یادداشت: نگاره میرداد، معاون سفارت افغانستان در پولند است. خانم میرداد کارشناسی ارشد در رشته روابط بینالملل دارد. او ۱۶ سال تجربه کار در وزارت امور خارجه افغانستان را در حکومتهای پیشین در کارنامه دارد. او میگوید که در وزارت امور خارجه حکومتهای گذشته تعهدات ۳۰ درصدی حضور زنان را عملی نکردهاند و حضور زنان در این وزارت از ۱۰ درصد بلندتر نرفته است و آن هم بیشتر در سطوح اداری کار کرده و نقشی در تصمیمگیریها نداشتهاند. او مدعی است که محمداشرف غنی وزارت خارجه را از یک وزارت سیاسی به وزارت اداری تبدیل کرده بود. به گفته او، آقای غنی وظایف وزارت خارجه را بین شورای امنیت، اداره امور، وزارت مالیه و نمایندههای خاص تقسیم کرده بود.
۸صبح: در دستگاه دیپلماسی حکومت پیشین زنان چه جایگاهی داشتند؟ آیا نصب و عزل زنان براساس شایستهگی و تخصص صورت میگرفت یا مسایل دیگری نقش برجستهتر داشت؟
میرداد: چنانچه میدانید، دستگاه دیپلماسی (وزارت خارجه) در تمام کشورها بهعنوان مجری اصلی سیاستگذاری خارجی و اجرای سیاست خارجی عمل میکند. افغانستان کشوری با تاریخ پر از فراز و نشیب، مردسالار، با افراطیت مذهبی و برداشتهای جزماندیشان علیه زنان است. در سیاست خارجی افغانستان کاملا مصلحتگرا بوده است. با تعریفی که از فعالیت دستگاه دیپلماسی کردم، واضح است که در قالب چالشهای موجود، در عمل با مشکلات جدی روبهرو بود. در بیست سال گذشته، با رشد نسبی دموکراسی در افغانستان و پشتیبانی نهادهای حقوق بشری و کشورهای قدرتمند، زنان و دختران توانستند جایگاههایی در حکومت، پارلمان، جامعه مدنی و نهادهای علمی کسب کنند. هر چند این نقشها کمرنگ، نمایشی و بهطور کلی بیصلاحیت بود، اما زنان توانستند حضور خود را به نمایش بگذارند.
وعده حکومت پیشین به جامعه جهانی این بود که ۳۰ درصد ماموران دولتی را زنان تشکیل خواهند داد؛ اما متاسفانه این نقش در دستگاه دیپلماسی نظر به هر نهاد دیگر حکومتی کمرنگ بود. تا سقوط جمهوریت از ۱۰ درصد بالاتر نرفت. حتا قبل از سقوط، هیچ زنی در سطوح رهبری وزارت خارجه قرار نداشت. گزینش معینان و سفرا براساس دادوستد سیاسی بود. زنان بیشتر در بخشهای اداری مصروف کار بودند. در دوران هفتساله حکومت اشرف غنی، وزارت خارجه از رقابتهای سیاسی شدیداً رنج میبرد و کاملا به انزوا کشیده شد. این وزارتخانه، از یک وزارت سیاسی به وزارت اداری تبدیل شد و وظایف آن بین شورای امنیت، اداره امور، وزارت مالیه و نمایندههای خاص تقسیمات شده بود. فشارهای زیادی هم از طرف پارلمان و ارگ ریاست جمهوری برای تعیینات وجود داشت.
۸صبح: به نظر شما برابری جنسیتی در دستگاه دیپلماسی افغانستان چهقدر رعایت شده بود و بهعنوان اصل اساسی مطرح بود؟
میرداد: فکر میکنیم که ما از برابری جنسیتی فاصله زیادی داریم. جامعه ما نیازمند بررسیهای جدی در زمینه برابری جنستی و عدالت اجتماعی است. ادارهای که ۹۰ درصدش را مردان تشکیل بدهند، واضح است که هیچ اصل برابری در نظر گرفته نشده و نیاز به مبارزه جدی و شناسایی چالشهای جامعه دارد. من باورمند به برابری جنسیتی و شایستهسالاری هستم. هر دو اگر در نظر گرفته شوند، بهتر است. در غیر این صورت، با حضور مصلحتی و نمایشی هر نقشی رنگش را میبازد.
