعبخشی روابط رفتهاند. نزدیکی آنان به هند بخشی از این تغییر است. بنابراین، نتیجه چنین روندی شکافهای تازه در درون طالبان، تشدید بیثباتی و گسترش جنگهای نیابتی در افغانستان خواهد بود.
هند مدعی است که سیاستش در قبال طالبان ناشی از «واقعگرایی» است. اما واقعگرایی زمانی ارزشمند است که منافع بلندمدت و استراتژیک دو کشور را در راستای ارزشهای دموکراتیک و توسعه اقتصادی و نیز نگرانیهای امنیتی تامین کند. این در حالی است که طالبان نه شریک قابل اعتمادند و نه رژیمی که بتواند ثبات پایدار ایجاد کند. آنان هیچگونه پیوندی با دموکراسی و دولت قانونی و مشروع ندارند. طالبان همچنان بهطور ساختاری با استخبارات پاکستان پیوند دارند و هرگونه همکاری با هند دیر یا زود به سود اسلامآباد تمام خواهد شد. به بیان دیگر، هند با این سیاست خود را گرفتار همان تلهای میکند که پاکستان همین اکنون در آن گیر مانده است: سرمایهگذاری روی گروهی افراطی که جز بحران، ناامنی و بیثباتی چیزی به همراه نیاورده و همه روزه در مناطق مختلف پاکستان، بهویژه ایالت خیبرپختونخوا، سربازان ارتش پاکستان و مردم ملکی را هدف قرار میدهند.
پیامدهای این انتخاب برای دهلی روشن است. در سطح منطقهای، پاکستان بیاعتمادتر و خشمگینتر میشود و تنشهای مرزی و حملات نیابتی افزایش مییابد. ایران، روسیه و چین نیز هند را بازیگری خواهند دید که اصول و ارزشهایش را قربانی منافع کوتاهمدت کرده است. در سطح بینالمللی، هند که سالها کوشیده است پرچمدار دموکراسی در برابر اقتدارگرایی باشد، اکنون خود در کنار رژیمی قرار میگیرد که به نقض سیستماتیک حقوق بشری مردم افغانستان معروف است.
در نهایت، پذیرایی رسمی هند از امیرخان متقی و ارتقای دفتر تخنیکی در کابل به سطح سفارت، همزمان با روابط پنهانی با ملا یعقوب و ادعاهای حمایت از طالبان پاکستانی و بلوچها، چیزی جز سقوط استراتژیک و اخلاقی بزرگترین دموکراسی جهان نیست. هند امروز در حال مشروعیتبخشی به رژیمی است که نهتنها ناقض حقوق اساسی مردم افغانستان است، بلکه در پیوندی عمیق با سازمانهای استخباراتی/نظامی پاکستان قرار دارد و از دهها سازمان تروریستی منطقهای و بینالمللی میزبانی میکند. این سیاست تناقضی آشکار با ادعای هند بهعنوان نماینده دموکراسی در جهان است و دیر یا زود جایگاه منطقهای و بینالمللی آن را تضعیف خواهد کرد.
تاریخ به یاد خواهد داشت که بزرگترین دموکراسی جهان، بهجای ایستادن در کنار مردم افغانستان و دفاع از آزادی، به استقبال از تروریستهایی رفت که دستشان به خون هزاران انسان بیگناه آلوده است. این انتخاب نه نشانه قدرت، بلکه نشانه ضعف و سردرگمی است؛ و اگر ادامه یابد، لکهای پاکنشدنی بر اعتبار هند در نظام بینالملل خواهد بود.






