• 8AM.MEDIA
  • پښتو ویب‌پاڼه
  • English Website
  • اۉزبېکچه ویب‌سایت
۱۶ عقرب ۱۴۰۵ - ۷ نومبر ۲۰۲۶
۸صبح
Donate
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
۸صبح
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج

بخش نخست- تفکر «مولویت» در برابر تفکر «خیامیت»

موسا مهربان موسا مهربان
۱۶ عقرب/آبان ۱۴۰۵ - ۷ نومبر ۲۰۲۶ [t_time:1794026159]
AI

AI

مقدمه

انسان از همان لحظه‌ای که به آگاهی از خویشتن دست می‌یابد، با پرسش‌های بنیادین مواجه می‌شود: چرا به جهان آمده‌ایم؟ معنای زنده‌گی چیست؟ چرا رنج می‌کشیم؟ مرگ چه نسبتی با هستی دارد؟ آیا زنده‌گی، با همه زیبایی‌ها و لذت‌هایش، درنهایت به نیستی ختم می‌شود؟ آیا انسان می‌تواند از اضطراب وجودی خود عبور کند و به نوعی آرامش، معنا و رضایت درونی دست یابد؟ این پرسش‌ها از بنیادی‌ترین دغدغه‌های فلسفه، عرفان و ادبیات بوده‌اند و هر متفکری، متناسب با جهان‌بینی خود، پاسخ متفاوت به آن‌ها داده است.

در میان اندیشمندان و شاعران بزرگ زبان فارسی، خیام نیشابوری و مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، دو نمونه برجسته از مواجهه با سرشت سوگ‌ناک هستی‌اند. هر دو از ناپایداری جهان، مرگ، رنج و محدودیت شناخت انسان آگاهند؛ هر دو از خواب غفلت سخن می‌گویند و به‌نحوی می‌کوشند انسان را با حقیقت زنده‌گی روبه‌رو کنند. با این‌همه، تفاوت اصلی آن‌ها نه در مشاهده رنج، بلکه در تفسیر رنج و راهی است که برای مواجهه با آن پیشنهاد می‌کنند.

خیام در برابر جهان ناپایدار و معمای رازآلود هستی، بر غنیمت‌شمردن لحظه، بهره‌گیری از فرصت زنده‌گی و پذیرش محدودیت شناخت انسان تاکید می‌کند. مولانا، در مقابل، رنج و فنا را نقطه پایان نمی‌داند؛ بلکه آستانه‌ای برای عبور از ظاهر به باطن، از خودبینی به عشق و از اضطراب به نوعی آرامش معنوی تلقی می‌کند.

در این مقاله، از دو اصطلاح تفکر خیامیت و تفکر مولویت، برای اشاره به دو رویکرد وجودی استفاده می‌کنیم؛ نه به‌معنای دو مکتب فلسفی‌ای کاملاً نظام‌مند و نه به‌معنای فروکاستن تمام اندیشه خیام و مولانا به چند گزاره ساده. مقصود، بررسی دو شیوه مواجهه با زنده‌گی است: یکی مواجهه‌ای که در برابر راز و ناپایداری هستی، به پذیرش محدودیت و غنیمت‌شمردن لحظه می‌رسد؛ دیگری مواجهه‌ای که از دل همین آگاهی، امکان عشق، تحول و معنای فراتر را جست‌وجو می‌کند. مساله اصلی این مقاله آن است که آیا انسان ناگزیر است در برابر تراژدی هستی به تسلیم، شک و خوش‌باشی پناه ببرد، یا می‌تواند از دل رنج و آگاهی، افق تازه‌ای از معنا و زنده‌گی کشف کند؟

۱. تراژدی هستی و بیداری انسان از غفلت

یکی از سرچشمه‌های مهم حکمت، مواجهه جدی با رنج و فناپذیری است. انسان زمانی که با مرگ، فقدان، شکست، تنهایی و ناپایداری جهان روبه‌رو می‌شود، از زنده‌گی روزمره فاصله می‌گیرد و به پرسش‌هایی می‌اندیشد که در وضعیت عادی کم‌تر به آن‌ها توجه می‌کند. این تجربه می‌تواند بنیان نوعی آگاهی عمیق‌تر باشد؛ آگاهی‌ای که انسان را از غفلت بیرون می‌آورد و به تامل درباره ماهیت هستی و معنای زنده‌گی وامی‌دارد. در سنت‌های مختلف فلسفی و معنوی، رنج جایگاه مهمی دارد. بودا رنج را یکی از بنیادی‌ترین حقایق زنده‌گی می‌داند و راه رهایی از آن را در شناخت منشأ رنج و عبور از وابسته‌گی‌ها جست‌وجو می‌کند. شوپنهاور نیز با تاکید بر خواست بی‌پایان انسان، زنده‌گی را گرفتار چرخه‌ای از میل، ناکامی و رنج می‌بیند.

