بسیاری از باشندهگان کابل میگویند برای در امان ماندن از برخورد طالبان و جلب رضایت نیروهای این گروه، ناگزیر به استفاده از کلاه قندهاری، ریش و لباسهای محلی شدهاند. هرچند شماری این تغییر را بازگشت به ارزشهای سنتی میدانند، روایتهای مردمی نشان میدهد که برای بسیاری، این دگرگونی بیشتر از سر اجبار و سازگاری با شرایطی است که حتا سادهترین انتخابهای روزمره را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
شماری از مردان میگویند که برای جلوگیری از بروز مشکل و جلب نکردن توجه، به پوشش مشابه با طالبان روی آوردهاند. به گفته آنان، این تغییر بیشتر از آنکه یک انتخاب باشد، نوعی سازگاری با شرایط حاکم است. از دید آنان، دگرگونی در سبک پوشش بخشی از تأثیرات گستردهتر وضعیت کنونی بر زندهگی روزمره مردم بهشمار میرود و پس از تسلط طالبان، حق انتخاب پوشش از آنان گرفته شده است.
در مقابل، برخی دیگر این روند را بازگشت به ارزشهای سنتی میدانند و از آن استقبال میکنند. آنان تأکید دارند که حفظ فرهنگ بومی اهمیت دارد، اما در عین حال میگویند این نوع پوشش نباید بهگونه اجباری بر مردم تحمیل شود.
این روزها در گوشهوکنار کابل، درخشش آینههای دوختهشده بر کلاههای قندهاری، به بخشی از چهره تازه شهر بدل شده است. بسیاری از باشندهگان میگویند که این تغییر تنها به ظاهر محدود نمیشود، بلکه روایتگر دگرگونیهای عمیقتر در زندهگی مردان پس از سلطه طالبان است.
احمد، یکی از باشندهگان کابل، میگوید که پس از تسلط طالبان بر افغانستان، کلاه قندهاری و لباسهای محلی جای نکتایی، کرتیهای رنگارنگ و لباسهای مطابق با مُد او را گرفته است.
این باشنده کابل میافزاید که تغییر سلیقهاش در نحوه دوخت و انتخاب لباس، تحت تأثیر پوشش افراد طالبان و بیشتر بهدلیل فشار و ترس از برخورد مأموران امر به معروف و نهی از منکر این گروه بوده است. به گفته او، پیش از این تلاش میکرد مطابق با آنچه در جامعه رایج بود لباس بپوشد، اما اکنون نمیتواند آزادانه تصمیم بگیرد.
احمد میگوید: «قبلاً بدون دریشی از خانه بیرون نمیرفتم و مدلها و رنگهای مختلفی داشتم. در اوایل هم همانها را میپوشیدم، اما آهستهآهسته محدودیتها بیشتر شد. برای اینکه با خیال راحت در شهر رفتوآمد کنم، ناگزیر شدم لباسهای جدید بخرم. کمکم کلاه هم گرفتم. حالا حتا در مورد ریش و موی خود هم نمیتوانم آنطور که دلم میخواهد تصمیم بگیرم. این واقعاً بد است، اما چارهای نیست؛ نمیشود هر لحظه با یک مأمور امر به معروف روبهرو شد.»
شمسالله، یکی دیگر از باشندهگان کابل، میگوید که او نیز کلاه قندهاری را که در این اواخر بهگونه گسترده رواج یافته، از سر ناچاری بر سر میکند. او میافزاید که نیروهای طالبان افرادی را که مطابق سلیقه آنان لباس میپوشند، کمتر مورد اذیتوآزار قرار میدهند. به گفته او، داشتن کلاه قندهاری باعث میشود در ایستهای بازرسی کمتر مورد پرسوجو قرار گیرد.
شمس میگوید: «وقتی کلاه قندهاری بر سر داشته باشی، طالبان در ایستهای بازرسی کمتر از تو پرسوجو میکنند. به همین خاطر من هم از روی مجبوری آن را بر سر میکنم. اگر کلاههای دیگر بر سر داشته باشی، بیشتر اذیت میکنند. خودم علاقهای به این کلاه ندارم، اما حالا ذهنیت مردم هم تغییر کرده؛ بیشتر افراد لباس محلی میپوشند و کلاه قندهاری بر سر میکنند. در برخی ادارهها اگر کلاه و ریش نداشته باشی، کارهایت بهسختی پیش میرود. خودم بارها شاهد بودهام که کار کسانی که ظاهرشان مطابق سلیقه طالبان نیست، به تأخیر انداخته میشود.»
این باشنده کابل میگوید که طالبان به افرادی که مطابق دیدگاه آنان لباس میپوشند، برخورد بهتری دارند. او ادامه میدهد: «طالبان کسانی را که پتلون دارند بیشتر متوقف میکنند، اما کسانی که کلاه قندهاری و ریش دارند، کمتر مورد بازخواست قرار میگیرند. من خودم این موضوع را بارها دیدهام. وقتی کلاه و ریش داشته باشی، بیشتر مورد احترام قرار میگیری.»
از سوی دیگر، شماری از مردان میگویند که کلاه قندهاری بخشی از فرهنگ افغانستان است و گسترش آن چالشی به همراه ندارد. از دید آنان، طالبان مردم را به این نوع پوشش ناگزیر نکردهاند و بسیاری از افراد از سر علاقه و پایبندی به فرهنگ، آن را بر سر میکنند.
سلطانالدین، یکی دیگر از باشندهگان کابل، میگوید که او کلاه قندهاری را دوست دارد و به همین دلیل آن را بر سر میکند. او میافزاید که مردم بهمرور با شرایط و نظام عادت کردهاند و به همین خاطر از این نوع پوشش بیشتر استفاده میکنند.
این باشنده کابل میگوید: «بهطور کلی، خوب است که کلاه قندهاری بر سر شود و از لباس محلی استفاده گردد، چون بخشی از فرهنگ افغانستان است. چه نظام بخواهد آن را ترویج کند یا نه، وقتی مردم با یک وضعیت عادت کنند، خودشان از آن پیروی میکنند. کارمندان دولت شاید بیشتر بهخاطر شرایط کاری از این پوشش استفاده کنند، اما مردم عادی نیز بهگونه گسترده از آن بهره میبرند. من شخصاً از این روند راضی هستم، چون به فرهنگ ما برمیگردد.»
طالبان پس از تسلط بر افغانستان در ۲۴ اسد ۱۴۰۰، گذاشتن ریش، استفاده از کلاه و پوشیدن لباسهای محلی را برای مردان الزامی کردهاند. اکنون مردان در سنین مختلف از کلاه قندهاری و لباسهای محلی استفاده میکنند.
تأکید طالبان بر استفاده از لباس سنتی باعث شده است که حتا برخی افراد که پیشتر پکول میپوشیدند، آن را کنار گذاشته و برای جلب رضایت این گروه، کلاه قندهاری بر سر کنند. در کنار این فشارها، نحوه برخورد با افراد در جامعه نیز در بسیاری موارد به نوع پوشش آنان وابسته شده است.