۸صبح: شما حضور زنان دیپلمات افغانستان در سه سال گذشته در صف زنان و دخترانی که علیه محدودیتها و ممنوعیتهای طالبان از کابل تا سایر نقاط جهان رزمیدند/ میرزمند را چگونه ارزیابی میکنید؟ گفته میشود حضور آنان در صف مبارزه زنان کمرنگ بوده است، دلایل آن را در چه میبینید؟
میرداد: در آغاز یادآور شدم که تنها ۱۰ درصد از دستگاه دیپلماسی را زنان تشکیل میدادند و بیشتر آنها در بخشهای اداری مصروف بودند که با آمدن طالبان در افغانستان ماندند. تعدادی که در ماموریت بیرونی به سر میبردند، خیلی کم بود؛ حتا با انگشتان دستهایم میتوانم بشمارم. در سفارتخانهها، دیپلماتهای زن با مشکلات جدی روبهرو بودند. اکثراً از طرف رهبری سلب صلاحیت شدند و یا فعالیتهایشان محدود شد. اگر فرصت به زنان دیپلمات داده میشد و مردان در کنار زنان میایستادند و مشکلات مالی همکاران در نظر گرفته میشد، نظر به روابط، شناخت و تجربهای که دیپلماتها دارند، به نظر من صدای ما قویتر میشد. با آن هم من شخصاً از هر فرصتی برای آگاهیدهی درباره مشکلات موجود در افغانستان چه در داخل برای اطلاعرسانی و امید به آزادی و چه در بیرون برای آگاهیدهی از وضعیت موجود و متوجه ساختن کشورها به مسوولیتهایشان، دریغ نکردهام. در کنار من همکارانم که در گروپهای مختلف با زنان دیپلمات و انجمن دیپلماتها بودند، تلاشهای زیادی به خرج میدهند.
۸صبح: مشخصا زنان دیپلمات چه کارهایی برای زنان در سه سال گذشته انجام دادهاند که تا هنوز دیده یا شنیده نشده است؟ آیا این کارها منجر به تقویت صدای زنان و رساندن پیامشان به دستگاههای دیپلماسی جهان شده است؟
میرداد: در کنار اینکه افراد درجه یک در سفارتخانهها عمدتاً مردان بودند و مشکلات مالی و نبود مسکن وجود داشت، به آن هم زنان دیپلمات در این مبارزه سهم فعال داشتند. من شخصاً تا حد امکان با مقامات سطح بالایی مانند رییس جمهور، وزیران خارجه، اعضای پارلمان، دانشگاهها، نمایندههای خاص، سفرا و دیپلماتان دیدار کرده و در گروههای مختلف سیاسی و مدنی فعال بودهام. وضعیت موجود را به اشتراک گذاشته و خواستار عدالت اجتماعی و حاکمیت قانون شدهام. افغانستان نیازمند حکومتی است که برخاسته از اراده مردم باشد و از طریق انتخابات و فرایندهای مردمسالارانه به وجود آید.
۸صبح: نقش دیپلماسی زنان افغانستان را در راستای فراگیر شدن صدای زنان چگونه ارزیابی میکنید؟ به سخن دیگر، آیا لابیگری لازم و درست از سوی زنان برای تقویت صدایشان در دستگاههای دیپلماسی کشورها صورت گرفته است؟
میرداد: پس از سقوط دولت پیشین، دستگاه دیپلماسی افغانستان بهطور کامل از بین رفت. دیگر دستگاهی وجود ندارد. با این حال، سفارتخانههای افغانستان تلاش کردند بهصورت چندجانبه از مردم افغانستان حمایت کنند و بارها پیشنهاداتی برای خروج از وضعیت کنونی مطرح کردند. زنان همچنان ارزشهای انسانی و اصول پذیرفتهشده جهانی و ساختار دموکراتیک را پاس داشتند و در این مبارزه سهم فعال داشتهاند.
