بانک جهانی گفته که با تسلط طالبان بر افغانستان، نرخ بیکاری دو برابر افزایش یافته است. در گزارش تازه این بانک آمده که سطح بیکاری در میان جوانان و زنان به طرز نگرانکنندهای بلند رفته است. شهروندان کشور نیز میگویند که بیکاری دوامدار و نبود فرصتهای شغلی، شرایط زندهگی را برایشان دشوار ساخته است. زنان تقریباً بهطور مطلق به جز در بخشهای معدودی، از سایر کارها برکنار شدهاند، در حالی که بسیاری از آنان تنها نانآوران خانوادههایشان هستند. مردان و جوانان دانشآموخته در نبود زمینههای اشتغال، با چالشهای گسترده از جمله مشکلات روحی و روانی مواجه شدهاند. شمار زیادی از مردم در تقلای بیرون شدن از کشور هستند. در حالی که میدانند روزانه هزاران تن از کشورهای همسایه بهگونه اجباری اخراج میشوند، اما در مجبوریت تمام دست به مهاجرت از راههای قاچاق میزنند. «اوچا» هم گفته که افغانستان با یک بحران انسانی بیسابقه و خطر جدی فروپاشی سیستماتیک و فاجعه انسانی روبهروست و در حال حاضر ۲۹.۲ میلیون تن به کمکهای غذایی سازمان ملل نیاز شدید دارند.
شماری از شهروندان کشور با ابراز نگرانی از تداوم بیکاری، میگویند که وضعیت موجود برای آنان کشنده است. به گفته آنان، بیکاری و فقر جانکاه آنان را با خطر مرگ و نابودی روبهرو ساخته است. این شهروندان در حالی از افزایش بیکاری شکایت دارند که بانک جهانی نیز در تازهترین گزارش خود گفته که با تسلط طالبان بر افغانستان، نرخ بیکاری دو برابر افزایش یافته است.
بانک جهانی در گزارش ماه اکتوبر ۲۰۲۳، زیر نام (AFGHANISTAN DEVELOPMENT UPDATE
Uncertainty After Fleeting Stability) گفته که سطح بیکاری در میان جوانان و زنان به طرز نگرانکنندهای بلند رفته است. طبق گزارش، در میان مردان جوان جویای کار در گروه سنی ۱۴ تا ۲۴ سال، تقریباً از هر سه نفر یک نفر بیکار است، در حالی که بیکاری در میان زنان جوان در همان گروه سنی تقریباً دو برابر بیشتر است. در گزارش بانک جهانی آمده است که فقر در شهر در بالاترین حد قرار دارد و مناطق روستایی تحت تاثیر شدید تغییرات آبوهوا و چالشهای ناشی از تغییر اقلیم است.
بشارت تا مقطع لیسانس درس خوانده است. او سرپرستی چهار فرزندش را برعهده دارد که یکی از آنان «عقبماندهگی ذهنی» دارد. بشارت میگوید که پیش از تسلط طالبان، در یکی از سازمانهای غیردولتی کار میکرد و از آن طریق میتوانست «نان بخور و نمیر» پیدا کند. او میافزاید که دریافت کمک از موسسهها نیز وابستهگی به شناخت دارد. این خانم که از بیکاری و تلخی روزگار اندوه بیشمار در دل دارد، تصریح میکند که بارها از موسسههای خیریه چون «پاملرنه و سرهمیاشت» و سایر نهادهای کمککننده درخواست کمک کرده، اما به دلیل نداشتن واسطه، پاسخی دریافت نکرده است. او تاکید میورزد که بیش از شش ماه میشود بهطور مطلق بیکار است و وضعیت زندهگیاش بهشدت وخیم است.
جمشید (مستعار) تا مقطع ماستری درس خوانده است. او پیش از سقوط افغانستان به دست طالبان، در یکی از بخشهای دبیرخانه مجلس نمایندهگان پیشین کار میکرد. جمشید میگوید که طالبان پارلمان را لغو و صدها تن را از وظیفه سبکدوش کردهاند. به گفته او، در دو سال گذشته اداره و نهاد دولتی نبوده است که او برای کار مراجعه نکرده باشد، اما از همه نهادها پاسخ منفی دریافت کرده است.