در اندیشه خیام، آگاهی از مرگ و ناپایداری جهان، انسان را با پرسشی دشوار مواجه می‌کند: اگر همه‌چیز درنهایت به نیستی می‌رسد، معنای تلاش، آرزو و زیستن چیست؟ این پرسش‌ها، انسان را به نقطه‌ای می‌رسانند که دیگر نمی‌تواند به آسانی با سرگرمی‌های روزمره، امیدهای ساده یا پاسخ‌های آماده، اضطراب وجودی خود را نادیده بگیرد.

مولانا نیز از همین نقطه آغاز می‌کند. او به‌خوبی می‌داند که انسان از وضعیت خویش در جهان غافل است و برای فرار از آگاهی دردناک، به سرگرمی، عادت، اشتغال و حتا معنویت ظاهری پناه می‌برد. در مثنوی، غفلت یکی از موانع اصلی شناخت حقیقت است. انسان ممکن است تمام عمر خود را صرف فعالیت‌هایی کند که ظاهراً او را مشغول نگه می‌دارند، اما در واقع مانع مواجهه صادقانه او با خویشتن می‌شوند.

بااین‌حال، تفاوت مولانا و خیام در آن است که مولانا از آگاهی دردناک به بن‌بست نمی‌رسد. او رنج را می‌بیند، اما آن را تمام حقیقت جهان نمی‌داند. به بیان دیگر، در نگاه مولانا، رنج واقعیت دارد؛ اما واقعیت، تنها رنج نیست.

۲. تفکر خیامیت؛ آگاهی از فنا و غنیمت‌شمردن لحظه

خیام را نمی‌توان شاعری ساده‌انگار، لاابالی یا صرفاً خوش‌گذران دانست. فلسفه خوش‌باشی در رباعیات منسوب به او، اگر به‌درستی فهمیده شود، پاسخی به آگاهی عمیق از ناپایداری جهان و محدودیت شناخت انسان است. خیام با مشاهده گردش چرخ، گذر عمر و مرگ انسان‌ها، به این حقیقت توجه می‌کند که زنده‌گی کوتاه و فرصت زیستن محدود است. انسان نه از گذشته ازدست‌رفته می‌تواند بازگردد و نه از آینده نامعلوم اطمینان دارد. بنابراین، تنها چیزی که به‌صورت مستقیم در اختیار او قرار دارد، لحظه اکنون است.

او می‌گوید:

«از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن

فردا که نیامده‌ست فریاد مکن

بر نامده و گذشته بنیاد مکن

حالی خوش باش و عمر بر باد مکن»

در این نگاه، غنیمت‌شمردن لحظه، واکنش سطحی به زنده‌گی نیست؛ بلکه حاصل درک محدودیت انسان در برابر مرگ و زمان است. خیام می‌کوشد از سنگینی پرسش‌هایی که پاسخ قطعی ندارند، به نوعی آرامش عملی برسد. اگر انسان نمی‌تواند راز جهان را به‌طور کامل بگشاید، دست‌کم می‌تواند از فرصت کوتاه زنده‌گی بهره ببرد. در رباعیات خیام، جهان گاه به کاروان‌سرای ناپایدار، گردش‌گاه گذرا یا مکانی میان دو نیستی شباهت دارد. انسان وارد این جهان می‌شود، مدتی در آن زنده‌گی می‌کند و سرانجام از آن بیرون می‌رود؛ بی‌آن‌که از حقیقت نهایی آمدن‌ورفتن خود آگاهی قطعی داشته باشد.