۸صبح: دیپلماسی به لحاظ تاریخی در اختیار مردان بوده و مشارکت زنان در آن اغلب نادیده گرفته شده است. جهان امروز بهشدت نیازمند راهکارهایی است که به واسطه آنها زنان موانع را از سر راه بردارند و در عرصه دیپلماسی تغییراتی وارد کنند. در سه سال پسین که زنان افغانستان از همه حقوق انسانیشان محروم شدند، دیپلماسی زنان در جهان در این زمینه چه نقش ایفا کرده است؟
میرداد: با آنکه جهان درگیر جنگهای مستقیم و نیابتی است و تقریباً افغانستان به باد فراموشی سپرده شده است، اما مبارزات زنان سبب شده که موضوع افغانستان در شورای حقوق بشر و با دیگر مجامع مدافع حقوق زنان بهعنوان یک موضوع داغ نگه داشته شود. بدون شک، تغییر سیاست در افغانستان نیاز به حمایت کشورهای قدرتمند در منطقه و جهان دارد. در بعد داخلی هم مردم باید به آگاهی برسند تا برای سرنوشتشان تصمیم بگیرند. مبارزه علیه طالبان تنها مبارزه زنان نیست؛ طالب یک پدیده شوم و بیگانه است که در مبارزه با آن، همه مردم افغانستان همفکر هستند. جوانان مبارز در هندوکشها و اندرابها ایستادهاند و باید مردان خانوادههایمان را نیز فراموش نکنیم که جای شک نیست در این میان زنان دیپلمات هم سهم فعال داشتهاند. در کل مبارزات زنان، افغانستان را در محور توجه جهان قرار داده است.
۸صبح: شما بهخوبی از چالشها و مشکلات قومی در افغانستان آگاهی دارید، آیا زنان دیپلمات برای مبارزه مشترک علیه مقررات طالبان ایستادهاند؟ یا مسایل قومی آنان را نیز از این مسیر منحرف ساخته است؟
میرداد: شما در سوال اشاره کردید که دیپلماسی از لحاظ تاریخی در اختیار مردان بوده است و این مشکل در تمام جهان وجود دارد؛ حتا در کشورهایی که بانی دموکراسی هستند، هنوز زنان با بعضی چالشها مواجهاند. ولی فکر میکنم و تجربه کاری زنان نیز نشان داده که اگر در جهان اصول برابری مراعات گردد و زنان در سطح روسای جمهور پنجاه درصد جامعه جهانی را تشکیل بدهند، نظر به خصوصیات زنان که دلگرمی به سازندهگی دارند جهان به طرف صلح خواهد رفت. ما شاهد این رقابتهای ناسالم که قربانی اصلی در هر کشور در قدم نخست زنان و کودکان هستند، نخواهیم بود. از آنجایی که در منافع سیاست خارجی کشورهای قدرتمند اولویت رقابتهایشان است، موضوع حقوق بشر و حقوق زنان در افغانستان متاسفانه اولویت منافع ملیشان را تشکیل نمیدهد. تا یک تهدید جدی از افغانستان متوجه خود این کشورها نشود، تصمیمی در مورد تغییر نظام در افغانستان نخواهند گرفت. بر این اساس در نگهداشتن قضیه افغانستان در استراتژیهای بینالمللی، همه زنان نقش فعال داشتند، به شمول دیپلماتان.
جای شک نیست که مسایل قومی امروز بهشدت دامنگیر مردم افغانستان شده و طالبان بهعنوان یک گروه تکقومی و تکمذهبی به این مساله بیشتر دامن زدهاند، اما در بین دیپلماتان زن فکر نکنم مسایل قومی مانع مبارزهشان شده باشد.
۸صبح: مبارزات زنان افغانستان در سه سال گذشته چه کاستیهایی داشته است؟ به سخن دیگر، از چه معایبی رنج میبرده که اگر آن معایب وجود نمیداشت، صدای زنان رساتر در جهان شنیده میشد؟
میرداد: نبود حکومت در تبعید، عدم اتحاد و انسجام تمام جریانهای مخالف طالبان و همچنان درگیری جهان در جنگهای مستقیم مثل اوکراین و غزه در فلسطین، سبب شد طالبان دوام بیاورند و با اعتماد به نفس هر روز از زنان منحیث ابزار در مقابل جامعه جهانی و مردم افغانستان استفاده کنند و نقشههای سرکوبگرانهتری در اجتماع برایشان بکشند. اگر این مشکلات نبود، من فکر میکنم سه سال برای تغییر زمان زیادی بود و ما به خواستههای خود میرسیدیم.
