با گذشت بیش از چهار سال از وعده «عفو عمومی» طالبان، یافتههای یک گزارش تحقیقی مشترک نشان میدهد که نیروهای پیشین امنیتی افغانستان همچنان هدف بازداشت، شکنجه و قتلهای طالبان قرار دارند. این تحقیق با همکاری روزنامههای ۸صبح، اطلاعات روز و گروهی از خبرنگاران مرکز تحقیقی Lighthouse Reports، روزنامه بریتانیاییThe Independent و رسانه امریکایی Military Times انجام شده است. همچنین اطلاعات این گزارش از سوی منابع نظامی پیشین و مشاوران آمریکایی نیروهای امنیتی سابق تأیید شده است.
یافتههای این تحقیق نشان میدهد که از سال ۲۰۲۳ تا نیمه سال ۲۰۲۵ دستکم ۱۱۰ تن از نظامیان پیشین کشته شدهاند که تنها ۱۸ مورد آن مربوط به هفت ماه نخست امسال است. این گزارش که شش ماه زمان برده، دهها مورد قتل و شکنجه نیروهایی را مستند کرده که دوشادوش نظامیان امریکایی در افغانستان خدمت کردهاند. در این گزارش، جزییات مرگ شش تن و شکنجه دو تن از اعضای قطعات خاص امنیتی پیشین که در عملیاتهای ویژه شرکت داشتند نیز مستند شده است. این نظامیان بهطور ویژه آموزش دیده و در عملیات مشترک با نیروهای امریکایی در مبارزه با تروریسم مشارکت داشتند.
یافتههای گزارش نشان میدهد که این آمار کمتر از آن چیزی است که در افغانستان علیه نیروهای امنیتی پیشین رخ داده است. طبق یافتهها، تایید موارد قتل در افغانستان تحت کنترل طالبان بهشدت دشوار است. گزارش تاکید میکند که بهدلیل خودسانسوری، تهدید و ترس از انتقامجویی طالبان، تایید موارد قتل و شکنجه نظامیان پیشین نسبت بهسایر قتلها دشوارتر است؛ ازاینرو، احتمال میرود شمار واقعی قتل نظامیان پیشین در بازه زمانی تهیه این گزارش بیش از آمار ثبتشده باشد.
در این گزارش که موارد مرگ و شکنجه نیروهای قطعات ویژه مستند شده، تهیهکنندهگان توانستهاند این موارد را از طریق اسناد رسمی یا منابع موثق نظامی تایید کنند. همچنین چندین مورد دیگر از قتل نیروهای ویژه نیز توسط رسانههای محلی ثبت و مستند شده است.
بستهگان و همکاران سابق نیروهای امریکایی تایید کردهاند که متحدان افغان، پیش از آنکه بهطرز بیرحمانهای کشته شوند، در ترس و دلهره زندهگی میکردند. دو خانواده از نظامیان پیشین گزارش دادهاند که طالبان اجازه برگزاری مراسم خاکسپاری برای قربانیان را ندادهاند.
در این گزارش، موارد تاییدشده قتل نشان میدهد که «عفو عمومی» اعلامشده از سوی طالبان نتوانسته از افغانهایی که در کنار نیروهای امریکایی خدمت کردهاند، محافظت کند. مصاحبهها با قربانیان شکنجه، نگرانیها را درباره وجود تلاشی سازمانیافته برای شناسایی و یافتن متحدان نیروهای بینالمللی تشدید میکند. سه منبع، از جمله دو سرباز پیشین قطعه خاص، گفتهاند که پس از فاش شدن اطلاعات تماس همکاران سابقشان تحت شکنجه قرار گرفتهاند. یکی از این افراد تایید کرده که اطلاعاتش پس از شکنجه شدن همکار سابقش فاش شده است. منبع دیگری نیز اشاره کرده که این روند چنان گسترده شده که اکنون هیچکس جرأت نمیکند با همکاران پیشین خود تماس بگیرد.
تهیهکنندهگان گزارش، ۱۱۰ مورد قتل اعضای سابق نیروهای امنیتی و دفاعی ملی افغانستان (ANDSF) را در بازه زمانی سال ۲۰۲۳ تا نیمه سال ۲۰۲۵، براساس گزارشهای منتشرشده توسط روزنامههای ۸صبح و اطلاعات روز گردآوری کردهاند. برای تایید هر مورد، یک منبع دوم نیز آن را تایید کرده است. این تایید از طریق همکاری با پژوهشگری دارای مدرک دکترا که پیشتر بهعنوان رییس اداره تحقیقات جرایم جنایی افغانستان (CID) فعالیت میکرده و ارتباط نزدیکی با منابع نظامی سابق دارد، انجام شده است.