از همین‌رو، خیام می‌پرسد:

«از آمدن‌ورفتن ما سودی کو؟

وز تارشدن تاروپود ما سودی کو؟

از بس که در این جهان می‌آیند و روند

این آمدن‌ورفتن ما را سودی کو؟»

این پرسش، بیانگر نوعی حیرت فلسفی در برابر راز هستی است. خیام نمی‌خواهد با پاسخ‌های آسان، اضطراب انسان را پنهان کند. او به‌جای آن‌که یک حقیقت قطعی و تسلی‌بخش عرضه کند، انسان را با محدودیت شناخت خود روبه‌رو می‌سازد. در چنین افقی، خوش‌باشی خیامی را باید نوعی مقاومت در برابر رنج دانست؛ مقاومتی که از پذیرش ناپایداری جهان آغاز می‌شود. خیام نمی‌خواهد انسان تمام زنده‌گی خود را در انتظار کشف رازهایی بگذراند که شاید هرگز آشکار نشوند. او به انسان یادآوری می‌کند که فرصت زنده‌گی، در میان پرسش‌های بی‌پاسخ، همچنان ارزشمند است. بنابراین، تفکر خیامیت را نباید به بی‌مسوولیتی، لذت‌طلبی افراطی یا انکار ارزش‌های اخلاقی تقلیل داد. این تفکر، در صورت‌بندی وجودی خود، نوعی هوشیاری در برابر مرگ و محدودیت انسان است؛ هوشیاری‌ای که به‌جای وعده رهایی نهایی، بر ارزش زنده‌گی محدود و گذرا تاکید می‌کند.

۳. مولانا؛ پذیرش رنج، اما عبور از آن

مولانا نیز از ناپایداری جهان و مرگ و رنج انسان غافل نیست. او به‌خوبی می‌داند که انسان در معرض فقدان، اضطراب، شکست و مرگ قرار دارد. بااین‌حال، تفاوت بنیادی مولانا با خیام در آن است که او این تجربه را پایان راه نمی‌داند. مولانا به انسان نمی‌گوید رنج وجود ندارد؛ بلکه می‌گوید رنج، تمام حقیقت وجود نیست. جهان تنها چهره تاریک و اندوه‌ناک ندارد. در کنار فنا، امکان نوشونده‌گی؛ در کنار مرگ، امکان تحول؛ در کنار اضطراب، امکان عشق؛ و در کنار حیرت، امکان شهود وجود دارد. در خوانش عرفانی مولانا، جهان ظاهری، تمام هستی نیست. آن‌چه انسان در سطح محسوس تجربه می‌کند، تنها بخشی از حقیقت است. انسان اگر در ظاهر اشیا و ناپایداری صورت‌ها متوقف بماند، ممکن است به یأس و اضطراب برسد؛ اما اگر از ظاهر به باطن عبور کند، می‌تواند در همان جهان ناپایدار، نشانه‌هایی از معنا و تجدد وجود را کشف کند.

مولانا می‌گوید:

«این عدم خود چه مبارک جایی است

که مددهای وجود از عدم است»

این بیت یکی از کلیدهای فهم تفاوت نگاه مولانا و خیام است. در تلقی خیامی، عدم می‌تواند به‌معنای پایان، تهدید و نابودی باشد؛ اما در تلقی عرفانی مولانا، عدم، گاه به‌معنای غیب، امکان، سرچشمه تجدد و فراتررفتن از صورت‌های موجود است. البته باید توجه داشت که این تفاوت، بیش‌از آن‌که اختلاف لغوی درباره واژه «عدم» باشد، اختلافی در جهان‌بینی است. خیام در رباعیات خود با محدودیت شناخت و راز مرگ مواجه است؛ مولانا در چهارچوب عرفان اسلامی، مرگ و فنا را در نسبت با حقیقتی فراتر از جهان محسوس تفسیر می‌کند.

از همین‌جا، می‌توان گفت که مولانا در برابر تراژدی هستی، راه متفاوت پیشنهاد می‌کند: نه انکار رنج، نه فرار از آگاهی، بلکه دگرگون‌کردن نسبت انسان با رنج. انسان ممکن است نتواند مرگ را از جهان حذف کند، اما می‌تواند نگاه خود به مرگ را تغییر دهد. ممکن است نتواند تمام دردهای زنده‌گی را از بین ببرد، اما می‌تواند در برابر درد، معنای تازه کشف کند. ممکن است نتواند همه پرسش‌های فلسفی را پاسخ دهد، اما می‌تواند با عشق و تجربه معنوی، شیوه زیستن خود را دگرگون سازد. در این معنا، مولانا از انسان نمی‌خواهد که از جهان فرار کند؛ بلکه او را به عبور از محدودیت‌های نگاه ظاهری و کشف امکان‌های عمیق‌تر زنده‌گی دعوت می‌کند.

