یادداشت: نصیر احمد فایق، سرپرست نمایندهگی دایمی افغانستان در سازمان ملل متحد، در چهار سال گذشته بهگونهای قاطع از مواضع مردم افغانستان در سازمان ملل و نشستهای شورای امنیت دفاع کرده است. او میگوید که طالبان برای تصاحب کرسی افغانستان در این سازمان، از طریق همکاران پیشینش در وزارت خارجه و حتا بهطور مستقیم با او تماس گرفتهاند؛ اما او بر منافع مردم، رعایت ارزشهای حقوق بشری، بهویژه حقوق زنان، و حاکمیت مشروع تاکید کرده است. فایق در این گفتوگو از فشارهای برخی کشورهای منطقه و نیز مبارزات پیگیر زنان افغانستان سخن میگوید. او با اشاره به ایستادهگی چهارسالهاش در برابر توطئههای دیپلماتیک، از پشتپرده تعاملات سیاسی با طالبان، مقاومت در برابر مشروعیتبخشی به رژیم آنها، و تاثیر اعتراضات زنان در تدوین بیانیهها و قطعنامههای بینالمللی پرده برمیدارد. فایق تصریح میکند که بدون ایجاد ساختار مشروع، احترام به حقوق بشر، و پایان آپارتاید جنسیتی، افغانستان راهی بهسوی ثبات و رهایی نخواهد یافت.
۸صبح: در چهار سال گذشته، در برابر فشار طالبان و کشورهای حامی آنها در شورای امنیت و در کل سازمان ملل متحد ایستادهگی کردید. مهمترین بخشهای این مقاومت چه بودهاند؟
فایق: نمایندهگی از کشوری فقیر، جنگزده و گرفتار بحرانهای چندلایه، بدون حمایت، منابع و دولت مشروع، کاری بس دشوار است. این مسوولیت در حالی بر دوش ماست که مردم افغانستان، در داخل و خارج، از سازمان ملل و از ما بهعنوان نماینده افغانستان در این نهاد، توقع اقدامات فوری و موثر دارند.
با وجود توطئهها، فشارها و چالشهای داخلی و خارجی از جمله فشارهای برخی کشورها، همواره در دفاع از منافع ملی و ارزشهای مردم افغانستان، چه در جلسات علنی و چه پشت درهای بسته، ایستادهام. این تلاشها مبتنی بر منشور ملل متحد و آرمان مردم افغانستان برای دستیابی به صلح، عدالت، حاکمیت قانون و ساختار مشروع سیاسی بوده است.
شما حتماً شاهد تنشهای لفظی من با نمایندهگان کشورها در جریان جلسات رسمی بهشمول نشستهای شورای امنیت و سایر جلسات پیرامون افغانستان بودهاید. این تلاشها همواره در چارچوب اصول و اهداف منشور ملل متحد و آرمان مردم افغانستان که هدف آن تحکیم صلح، ثبات و رفاه، از طریق ایجاد ساختار مبتنی بر اراده مردم، عدالت و حاکمیت قانون بوده صورت گرفته است.
در این چهار سال، در چارچوب منافع ملی، همواره در پی یافتن راهحل سیاسی و دادخواهی در برابر سیاستهای سرکوبگرانه طالبان و نقض حقوق اساسی شهروندان بهویژه زنان و دختران، اقلیتهای قومی و مذهبی، و نیروهای امنیتی و دفاعی دولت پیشین بودهام. همواره صدای رسای مردم افغانستان بودهام و بدون هیچگونه ملاحظه سیاسی، قومی، گروهی یا حزبی، از یک افغانستان واحد نمایندهگی کردهام.
۸صبح: در مقاله «An Ambassador Without a Country»، اشاره شده که نمایندهگی افغانستان حتا از پرداخت قرضهای خود عقب مانده چگونه موفق شدهاید این نهاد را سرپا نگهدارید؟ چالشهای مالی و دیپلماتیک شما چه بودهاند؟
فایق: از زمان سقوط نظام جمهوریت تا کنون، ما با مشکلات جدی مالی روبهرو بودهایم. من و همکارانم، که اغلبشان زنان و جوانان متعهد و مستعد مقیم امریکا هستند، داوطلبانه و بدون دریافت معاش یا امتیازات، در کنار تحصیل و کار شخصیشان، فعالیتهای نمایندهگی را ادامه میدهیم. چالشها هر روز بیشتر شده اما کاهش نیافته است. بهدلیل عدم پرداخت حقالسهم افغانستان به سازمان ملل که پس از سقوط جمهوریت به حدود یک میلیون دالر رسیده، حق رأی ما به حالت تعلیق درآمده است. هرچند افغانستان مالک دفتر و اقامتگاه سفیر در نیویارک است، اما هزینههای ماهانه نگهداری این املاک بسیار سنگین است و از زمان سقوط تا امروز، که مجموع آن به بیش از هشت صد هزار دالر رسیده، پرداخت نشده است.
