یادداشت: طوبی اسلامزی یکی از دانشجویان دانشگاه امریکایی افغانستان است که در رشته حقوق بینالملل درس میخواند. او پس از حاکمیت طالبان و منع تحصیل، کار و حضور زنان در اجتماع، توانسته است با پشتکار، امید و ایستادهگی، پنج سال محرومیت را به فرصتی برای یادگیری، آموزش و کسب مهارتهای کاربردی بدل کند. او در کنار ادامه تحصیل، بر زبان انگلیسی مسلط شده، به آموزش این زبان پرداخته و مهارت کتابخوانی را نیز در خود تقویت کرده است.
طوبی اکنون آموزگار زبان انگلیسی است و در کنار آموزش، پادکستی به نام «طوبی پادکست» راهاندازی کرده است. او در این پادکست به تجربهها و روایتهای زندهگی افراد موفق میپردازد تا از این طریق دختران را به ادامه تحصیل، کار و فعالیت تشویق کند و برای آنان فرصتی برای حضور دوباره، دیده شدن و پیمودن مسیر رشد فراهم سازد.
او در این گفتوگو از تجربه پنج سال زندهگی خود، مسیر موفقیت، چگونهگی ادامه تحصیل، فرصتهای یادگیری، چالشهای آموزش آنلاین، درخشیدن در عرصه مهارتهای گوناگون و راهاندازی پادکستش سخن گفته است. روایت او انگیزهای برای سایر دختران بازمانده از تحصیل است تا محدودیتهای حاکم را به فرصت تبدیل کنند و در خانههای خود در تقلای یادگیری و کسب مهارتهای مهم و کاربردی باشند.
۸صبح: در آغاز، برای اینکه مخاطبان بیشتر با شما آشنا شوند، بگویید طوبی کیست و در چه نوع خانوادهای رشد و پرورش یافته است؟
طوبی: طوبی اسلامزی استم، از کابل، و دانشجوی برحال رشته حقوق بینالملل در دانشگاه امریکایی افغانستان. خوشبختانه در خانوادهای بزرگ شدم که برخلاف بسیاری از خانوادههای افغانستان، همواره در همه عرصهها حامیام بودهاند. خانوادهام همیشه مرا بهعنوان کوچکترین عضو خانواده در زمینه تحصیل، کار و پیشرفت حمایت و تشویق کردهاند. نکته دیگری که نیاز است در اینجا شریک کنم، این است که در میان اعضای خانواده، مادرم بیش از همه حامی من در زندهگی بوده است. مادرم زنی قوی و الگوی خوبی است. از ایشان یاد گرفتم که چگونه در شرایط سخت و دشوار قوی بمانم، ادامه بدهم و هرگز تسلیم نشوم.
۸صبح: از دوران مکتب خود برای ما بگویید. مسیر یادگیری شما چگونه آغاز شد و به چه شکلی پیش رفت؟
طوبی: با این سوال، لحظهای حس کردم دوباره به همان دوره برگشتهام؛ طوبی کوچکی که بسیار امیدوار به زندهگی و ادامه دادن بود و از سن بسیار کم یادگیری را آغاز کرد. سهساله بودم که همراه مادرم به مکتب میرفتم. مادرم یکی از معلمهای برجسته کشور است و مرا با خود به محیط آموزش میبرد. همین مساله سبب شد تا از همان سن درسهایم را آغاز کنم. پس از دو بار گذراندن کودکستان، راهی مکتب شدم و از صنف اول تا دوازدهم همواره اولنمره بودم و از جمله شاگردان لایق مکتب و الگویی برای سایر دانشآموزان به شمار میرفتم. یادش بهخیر، مدیر مکتب همیشه میگفت اگر در هر مکتب ده دانشآموز مانند طوبی داشته باشیم، این وطن آباد میشود. دوران کودکی و نوجوانیام همواره در مسیر یادگیری سپری شد و سرشار از دستاورد بود.
