«آهنهای کهنه، چبلکهای کهنه، نان قاق میخریم …» این یکی از صدها صدایی است که هر روز از بلندگوهای دستفروشان دورهگرد در کوچههای کابل پخش میشود و تا دهها متر آنسوتر شنیده میشود. اما این تنها صدایی نیست که هر روز سکوت کوچههای کابل را میشکند؛ در هر چند قدمی، صدای آهنگهای موتورسایکلهای گشت طالبان و دیگر صداهای بلند نیز از بلندگوهای دستفروشان دورهگرد پخش میشود.
شماری از باشندهگان کابل میگویند که پخش این صداها، بهویژه در ساعات استراحت، آرامش را از زندهگی روزمره آنان گرفته است. آنان میافزایند که این صداها هیچ ساعت مشخصی ندارد و مردم نمیتوانند برای استراحت یا انجام فعالیتهای روزمره خود برنامهریزی کنند. به گفته آنان، تداوم استفاده از بلندگوهای پرصدا باعث شده است کودکان نتوانند بهخوبی درس بخوانند و سالمندان و بیماران نیز با مشکلاتی مواجه شوند. به باور این باشندهگان، هرچند فعالیت دستفروشان بخشی از چرخه اقتصادی شهر است، اما استفاده بیرویه از بلندگوها آرامش محلهها را برهم زده و فضای کوچهها را بیش از حد پرسر و صدا کرده است.
این باشندهگان کابل در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگویند که صدای بلندگوها و هیاهوی دستفروشان، همراه با ترافیک و سر و صدای موترها، محیط زندهگی شهری را طاقتفرسا کرده است. آنان تأکید میکنند که در برخی مناطق، همزمان فعالیت چند دستفروش با پخش صدای بلند، میزان آلودهگی صوتی را افزایش داده است.
احمد، یکی از باشندهگان کابل، میگوید که آلودهگی صوتی از جمله معضلات نادیده گرفتهشدهای است که با افزایش جمعیت شهر در کابل شدت یافته است. به گفته او، زمانی که افراد پس از خستهگی و هیاهوی کار روزانه به خانه بازمیگردند تا دقایقی استراحت کنند، سر و صدای دستفروشان آب و گاز آرامش آنها را برهم میزند.
احمد میگوید: «سر و صدا آنقدر زیاد است که انسان سالم را مریض میکند، چه برسد به فردی که بیمار است. خودم تجربه کردهام که تأثیر بسیار بدی بر من میگذارد. این موارد باید کنترل شود، زیرا بسیاری از مردم در خانه بیمار دارند.» او با اشاره به صدای موترها، بلندگوهای کراچیها، فروشندهگان آب معدنی و جنراتورها که به گفته او موجب مزاحمت برای مردم میشود، از طالبان میخواهد برای مهار این صداها اقدام کند تا باشندهگان پایتخت در آرامش زندهگی کنند.
سمیرا، یکی دیگر از باشندهگان کابل، میگوید که بهدلیل سر و صداهای زیاد، روزانه نمیتواند به درسهای آنلاین خود تمرکز کند. او میافزاید که اغلب اوقات به علت صدای بلند دستفروشان دورهگرد، نمیتواند در صنفهای درسی خود مشارکت کند.
سمیرا میگوید: «واقعا آلودهگی صوتی زندهگی را برای مردم شهر سخت ساخته است. از صبح که بیدار میشویم صدای آب معدنی، گاز ، آهن کهنه و صداهای دیگر است، میدانم که اینها روزی یک خانواده را تأمین میکند، اما آرامش ما را کاملاً برهم زدهاند.»
جاوید، یکی دیگر از باشندهگان کابل نیز میگوید که صداهای بلند در مناطق پرجمعیت شهر بسیار آزاردهنده است و آرامش مردم را از بین برده است. او تأکید میکند که هرچه زودتر باید اقداماتی برای کاهش این آلودهگی صوتی صورت گیرد.