نمایندهگی دایمی افغانستان در طول این چهارسال برعکس سایر سفارتخانهها و کنسولگریها منبع درآمدی نداشت و ندارد. حتا در سال آخر جمهوریت، برخلاف روال معمول، بودجه سهماهه پایانی سال به حساب دفتر نمایندهگی منتقل نشد. اندک پول موجود در حساب نیز پس از مسدود شدن حساب بانکی نمایندهگی در اواخر ۲۰۲۱ غیرقابل دسترس بود. یعنی از زمانی که من مسوولیت نمایندهگی دایمی افغانستان و سرپرستی و حفاظت از امانت و ملکیتهای دولت افغانستان را بهعهده گرفتم، هیچ نوع معاش و یا امتیازاتی وجود نداشت و اکنون هم ندارد.
ما با حفظ استقلال، شفافیت و اعتبار نمایندهگی، از راههای مشروع و از طریق گفتوگو با نهادهای مربوطه، تلاش کردیم این مشکلات را مدیریت کنیم. پس از بازگشایی حساب، بخش قابلتوجهی از بدهیها و هزینههای ضروری، از جمله بخشی از مخارج نگهداری دفتر و اقامتگاه، پرداخت شد. با این حال، اکنون هم مشکلات مالی همچنان پابرجاست و شرایط بسیار دشوار است.
در این مدت، هیچگونه کمک مالی از هیچ مرجع داخلی یا خارجی دریافت نکردهایم. برای من، حفظ استقلال، شفافیت و پاسخگویی از هر چیز مهمتر بوده و هست. تمرکز و تعهد ما بر موضوعات کلان، از جمله یافتن راهحل سیاسی برای بحران افغانستان و پیگیری مطالبات مردم، است. تا زمانی که امید و امکان خدمت باقی باشد، به تلاش ادامه میدهیم، اما اگر روزی به این نتیجه برسم که این تلاشها به نفع مردم و منافع ملی نیست و نتیجهای نخواهد داشت، تصمیم خود را صادقانه و با شفافیت به مردم افغانستان اعلام خواهم کرد.
۸صبح: آیا از حمایت برخی کشورها یا نهادها بهرهمند بودهاید؟
فایق: قبلاً هم گفتم که ما از لحاظ منابع مالی تحت هیچ نوع حمایتی قرار نداریم، اما مایلم اضافه کنم که در مسایل اصولی و موضوعی، از جمله دادخواهیها، نمایندهگی از مردم افغانستان و انتقال خواستههای برحق آنان در نشستهای رسمی و غیررسمی، چه علنی و چه پشت درهای بسته، همواره همسویی و حمایت از مواضع ما از سوی شماری کثیری از کشورها وجود داشته و همچنان نیز ادامه دارد.
البته طبیعی است که هر کشور براساس منافع و مصالح عالیه خود عمل میکند. اما برای من، در گام نخست، منافع و مصالح مردم و کشورم در اولویت قرار دارد و سپس در چارچوب اصول، ارزشها و هنر دیپلماسی، تلاش میکنم بر پایه منافع و تهدیدات مشترک با جهان در تعامل و گفتوگو باشم. ولی باید بگویم که هرگونه پیشنهاد کمک مالی توسط دیگران برایم پذیرفتنی نبوده و نیست.
۸صبح: تجربهای از مواجهه مستقیم با فشار دیپلماتیک طالبان دارید که بتواند نشان دهد چگونه آنها بهدنبال خلع قدرت شما در سازمان ملل بودند؟
فایق: فشارهای طالبان و حامیان شان همیشه برای واگذاری کرسی افغانستان در سازمان ملل متحد و پذیرش نماینده آنها وجود داشته است و فعلاً هم وجود دارد. این موضوع در سخنان و خواستههای مقامات بلند پایه طالبان بارها تأکید شده و با مقامات ملل متحد و هم با کشورهای تاثیر گذار مطرح شده است.
این مساله طی تماسهای از طریق همکاران سابق و کنونی من در وزارت امور خارجه هم بهصورت مستقیم و یا غیر مستقیم البته خیلی محترمانه با من هم مطرح شده است. من هم بسیار محترمانه پاسخ و دلایل خود را که همان مطالبات مشروع و برحق مردم افغانستان است با ایشان مطرح کردهام.
در درون طالبان افراد ناراضی از سیاستهای رهبرشان وجود دارند که دریافتهاند حکومتداری دشوارتر از جنگیدن با حمایت بیگانهگان است. اما این نارضایتی کافی نیست. آنان باید در برابر سیاستهای نادرست سکوت نکنند و مسیر خود را جدا سازند. پیش از آنکه افغانستان به بحران دیگری سقوط کند، باید به خواستهای مردم، حقوق و آزادیهای آنان احترام گذاشته و صادقانه برای ایجاد نظامی مبتنی بر اراده مردم و تامین صلح و ثبات پایدار تلاش کنند.