در گزارش آمده است که با وجود این تلاشها، احتمالاً آمار ارایهشده کمتر از میزان واقعی است. تنها مواردی در این گزارش گنجانده شدهاند که علاوه بر گزارش رسانهای، توسط یک منبع دوم نیز تایید شدهاند. به همین دلیل، دهها مورد دیگر بهدلیل نبود تایید دوم در آمار نهایی گنجانده نشدهاند. ترس از انتقامگیری باعث شده بسیاری از خانوادهها از گفتوگو با رسانهها خودداری کنند و برخی نیز بهدلیل صحبت با خبرنگاران، مورد تهدید یا برخورد قرار گرفتهاند. به همین دلیل، تیم تحقیقاتی برای حفظ امنیت خانوادهها تصمیم گرفت با بستهگان ساکن در داخل افغانستان تماس نگیرد.
گزارشهای بهدستآمده از منابع افغان تصویری نگرانکننده از وضعیت کنونی ترسیم میکنند. در یکی از موارد، قربانی سر بریده شده بود و در موارد دیگر، اجساد بهصورت تکهتکهشده یافت شدهاند. در برخی موارد، قتلها به افراد مسلح ناشناس نسبت داده شده یا اجساد پس از ناپدید شدنهای مشکوک کشف شدهاند. اما در مواردی دیگر، عاملان مشخص هستند. براساس گزارشها، تعدادی از نیروهای پیشین (ANDSF) در جریان بازداشت و شکنجه، یا اندکی پس از آن، جان خود را از دست دادهاند.
طالبان پس از تسلط بر افغانستان در آگست ۲۰۲۱، «عفو عمومی» برای کارکنان دولت پیشین و اعضای نیروهای امنیتی و دفاعی ملی افغانستان (ANDSF) اعلام کردند. این وعده در سال ۲۰۲۵ نیز بار دیگر تکرار شد، تنها چند روز پس از آنکه دونالد ترمپ، رییس جمهور امریکا، ممنوعیتهایی را برای سفر افغانها اعلام کرد. دولت ایالات متحده همچنین درجولای ۲۰۲۵ وضعیت حفاظت موقت (TPS) برای افغانها را پایان داد و وزارت امنیت داخلی (DHS) اعلام کرد که شرایط افغانستان دیگر مشمول حمایتهای ویژه امریکا نمیشود.
در حالی که مقامهای طالبان وقوع برخی قتلها در میان نیروهای سابق (ANDSF) را پذیرفتهاند، آنها این موارد را به «دشمنیهای شخصی یا انتقامگیری» نسبت داده و اعلام کردهاند که عاملان مجازات خواهند شد. گزارشهای پیشین روزنامه ۸صبح با همکاری نیویارک تایمز، قتلهای انتقامجویانه در شش ماه نخست سلطه طالبان را افشا کرده بود. همچنین، هیات معاونت سازمان ملل در افغانستان (UNAMA) بیش از ۲۰۰ مورد قتل فراقانونی را از آگست ۲۰۲۱ تا جون ۲۰۲۳ ثبت کرده است. یافتههای جدیدی گزارش نشان میدهد که این قتلها پس از آمارهای پیشین نیز ادامه داشتهاند.
در همین حال، پاتریشیا گاسمن، معاون بخش آسیای دیدهبان حقوق بشر (HRW)، گفته است: «رهبری طالبان وعده عفو عمومی داد، اما این وعده برای صدها نیروی امنیتی سابق افغانستان که از زمان سقوط دولت در آگست ۲۰۲۱ یا کشته شدهاند یا در خفا زندهگی میکنند، کاملاً بیمعنا بوده است.»
گاسمن افزوده است: «فرماندهان محلی طالبان دستکم چند صد تن از سربازان، پولیس و مأموران اطلاعاتی سابق را بدون محاکمه اعدام کرده یا بهطور اجباری ناپدید کردهاند، بدون آنکه مورد بازخواست قرار بگیرند. همه این موارد نشان میدهد که این قتلها از سوی مقامات ارشد طالبان یا تأیید شدهاند یا دستکم تحمل میشوند؛ زیرا رهبران طالبان تمایلی به مجازات نیروهای خود ندارند.»