این باشنده کابل میافزاید: «در مناطق پرجمعیت، بهویژه نزدیک میدان هوایی و کارخانههای صنعتی، سر و صدا زیاد است. برای جلوگیری از این سر و صداها، استفاده از عایقهای صوتی در ساخت و ساز بسیار موثر است. این کار نهتنها آرامش ساکنان را حفظ میکند، بلکه باعث کاهش مصرف سوخت و کاهش آلودهگی نیز میشود. کاشتن درختان هم بسیار موثر است، زیرا درختان میتوانند صدا را جذب کنند و محیط شهر را آرامتر سازند.»
راشد امین، یکی دیگر از باشندهگان کابل، میگوید که آلودهگی صوتی فرهنگ شهرنشینی را آسیب میرساند و از باشندهگان میخواهد تا با رعایت این فرهنگ، آرامش خود و دیگران را تأمین کنند. او میگوید: «آلودهگی صوتی میتواند ناشی از تجمع جمعیت، صدای ماشینها، چکشکاری و هیاهوی مردم باشد. اگر در یک کشور میزان آلودهگی صوتی زیاد شود، بر فرهنگ و همه جنبههای زندهگی مردم تأثیر منفی میگذارد.»
آلودهگی صوتی تنها محدود به کوچهها نیست؛ در سطح شهر نیز صدای موتورها در طول روز، هارنهای مکرر، سروصدای کودکان و بزرگسالان برای جلب توجه رهگذران و جمع کردن مسافران در موترها و بسهای شهری، صدای جنراتورهای کوچک و بزرگ در فروشگاهها و صدای ماشینآلات ساختمانی در ساختمانهای نیمهکاره، همه دست به دست هم داده و آلودهگی صوتی گسترده و شدیدی را ایجاد کردهاند.
صفیالله، یکی از باشندهگان کابل، میگوید که این آلودهگی تنها محدود به کوچهها نیست و در سراسر شهر محسوس است. او تأکید میکند که صدای موترها و تلاش رانندهگان برای جلب توجه مردم آرامش شهروندان را مختل کرده است.
صفیالله میافزاید: «حتا وقتی به بازار میرویم، آرامش نداریم. در هر گوشه بازار، جلوی رستورانها افرادی ایستادهاند تا مشتری جذب کنند، سبزیفروشان و میوهفروشان و همچنین لباسفروشان سروصدای زیادی دارند. این سر و صداها واقعاً بر روحیه انسان تأثیر منفی میگذارد؛ خدا به خانوادههایی که نزدیک بازار هستند رحم کند.»
به باور باشندهگان کابل آلودهگی صوتی فراتر از یک مزاحمت ساده است و تهدیدی جدی برای سلامت انسان به شمار میرود. قرار گرفتن مداوم در معرض صداهای بلند میتواند پیامدهای وخیمی برای سلامت جسم و روان داشته باشد.
آلودهگی صوتی برای نخستین بار در سال ۱۹۷۰ در ایتالیا شناسایی شد. تا آن زمان، در بیشتر کشورها قوانین مشخصی در این زمینه وجود نداشت، اما امروزه بسیاری از کشورها آلودهگی صوتی را بهعنوان یکی از معضلات زیستمحیطی جدی میدانند و با برنامهریزی و تصویب قوانین تلاش میکنند آن را کاهش دهند.
طالبان نه تنها برای کاهش آلودهگی صوتی اقدامی نکردهاند، بلکه با پخش زمزمهها و ترانههایی مانند «درز ورکه غازی بوشکه ته»، «دشمن دی نه په دار دی لر او بر ملا یعقوبه»، «حکومت لرو طاقت لرو ایران به سموو»، «اذادی دې مبارک شه بختوره»، و هزاران ترانه مشابه، در هنگام گشتزنی در کوچهها و سطح شهر با تجهیزات نظامی، خود نقش بزرگی در افزایش آلودهگی صوتی دارند.
هرچند شهرداری این گروه را آگاه کرده بود که هیچکس در شهر کابل حق ندارد با استفاده از بلندگوها برای مردم مزاحمت ایجاد کند، اما شدیدترین آلودهگی صوتی را همین اعضای گروه با ترانههای خود ایجاد میکنند.