۸صبح: شما در بیانیهها و سخنرانی متعدد خود از آپارتاید جنسیتی سخن گفتهاید، فکر میکنید گامهای عملی در این زمینه از سوی جامعه جهانی برداشته شود؟
فایق: حمایت از دادخواهی زنان افغانستان همواره در سخنان و مواضع من بهعنوان یکی از مطالبات مشروع مردم افغانستان در کنار سایر موضوعات اساسی، مورد تاکید بوده است. موضوع «آپارتاید جنسیتی» نهتنها از منظر عدالتخواهی و پاسخگو ساختن ناقضان حقوق زنان در سازمان ملل و حقوق بینالملل اهمیت دارد، بلکه در روند تلاشها برای تدوین و شناسایی آن بهعنوان «جنایت علیه بشریت» در چارچوب «پیمان جنایات علیه بشریت» که مذاکرات آن جریان دارد، نیز مهم است. افغانستان و شماری از کشورها از این تلاش حمایت کردهاند و امید میرود به اجماع گستردهتری منجر شود.
در کنار این، سازوکارهای دیگری نیز برای پیگرد طالبان وجود دارد، از جمله اقدامات برخی کشورها در چارچوب «کنوانسیون محو خشونت علیه زنان» و بررسیهای «دیوان کیفری بینالمللی.» این موضوع بهطور مکرر در گزارشهای گزارشگر ویژه سازمان ملل منعکس شده و صدور حکم بازداشت برای رهبران طالبان، گامی مثبت در راستای تحقق عدالت است.
۸صبح: دفاع از حقوق زنان افغانستان همواره در مواضع شما محوری بودهاند؛ چه پیشبینی دارید برای آینده حضور زنان در تحولات سیاسی و اجتماعی کشور؟
فایق: زنان افغانستان، همچون زنان دیگر کشورها بهویژه کشورهای اسلامی، باید از تمامی حقوق و آزادیهای انسانی و اسلامی خود برخوردار شوند و این حقوق باید احیا و تضمین گردد. آنان باید در همه عرصههای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی، مشارکتی معنادار و برابر داشته باشند و حقوق و آزادیهایشان در پرتو قانون به رسمیت شناخته و حمایت شود تا بتوانند دوشادوش مردان در توسعه و پیشرفت افغانستان سهم داشته باشند.
بحث حقوق و آزادیهای زنان نباید جنبه ابزاری یا نمادین پیدا کند. افغانستان کشوری مسلمان و سنتی است، اما مردم ما همواره به کرامت زن احترام گذاشته و به نقش سازنده او در جامعه باور داشتهاند. در چهار سال گذشته، شاهد مبارزات پیگیر و شجاعانه گروههای زنان، چه در داخل و چه در خارج از کشور، بودهایم. این تلاشها و دادخواهیهای مستمر توانسته است دیواری مقاوم در برابر طالبان و سیاستهای زنستیزانهشان ایجاد کند و امید را برای آیندهای عادلانهتر زنده نگهدارد.
۸صبح: در سخنرانیهای خود در شورای امنیت و مجمع عمومی، منع فعالیتهای زنان را بارها محکوم کردهاید. به نظر شما اعتراضات خیابانی زنان تا چه اندازه در تمرکز جامعه جهانی نقش داشتهاند؟
فایق: اعتراضات و دادخواهیهای زنان و دختران افغانستان و نیز توقیف، بدرفتاری، شکنجه و حتا خشونتهای جنسی از سوی طالبان در گزارشات منشی عمومی، یوناما، گزارشگر ویژه حقوق بشر و بیانات اعضای شورای امنیت بازتاب واین اعمال طالبان محکوم شده است. در تمام قطعنامههای شورای امنیت بهصورت واضیح از طالبان خواست شده است تا این سیاستها را پایان دهند.
۸صبح: آیا میتوانید نمونهای از طرح یا بیانیهای که ناشی از اعتراضات زنان یا مقاومت مسلحانه باشد و مستقیماً در مذاکرات یا قطعنامههای بینالمللی تأثیرگذار بوده است، شرح دهید؟
فایق: بلی، یک ماه قبل مجمع عمومی سازمان ملل متحد یک قطعنامهای بسیار مهم را در مورد اوضاع افغانستان تصویب کرد. در این قطعنامه که بیشتر از یک ماه مذاکرات آن طول کشید و نمایندهگی دایمی افغانستان در این مذاکرات نیز سهم فعال داشت، سیاستهای سرکوبگرانهای طالبان و محدودیتهای علیه حقوق و آزادیهای زنان بهشدت محکوم شده و لغو این سیاستها خواسته شده است. این قطعنامه به تمام ابعاد سیاسی، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی، بشری و حقوق بشر بخصوص حقوق زنان و دختران در افغانستان به تفصیل پرداخته است.
