شماری از باشندهگان کابل از افزایش گدایان در جادهها و چهارراههای شهر همزمان با ماه مبارک رمضان شکایت دارند. آنها میگویند که در سطح شهر، بیشترین شمار گدایان را زنان و کودکان تشکیل میدهند. به گفته آنان، افزایش بیکاری، محدودیتها بر کار زنان و مشکلات اقتصادی از عوامل اصلی رشد گدایی در کابل است. برخی از این گدایان تنها درخواست پول نمیکنند، بلکه باعث آزار و مزاحمت مردم نیز میشوند.
برخی از این باشندهگان در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگویند که طالبان توانایی مدیریت گدایان در سطح شهر را ندارند. آنان میافزایند که این افراد روزانه حتا به دروازههای خانهها نیز مراجعه میکنند و هرچند طالبان به برخی حدود دو هزار افغانی میدهند، این مبلغ کافی نیست و گدایان دوباره به جادهها بازمیگردند.
این باشندهگان اضافه میکنند که در میان گدایان، شماری افراد حرفهای و سازمانیافته نیز وجود دارند که اعتبار مردم را نسبت به کمک به نیازمندان کاهش داده است. از دید باشندهگان کابل صدای زجه و گریه این گدایان برای جلب کمک آزاردهنده است و بر روحیه آنان تأثیر منفی میگذارد.
این روزها در گوشه و کنار شهر کابل زنانی دیده میشوند که با شیوههای گوناگون گدایی میکنند. بسیاری از این زنان از کودکان، گریه و زجههای سوزناک برای جلب توجه و ترحم مردم استفاده میکنند و با صداهایی مانند «بچیم شبک جمعه است یتیم دارم، نانآور ندارم»، «برای افطار چیزی نداریم» تلاش میکنند کمک دریافت کنند.
ستاره، یکی از باشندگان کابل، از افزایش شمار گدایان بهویژه زنان و کودکان در سطح شهر ابراز نگرانی میکند و معتقد است که محدودیتهای طالبان بر تحصیل و کار زنان، آنان را ناچار به گدایی کرده است. او تأکید میکند که اگر زنان اجازه داشتند به تحصیل و کار بپردازند، شمار گدایان در خیابانها کاهش مییافت و برای جلوگیری از رشد گدایی، طالبان باید مکاتب را باز کنند و فرصت کار را به زنان بدهند.
ستاره میافزاید: «این روزها در گوشه و کنار کابل، بهویژه در ساعات شام، زنان و حتا مردان جوان و پیر نیز برای کمک به دیگران دست به گدایی میزنند. زنان اغلب در نزدیکی نانواییها مینشینند و گدایی میکنند. آیا درست است که زنان بهجای تحصیل و کار، چشم به جیب مردم داشته باشند؟ طالبان چگونه غیرت دارند که زنی مجبور به گدایی شود، اما اگر بخواهد تحصیل کند یا کار کند، این تحریککننده محسوب میشود؟»
صابر صابری، یکی دیگر از باشندهگان کابل، روند رو به رشد گدایان در شهر را نگرانکننده میداند. او میگوید فقر، بیکاری و افزایش قیمت مواد خوراکی، همزمان با فرارسیدن ماه رمضان، باعث شده است شمار گدایان در سطح شهر افزایش یابد. او میافزاید: «در شرایط کنونی، شمار گدایان افزایش یافته است. از یک سو فقر گسترده است و از سوی دیگر، بسیاری از زنانی که در گذشته در وزارتها و ادارههای کلیدی کار میکردند، اکنون در خانه مانده و بیکار هستند. باید حق به حقدار سپرده شود و زمینه کار برای زنان فراهم شود.»
امرالله، یکی دیگر از باشندهگان کابل، میگوید طالبان در مدیریت گدایان ناکام بودهاند. او میافزاید که مدتی پیش تلاش میشد گدایان گردآوری شوند تا در جادهها حضور نداشته باشند، اما به هر کدام تنها ۲ هزار افغانی پرداخت میشد که برایشان کافی نبود و دوباره به سرکها بازمیگشتند.