۴. دو تلقی از عدم؛ نیستی یا سرچشمه نوشونده‌گی؟

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های فکری خیام و مولانا در نحوه مواجهه با عدم آشکار می‌شود. آرش نراقی در بحث خود درباره تجربه عدم نزد این دو شاعر، این تفاوت را یکی از محورهای اساسی فهم حکمت خیامی و عرفان مولوی می‌داند. در این تحلیل، عدم در افق خیامی بیش‌تر با پایان، فنا، نابودی و تهدید هستی پیوند دارد. انسان در برابر عدم، با حقیقتی مواجه می‌شود که نمی‌تواند به‌ساده‌گی آن را مهار یا از آن عبور کند. مرگ، پایان فرصت‌هاست و جهان در برابر پرسش‌های انسان، پاسخ قطعی و روشنی عرضه نمی‌کند. در افق مولانا، اما عدم معنای متفاوت می‌یابد: عدم لزوماً به‌معنای نیستی مطلق نیست؛ بلکه می‌تواند به ساحت غیب، امکان و سرچشمه تجدد اشاره کند. آن‌چه در ظاهر نیست می‌نماید، ممکن است در باطن، امکان وجود و تحول باشد.

مولانا می‌گوید:

«نیست را بنمود هست و محتشم

هست را بنمود بر شکل عدم»

و در جای دیگر:

«بر عدم باشم نه بر موجود مست

زان‌که معشوق عدم وافی‌تر است»

در این نگاه، جهان محسوس و صورت‌های موجود، همه حقیقت نیستند. وجود می‌تواند از صورتی به صورت دیگر تحول یابد و آن‌چه پایان یک شکل از زنده‌گی به‌نظر می‌رسد، در افق عرفانی مولانا، امکان آغاز و تجدد باشد. این تلقی، مرگ را از یک پایان مطلق به نوعی گذار معنوی تبدیل می‌کند. مولانا با این تفسیر، به انسان امکان می‌دهد که به‌جای گرفتارشدن در ترس از عدم، آن را در افق گسترده‌تری از هستی درک کند. بااین‌حال، نباید این تفاوت را به‌معنای اثبات فلسفی جاودانه‌گی یا نفی قطعی دیدگاه خیام دانست. مولانا از افق ایمان و تجربه عرفانی سخن می‌گوید؛ خیام از افق حیرت، شک و محدودیت شناخت. هر دو به یک پرسش نزدیک می‌شوند، اما از دو مسیر متفاوت؛ یعنی خیام در برابر عدم، به غنیمت‌شمردن زنده‌گی محدود می‌اندیشد؛ مولانا در برابر عدم، امکان عبور از محدودیت صورت‌های زنده‌گی را جست‌وجو می‌کند.

۵. سه چهره مولانا؛ از مدرسه تا عشق

برای فهم تحول فکری و معنوی مولانا، می‌توان به‌صورت استعاری از سه چهره یا سه مرحله سخن گفت. این تقسیم‌بندی، نه یک طرح دقیق تاریخی و نه سه دوره کاملاً جدا از هم، بلکه راهی برای توضیح تحول درونی اوست.

مولانای نخست: آموزش و مدرسه

در این مرحله، مولانا در جهان آموزش‌های رسمی دینی، فقه، علوم اسلامی و سنت علمی زمان خود قرار دارد. او فرزند یک خانواده علمی و دینی است و از همان آغاز، با دانش، تعلیم و تربیت پیوند دارد. این مرحله را می‌توان دوره شکل‌گیری شخصیت علمی و دینی مولانا دانست. او در این مرحله، با میراث سنت آشنا می‌شود و چهارچوب‌های اولیه اندیشه خود را می‌سازد.