۸صبح: پس از به قدرت رسیدن دوباره طالبان، در چه مقطع تحصیلی قرار داشتید؟ از خاطرات آن روزهای تلخ بگویید. آیا با منع آموزش دختران، مسیر یادگیری شما نیز متوقف شد؟
طوبی: روز سقوط کابل یکی از روزهای فراموشنشدنی است؛ روزی که هیچکس، بهویژه هیچ دختری، نمیتواند آن را فراموش کند. من نیز آن روز و صحنههای تاریکش را بهخوبی به یاد دارم. فردای آن روز امتحان کیمیا داشتیم و آخرین امتحان ما بود؛ بیخبر از اینکه آن روز، آخرین روز مکتب خواهد بود و دیگر هرگز نخواهیم توانست به مکتب برگردیم. همین سختی، مشقت و محدودیت بود که مرا واداشت از دل آن فرصت بسازم.
در آغاز، حالت روحی من نیز مانند همه دختران بسیار خراب بود و این درد را عمیقاً تجربه میکردم. اما پس از مدتی با خود گفتم اگر نتوانم ادامه تحصیل بدهم، اگر تسلیم شوم، اگر تلاش نکنم و فقط غصه بخورم، آن طوبی که سالها برای رسیدن به آرزوهایش تلاش کرده بود، برای همیشه نابود خواهد شد. همین شد که تصمیم گرفتم با وجود همه محدودیتها، راهی برای ادامه تحصیل پیدا کنم. اگرچه دشوار بود، اما توانستم از میان ممنوعیتها راهی به سوی موفقیت باز کنم.
۸صبح: چگونه وارد کالج و سپس دانشگاه شدید؟
طوبی: داستان ورودم به کالج و سپس دانشگاه اینگونه بود که پس از ختم مکتب، وارد کالج دانشگاه امریکایی افغانستان شدم. بعد از پایان دوره کالج و سپری کردن چندین آزمون و مصاحبه، سرانجام از طرف دانشگاه بورس گرفتم و اکنون دانشجوی مقطع لیسانس در رشته حقوق بینالملل استم.
نکته دیگری که میخواهم یادآوری کنم این است که از زمانی که دانشآموز مکتب بودم، رویای درس خواندن در دانشگاه امریکایی را در سر داشتم و تصمیم نداشتم در آزمون کانکور شرکت کنم. خوشبختانه در شرایطی که حتا باورش دشوار است، پس از تلاش شبانهروزی توانستم در همان دانشگاهی که آرزویش را داشتم، ادامه تحصیل بدهم.
۸صبح: روند آموزش شما چگونه پیش میرود؟
طوبی: درسهای ما به گونه آنلاین برگزار میشود. اگرچه آموزش آنلاین دشواریهای خود را دارد و در این مدت با چالشهایی چون کمبود برق، ضعف انترنت و قطع انترنت روبهرو شدهام، بهویژه قطع انترنت که تاثیر بسیار منفی بر دانشجویان میگذارد، اما هیچگاه به خاطر این مشکلات ناامید نشدم و با وجود همه سختیها ادامه دادم.
در دانشگاه، دانشجویانی هستند که حتا از ولایتهای دور به درسها وصل میشوند و شرایط بسیار دشوارتری نسبت به ما دارند. آنان برای اینکه از درس باز نمانند، به بالای تپهها یا جاهایی میروند که انترنت بهتر کار میکند. بنابراین، شرایط ما نسبت به بسیاری از آنان بهتر است و نباید ناامید شویم.
۸صبح: پنج سال محدودیت را چگونه سپری کردید؟ از مهمترین دستاوردهایی بگویید که همزمان با افزایش روزافزون محدودیتها علیه زنان در افغانستان به دست آوردهاید.
طوبی: پنج سالی که گذشت، هر لحظه، هر ثانیه، هر دقیقه و هر ساعتش را عمیقاً حس کردم و با تمام وجود از میان همه مشکلات عبور کردم. نمیتوانم بگویم این پنج سال زود گذشت، چون هر دقیقه آن سرشار از خاطرات تلخ و شیرین بود. اما خوشبختانه از دل همه این مشکلات و محدودیتها توانستم فرصتهایی خلق کنم و به موفقیتهایی دست یابم.