این باشنده کابل میافزاید: «چند وقت پیش گدایان را گردآوری میکردند، اما حالا دیگر هیچ توجهی به این موضوع نمیشود. طالبان به این افراد هر چند نفر از خانوادهشان باشند، فقط دو هزار افغانی میدهد و زمینه کار برایشان فراهم نمیکند. به همین دلیل، بسیاری دوباره به خیابانها بازمیگردند. حتا برخی از کسانی که طالبان آنان را به خانه میبرد، به آنها میگویند که خانه داری، کار کن، اما هیچ معاش یا حمایتی دریافت نمیکنند. این خود سبب میشود که مردم درآمدی نداشته باشند برای تامین هزینه خانواده شان به گدایی بیایند.»
در همین حال، شمار دیگری از باشندهگان کابل میگویند که گدایی در سطح شهر تأثیرات منفی روانی بر مردم داشته است. آنان میافزایند که برخی گدایان به زور از شهروندان پول میگیرند و این خود نوعی آزار محسوب میشود.
امین، یکی دیگر از باشندهگان کابل، میگوید افزایش گدایان در ماه مبارک رمضان تأثیرات روانی منفی بر مردم گذاشته است. او میافزاید که وقتی افراد توانایی کمک ندارند، این موضوع باعث فشار روانی و تأثیر منفی بر روحیهشان میشود. به گفته او، کودکانی که در گدایی شرکت میکنند نیز نگرانکنندهاند، زیرا بیشتر افکارشان حول پول جمعآوری کردن میچرخد و از درس، آموزش و رفتار اجتماعی دور میمانند.
امین میگوید: «گدایان این روزها بسیار زیاد شدهاند، مخصوصاً در روزهای رمضان. حتا کسانی که کراچی دستی دارند، برای دریافت کمک به خیابانها میآیند. این وضعیت فشار روانی زیادی به مردم وارد میکند چون وقتی میبیند کمک کرده نمیتواند روانش درگیر این موضوع میماند. از سوی هم وقتی افراد میبینند گدایی آزاد است، خود به خود تشویق میشوند که دست به چنین کارهایی بزنند. که نوعی بد آموزی است.»
شماری از کارشناسان مسایل اقتصادی نیز معتقدند که افزایش گدایان تأثیرات مخربی بر روان و فعالیتهای اجتماعی مردم گذاشته است. آنان تأکید میکنند که تاکنون هیچ راهکار موثری برای مدیریت گدایان وجود نداشته و اقدامات انجام شده بیشتر کوتاهمدت بوده است.
قطبالدین یعقوبی، یکی از کارشناسان اقتصادی، میگوید: «با توجه به شرایط کنونی افغانستان و عواملی مانند فقدان زیرساختهای اقتصادی، جنگ، فساد، سیلابها، شرایط اقلیمی، آفتها و مهاجرت، دامنه فقر افزایش یافته است. در نتیجه بسیاری از مردم نانآور خانوادههای خود را از دست دادهاند و زمینه کار برای آنان فراهم نیست. این وضعیت باعث شده که شمار زیادی از زنان و کودکان مجبور به گدایی شوند و هر روز بر تعداد آنان افزوده شود. کودکان و زنان بیشترین آسیب را از این وضعیت میبینند.»
براساس گزارش کمیسیون جمعآوری گدایان طالبان، تا کنون بیش از ۷۴ هزار تن در سراسر کشور جمعآوری شده و به افراد مستحق هر ماه دو هزار افغانی پرداخت میشود. با این حال، شمار زیادی از زنان و مردان هنوز در جادهها و مکانهای پررفتوآمد کابل به گدایی ادامه میدهند و بسیاری از زنانی که در خیابانها و سرکها نشستهاند، از کودکان خود برای این کار استفاده میکنند.
استفاده از کودکان در گدایی نهتنها خلاف قانون و اعلامیههای حقوق بشری است، بلکه مطابق ماده ۵۱۰ قانون جزای دولت پیشین افغانستان، قاچاق انسان محسوب میشود و والدینی که کودکان خود را مجبور به گدایی کنند، طبق ماده ۵۱۲ قانون جزا به حبس طولانی محکوم خواهند شد.
در کابل، با وجود این قوانین، کودکانی که در گدایی شرکت میکنند، بهوفور دیده میشوند و وضعیت آنها برای جامعه عادی جلوه کرده است. به نظر میرسد طالبان و نهادهای حامی کودکان هنوز طرح بنیادینی برای حل این مشکل ندارند.