مولانای دوم: فقیه و عالم شریعت

پس از سال‌ها آموزش، مولانا به چهره‌ای شناخته‌شده در حوزه علوم دینی تبدیل می‌شود. او جایگاه علمی و اجتماعی دارد، شاگردان و مریدان پیرامونش جمع می‌شوند و در چهارچوب سنت دینی، شخصیتی معتبر به‌شمار می‌رود. این مرحله، مولانای عالم و مدرس است؛ انسانی که در ساختارهای علمی و دینی زمان خود جایگاه تثبیت‌شده دارد.

مولانای سوم: عشق، حیرت و تحول

دیدار شمس تبریزی، نقطه‌ای مهم در تحول زنده‌گی مولانا بود. این دیدار را نمی‌توان صرفاً انتقال چند آموزه تازه از یک استاد به شاگرد دانست؛ بلکه باید آن را تجربه‌ای عمیق و دگرگون‌کننده در زنده‌گی معنوی مولانا تلقی کرد. مولانا از جایگاه تثبیت‌شده عالم و مدرس، به‌سوی تجربه شور، حیرت، عشق و تحول درونی حرکت می‌کند. غزلیات شمس، جلوه‌ای از این دگرگونی است؛ زبانی که در آن، عقل متعارف، هویت تثبیت‌شده و مرزهای معمول تجربه، در برابر شور عشق به چالش کشیده می‌شوند. این مولانا، دیگر تنها مدرس و فقیه نیست؛ عاشقی است که در تجربه عشق، جهان را دوباره کشف می‌کند. شعر، موسیقی، رقص و سماع در این مرحله، بیانگر نوعی رهایی از محدودیت‌های خودِ تثبیت‌شده‌اند. البته این تحول را نباید به‌معنای نفی کامل شریعت یا دانش پیشین مولانا دانست. مولانا دانش گذشته خود را کنار نمی‌گذارد؛ بلکه آن را در افق تازه بازخوانی می‌کند. عشق در زنده‌گی او جایگزین ساده دانش نیست، بلکه نوعی تحول در شیوه تجربه و فهم جهان است. مولانای سوم، در این معنا، مولانای عبور از دانستن به تجربه‌کردن است؛ عبور از شناخت صرفاً مفهومی به نوعی شناخت وجودی و شهودی.

۶. چرا مولانا عشق را در برابر رنج قرار می‌دهد؟

عشق در اندیشه مولانا فقط یک احساس شخصی یا عاطفه عاشقانه نیست. عشق، نیرویی است که انسان را از محدودیت خودبینی، ترس، انزوا و وابسته‌گی به‌صورت‌های ظاهری عبور می‌دهد. انسان زمانی که در مرکز جهان خود قرار می‌گیرد، همه‌چیز را از منظر سود، زیان، مالکیت، ترس و حفظ خویشتن می‌سنجد. در چنین وضعیتی، هر فقدان به تهدیدی برای هویت او بدل می‌شود و هر تغییر، اضطراب می‌آفریند.

اما عشق، در معنای مولانایی، این مرکزیت محدود را متزلزل می‌کند. عاشق دیگر تنها در محدوده خود زنده‌گی نمی‌کند؛ او با دیگری، با طبیعت، با جهان و با حقیقتی فراتر از خود ارتباط برقرار می‌کند. عشق، جهان را از مجموعه‌ای از اشیای بی‌ارتباط به شبکه‌ای از پیوندها و معناها تبدیل می‌کند. در این تجربه، انسان دیگر صرفاً ناظر جهان نیست؛ بلکه خود را بخشی از جریان هستی می‌بیند.

مولانا می‌گوید:

«باده غمگینان خورند و ما ز می خوش‌دل‌تریم

رو به محبوسان غم ده ساقیا افیون خویش»

در این بیت، مولانا میان دو نوع مستی تمایز می‌گذارد: مستی‌ای که برای فراموشی رنج به‌کار می‌رود و مستی‌ای که از تجربه عشق و معنا سرچشمه می‌گیرد. خیام نیز از باده سخن می‌گوید، اما در خوانش وجودی خیامی، باده می‌تواند نماد بهره‌گیری از فرصت محدود زنده‌گی و تسکین اضطراب مرگ باشد. در مولانا، باده، گاه نماد تجربه عرفانی و رهایی از خود محدود است. بنابراین، اختلاف اصلی در خودِ باده نیست؛ در معنایی است که هر یک به آن می‌بخشند. یک‌جا باده وسیله تحمل بار هستی است و جای دیگر، نماد تجربه‌ای که انسان را از غم و خودبینی عبور می‌دهد. این تفاوت، به ما یادآوری می‌کند که هر نوع شادی  رهایی‌بخش نیست. انسان ممکن است با سرگرمی، مصرف، شهرت، قدرت یا حتا مطالعه و فعالیت‌های فرهنگی، خود را از مواجهه با حقیقت زنده‌گی دور کند. اما شادی‌ای که از عشق، ارتباط و آگاهی سرچشمه می‌گیرد، می‌تواند به نوعی تحول درونی منجر شود.

