بهتازهگی وزارت خارجه ایالات متحده امریکا در اقدامی که کمتر احتمالش میرفت، افغانستان زیر اداره طالبان را در فهرست کشورهای «حامی بازداشتهای غیرقانونی (گروگانگیری)» قرار داده است. مارکو روبیو، وزیر خارجه امریکا، بهصراحت طالبان را متهم به گروگانگیری کرد و اظهار داشت که این گروه از سیاست گروگانگیری برای امتیازگیری علیه امریکا استفاده میکنند؛ کاری که بهزعم او زینپس تحمل نخواهد شد. مهمتر از آن، آدام بولر، نماینده ویژه امریکا در امور گروگانها، از احتمال همسرنوشتشدن طالبان با ونزوئلا و جمهوری اسلامی ایران خبر داده است. هشدار بولر به این خاطر اهمیت دارد که دو بار در کابل با مقامهای طالبان دیدار داشت و چند گروگان امریکایی را هم از زندانهای این گروه رها کرد و با خود به امریکا برد. بولر بیش از دیگران از قصد طالبان برای گروگانگیری باخبر است و هشدارهایش به نشانی این گروه بیجهت نیست.
در اینکه طالبان به گروگانگیری خو گرفتهاند و از آن بهحیث ابزار امتیازگیری علیه دیگران و حتا امریکا استفاده میکنند، شکی نمانده است. در این میان، اگر جانب مقابل، نرمخو، مداراجو و کمتوقع باشد، طالبان در استفاده از ابزار گروگانگیری بیشتر تشحیذ میشوند؛ تجربهای که در عصر دولت جو بایدن بهخوبی مشاهده شد. امریکاییهایی که از زندانهای طالبان رها شدهاند یا هم تا این دم در آن بهسر میبرند، عمدتاً در زمانه بایدن بازداشت شدهاند. البته کسانی هم در روزهای پایانی دولت او و در پی معامله پنهانی با طالبان، از بند این گروه رها شدند. شاید کسانی هم در عصر دولت ترمپ بازداشت شده باشند، ولی رقمشان اندک است. خیال طالبان از ناحیه بایدن راحت بود؛ چون او را آدمی آرام و ملایمی یافته بودند که از اِعمال فشار جدی بر این گروه یا هم توسل به تهدید نظامی پرهیز میکرد. طالبان بهقدر مقدور سعی کردند از مداراجویی دولت بایدن کمال بهره را ببرند. دقیقاً در زمانه بایدن بود که کمکهای مالی امریکا بیکموکاست در اختیار طالبان قرار میگرفت؛ با وصف اینکه کاخ سفید در آن زمان ظاهراً بر سر مساله دموکراسی و حقوق بشر حساس بود. البته که کمکها هنوز بهدرستی قطع نشده، ولی چون گذشته بهراحتی در دسترس طالبان قرار نمیگیرد و کانگرس امریکا هم در این اواخر گامهایی در زمینه برداشته است.
طالبان اگر از مداراجویی بایدن کمال بهره را بردند، حالا میخواهند از خصلت معاملهگری ترمپ استفاده موثر کنند. طالبان ظاهراً فقط بر همین خصلت ترمپ تمرکز کردهاند. تمرکز زیاده از حد بر یک وجه شخصیتی ترمپ، طالبان را از نگاه به سایر وجوه شخصیتی او دور نگه داشته است: غیرقابل پیشبینیبودن، بههمزدن معامله، توسل به حمله نظامی در صورت لزوم و… . درنظر طالبان، ترمپ ازآنجاییکه به دموکراسی و حقوق بشر بها نمیدهد، میشود با او زود کنار آمد. مهمتر از آن، طالبان بیش از هر گروه و کشور دیگر، لذت معامله با ترمپ را در دوحه خوب چشیدهاند و بهسادهگی فراموششان نخواهد شد. بلی، ترمپ آدمی تاجرمنش و اهل معامله است، ولی طالبان فراموش کردهاند که معامله نه با هرکسی و نه به هر بهایی. ترمپ به معامله اهمیت میدهد، ولی به معامله «برد ـ باخت»، نه «برد ـ برد»؛ یعنی خودش برنده مطلق و طرف مقابل بازنده مطلق باشد. مذاکرات ترمپ با دولت نیکولاس مادورو در ونزوئلا و جمهوری اسلامی نشان داد که او در پی کسب بیشترین سود و محرومکردن طرف مقابل از همهچیز است. اگر هم طرف معامله به آنچه ترمپ میخواهد نه بگوید، با حربه نظامی به سراغش میرود.
