معاون سیاسی رییسالوزرای طالبان در مراسم افتتاح یک مسجد در شهر کابل گفته که هر سال گروه طالبان دهها مسجد میسازد. معلوم است که مولوی عبدالکبیر این سخن را به منظور اثبات دینپروری رژیم طالبان بیان کرده است. پیش از این نیز وزارت حج و اوقاف طالبان گزارش داده بود که طالبان حدوداً ۱۴۵ جریب زمین را در ده ولایت کشور برای ساخت مسجد، مدرسه و گورستان اختصاص دادهاند. چندین سال قبل در دوره جمهوریت، بنیاد آسیا در گزارشی اعلام کرده بود که بعد از پل و پلچک بیشترین ساختمانی که در افغانستان ساخته شده مسجد بوده است.
اگر شخصی برای اولین بار قدم در خاک افغانستان بگذارد و فرصت یابد به جاهای مختلف این کشور سفر کند، یکی از چیزهایی که در وهله اول نظرش را جلب میکند پرشماری تعداد مساجد و مدارس دینی در این سرزمین «دینپرور» است. گاهی مشاهده میشود که میان ساختمان دو مسجد، فقط دو سه صد متر فاصله وجود دارد. افغانستان یکی از پرمسجدترین کشورها در میان کشورهای اسلامی است. در شهر کابل و دیگر شهرهای افغانستان، حتا پارکها و تفریحگاهها را برخلاف پلان شهری به مسجد و مدرسه اختصاص دادهاند. برای مثال، پارک بهارستانِ کارته پروان در شهر کابل را طالبان مسجد ساختهاند و سپس ساختمان چندطبقهای برای یک مدرسه دینی در آن اعمار شده است. این در حالی است که در همین محله و آنسوی خیابان، مسجد مشهور بهنام مسجد حاجی میراحمد خان قرار دارد.
مردم افغانستان از نمازگزارترین مردمان در میان شهروندان کشورهای اسلامی به شمار میروند. مسجدها در بیشتر اوقات نماز شاهد حضور گسترده نمازگزاران است. حتا در برخی از شهرها، همانند شهر کابل، در موقع ادای بعضی از نمازها و مخصوصاً نماز جمعه جاده به روی عبور و مرور بسته میشود. شخصی که به عمق قضایا وارد نباشد، در برداشت اولیه گمان میکند ساکنان افغانستان دیندارترین مردم دنیا هستند. با بازگشت طالبان به قدرت، تظاهرات دینی در میان مردم بیشتر از قبل رونق گرفته است. بیشتر شهروندان سعی میکنند ریش بگذارند و کلاه یا لنگی بر سر کنند و تسبیح در دست بگردانند و به نمازهای پنجگانه مواظبت داشته باشند. در مواردی طالبان برای وادار کردن مردم به ادای نماز از زور و شلاق کار میگیرند. مبلغان امر به معروف و نهی از منکر طالبان در اوقات نماز در پارکها و سرکها گشتوگذار میکنند و از مردم میخواهند که به سوی نماز بشتابند.
در وهله اول هر کدام از مسلمانان وقتی از مسجد حرف میزنند قداست و پاکی و طهارت و تقوا به یادشان میآید و تصور میکنند مسجد مکانی است که نیایشگران در آن حضور مییابند و آرزوهای خود را با پروردگار در میان میگذارند و به خلوص و صفای معنوی میرسند. واقعیت هم این است که مسجد در اصل برای این کارها ساخته شده، اما آنچه در عمل اتفاق میافتد با فلسفه اصلی بنای مساجد به کلی فاصله دارد. در طول تاریخ اسلام، حکام جابر و قدرتمندان طماع از اماکن مقدس همانند مسجد بهعنوان ابزاری برای پروپاگندا و نشر و گسترش ایدیولوژی سیاسی خود بهره برده و در واقع معنویت و صفای روحانی مساجد را با اهداف حقیر دنیوی خود آلوده ساختهاند. از دوران خلفای اموی به اینسو، پیوسته زمامداران از تریبون مساجد برای بدنامسازی رقیبان سیاسی و تثبیت حاکمیت خود استفاده کردهاند. بسیاری از آموزههایی که اینک در اختیار ما قرار دارد و بهنام ارزشهای اسلامی به خورد مردم داده میشود در اصل هیچ ربطی به ارزشهای اصیل اسلامی ندارد و حاصل تلاشهای جمعی از افراد حقهباز و فریبکار است که آنها را از طریق منبر مساجد و نهادهای دینی در میان آحاد جامعه پخش و نشر کردهاند و از نام اسلام برای تحکیم پایههای قدرت خود سوءاستفاده کردهاند.