ShareتوئیتارسالارسالShare

مطالب مرتبط

دانشجویان دانشگاه‌های بسته‌شده از سوی طالبان؛ محروم از تحصیل و سرگردان در دریافت اسناد تحصیلی
گزارش‌ها

دانشجویان دانشگاه‌های بسته‌شده از سوی طالبان؛ محروم از تحصیل و سرگردان در دریافت اسناد تحصیلی

۱۶ عقرب/آبان ۱۴۰۵ - ۷ نومبر ۲۰۲۶ [t_time:1794025541]
رییس‌جمهور پیشین پاراگوئه در پیوند به پرونده اختلاس بانکی بازداشت شد
اخبار

رییس‌جمهور پیشین پاراگوئه در پیوند به پرونده اختلاس بانکی بازداشت شد

۱۶ عقرب/آبان ۱۴۰۵ - ۷ نومبر ۲۰۲۶ [t_time:1794025278]
نبود آموزش‌های ایمنی؛ شهروندان در برابر آتش‌سوزی بی‌دفاع هستند
گزارش‌ها

نبود آموزش‌های ایمنی؛ شهروندان در برابر آتش‌سوزی بی‌دفاع هستند

۱۶ عقرب/آبان ۱۴۰۵ - ۷ نومبر ۲۰۲۶ [t_time:1794024025]

تازه‌ترین مطالب

در حال بارگذاری تازه‌ترین مطالب...

پربازدیدترین مطالب

  • احمدی‌نژاد: در صورت اصلاح رفتار امریکایی‌ها خودم مذاکره می‌کنم

    کنگره جدید امریکا آغاز به کار کرد

    Share
    Share توئیت
  • عکس‌های بالاتنه برهنه کیت میدلتون چاپ می‌شود

    Share
    Share توئیت
  • تیمنی‌های دولت‌یار در اسناد قدیمی دولتی

    Share
    Share توئیت
  • بیش از ۱۴ هزار مهاجر روز گذشته از پاکستان اخراج شدند

    Share
    Share توئیت
  • فاطمه در سفر به ننگرهار بر حمایت سازمان ملل از افغانستان تاکید کرد

    Share
    Share توئیت

پادکست

8am Media | پادکست ۸صبح
8am Media | پادکست ۸صبح

پادکست‌‌های ۸صبح که با حضور کارشناسان، تحلیل‌گران و فعالین سیاسی و مدنی برگزار می‌گردد، مسایل عمده و اساسی جامعه افغانستان و نیز مسایل جهانی مرتبط به افغانستان به بحث گرفته می‌شود. ۸صبح، چهار پادکست تولید می‌کند که شامل دو پادکست به زبان فارسی زیر نام پادکست هفتگی، سخن زن، یک پادکست به زبان پشتو زیر عنوان ژوري خبري و یک پادکست دیگر به نام «Insights» به زبان انگلیسی است.

The 8am Media podcasts, featuring experts, analysts, and political and civil activists, discuss major and fundamental issues of Afghan society as well as global issues related to Afghanistan. 8am Media produces four podcasts, including two in Persian: the weekly podcast ”Sokhan e Zan,” one in Pashto titled ”Zhowari Khbaray,” and another in English called ”Insights.”