مهمترین دستاوردهایم در این مدت، ادامه تحصیل و راهیابی به دانشگاه و رشته مورد علاقهام بود. همچنین بر زبان انگلیسی مسلط شدم و اکنون بهعنوان آموزگار، این زبان را به شماری از دختران و پسران آموزش میدهم. در بخش توسعه وبسایت نیز چندین پروژه ساختم که بعداً آنها را در اختیار یک سازمان قرار دادم و اکنون از آن پروژهها استفاده میکنند. در این مدت مهارت کتابخوانی خود را نیز تقویت کردم؛ مهارتی که کمک کرد به شناخت عمیقتر و واقعیتری از خود برسم. اما مهمتر از همه، راهاندازی پادکستی به نام خودم بود که یکی از مهمترین دستاوردهایم در ماههای اخیر به شمار میرود.
۸صبح: با وجود انبوهی از ممنوعیتها، چگونه از فرصتهای موجود استفاده کردید؟ آیا شرایط دشوار و محدودیتهای گسترده علیه زنان، گاهی شما را از ادامه مسیر ناامید کرده است؟
طوبی: به نظرم امید همیشه از دل ناامیدی میآید. وقتی نسبت به همه چیز ناامید شده بودم، امید از دل همان روزهای سخت جوانه زد. روزهایی که فکر میکردم همه چیز تمام شده است، همان روزها دوباره به پا ایستادم و فرصتهای متعددی برای خود ساختم. در جریان این سالها همیشه با برنامه پیش رفتم و برای انجام کارهایم تقسیم اوقات روزانه تهیه کردم تا از هیچ کاری عقب نمانم. همین پشتکار اکنون سبب شده است که اگر کاری را انجام ندهم، استرسم زیاد شود و احساس ناکافی بودن کنم.
۸صبح: چه انگیزهای سبب شد با وجود این شرایط، مصمم و شجاعانه در مسیر خود گام بردارید؟
طوبی: شجاعت یکی از واژههایی است که افراد موفق بیشتر از آن در زندهگی خود استفاده میکنند و من فکر میکنم کسانی که این ویژهگی را دارند، یک گام جلوتر از دیگران هستند. شجاعت داشتن، دل بزرگی میخواهد.
در زندهگی، انگیزه اصلی خودم بودم؛ یعنی نسخه قدیمی طوبی. هر زمان که به گذشته خود فکر میکردم، انگیزه میگرفتم. طوبی را میدیدم که استوار ایستاده و همیشه امیدوار و باانگیزه بود. طوبی را میدیدم که سخت تلاش میکرد و همواره در پی رسیدن به رویاها و هدفهایش بود. در ضمن، ناگفته نماند که دختران همنسلم، آنهایی که امروز از تحصیل بازماندهاند، نیز انگیزهای شدند تا از میان تاریکیها نوری پیدا کنم و به مسیرم ادامه بدهم.
۸صبح: موفقیتهای شما چه تاثیری در نگاه اطرافیان یا جامعه نسبت به توانایی دختران ایجاد کرده است؟
طوبی: هرگاه یک انسان در خود و زندهگیاش تغییر ایجاد کند و به موفقیت برسد، نگاه جامعه و اطرافیانش نیز تغییر میکند. برای من هم همینگونه بوده است. اکنون اطرافیانم بهجای اینکه به دلیل جنسیت مرا ضعیف بپندارند، مرا بهعنوان الگو به دیگران معرفی میکنند. بسیاری از دختران به من میگویند: «در مسیری که ما نتوانستیم قدم بگذاریم، تو قدم گذاشتی.» امروز مرا به خاطر استواری و موفقیتهایم میشناسند.
این تنها نظر دختران درباره من نیست، بلکه پسران نیز بارها از من درباره شیوه درس خواندن، کتابخوانی و موضوعهای دیگر پرسیدهاند. فکر میکنم تلاشهایم سبب شده است نگاه اطرافیانم، بهویژه مردان، نسبت به توانایی دختران تغییر کند.