۸صبح: شما دلایل ایجاد دهها گروه تحت نام «جنبشها»ی مختلف زنان را در چه میبینید، در حالی که خواستها و مطالبات زنان مشخص است؟ چرا همه در زیر یک چتر برای تقویت صدایشان گرد نمیآیند؟
میرداد: یکی از خوبیهای دموکراسی همین است که شما صداها و خواستههای مختلف را میتوانید بشنوید و ایجاد کنید. به نظر من ایجاد این جنبشها این پیام را میرساند که زنان اکثرشان آگاهانه مبارزه میکنند و مطالبات همه برابری و عدالت اجتماعی است که در نهایت به یک چتر بزرگ تبدیل خواهد شد.
۸صبح: زنان در آغاز حاکمیت طالبان خیابان را در اختیار داشتند و این باعث رساتر شدن صدایشان شده بود، ولی اکنون که به دلیل محدودیتهای طالبان نمیتوانند در خیابان حضور داشته باشند، در فضاهای سربسته اعتراضاتشان را ثبت و از طریق رسانهها نشر میکنند. این وضعیت چهقدر بر صدای زنان تاثیر گذاشته و باعث نادیده گرفتن و ناشنیده شدن آن شده است؟
میرداد: از آنجایی که استبداد و وحشت حاکم است، گروه طالبان مردم را اسیر گرفته و به انواع مختلف برای ایجاد وحشت و ترس، زنان را شکنجه میکند تا برای دیگران درس عبرت شود. قضیههای وحشتناکتری که تا هنوز اصلا رسانهای نشده، در مورد شکنجه زنان وجود دارد. برای اینکه قربانی بیشتر نگیرند، نوع مبارزهشان را در داخل تغییر دادهاند؛ اما به هیچ عنوان به معنای تسلیم شدن و خاموش شدن نبوده است. این صداها قویتر شده و مبارزه شکل جدیتر پیدا کرده است.
۸صبح: مشخصا پیشنهاد یا راهکاری که بتواند در همسویی، همگرایی و قوت صدای زنان کمک کنید، دارید؟
میرداد: اتحاد و انسجام تمام جریانهای ضد طالب ما را کمک میکند که به هدف نزدیک شویم. همچنان بررسی دقیق چالشها، راهاندازی یک گفتمان جدی و ارایه یک نقشه راه نظر به تکثر قومی، فرهنگی و زبانی افغانستان.
۸صبح: به نظر شما تغییرات فرهنگی و اجتماعیای که در سه سال گذشته رونما شده، چهقدر مسیر رسیدن زنان به اهداف برابریطلبانهشان را دشوار کرده است.
میرداد: به نظر من تغییرات منفی که در سه سال گذشته به وجود آمده، سالها دامنگیر افغانستان خواهد بود و متاسفانه زنان زیادی را قربانی خواهد گرفت. در افغانستانی که افراطیت بهشدت در حال رشد است، جامعه سنتی، برابری و عدالت اجتماعی مبارزه جدی و نفسگیر نیاز دارد.
۸صبح: نقش رسانهها و شبکههای اجتماعی را در راستای تقویت صدای زنان چگونه ارزیابی میکنید؟
میرداد: هر چند رسانهها پالیسیها و سیاستهای خود را دارند، با آن هم همانطور که دستاورد کلان نظام جمهوریت آزادی بیان بود، در مبارزه پساجمهوریت نیز رسانهها نقش بسیار مهم داشتند. هر چند مردم افغانستان از عدم رسانههای آزاد و دسترسی به مکانیسمهای حقوق بشری رنج میبرند تا واقعیتها را بهتر انعکاس بدهند، با آن هم سطح اطلاعرسانی و آگاهی مردم به اطلاع دادن مورد ستایش است.