سخن زن/62: پنج سال مبارزه؛ راهی که خودم ساختم
سخن زن/62: پنج سال مبارزه؛ راهی که خودم ساختم
سخن زن/62: پنج سال مبارزه؛ راهی که خودم ساختم
۹ عقرب ۱۴۰۵ - ۳۱ اکتوبر ۲۰۲۶
سخن زن/61: روایتی از پشت میله‌ها؛ در زندان‌های طالبان چه بر زنان می‌گذرد؟
۲۹ میزان ۱۴۰۵ - ۲۱ اکتوبر ۲۰۲۶
ریزموج‌ها/11: گفت‌وگو با سلسله محبوب
۱۸ میزان ۱۴۰۵ - ۱۰ اکتوبر ۲۰۲۶
سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
۲۹ سنبله ۱۴۰۵ - ۲۰ سپتمبر ۲۰۲۶
سخن زن/59: وقتی رویاها از مرزها عبور می‌کنند؛ روایتی از ملالی، آسیه و فرنگیز
۹ سنبله ۱۴۰۵ - ۳۱ آگست ۲۰۲۶
Search Results placeholder
دیتابیس کشتار اگسا
۸صبح

پرخواننده‌ترین روزنامه‌ افغانستان
صاحب امتیاز: سنجر سهیل
ایمیل: [email protected]
رییس اجرایی: پرویز کاوه
ایمیل: [email protected]
دبیر تحلیل‌ها: ب. آمون‌پور
پذیرش مقالات و اعلان: [email protected]

بیشتر بخوانید

بخش نخست- تفکر «مولویت» در برابر تفکر «خیامیت»

دانشجویان دانشگاه‌های بسته‌شده از سوی طالبان؛ محروم از تحصیل و سرگردان در دریافت اسناد تحصیلی

رییس‌جمهور پیشین پاراگوئه در پیوند به پرونده اختلاس بانکی بازداشت شد

نبود آموزش‌های ایمنی؛ شهروندان در برابر آتش‌سوزی بی‌دفاع هستند

بخش سوم ـ آغاز دوباره دانشگاه

تحلیل‌ها

کانگرس تازه و پرونده افغانستان؛ تغییر «ترکیب» نه «رویکرد»

پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات امریکا؛ زنگ خطر برای ترمپ و فرصتی تازه برای مهار جنگ در خاور میانه

راست افراطی در غرب؛ از زوال اخلاقی تا بحران سیاسی

نزاع طالبان و پاکستان؛ وسوسه امریکا برای میانجی‌گری

پیامد‌سنجی تنش در سیاست بین‌الملل؛ واکاوی پارادوکس برتری‌طلبی و بقاخواهی

© کپی‌رایت ۲۰۲۶؛ کلیه حقوق برای روزنامه ۸صبح محفوظ است.

۸صبح
استفاده از کوکی‌ها

برای ارائه بهترین تجربه، ما از فناوری‌هایی مانند کوکی‌ها برای ذخیره و/یا دسترسی به اطلاعات دستگاه استفاده می‌کنیم. رضایت شما برای استفاده از این فناوری‌ها به ما اجازه می‌دهد داده‌هایی مانند رفتار مرور در سایت یا شناسه‌های منحصربه‌فرد را پردازش کنیم. عدم رضایت یا پس گرفتن رضایت ممکن است بر برخی ویژگی‌ها و عملکردها تأثیر منفی بگذارد.

عملکردی Always active
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی به اطلاعات، صرفاً برای هدف قانونیِ فعال‌سازی استفاده از یک سرویس مشخص که به‌طور صریح توسط مشترک یا کاربر درخواست شده است، ضروری می‌باشد.
تنظیمات
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی به اطلاعات برای هدف قانونیِ ذخیره ترجیحاتی که توسط مشترک یا کاربر درخواست نشده‌اند، ضروری می‌باشد.
آمار
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی که صرفاً برای اهداف آماری استفاده می‌شود. The technical storage or access that is used exclusively for anonymous statistical purposes. Without a subpoena, voluntary compliance on the part of your Internet Service Provider, or additional records from a third party, information stored or retrieved for this purpose alone cannot usually be used to identify you.
بازاریابی
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی برای ایجاد پروفایل‌های کاربری جهت ارسال تبلیغات یا ردیابی کاربر در یک وب‌سایت یا در چندین وب‌سایت مورد نیاز است.
  • Manage options
  • Manage services
  • Manage {vendor_count} vendors
  • Read more about these purposes
مشاهده تنظیمات
  • {title}
  • {title}
  • {title}
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
برگشت به 8am.media
پښتو ویب‌پاڼه
English Website
اۉزبېکچه ویب‌سایت
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات

© کپی‌رایت ۲۰۲۶؛ کلیه حقوق برای روزنامه ۸صبح محفوظ است.