به دختران عزیزی که این مطلب را میخوانند، میگویم: هیچگاه خود را دستکم نگیرید، همیشه یک گام جلوتر باشید، نسبت به دیگران متفاوت بیندیشید و متفاوت عمل کنید. زمانی که چنین کنید، نگاه و قضاوت جامعه نسبت به شما تغییر خواهد کرد.
۸صبح: برای دختران بازمانده از آموزش چه پیشنهادی دارید؟ آنان چگونه میتوانند محدودیتها را دور بزنند و روند آموزش و یادگیری خود را از خانه ادامه دهند؟
طوبی: به دختران عزیز خیلی کوتاه میگویم: از کوچکترین فرصتی که برایتان فراهم میشود، بیشترین استفاده را کنید. خانه را به مکتب، دانشگاه، محل کار یا هر آنچه در ذهن دارید، تبدیل کنید. اگرچه دشوار است، اما تلاش کنیم روزی نرسد که حسرت بخوریم و بگوییم ایکاش از آن روزها بهتر استفاده میکردیم.
۸صبح: درباره پادکست خود توضیح دهید. هدف شما از تولید این پادکست چیست و محتوای آن چه موضوعاتی را در بر میگیرد؟
طوبی: «طوبی پادکست» یکی از مهمترین دستاوردهای من در این مدت است. حدود یک سال پیش این پادکست را راهاندازی کردم و همراه با جمعی از دختران فعالیت خود را آغاز کردیم. این پادکست زمانی شکل گرفت که فکر میکردم در این دنیا تنها من استم که این همه مشکل، ناامیدی و رنج را تجربه میکنم؛ اما بعد متوجه شدم که تنها نیستم، بلکه هزاران نفر دیگر نیز هر روز با مشکلات و چالشهای گوناگون دستوپنجه نرم میکنند. همین موضوع سبب شد این پادکست را راهاندازی کنم.
هدف اصلی ما در این پادکست بازتاب رنج، مقاومت و دشواریهای افراد موفق است؛ کسانی که یکشبه به موفقیت نمیرسند، اما برچسپ موفقیت خیلی زود بر آنان زده میشود، در حالی که پشت این موفقیتها و دستاوردها، رازها و ناگفتههای بسیاری نهفته است. ما در «طوبی پادکست» به همین مساله میپردازیم. هر داستانی ارزش شنیده شدن دارد و هیچ داستان واقعی بیمعنا نیست. بازتاب این روایتها میتواند در شرایط کنونی برای دختران و زنان بسیار کمککننده باشد تا از تجربههای دیگران بیاموزند، امیدوار شوند و انگیزه بگیرند.
۸صبح: چه تعداد دختر در تهیه این پادکست با شما همکاری میکنند و این فعالیت تا چه اندازه بر روحیه و وضعیت روانی آنان تاثیر مثبت گذاشته است؟
طوبی: این برنامه را با یک تیم چهار نفره پیش میبریم که هر کدام وظیفه مشخصی دارند. «طوبی پادکست» دریچهای برای دخترانی است که ناامید شدهاند و فکر میکنند دیگر راهی برای پیشرفت وجود ندارد. با شنیدن تجربهها و داستانهای زندهگی مهمانان، نه تنها خود ما، بلکه بسیاری از دختران میتوانند مسیر خود را پیدا کنند؛ زیرا ما به دنبال افرادی با تجربهها و مسیرهای رشد متفاوت هستیم و همین داستانها الهامبخش و انگیزهآفرین هستند.
۸صبح: بهعنوان دختری که در سالهای دشوار محرومیت زنان از حقوق اساسی توانستهاید بدرخشید و چالشها را به فرصت تبدیل کنید، چه پیام و توصیهای برای سایر دختران افغانستان دارید؟
طوبی: زنان و دختران عزیز؛ هیچگاه خود را ضعیف تصور نکنید. همه چیز را از باور به خود آغاز کنید. بزرگترین کارها از خودباوری آغاز میشوند. به یکدیگر انگیزه بدهیم و انرژی منفی را از خود دور کنیم. نمیگویم که ناامیدی وجود ندارد؛ ناامید شوید، اما از دل همان ناامیدی، امیدی تازه و مسیری نو پیدا کنید.




