موسیقی و رقص، بهعنوان بخشهای بنیادین فرهنگ و هویت، همواره نقشی کلیدی در تقویت همبستهگی اجتماعی، انتقال میراثهای فرهنگی و ایجاد درک و تجربه مشترک در میان افراد جامعه ایفا کردهاند. این هنرها نهتنها وسیلهای برای بیان احساسات و تجربیات جمعی هستند، بلکه در شرایط دشوار نیز توانستهاند بهعنوان نمادهایی از مقاومت فرهنگی و ثبات اجتماعی بدرخشند.
در میان سبکهای گوناگون موسیقی و رقص افغانستان، سبکهای قطغنی، اتن و قرصک جایگاهی ویژه دارند. هر یک از این سبکها با ویژهگیهای ویژه، بازتابدهنده تاریخ، سنتها و احساسات مردمان ساکن در این سرزمین هستند. البته در میان اقوام دیگر افغانستان، سبکهای دیگری نیز وجود دارد که تا هنوز در سطح ملی به اندازه کافی معرفی نشدهاند. از آن جمله میتوان به سبک «دیدو»ی هزارهگی اشاره کرد که در میان مردم مناطق مرکزی افغانستان، محبوبیت و جایگاه خاصی دارد.
در دوره نخست حاکمیت طالبان و نیز در سه سال اخیر، موسیقی قطغنی که در شمال افغانستان رواج دارد، به نمادی از مقاومت فرهنگی تبدیل شده است. از آن جمله، نوازندهگان و خوانندهگان این سبک در محافل خصوصی، در رسانههای اجتماعی و نیز در خارج از کشور، آثار خود را اجرا کرده و تلاش میکنند تا ضمن، زنده نگهداشتن این موسیقی، در برابر محدودیتهای طالبان ایستادهگی کنند. از سوی دیگر، شماری از هنرمندان افغانستان در تبعید، با حفظ سبک قطغنی، آثار برجستهای را تولید کرده و توانستهاند ارتباط میان جوامع مهاجر افغانستان و میراث فرهنگی آنها را تقویت کنند.
اتن نیز بهعنوان یک سبک پرشور رقص و موسیقی که بهصورت گسترده در میان مردم پشتون و بلوچ در افغانستان رایج است، اکنون بهعنوان نمادی از وحدت و همبستهگی میان اقوام مختلف بدل شده است. چنانچه در اکثر مراسم عروسی یا تجمعات شاد مردمی، اتن اجرا میشود که این نیز نشانه تاثیرگذاری و نقش برجسته اتن در انتقال پیام صلح و دوستی است. البته در مناطق پشتوننشین، اتن در مراسم عروسی و جشنهای ملی بهصورت گسترده اجرا میشود و همچنان بهعنوان رقص ملی افغانستان، حس هویت مشترک را زنده نگه داشته است.
در دوران تجاوز روسها به افغانستان، بهویژه در پنجشیر، رقص قرصک بهعنوان یکی از روشهای مردمی برای زنده نگهداشتن امید و مقاومت در برابر ارتش سرخ، مورد استفاده قرار میگرفت. هر چند بعدها با رسوب اندیشههای اخوانی و تفکرات ایدیولوژیک و افراطی اسلامی در روان و اندیشه نیروهای ضد روسی، محدودیتهایی در این زمینه ایجاد شد، اما از آنجایی که قرصک ریشه در فرهنگ، تاریخ و هویت مردم پنجشیر دارد، مخالفت اخوانیها و ملاهای افراطی، نتوانست این سبک را تضعیف کند و یا مردم آن را کنار بگذارند. این رقص، که اغلب در جشنها و گردهماییهای مردمی اجرا میشود، فضایی برای تخلیه احساسات و تقویت روحیه جمعی فراهم میآورد. اجرای قرصک با دفنوازی و خواندن اشعار محلی، نشاندهنده اهمیت شادی و همبستهگی حتا در سختترین شرایط است و نیز نشانگر قدرت لایزال موسیقی و رقص در ایجاد امید، سرخوشی و مقاومت در برابر ستم و نابرابری است.
در اینجا بهصورت کوتاه به ویژهگیهای عمده سه سبک موسیقی و رقص که در افغانستان بهصورت گسترده رایج است، میپردازم:
موسیقی قطغنی: صدای پرشور شمال افغانستان
موسیقی قطغنی، که نام خود را از منطقه قطغن در شمال افغانستان گرفته است، بهویژه در ولایات کندز، تخار، بغلان و سمنگان رواج دارد. حکومت یا ولایت قطغن-بدخشان، یکی از چند ولایت بزرگ افغانستان میشد. به نقل از دانشنامه آزاد پارسی «نام قطغن ظاهراً در اواخر قرن ۱۱ و اوایل قرن ۱۲ق و پس از استقرار طایفه قطغنی، از اتباع سابق امیر سبحانقلیخان هشترخانی، امیر بخارا در قندوز، معمول شد. اینان پس از مدتی حکومت ناحیه را به دست گرفتند و تا اواخر قرن ۱۳ق بر این مقام باقی بودند. نخستین عضو این خاندان، بیگ مراد خان ( ـ۱۱۱۰ق) نام داشت.»
حکومت قطغن در سال ۱۸۹۰ میلادی و در زمان سلطنت امیر عبدالرحمان ایجاد شد و در سال ۱۹۶۳ لغو گردیده و به پنج ولایتهای کندز، تخار، بغلان، سمنگان و بدخشان تقسیم شد.
سبک قطغنی با استفاده از سازهای سنتی مانند دمبوره، غیچک و زیربغلی یا تنبک که از آلات موسیقی محلی است و هنوز بهصورت سنتی و دستی این آلات ساخته میشود، همراه با آوازهای پرشور اجرا میشود. ریتمهای تند و شاد، مضامین عاشقانه و حماسی و همراهی ساز و آواز بهشکل متوازن و هماهنگ از ویژهگیهای عمده این سبک است.