روایت خانوادههای نظامیان کشته شده و مشاوران امریکایی
در گزارش تصریح شده است که بهدلیل پشت سر گذاشتن متحدان امریکا، بهطور ویژه روی این نیروها تمرکز شده است. براساس گزارش، این نیروها متحدان امریکا بوده و در خطر زیادی برای باقی ماندن قرار دارند.
حوا، همسر علیگل حیدری، او را فردی وطندوست توصیف میکند که عاشق کشورش بود. او که از دیدن زندهگی مردم در ناامنی و مهاجرت اجباری برای رسیدن به یک زندهگی آرام خسته شده بود، تصمیم گرفت به ارتش بپیوندد. حوا، که اکنون از یک کشور همسایه و پس از مرگ همسرش صحبت میکند، میگوید: «او میخواست مسوولیت بگیرد و کمک کند کشوری امن ساخته شود؛ کشوری که بچههایش بتوانند به مکتب بروند و خانوادهاش مجبور به مهاجرت نباشند.» بهدلایل امنیتی، تیم تحقیق با هیچیک از اعضای خانواده قربانیان که در داخل افغانستان هستند تماس نگرفته است.
حیدری بخش بزرگی از دوران خدمت خود را در نیروهای ویژه افغانستان گذراند و پس از آن به نیروهای کماندو پیوست. فرماندهاش که اکنون در ایالات متحده زندهگی میکند، او را «سربازی شجاع» توصیف میکند که در عملیاتهای بسیاری دوشادوش نیروهای امریکایی شرکت داشت.
یک مشاور نیروهای ویژه امریکا که حیدری را میشناخت و با واحد او همکاری کرده بود، میگوید: «آنها بهطور کامل در همه عملیاتهای ما ادغام شده بودند. اعتماد بین ما آنقدر زیاد بود که نیروهای امریکایی کنار آنها در یک اردوگاه زندهگی میکردند.»
حیدری یکی از «متخصصترین» سربازان افغانستان در زمان خدمت در نیروهای ویژه بود. پس از بازسازی ساختار نظامی، او به زیرمجموعه نیروهای کماندو منتقل شد. این مشاور امریکایی میگوید: «آنها بازوی اجرایی همه ماموریتهای امنیتی ما بودند. واحدهایی مثل واحد حیدری واقعاً برای کل رویکرد امنیتی ما حیاتی بودند.» او ادامه میدهد: «بیشتر افرادی که من در نیروهای ویژه و کماندو با آنها آشنا شدم، به این دلیل پیوسته بودند که به آزادی افغانستان باور داشتند. وقتی به همتایان افغانم نگاه میکردم، احساس میکردم اینها امید آینده افغانستان هستند.»
در حالی که بسیاری از نیروهای ویژه موفق شدند پس از سقوط کابل از کشور خارج شوند، حیدری نتوانست. حوا میگوید که سه روز متوالی همراه دو فرزندشان و با داشتن همه مدارک لازم به میدان رفتند، به امید اینکه بتوانند سوار هواپیما به امریکا شوند. او همیشه به خانوادهاش اطمینان میداد که بهخاطر همکاری نزدیکش با امریکاییها، در امان خواهند بود.
یافتههای گزارش نشان میدهد که حیدری شش ماه پس از سقوط دولت پیشین توسط طالبان بازداشت شد. اگرچه آزاد شد، اما پس از تحمل شکنجه در زندان، با خانوادهاش تصمیم گرفتند به ایران فرار کنند. پس از یک سال اقامت در ایران، حیدری هنگام بازگشت از یک کار روزمزدی بازداشت و به افغانستان اخراج شد. به گفته همسرش، پس از بازگشت به افغانستان، حیدری زندهگی عادی و غیرنظامی داشت. اما در اوایل سال ۲۰۲۴، مورد حمله قرار گرفت و کشته شد. حوا میگوید که حیدری برای صحبت با گروهی از طالبان که خانه را محاصره کرده بودند، بیرون رفت، اما پیش از آنکه بتواند حرفی بزند، به ضرب گلوله کشته شد.