یکی از دلایل قوی و روشنی که طالبان تا حال بهرسمیت شناخته نمیشوند، مساله حقوق و آزادیهای زنان و دختران و مبارزات آنها در این راستاست.
از زمان غصب قدرت از سوی طالبان تا کنون مساله حقوق و آزادیهای زنان و دختران در افغانستان پیوسته در سخنرانیهای منشی عمومی، سخنگوی سازمان ملل متحد، اعلامیههای مطبوعاتی شورای امنیت، گزارشگران ویژه، قطعنامههای شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل متحد گزارشات نهادها و هیاتهای مختلف سازمان ملل متحد که به افغانستان سفر نمودهاند و با مقامات طالبان این مسایل را از نزدیک مطرح کردهاند، همه نمونههایاند که میتوان از آن نام برد. موضوع مقاومت مسلحانه درگزارشات منشی عمومی ذکر شده است ولی در مجموع اکثر کشور ها همیشه روی دریافت راه حل سیاسی تاکید کردهاند.
۸صبح: به چه دلیل حتا پس از صدها اعتراض، بازتاب رسانهای یا سیاسی جدی در سطح شورای امنیت یا مجمع عمومی دیده نمیشود؟ این را شکست دیپلماتیک میدانید یا مشکل ساختاری سازمان ملل؟
فایق: در چهار سال گذشته، جهان شاهد تحولات عمیق سیاسی، اقتصادی و امنیتی بوده است که از جمله میتوان به آغاز منازعات جدید در سطح بینالمللی اشاره کرد. این بحرانها، همراه با ظهور قدرتهای نوظهور اقتصادی و نظامی، نظم بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم و روند جهانیشدن را با چالش جدی روبهرو کرده و حتا روند آن را معکوس ساخته است.
ناتوانی سازمان ملل متحد در تحقق اهداف توسعه پایدار، پیشبرد ماموریتهای صلحسازی و جلوگیری از جنگها، به تضعیف اعتبار این سازمان منجر شده است. همزمان، روی کار آمدن دولتهای ملیگرا یا راستگرا، صفبندیهای جدیدی را حول محور منافع ملی ایجاد کرده است. افزایش فقر و موجهای گسترده مهاجرت نیز فشارهای مضاعفی بر دولتها وارد کرده است.
این تحولات تاثیر مستقیم بر نحوه پرداختن به مساله افغانستان و سایر موضوعات کلیدی در دستورکار سازمان ملل، بهویژه شورای امنیت، داشته است. اختلاف دیدگاهها و رقابتهای دوجانبه میان قدرتهای بزرگ، بهویژه اعضای دایم شورا، و صفبندیهای ناشی از بحران اوکراین، جنگ غزه و درگیری اخیر میان ایران و اسراییل، مانع شکلگیری اجماع موثر شده و در نتیجه، موضوع افغانستان در حاشیه قرار گرفته است.
۸صبح: در نشستهایی گفتهاید که زیر سلطه طالبان، گروههای تروریستی با مصونیت عمل میکنند. این سخنان، جدا از نشستهای رسمی در گفتوگوهای حاشیهای و حتا خصوصی مقامهای کشورها این سخنان را چقدر واقعی و جدی گرفتهاند؟
فایق: این موضوع یک حقیقت مسلم و مستند است. براساس گزارش مستند و رسمی تیم نظارت تحریمهای شورای امنیت (۲۴ جولای ۲۰۲۵)، طالبان بهعنوان «حکومت غیررسمی» همچنان فضای نسبتاً آزادی برای فعالیت گروههای تروریستی مانند القاعده، داعش خراسان، تحریک طالبان پاکستان و دیگر گروهها فراهم کرده است. این وضعیت تهدید جدی برای امنیت منطقه، بهویژه آسیای مرکزی، به شمار میرود. گزارش تأکید میکند که القاعده با جنگجویان عربتبار در دستکم ۶ ولایت افغانستان حضور دارد و با TTP اردوگاههای آموزشی مشترک ایجاد کرده است. طالبان همچنین از گروههایی نظیر جماعت انصارالله، IMU، و ETIM برای سرکوب داخلی بهره میبرد، در حالیکه انتقال جنگجویان خارجی و استفاده از کودکان انتحاری و زنان بهعنوان عوامل لجستیکی افزایش یافته است.
من همواره این نگرانیها را بر پایه منافع ملی و گزارشهای معتبر، چه علنی و چه در دیدارهای غیررسمی، با کشورها شریک ساختهام. جامعه بینالمللی و کشورهای منطقه نیز این تهدیدات را بهطور جدی دنبال میکنند. مبارزه مؤثر با تروریسم نیازمند یک دولت مشروع و قابل اعتماد در افغانستان است. طالبان فاقد این اعتبار و شفافیت بوده و اقداماتشان بیشتر ابزاری، غیرقانونی و فاقد پاسخگویی است.