این موسیقی نهتنها در جشنها و مراسم محلی جایگاهی ویژه دارد، بلکه در عروسیها و محافل خوشی مردم نیز بهصورت گسترده اجرا میشود. سبک قطغنی حالا فراتر از مناطق شمال افغانستان که زادگاه این سبک است، در سراسر کشور طرفداران فراوانی دارد و در اکثر محافل خوشی مردم، بهویژه برای اجرای رقصهای گروهی و انفرادی، بهصورت گسترده استفاده میشود. این سبک، بهعنوان بخشی از هویت فرهنگی مردم شمال افغانستان شناخته میشود و بهمثابه پلی عمل کرده است که مرزهای قومی، زبانی و منطقهای را در افغانستان درنوردیده و در میان همه مردم افغانستان، محبوب است.
اتن: رقص ملی و نماد همبستهگی
اتن، یکی از شناختهشدهترین رقصهای ملی افغانستان، جایگاهی برجسته در میان پشتونها و نیز بلوچهای افغانستان، دارد. البته رقص گروهی در میان اقوام دیگر افغانستان به شیوههای دیگری نیز وجود دارد، اما اتن، که بهصورت گروهی و دایرهوار انجام میشود و با موسیقی سازهایی چون طبل/ دهل و سرنا همراه است، نماد هماهنگی، همرنگی، همبستهگی و شور و شعف است. پشتونهای افغانستان قبل از رفتن به جنگ، یا در هنگام برگزاری جرگههای محلی، آشتی میان خانوادهها، اعیاد مذهبی و ملی و نیز در مراسم عروسی و خوشی، آن را پیوسته اجرا میکنند. اتن اکنون به بخش جداییناپذیری از مراسم خوشی مردم سراسر افغانستان بدل شده و در اکثر مراسم عروسی و گردهماییهای دوستانه و خانوادهگی بهویژه برای اجرای رقص بهصورت گسترده، اجرا و یا پخش میشود.
از ویژهگیهای عمده اتن میتوان به حرکات هماهنگ دستها و پاها و ساختار گروهی که نماد اتحاد و شادی جمعی است، اشاره کرد. علاوه بر آن، ریتمهای تند طبل که بهصورت مکرر و تند انجام میشود، برای اتنبازان، شور و شعف فراوانی ایجاد میکند.
اتن از نظر تاریخی نیز ریشههایی عمیق دارد. برخی پژوهشگران معتقدند که این رقص به دوران زرتشتیان بازمیگردد؛ زمانی که مردم با سرودهای اوستا، دور آتش میرقصیدند و مراسم آیینی اجرا میکردند.
قرصک: نمایشی از شور و زندهگی در پنجشیر
قرصک، از جمله رقصهای محبوب محلی، بهویژه در ولایت پنجشیر، یکی دیگر از هنرهای برجسته افغانستان است. این رقص بهصورت گروهی اجرا میشود و با کف زدنهای متواتر و همراهی دف همراه است.
از ویژهگیهای عمده قرصک میتوان به حضور ۱۰ تا ۱۵ نفر، همراهی دفنوازی و خواندن اشعار محلی یا رباعی توسط شرکتکنندهگان و حرکات پرانرژی و ریتمیک که شادی و همبستهگی را به نمایش میگذارد، اشاره کرد.
این رقص بهویژه در جشنها و گردهماییهای محلی اجرا میشود و بهعنوان نمادی از شادی، سرزندهگی و پیوندهای اجتماعی شناخته میشود. سبک قرصک، اکنون راه خود را به متن موسیقی افغانستان نیز باز کرده است و هنرمندان زیادی با استفاده از ریتمها و فورمهای قرصک، ترانه میسازند و آهنگ اجرا میکنند.
نقش فرهنگی و اجتماعی این هنرها
هنرهای موسیقی و رقص محلی افغانستان، از جمله قطغنی، اتن و قرصک، نهتنها ابزارهایی برای ابراز احساسات و ایجاد شادی هستند، بلکه نقشی کلیدی در حفظ و انتقال میراث فرهنگی افغانستان دارند. در دورانهایی که موسیقی و رقص با محدودیتها و ممنوعیتهایی مواجه بودهاند، این هنرها توانستهاند بهعنوان نمادهایی از مقاومت فرهنگی و پایداری هویت ملی عمل کنند. افزون بر این، موسیقی و رقص، پلی میان نسلها ایجاد میکنند و فرصتهایی برای حفظ سنتها و ارزشهای جمعی فراهم میآورند. به همین دلیل، حفظ و ترویج این هنرها از اهمیت ویژهای برخوردار است.
در شرایطی که افغانستان در زیر سیطره ستم و جهالت بدوی و افراطی طالبان، به نفسنفس افتاده است و هنر و هنرمند نهتنها اجازه تولید و اجرای موسیقی را ندارد و حتا هنرمند بودن «جرم» و «گناه» محسوب میشود و هنرمندانی که از افغانستان فرار کرده و بهویژه در کشورهای همسایه، روزهای سخت و دشوار بیوطنی و بیسرنوشتی را سپری میکنند، باید راههایی را پیدا کرد تا در کنار زنده نگهداشتن این هنرهای والا و ارزشمند، بایست از هنرمندان آواره دستگیری صورت گیرد.
در کنار آن، سرمایهگذاری و حمایت مادی و معنوی از این هنر و تلاش برای زنده نگهداشتن و تولید آثار جدید، کمک بزرگی در راستای مقاومت فرهنگی و پایداری در برابر سیطره ستم و جهالت بدوی و افراطی طالبان نیز است.