همسر حیدری میافزاید که طالبان به باشندهگان محل گفته بودند او عضو گروه داعش بوده است. براساس یافتههای گزارش، مورد دیگر مربوط به یک نیروی سابق عملیات ویژه افغانستان با نام مستعار (احمد) است. به گفته بستهگان او، پس از سقوط دولت، نتوانست زندهگی عادی داشته باشد، زیرا بهشدت از انتقامجویی طالبان میترسید. خانواده این نظامی پیشین میگویند که او از ازدواج خودداری میکرد، چون باور داشت که هدف حمله قرار خواهد گرفت.
همچنین یکی از بستهگان او که نمیخواهد نامش فاش شود، درباره روز حادثه در سال ۲۰۲۴ میگوید: «عصر، هنگام نماز، صدای تیراندازیهای زیادی شنیدم. تمام شب نگران بودم و صبح اول وقت به او زنگ زدم، ولی جواب نداد.» ساعاتی بعد، در همان روز، جسد او را یافتند که با گلوله سوراخسوراخ شده بود. «او بهطرز وحشیانهای کشته شد.»
این خویشاوند نظامی پیشین میافزاید: «پس از آنکه طالبان او را کشتند، اجازه ندادند برایش مراسم دفن برگزار کنیم. او را در سکوت دفن کردیم.» این موضوع با داستان حیدری نیز شباهت دارد؛ همسر او نیز میگوید که اجازه نداشته برای همسرش مراسم خاکسپاری برگزار کند.
شکنجه آشکار شرکای امریکا
یافتههای گزارش نشان میدهد که محمود (مستعار) در اواخر ۲۰۲۳ یا اوایل ۲۰۲۴ توسط یک واحد طالبان بازداشت شده است. به گفته او، سایر همکارانش در قطعات خاص که توسط امریکا آموزش دیده بودند، پیشتر بازداشت شده و اطلاعات او را در اختیار طالبان قرار داده بودند. او از شکنجه شدید در ۴۸ ساعت نخست بازداشت سخن میگوید؛ دورهای که طالبان تلاش داشتند با اعمال فشار، قفل تلفن همراهش را باز کنند تا به اطلاعات بیشتری درباره سایر اعضای قطعات خاص دست یابند. او میگوید که در جریان بازجویی، درباره محل اقامت یکی از همکارانش در قطعه خاص نیز از او سوال شد. زمانی که او از بازداشت آزاد شد، آن همکارش کشته شده بود. تهیهکنندهگان گزارش توانستهاند مرگ این فرد را بهطور مستقل تایید کنند.
این نظامی پیشین درباره شکنجه شدنش توسط طالبان میگوید: «به من شوک برقی میدادند، سرم را زیر آب سرد میبردند که واقعاً سخت بود. وحشتناکترین شکنجهشان روش کیسه پلاستیکی بود؛ کیسه را روی سرم میگذاشتند و دهان و بینیام را میبستند، تا وقتی که بیهوش میشدم، بازش نمیکردند.» او میافزاید: «مجبورم میکردند ۲۴ ساعت روی یک پا بایستم، در حالی که پای دیگرم را با نوار بسته بودند. چندین ساعت مرا سر به زیر آویزان میکردند. نتوانستم بیش از ۴۸ ساعت در برابر شکنجه مقاومت کنم و در نهایت تلفنم را برایشان باز کردم. وقتی این شکنجهها را تجربه کردم، سلامت روانم، جسمم و حتا وضعیت مالیام نابود شد… هر بار که در بازداشت برای بازجویی صدایم میزدند، تمام بدنم شروع به لرزیدن میکرد.»
این نظامی پیشین در ادامه میگوید: «بعد از آن، مرا شکنجه کردند تا بپذیرم که هنوز جاسوس سازمان سیا هستم… از من درباره حقوقم، اینکه چند خانه را بمباران کردهام و اینکه چگونه اطلاعات ایمن الظواهری را به امریکا دادم تا او را بکشند، میپرسیدند.»
مایک ادواردز که در ارتش امریکا خدمت کرده و با این نظامی پیشین همکاری داشته، یکی از اعضای قطعه خاص سطح یک به نام «گروه شناسایی هنگی» بوده است. او پس از سقوط افغانستان، سازمانی به نام «پروژه خروج» تاسیس کرد تا به مورد «محمود» و دیگر اعضای قطعه خاص افغانستان که در کنار او خدمت کرده بودند، کمک کند. ادواردز میگوید که برخی از اعضای این قطعه به دلایل فنی، از جمله اینکه مستقیماً توسط دولت امریکا استخدام نشده بودند، از دریافت ویزای مهاجرت ویژه (ایسآیوی) محروم شدند.