مبارزه با تروریسم باید شفاف و واقعی باشد، نه ابزاری و نه مبتنی بر برخوردهای سلیقهای و یا سیاست های دوپهلو. کشورهای منطقه، بهویژه پاکستان، باید به این درک برسند که سیاستهای دوگانه در برابر تروریسم پیامد های فاجعه بار برای همه بخصوص به صلح و ثبات منطقه دارد. ما شاهد افزایش فعالیتهای تروریستی تحریک طالبان پاکستان و حملات تروریستی در آن کشور هستیم. در مبارزه با تروریسم «تروریست خوب» و «تروریست بد» وجود ندارد.
۸صبح: شما میگویید جامعه جهانی تعامل با طالبان را مشروط به بازگرداندن حقوق زنان و احترام به حقوق بشر و دولت فراگیری میداند. آیا فکر میکنید طالبان آمادهگی رعایت این شروط را خواهد داشت؟
فایق: این خواست اکثریت مردم افغانستان است، اما طالبان، بهویژه رهبری آن، هیچگونه آمادگی یا انعطافی در برابر مطالبات جامعه جهانی و مردم ندارند. دیدگاه آنها نسبت به زنان و قدرت، بر پایه تفسیری افراطی و تحریفشده از اسلام است که ماهیتاً انعطافناپذیر است.
از منظر دینی و ملی، این دیدگاه نه تنها در تضاد با آموزههای واقعی اسلام قرار دارد، بلکه مانع جدی در برابر رفاه، عدالت، صلح و پیشرفت افغانستان است. در دنیای امروز، که کشورها با علم و فناوری در حال توسعهاند، چنین سیاستهایی هیچ جایگاهی ندارد و از سوی علمای برجسته جهان اسلام نیز مردود اعلام شده است.
حل مشکل افغانستان تنها با بازگشایی مکاتب دخترانه ممکن نیست. تا زمانی که ذهنیت طالبان نسبت به زنان، جوانان، اقلیتها و مفهوم حکومت مشروع تغییر نکند و تا زمانی که شایستهسالاری، عدالت اجتماعی، اراده مردم و حاکمیت قانون مبنا قرار نگیرد، ثبات و رفاه در افغانستان دستیافتنی نخواهد بود.
توسعه کشور نیازمند نظام آموزشی فراگیر، باکیفیت و عاری از تفکر افراطی است. با ترویج مدارس جهادی و ذهنیت طالبانی، نهتنها پیشرفت، بلکه رهایی از فقر و وابستگی نیز ممکن نخواهد بود.
۸صبح: راههایی برای جلوگیری از انزوای بیشتر افغانستان چه هستند؟ کمکهای بشردوستانه در چه قالبی باید ادامه یابد؟
فایق: اگر طالبان به سیاستهای که باعث ایجاد این وضعیت شده است خاتمه دهند و به خواستهای مردم افغانستان و جامعه جهانی تمکین کنند این میتواند افغانستان را از وضعیت کنونی نجات دهد. رژیم حاکم سوریه یک نمونهای روشن است. اما متأسفانه در چهار سال گذشته طالبان هیچ تغییر و یا انعطاف در راستای منافع مردم افغانستان و خواستههای شان از خود نشان ندادهاند.
در چنین شرایط نیاز مبرم به انسجام گروههای مخالف طالبان، نیروهای ملی اندیش و معتقد به ارزشهای مردمسالاری و حاکمیت قانون و عدالت است. ما نباید به انتظار حمایت کشورهای خارجی و اشخاص و افرادی که باعث سقوط و تسلیمی نظام جمهوریت شدند برای دریافت راه حل باشیم. چون همه دنبال منافع خود میباشند. انسجام واقعی میان نیروهای مخالف طالبان ـ شامل نمایندهگان واقعی و معتبر زنان، جوانان، جامعه مدنی، فعالان سیاسی، نیروهای دموکراتیک و جامعه دیاسپورا ـ برای یافتن راهحلهای مشترک و هماهنگ ضروری است.
همچنان در سطح بین المللی سازمان ملل متحد بهویژه شورای امنیت، قدرتهای بزرگ، کشورهای منطقه و کشورهای تمویلکننده، باید روی یک رویکرد منسجم و هماهنگ در قبال افغانستان و در تعیین موضع مشترک نسبت به طالبان به توافق برسند.
در گام بعدی، با حمایت و همکاری کشورهای ذیربط باید گفتوگوی سیاسی فراگیر براساس یک نقشه راه سیاسی مبتنی بر سفارشات گزارش ارزیابی مستقل منشی عمومی تحت حمایت و مدیریت سازمان ملل متحد آغاز گردد. در این روند نمایندهگان با اعتبار همه طرفهای ذیدخل، از جمله نیروهای دموکراتیک و مخالف طالبان، زنان، جوانان، فعالان مدنی و سیاسی مشارکت داشته و بر سر یک راهحل سیاسی که بر پایه خواستهای مشروع مردم افغانستان استوار باشد، توافق صورت گیرد.