متأسفانه طالبان به خوبی با روانشناسی مردم افغانستان آشنایی دارند و میدانند که از کدام ابزارها برای تسخیر اذهان عامه کار بگیرند. ابزار دین بهترین حربه برای اغفال عوامالناس و نیز سرکوب مخالفان است. طالبان خطیبان مساجد در سراسر کشور را وادار کردهاند تا دستکم در هر روز جمعه به نفع حاکمیت طالبان و امارت ملا هبتالله تبلیغ کنند و برای بقای این رژیم و نابودی دشمنان آن، دست دعا به درگاه خدا بالا کنند. در حال حاضر وزارت حج و اوقاف طالبان به هیچ خطیبی اجازه نمیدهد کمترین تخطی از دستورهای این وزارت کند و باید مو به مو آنچه را از سوی طالبان دیکته میشود به نمازگزاران انتقال دهد. مسجدها در سراسر کشور به تریبون تبلیغ عقاید طالبان تبدیل شده و ملاها در برابر پولی که از اداره طالبان دریافت میکنند موظف به سفیدنمایی این گروه هستند. به علت بیسوادی و ناآگاهی گسترده مردم، سخنانی که از سوی ملاها در منابر زده میشود به خوبی بر اذهان مردم اثر میگذارد و زمینه را برای استثمار حاکمیت طالبان از شهروندان فراهم میسازد.
پرسشی که از طرح آن نباید غفلت ورزید این است که به راستی معیار دینداری و مسلمانی چیست؟ آیا کثرت مساجد و عبادتگاهها و حضور پرشور نمازگزاران در مراسم نماز جمعه و کثرت تلاوت قرآن میتواند قرینهای بر کمال دینورزی مردم باشد؟ آنانی که تجربه زندهگی طولانیمدت در افغانستان را داشته باشند این نکته را تصدیق میکنند در عین حالی که مردم این کشور به نماز و روزه و حج پابندی دارند، اما بیشتر آنان به احسان به دیگران و وفای به عهد و راستی و درستی در معامله و پابندی به قوانین عمومی کمترین وقعی نمینهند. این امر نشانگر آن است که مناسکگرایی و ظاهرپرستی بر دینداری مردم افغانستان چیره شده و آنان را از توجه به گوهر دین بازداشته است. طالبان هم براساس همین رویکرد تلاش میورزند با تظاهر به پابندی به ظواهر دین، با استفاده از شعارهای دینی مردم را بفریبند و برده بسازند.
اگر معیارهای انسانی و حقوق بشری را ملاک دینداری قرار دهیم، بدون شک افغانستان در حال حاضر یکی از بیگانهترین کشورها نسبت به دین و دینورزی است. در جامعهای که تعصب و خشکمغزی زمام امور را در دست داشته باشد و فقر بیداد کند و تبعیض حکمفرما باشد و زنان با تبعیض جنسیتی ساختاری مواجه باشند و شهروندان براساس قوم و مذهب دستهبندی شوند، تردیدی نیست که چنین جامعهای را نمیتوان اسلامی نامید، هرچند در هر کوچه و برزن آن، مسجد اعمار شود و مدرسه دایر باشد. یکی از پژوهشگران با درنظرداشت معیارهای انسانی از قبیل رفاه و اعتماد به یکدیگر و صداقت و راستی، آماری را منتشر کرده بود در مورد اینکه کدام کشور به اسلام نزدیکتر است. معلوم شده بود که کشورهای اسلامی از این نظر در قیاس با کشورهای «غیراسلامی» نامسلمانترند. به عمل حرف برآید، به سخندانی نیست.
از نظر دینی، کمک کردن به گرسنهگان و مساکین به مراتب ارزشمندتر از پول خرج کردن در اعمار مسجد است. اساساً در مذهب اسلام، در هر جای زمین میتوان عبادت و نیایش به جا آورد و عبادت و راز و نیاز و گزاردن واجبات دینی به مکان خاص وابسته نیست. با اینحال، شما اگر از توانگران بخواهید در کشوری که مردم در برآوردن نیازهای اولیه زندهگی ناتوانند، برای کمک به بینوایان یا حفر چاه یا ساختن کتابخانه عمومی پول هزینه کنند رغبتی از خود نشان نمیدهند، ولی همین اشخاص در هزینه کردن پول در زمینه اعمار مسجد در کنار مسجد قبلی با یکدیگر مسابقه میدهند. این مسأله واضح میسازد که در ساختن مسجد و مدرسه بیش از اینکه کسب ثواب مد نظر باشد، مقصود اصلی بهدستآوردن پرستیژ اجتماعی و شهرت نیک است. روزانه طالبان مشغول اخاذی و اضافهستانی از مردم به عناوین متفاوت هستند، اما در عین حال با افتخار اعلام میکنند که مسجد میسازند و شعائر دینی را احیا میکنند. دم خروس را باور کنیم یا قسم ملا نصرالدین را؟ آیا وظیفه حکومت ساختن مسجد در سرزمینی است که در هر قدم مسجد وجود دارد، یا سیر کردن شکم گرسنهگان و برنامهریزی برای توسعه اقتصادی و رفاه معیشتی شهروندان؟