البته که رژیم طالبان نه ونزوئلاست و نه هم جمهوری اسلامی؛ بلکه ضعیفتر از این دوتاست. پس وقتی ترمپ نمیخواهد به ونزوئلا و جمهوری اسلامی امتیاز بدهد، لزومی ندارد به گروهی از جنس طالبان امتیاز قایل شود؛ آن هم در بدل معامله بر سر سرنوشت شهروندان امریکا. بگذریم از اینکه برای کشوری به بزرگیِ امریکا و آدمی چون ترمپ ـ که حاکمان غالب کشورها از او حساب میبرند ـ زیبنده نیست که به یک گروه گروگانگیر امتیاز دهد؛ امتیازی که ازسوی منتقدان تعبیر به باجدهی خواهد شد.
ترمپ تا این جای کار از در مسامحه با طالبان وارد شده و کاری به کار این گروه نداشته است. چشمپوشی از وضعیت روان در افغانستان و اعزام مکرر هیات بلندرتبه به کابل، دلالت بر مسامحهگری ترمپ با طالبان دارد. اساساً دولت ترمپ هوس برگشت به افغانستان را (با یا بدون حمله نظامی) ندارد و در پی سرنگونی رژیم طالبان و استقرار نظام دموکراتیک بهجای آن نیست؛ بلکه برای فعلاً رهایی گروگانها برایش اهمیت بیشتر دارد، آن هم بدون امتیازدهی به طالبان. با آن هم وقتی طالبان، امریکاییها را بهقصد امتیازگیری در بند میکنند، این برای ترمپ و اطرافیانش گران میآید و واضح است که به آدمهایی چون روبیو، بولر و… حس اهانت و نادیدهانگاری دست میدهد.
آنگونه که بهنظر میرسد هدف طالبان هم از گروگانگیری و چانهزنی بر سر این معضل، بیش از آنکه کسب امتیازهای کوچک و مقطعی باشد، تلاش برای گشودن باب تعامل همهجانبه با امریکا و مساعدکردن فضا برای حضور مجدد این کشور در افغانستان است. مقامهای بلندرتبه طالبان بارها اعلام کردهاند که در حسرت تامین رابطه با واشنگتن بهسر میبرند و بیصبرانه مترصد لحظهای هستند که افغانستان شاهد بازگشایی سفارت امریکا در کابل باشد.
درست است که بولر با ذکر نمونههای ونزوئلا و جمهوری اسلامی، طالبان را تهدید به سرنگونی کرده است، ولی بعید است که اینگونه خطرپذیری در دستور کار کاخ سفید باشد. اگر قهر ترمپ بهطرز دیگر فروننشیند، اوج کارش در تهدید نظامی یا هم راهاندازی حمله نظامی هدفمند خلاصه خواهد شد؛ چه علیه مقامات طالبان یا هم تاسیسات نظامی این گروه. در درجه پایینتر از آن، طالبان را میتواند خوب تحریم کند؛ آنگونه که رژیم این گروه را در فهرست رژیمهای گروگانگیر درج کرده است. یا هم بهطرز غیرمستقیم (استفاده از پاکستان) میتواند طالبان را خوب تادیب کند؛ نکتهای که محمدیعقوب مجاهد، وزیر دفاع طالبان، نیز تایید کرد. مجاهد مدعی شد که پاکستان بهخاطر نابودی تجهیزات نظامی برجایمانده از امریکا در افغانستان، رضایت کاخ سفید را جلب کرده است و راهاندازی حملههای هواییاش در مناطق مرزی و دیگر جاها، تلاشی در همین راستاست.
وقتی امریکا از همین ابزارهای حداقلی هم استفاده کند، طالبان چارهای نخواهند داشت جز امضاکردن سند تسلیمی (رهایی بیقیدوشرط گروگانها). طالبان پس از آنچه در ونزوئلا و ایران رخ داد، شاید اکنون دریابند که ترمپ با آنکه اهل معامله است و با جنگطلبی میانه گرم ندارد، اما آدمی شوخیبردار نیست؛ به این معنا که وقتی کاسه صبرش لبریز شود، بهراحتی معامله را خراب میکند و پروای تبعاتش را هم ندارد.