از منظر بشری، رسانیدن کمک های انسانی با وجود نگرانیهای جدی از سوءاستفاده طالبان و موانع که آنها ایجاد میکنند، ضروری است و توقف آن به زیان مردم نیازمند خواهد بود. بنابراین، این کمکها باید ادامه یابد، اما در قالب سازوکارهای شفاف، با نظارت دقیق و مستمر، تا اطمینان حاصل شود که به دست مستحقان واقعی میرسد و از سوءاستفاده و بهرهبرداری سیاسی طالبان جلوگیری میشود.
۸صبح: با توجه به شکاف بین طالبان، جامعه جهانی و مردم افغانستان، چشمانداز سیاسی شما برای آینده چیست؟ چه سناریوهایی را محتملتر میدانید؟
فایق: تردیدی نیست که هم در گذشته و هم اکنون از طالبان بهعنوان یک گروه جنگی و نیابتی، ارزان برای پیشبرد منافع و مدیریت نگرانیهای امنیتی برخی کشورها و قدرتهای بزرگ استفاده شده و میشود. اما اکنون که زمام حکومت را به دست گرفتهاند، در موقعیتی کاملاً متفاوت قرار دارند؛ زیرا حکومتداری نیازمند تخصص، دانش، تجربه، تدبیر، تعهد و وطندوستی در چارچوب منافع ملی است تا بتوان چرخه اداره کشور را مدیریت کرد، به مردم خدمات ارایه داد و استراتژیهای ملی برای توسعه و پیشرفت کشور را تدوین نمود.
این ظرفیتها در میان طالبان وجود ندارد. اغلب رهبران و جنگجویان طالبان فاقد دانش لازم بوده و تنها به معلومات دینی محدود، آن هم با قرائتی تحریفشده و افراطی، تکیه دارند. دامنه سوءاستفادهها، فساد اداری و اخلاقی، ظلم و جنایات و اعمال سیاست های تفرقه آمیز زبانی و مذهبی در حال افزایش است. همین امر موجب شده که آنان در تقابل با ارزشهای دموکراتیک و حقوق اساسی شهروندان ـ بهویژه حق تحصیل و حق کار زنان و دختران ـ عمل کنند. چنین وضعیتی از دیدگاه ملی، برای مردم افغانستان و بهویژه قشر آگاه و میهندوست، غیرقابلپذیرش است.
علاوه بر این، سیاستهای خشونتآمیز طالبان، از جمله حذف مخالفان، شکنجه، کشتار غیرنظامیان و نیروهای امنیتی پیشین و کوچ های اجباری فضای نفرت و خصومت را گسترش داده است. نارضایتیهای مردم به سبب افزایش فقر، بیکاری، نبود عدالت اجتماعی و ساختار فراگیر روبه افزایش است. این عوامل در نهایت زمینه شورش و نافرمانی را در جامعه فراهم کرده و در نهایت نگرانی عمیق از آغاز مجدد خشونتها و تجارب تلخ جنگهای داخلی را ایجاد کرده است.
در عرصه بینالمللی نیز سیاستهای افراطی طالبان نگرانیهای جدی را در منطقه و فرامنطقه ایجاد کرده است. ایجاد مدارس جهادی، فراهمآوردن پناهگاه برای جنگجویان خارجی و گروههای تروریستی، و حفظ روابط با این گروهها، تهدیدی جدی نهتنها برای مردم افغانستان، بلکه برای امنیت منطقه و جهان به شمار میرود.
از روی تجارب تاریخ سیاسی افغانستان میتوان پیشبینی کرد که هر رژیمی که برمبنای أراده مردم نباشد، سیاستهای سرکوبگرانه، ظالمانه و تفرقه آمیز را پیش گیرد و مشروعیت ملی و بین المللی نداشته و دیر دوام نخواهد کرد.
۸صبح: به نظر شما، امریکا، اروپا، چین و روسیه با چه رویکردهایی نسبت به طالبان وارد تعامل شدهاند؟ تفاوت نگاه این کشورها چه تأثیری بر مواضع شما در سازمان ملل داشته؟
فایق: تعامل این کشورها با طالبان بر مبنای اولویتهای سیاست خارجی و منافع ملی هر کشور شکل گرفته است. برخی از این کشورها طالبان را ابزاری برای تحقق منافع خود میدانند. کشورهای منطقه، از جمله چین، روسیه، پاکستان، ایران و کشورهای آسیای میانه، عمدتاً رویکرد اقتصادی و تجاری دارند. در عین حال، نگرانی نسبت به تروریسم و قاچاق مواد مخدر نیز آنها را به تعامل با طالبان واداشته است و باور دارند که میتوانند از طریق گفتوگو و تعامل با طالبان، این چالشها را مدیریت کنند.