این کارمند پیشین دولت میگوید: «پارلمان را لغو کردند و گفتند شما را به ادارههای دیگر جذب میکنیم. دروغ گفتند، یک نفر را براساس لیاقت و تواناییاش نپذیرفتند. تمام کارمندان بیکارند و روزگار همهشان رقتبار و مأیوسکننده است. کسی از ترس طالب، صدای خود را کشیده نمیتواند. ما صرف به نام آزاد هستیم، اما از هیچ آزادیای برخوردار نیستیم. کسی مرد است یک انتقاد کند یا حق بخواهد، باز روزگارش را میبینید.»
کتایون (مستعار) میگوید که از دو بخش مسلکی سند فراغت دارد و قبلاً بهحیث آموزگار مکتبهای خصوصی، کارمند اجتماعی موسسه WHO و در بخشهایی از صحت عامه و شاروالی کار کرده است. او میافزاید: «پس از محرومیت کاری، در کارگاه خیاطی بهحیث شاگرد کار کردم، متاسفانه طالبها مانع شدند. بعداً در یک کلینیک کار پیدا کردم که معاش اندکی میداد، باز طالب آمد که برای ما پول بدهید، در غیر آن حق کار ندارید. از آنجا نیز برکنار شدم. هفت ماه میشود که در خانه بیکار هستم. یک چشم خود را از دست دادهام، خامکدوزی هم نمیتوانم.»
این باشنده کابل حکایت دردناک دیگری نیز دارد که منجر به فروش داروندار زندهگیاش شده است. او میافزاید: «وضعیت اقتصادی ما بسیار بد است. سروصدا بود که طالبها بچههای جوان را از دشت برچی جمع میکنند و به جای نامعلومی میبرند. برادرم را به ایران فرستادیم. در مسیر راه گروه داعش اختطاف کرد. از همه مردم قرض کردیم و او را خلاص کردیم. حال هفت نفر هستیم، همه ما بیکار. وضعیت بسیار بد داریم.»
این در حالی است که دفتر هماهنگکننده مقیم و بشردوستانه سازمان ملل متحد در افغانستان (اوچا) گفته است که افغانستان با یک بحران انسانی بیسابقه با خطر جدی فروپاشی سیستماتیک و فاجعه انسانی مواجه است. به گفته اوچا، این بحران علاوه بر هزینههای انسانی غیرقابل تصور، بسیاری از دستاوردهای ۲۰ سال گذشته از جمله حقوق زنان را نیز به عقب برگشتانده است.
این نهاد افزوده که سقوط افغانستان به دست طالبان، سقوط سریع اقتصادی، افزایش گرسنهگی، افزایش سوءتغذیه، افزایش شدید فقر شهری و روستایی، فروپاشی سیستم بهداشت عمومی، خفقان رسانهها و جامعه مدنی و محرومیت تقریباً کامل زنان را در قبال داشته است.
شهروندان کشور در حالی از وضعیت بد اقتصادی و بیکاری دوامدار به ستوه آمدهاند که دولت پاکستان روند اخراج اجباری مهاجران افغانستان در این کشور را تشدید کرده است. پاکستان به همه مهاجرانی که مدارک لازم اقامتی در این کشور را ندارند، هشدار داده است که تا یک روز دیگر این کشور را ترک کنند.
با این حال، هزاران شهروند افغانستان که از پاکستان و ایران بهگونه اجباری اخراج شدهاند، میگویند که بیکاری، آینده نامبهم و بیسرنوشتی آنان را بهشدت نگران کرده است. آنان میافزایند که سردی هوا و بیکاری، بر بحران انسانی در کشور افزوده است و با فرا رسیدن زمستان فاجعه عمیق انسانی به وقوع خواهد پیوست.
همزمان با این، سازمان ملل متحد از پاکستان خواسته است تا اخراج اجباری پناهندهگان افغان را متوقف کند و بدین ترتیب از خلق فاجعه انسانی در افغانستان جلوگیری صورت گیرد. این سازمان پس از زلزله مرگبار هرات گفته است که بحران انسانی در افغانستان تشدید یافته و از کشورهای کمککننده خواسته است که اقدامهای بیشتری در این زمینه انجام بدهند.