سازمان ادواردز بسیاری از درخواستها را از طریق مسیر جایگزین مهاجرتی P1 دوباره ارسال کرد، مسیری که امیدی دوباره به جامعه نیروهای ویژه افغان بخشید. مورد «محمود» در حالی در انتظار پاسخ این برنامه بود که در اوایل ۲۰۲۵، این مسیر مهاجرتی نیز تعلیق شد. ادواردز میگوید: «ما آنها را آموزش دادیم، به آنها مشاوره دادیم، برایشان ماموریت تعریف کردیم و با آنها در عملیاتها شرکت کردیم. آنها واقعاً آدمهای خودمان بودند.»
براساس یافتههای گزارش، مورد «داوود» پس از بیش از یک سال بازداشت، در سال ۲۰۲۳ آزاد شد و اکنون در یکی از کشورهای همسایه زندهگی میکند. بستهگانش میگویند که او پس از تحمل شکنجههای شدید دچار افسردهگی شده است. نوع شکنجههایی که گزارش دادهاند، شامل شوک برقی و غرق مصنوعی بوده که با آنچه در مورد محمود نیز ذکر شده، شباهت دارد.
در گزارش آمده که بستهگان این نظامی پیشین نیز، مانند مورد «محمود»، گفتهاند که شدیدترین شکنجهها با هدف بهدست آوردن اسامی و آدرس همکاران سابقش انجام شده است. این روایتها نشان میدهد که این قتلها صرفاً نتیجه فرصت یا تصادف نیستند، بلکه بخشی از یک تلاش گستردهتر برای شناسایی و هدف قرار دادن اعضای قطعات خاص بهصورت سیستماتیک در جریان است.
در یک سند رسمی نظامی ایالات متحده که در جریان این تحقیق بهدست آمده، داوود به همراه ۱۵ تن دیگر ذکر شده و تاکید شده است: «عملیاتهای رزمی انجامشده توسط این افراد، پیامدهایی با اهمیت راهبردی در سراسر افغانستان به همراه داشته است.» در بخش دیگری از این سند آمده است: «در طول خدمت، هر یک از این افراد با خطرات جدی برای خود روبهرو بودند و در صورت شناسایی توسط دشمنان افغانستان، خانوادههایشان نیز در معرض تهدید قرار داشتند.»
در گزارش آمده است که خانواده داوود که اکنون در یکی از کشورهای همسایه ساکن هستند، میگویند که این سند برای مواقع اضطراری در اختیار او قرار گرفته بود تا در صورت نیاز، از طرف امریکاییها کمک دریافت کند. آنان میگویند: «این سند در زمان سقوط افغانستان هیچ کمکی به او نکرد. او یکی از همان کسانی بود که شانهبهشانه نیروهای ویژه امریکا کار میکرد.»
اعضای خانواده این نظامی پیشین میگویند که هنوز از احتمال اخراج و بازگرداندن او به افغانستان به شدت نگران هستند، زیرا کشورهای همسایه اکنون در حال اجرای اخراجهای گسترده پناهجویان هستند. یکی از بستهگانش میگوید: «وضعیت اینجا خیلی سخت است. هر لحظه ممکن است او را دیپورت کنند و اگر این اتفاق بیفتد، طالبان او را خواهند کشت.»
این در حالی است که گزارشهای انحصاری و مستقل روزنامه ۸صبح نشان میدهد شمار قتل و شکنجه نظامیان پیشین، فراتر از آماری است که در این گزارش آمده است. تنها در هفته پایانی ماه سنبله سال جاری، روزنامه ۸صبح قتل سه نظامی پیشین بهدست طالبان را مستند کرده است.
همچنین دفتر هیات معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) در تازهترین گزارش خود، که به مجمع عمومی و شورای امنیت سازمان ملل ارایه شده، گفته که حداقل پنج مورد قتل، یک مورد بازداشت و دستگیری خودسرانه، و سه مورد شکنجه و بدرفتاری با مقامات پیشین دولتی و اعضای سابق نیروهای امنیتی و دفاعی ملی افغانستان را مستند کرده است.