در مقابل، کشورهایی مانند امریکا، کانادا، استرالیا و کشورهای غربی و عضو اتحادیه اروپا بیشتر بر اصول و ارزشها تأکید داشتهاند. محوریت سیاست این کشورها بر حقوق بشر، به ویژه حقوق زنان و اقلیتها و همچنین ساختار مبتنی بر حاکمیت قانون و همه شمولیت استوار است. در مقابل طالبان تلاش دارند تا از رقابت های قدرت های بزرگ و سیاست های باج گیری و گروگان گیری در تأمین روابط شان استفاده نمایند.
بدیهی است که سیاستها و دیدگاههای متضاد این کشورها تأثیر عمیق و گسترده ای بر تلاشها و مواضع ما در سازمان ملل گذاشته است و همچنان میگذارد. تردیدی نیست که برای دستیابی به صلح و ثبات پایدار در افغانستان، نیازمند اراده سیاسی قوی، اجماع بین المللی، و وحدت نظر جامعه جهانی هستیم.
۸صبح: بارها تاکید کردهاید که طالبان بدون تعهد به حقوق بشر، مشروع نیست. آیا قدرتهای بزرگ در شورای امنیت حاضر به شرطگذاری جدی بر رفتار طالبان شدهاند؟
فایق: بلی، تا کنون اکثریت کشورهای عضو شورای امنیت، از جمله سه عضو دایمی(امریکا، بریتانیا و فرانسه)، همواره تأکید کرده اند که تا زمانی که طالبان در سیاستها و تعهدات بین المللی خود در قبال حقوق بشر، به ویژه پایان دادن به ممنوعیت آموزش و کار زنان و دختران و تشکیل ساختار فراگیر، تغییر ایجاد نکنند و این تغییرات را در عمل اثبات ننمایند، نباید انتظار عادی سازی روابط با جامعه بین المللی را داشته باشند.
۸صبح: کشورهایی مثل چین و روسیه در قطعنامههای علیه افغانستان تعلل میکنند آیا این وضعیت توان فشار بینالمللی شما را کاهش نداده؟ چگونه با این چالش مواجه شدهاید؟
فایق: متأسفانه درباره وضعیت افغانستان و نحوه تعامل با طالبان اجماع بینالمللی وجود ندارد. سابقه پنج دهه منازعه و دخالت قدرتهای بزرگ و کشورهای منطقه، وضعیت را پیچیده کرده است. سیاست کشورها در قبال افغانستان بیشتر بر اساس منافع و رقابتهای دوجانبه شکل گرفته، نه خواستههای مردم افغانستان.
از زمان سقوط نظام شاهی تاکنون، رهبران افغانستان یا نتوانستهاند یا اجازه نیافتهاند سیاستی مستقل و بیطرفانه اتخاذ کنند، که این خود زمینهساز تداوم مداخلات خارجی بوده است. در شرایط کنونی نیز بحرانهای جهانی چون اوکراین فلسطین و حملات اخیر اسرائیل بالای ایران تلاشهای دیپلماتیک ما را با چالشهای جدی روبرو ساخته و بهشدت متأثر کرده است.
۸صبح: کشورهایی نظیر روسیه طالبان را از فهرست گروههای تروریستی خارج کرد و بهرسمیت شناخت. این رویکرد چه اثر مثبتی بر مشروعیت طالبان در نظام بینالملل گذاشته؟
فایق: در نظام بینالملل، کشورها معمولاً براساس منافع ملی و ملاحظات راهبردی خود عمل میکنند. تصمیم فدراسیون روسیه برای خارج کردن طالبان از فهرست گروههای تروریستی و بهرسمیت شناختن آنها، بیش از آنکه بر اصول و هنجارهای پذیرفتهشده حقوق بینالملل و عرف حاکم مبتنی باشد، ریشه در ملاحظات منطقهای، رقابتهای ژئوپلیتیک و همچنین فشارهایی دارد که روسیه در پی بحران اوکراین با آن مواجه است.
این تصمیم در واقع بازتابی از تعامل سیاسی و امنیتی میان مسکو و طالبان بوده و بیشتر به منافع و تهدیدات دوجانبه مرتبط است تا به یک ارزیابی حقوقی و مشروعیتبخش در چارچوب سازمان ملل متحد.
برای طالبان، این اقدام در سطح روابط دوجانبه با روسیه میتواند یک دستاورد و گامی مثبت تلقی شود؛ اما در سطح بینالمللی، با توجه به شرایط کنونی جهان و عدم اجماع در میان بازیگران کلیدی، این اقدام تأثیر مثبت چندانی بر مشروعیت طالبان نگذاشته است. حتا میتوان گفت که پیامدهای منفی آن ـ از جمله تشدید شکاف میان کشورهای عضو شورای امنیت و ایجاد حساسیت در میان کشورهای غربی و متحدانشان ـ بیشتر از مزایای احتمالی آن بوده است.
