شماری از خانوادهها در کابل میگویند که مکتبهای خصوصی، افزون پرداخت نرخ تعیین شده، هزینههای اضافی زیادی را نیز از آنان درخواست میکنند. به گفته این خانوادهها این هزینهها زیر عنوان برنامههای مختلفی که از سوی مکتبها برگزار میشود، از دانشآموزان گرفته میشود. آنان تاکید دارند که در مواردی که این هزینهها را پرداخت نکنند، اداره مکتب آن را از ایشان مطالبه میکند و آنها ناگزیر میشوند برای جلوگیری از توهین و تحت فشار قرار نگرفتن فرزندانشان، این هزینه را بپردازند. به گفته خانوادهها، مکتبهای خصوصی لباس و کتابهایی را که از بیرون تهیه شده باشد، نمیپذیرند و آنان ناگزیرند این مواد را به بهای بلند از خود مکتب خریداری کنند.
برخی از این خانوادهها در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگویند که اگر این وضعیت ادامه یابد، بهدلیل مشکلات اقتصادی، فرزندانشان را به مکتبهای دولتی منتقل خواهند کرد. آنان تاکید دارند که بهدلیل وضعیت بد اقتصادی، توان پرداخت هزینههای گزاف مکتبهای خصوصی را ندارند.
شکیبا، مادری که سه فرزندش در یک مکتب خصوصی درس میخوانند، از افزایش هزینههای این مکتب شکایت دارد. او میگوید که این افزایش آنان را در موقعیتی قرار داده است که مجبور شوند میان فرزندان خود انتخاب کنند که کدام یک به مکتب دولتی منتقل شود.
مادر این دانشآموزان میافزاید: «شوهرم در یکی از دفترهای خصوصی کار میکند، اما معاشش آنقدر نیست که بتوانیم فیس بلند مکتب را بپردازیم. پیشتر اگر فیس بالا بود، معاش شوهرم هم مناسبتر بود، اما از روزی که طالبان آمدهاند، وضعیت اقتصادی مردم خیلی خراب شده و نباید فیسها اینقدر بلند برود. زمانی که شکایت خود را با مدیر مکتب در میان میگذاریم، مالیات بلند از سوی طالبان را بهانه میکنند.» او از مکتبهای خصوصی میخواهد که در شرایط کنونی، هزینهها را مطابق توان مردم تعیین کنند تا کودکان بتوانند به درس خود ادامه دهند.
شکیبا میافزاید: «در زمان جمهوریت، استادان بسیار خوبی در مکتب بودند و کودکانم هر چیزی را درست یاد میگرفتند. حالا هم کیفیت پایین آمده و هم فیسها بلند رفته است. اصلاً معلوم نیست چی به چی است؛ هر کسی که واسطه دارد، معلم شده. نباید چنین باشد، باید از معلمان امتحان گرفته شود.»
ستایش، یکی دیگر از مادران، میگوید که شوهرش بهتازهگی از سوی طالبان بیکار شده و پرداخت فیس مکتب از توان مالیشان خارج است. او میافزاید که مکتبها زیر نام جشنها و برنامههای مختلف، از خانوادهها هزینههای اضافی دریافت میکنند.
ستایش میافزاید: «در یک جشن الفبا از کودکم ۴۵۰ افغانی خواستند. نه لباسی خریده بودند، نه تحفهای داده بودند، فقط یک کیک گرفته بودند. اگر حساب کنیم، با حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ دانشآموز این خیلی پول گزافی است. ما از کجا کنیم که برای هر جشن ۴۰۰ یا ۵۰۰ افغانی بدهیم؟ در کنار فیس، حتت پول نان را هم از ما میگیرند.» او ادامه تصریح میکند: «چهار کودکم به مکتب میروند. ماهانه از ما دو هزار افغانی میگیرند و از یکی از کودکانم ۱۵۰۰ افغانی، چون گفتهاند تخفیف دادهایم. با این وضعیت از کجا بیاوریم؟ باید هزینهها پایین بیاید. در کنار فیس، پول کتاب و قلم هم میشود. هر روز برای ما کتابچهها و پروژههای گوناگون میخرند و هزینههای اضافی میگیرند. هرچند شکایت میکنیم، اما هیچکس گوش نمیدهد.»
هاشم هاشمی میگوید که آنها از سر ناچاری کودکانشان را به مکتب خصوصی میفرستند، اما این مکتبها از همین ناچاری سوءاستفاده میکنند. او میافزاید: «هر هفته یک روز محفل دارند و برای آن از ۵۰ تا ۱۰۰ افغانی میگیرند. شاید این مبلغ ساده به نظر برسد، اما وقتی تعداد دانشآموزان را حساب کنیم، رقم زیادی میشود. اگر هم پول را ندهی، فرزندت را تحقیر میکنند و خانوادهها میگویند بیا بدهیم. حتا کتابهایی که در بیرون هم پیدا میشوند، باید از داخل مکتب تهیه کنی و به بهای بالا بخری. این مشکلات از لحاظ اقتصادی ضربه سنگینی به خانوادهها میزند. اگر مجبور نباشیم، کودکانمان را نمیفرستیم، چون در مکتب دولتی نه درس خوب دارند و نه کارخانهگی ارایه میدهند. و نه بررسی از سوی مسوولان است بر آنان.»
عبدالکبیر از مکتبهای خصوصی میخواهد که هزینهها را کاهش دهند و در شرایط کنونی باعث نگرانی مردم نشوند: «مکتبهای خصوصی اخیراً فیس خود را افزایش دادهاند، در حالی که مردم حتا برای تامین نان روزانه خود مشکل دارند و چگونه میتوانند از پس این هزینهها برآیند؟ حداقل باید تخفیفی در نظر بگیرند تا خانوادهها بتوانند فرزندانشان را با رغبت به مکتب بفرستند.»
عمر میگوید که برادرش را شامل مکتب خصوصی کرده بودند، ولی بهدلیل مشکلات اقتصادی و بیکاری پدرش، او را به مکتب دولتی سه پارچه کردند. او میافزاید: «برادر من سه سال در مکتب خصوصی درس خواند، اما سال گذشته بهدلیل این که توان اقتصادی ما خوب نبود و پدرم نمیتوانست فیس مکتباش را پرداخت کند، او را به مکتب دولتی سه پارچه کردیم.»
پیش از این، صندوق کودکان سازمان ملل (یونیسف) در گزارشی گفته بود که سیستم آموزشی در افغانستان با بحران بیسابقهای مواجه است و میلیونها کودک، بهویژه دختران، از تحصیل محروم ماندهاند.
یونیسف افزوده بود که نتایج یادگیری همچنان بسیار پایین است؛ بیش از ۹۰ درصد کودکان ۱۰ ساله قادر به خواندن متن ساده نیستند و این بحران یادگیری را تشدید میکند.
پیشتر نیز دفتر هماهنگکننده کمکهای بشردوستانه سازمان ملل متحد (اوچا) در گزارشی تاکید کرده بود که محدودیتهای طالبان باعث شده است شماری از خانوادهها آموزش را از اولویتهای فرزندانشان کنار بگذارند. طبق یک نظرسنجی در سال ۲۰۲۴، ۱۱ درصد از خانوادهها به دلیل مشکلات مالی، آموزش را از اولویتهای خود حذف کردهاند.
امروز چهارشنبه بیش از ۱۵۰۰ روز از زمانی میگذرد که طالبان دروازههای مکتبها را بهروی دختران بالاتر از صنف ششم بستند.