۸صبح: رویکرد شورای امنیت سازمان ملل چگونه بوده؟ آیا قطعنامهها و بیانیهها مثل قطعنامه ۲۵۹۳ یا درخواست بازگشت حقوق زنان توانستهاند سیاست کشورهای عضو را متحد سازند یا اختلافات عمیقتر شده؟
فایق: بهنظر میرسد منظور شما قطعنامه ۲۶۸۱ شورای امنیت (آوریل ۲۰۲۳) باشد که از مهمترین قطعنامهها درباره افغانستان است. این سند در واکنش به ممنوعیت کار زنان در سازمان ملل توسط طالبان صادر و در آن بر مشارکت کامل و برابر زنان تأکید و عملکرد طالبان محکوم شد.
اختلافنظر میان اعضای شورای امنیت، بهویژه با توجه به جنگ اوکراین و منافع ژئوپولیتیکی متفاوت کشورها، مانع از اتخاذ موضع واحد در قبال افغانستان شده است. افغانستان نیز بهدلیل سابقه طولانی منازعه و مداخلات خارجی، همواره میدان رقابت قدرتهای بزرگ بوده است.
با این حال، در چهار سال گذشته اکثر اعضای شورا، از جمله برخی اعضای دائم، در مورد موضوعاتی چون حقوق زنان، تشکیل حکومت فراگیر، تداوم کمکهای بشری و تهدیدات ناشی از تروریسم و مواد مخدر، دیدگاههای مشترک داشتهاند .روابط نزدیک برخی کشورهای منطقه با طالبان باعث اختلاف در مواضع و مانع اجماع کامل شده، اما در اغلب موارد بیانیههای رئیس دورهای شورا با حمایت ۱۲ عضو صادر شده است.
۸صبح: با توجه به منافع امنیتی مثل مبارزه با داعش که چین، روسیه و برخی کشورهای منطقه دنبال میکنند، فشار ملموسی برای معامله با طالبان وجود دارد.
فایق: در تعامل با طالبان، اکثریت کشورهای منطقه و برخی از کشورهای اروپایی و تمویلکننده بر ضرورت تعامل تأکید دارند، اما انگیزهها متفاوت است. کشورهای منطقه خواهان تعامل بدون قید و شرطاند، در حالیکه برخی کشورهای تمویلکننده آن را ابزاری برای تشویق طالبان به تغییر سیاستهای محدودکننده علیه زنان، اقلیتها و تشکیل حکومت فراگیر میدانند. یکی دیگر از دلایل تعامل، رساندن کمکهای بشردوستانه به مردم افغانستان است که در چهار سال گذشته از سوی سازمان ملل و نهادهای غیردولتی نقش حیاتی داشته، هرچند طالبان از این کمکها سوءاستفاده کردهاند.
نگرانیهای امنیتی مشترک، از جمله تهدید تروریسم و قاچاق مواد مخدر، نیز از عوامل تعامل است. با این حال، اختلاف نظرهایی وجود دارد، زیرا طالبان طی دو دهه گذشته با گروههای تروریستی همکاری داشتهاند و ادعای آنان در مبارزه با تروریسم برای بسیاری کشورها معتبر نیست.
در مورد داعش، روسیه نگرانی جدی دارد، و طالبان میکوشند مبارزه با آن را به ابزاری برای امتیازگیری بدل کنند؛ اما برای بسیاری از کشورها، خود طالبان یک گروه افراطی، تحت تحریم سازمان ملل و مرتبط با گروههای تروریستیاند که همچنان.
۸صبح: تا چه حد اعتراضات خیابانی و مقاومتهای مدنی توانستهاند بازتابی در قطعنامهها یا بیانیههای شورای امنیت یا سازمان ملل داشته باشند؟
فایق: این پرسش پیشتر نیز مطرح شده و پاسخ داده شده است. دادخواهی و مبارزات مدنی، بهویژه از سوی گروههای زنان افغانستان، چه در داخل کشور و چه در خارج، در دفاع از حقوق و آزادیهای اساسیشان در گزارشهای گوناگون ـ از جمله گزارشهای منشی عمومی، نمایندهٔ خاص منشی عمومی، گزارشگر ویژه حقوق بشر در افغانستان ـ و نیز در اعلامیهها و اسناد سازمانها و نهادهای مختلف بینالمللی بازتاب یافته است.
این تلاشها تأثیر مستقیم و چشمگیری بر اظهارات، بیانیهها، اعلامیهها و قطعنامههای سازمان ملل متحد، از جمله شورای امنیت، مجمع عمومی، کمیتههای ذیربط و شورای حقوق بشر گذاشته است. یکی از استدلالهای محکم بسیاری از کشورها برای موضعگیری، همین اسناد رسمی است که نمیتوانند از آنها چشمپوشی کنند. این مستندات در آینده میتواند زمینهساز تحقق عدالت و پیگرد و پاسخگویی مرتکبان جنایات علیه بشریت شود.






