شماری از خانوادهها در کابل میگویند که کودکانشان پس از شنیدن ترانههای گروه طالبان، دچار تغییر نگرش نسبت به آینده شدهاند. آنان میافزایند که پس از گوش دادن به این ترانهها، کودکانشان کنجکاوی بیشتری نسبت به موضوعهای مرتبط با جنگ نشان میدهند و در بازیها و گفتوگوهای روزمره از واژههایی مانند «انتحار، جهاد و فدایی شدن» و دیگر مفاهیم خشونتآمیز استفاده میکنند. این خانوادهها باور دارند که تکرار و دسترسی مداوم به چنین محتواهایی میتواند در درازمدت بر ذهنیت و شکلگیری دیدگاه کودکان تأثیر بگذارد. آنان همچنین در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگویند که دسترسی آسان به این ترانهها در شبکههای اجتماعی و تلفنهای همراه، نظارت و کنترل آن را برایشان دشوار ساخته است. به گفته خانوادهها، نبود برنامههای آگاهیدهی و نظارت جدیتر بر نشر محتوای خشونتمحور، نگرانیها درباره آینده فکری و رفتاری کودکان را افزایش داده است.
این خانوادهها از شرکتهای «متا و یوتیوب» نیز انتقاد میکنند و میگویند با وجود مقررات اعلامشده برای بازبینی و حذف محتوای خشونتمحور، این ترانهها همچنان بهسادهگی در دسترس کودکان قرار دارند. «غازی بوشکه را انفجار بده غازی بوشکه را انفجار بده. کاروان در حال رد شدن است بیدار باش که هدف قرارش بدهی» صدای یکی از ترانههای طالبانی است که به زبان پشتو از تلفن کودک نورآغا (مستعار) پخش میشود.
نورآغا، یکی از باشندهگان کابل، میگوید در ابتدا شنیدن این ترانهها از سوی کودکانش ساده به نظر میرسید، اما پس از آنکه آنها درباره جهاد و «یا اینکه با کشتن افراد به بهشت میروند یا خیر و اینکه هرکی کشتار بیشتر کند قهرمان است» پرسیدند، دیگر نمیتواند این ترانهها را ساده بگیرد.
این باشنده کابل میافزاید که این ترانهها در طول زمان کودکان را به سمت خشونت و عادیسازی جنگهای مذهبی سوق میدهند. او هشدار میدهد که طالبان بهطور هدفمند تلاش میکنند ایدئولوژی خود را از سنین پایین و حتا در درون خانوادهها نهادینه سازند. به گفته او، کودکان و نوجوانان هنگام حضور در جامعه با افراطیت و خشونت مواجه میشوند و فضای مجازی نیز پر از ترانهها و تبلیغات این گروه است. ادامه این روند میتواند نسل آینده را تحت تأثیر قرار داده و جامعه را به سوی فروپاشی اخلاقی و تضعیف ارزشهای مدنی سوق دهد.
نورآغا میگوید: «شنیدن این ترانهها برای نسل آینده وحشتناک است و میتواند جامعه را به فروپاشی اخلاقی و از بین رفتن ارزشهای مدنی سوق دهد. یک گروه جاهل از بلندگوهای خیابان و مسجد، ترانهها و پیامهای خود را پخش میکنند که در درازمدت نسل جوان را به سمت جهل و افراطیت میبرد. خانوادهها باید به این موضوع توجه کنند تا کودکانشان تحت تأثیر این تبلیغات قرار نگیرند، وگرنه اصلاح این وضعیت بعداً از توانشان خارج خواهد بود.»
غضنفر، یکی دیگر از باشندهگان کابل، میگوید که تولید ترانهها توسط طالبان و خوانندهگان مرتبط با این گروه، ترویجکننده خشونت است. او هشدار میدهد که اگر این ترانهها بهطور گسترده پخش شوند، خطر این وجود دارد که کودکان و نوجوانان به نسلی با دیدگاههای افراطی و خشونتآمیز تبدیل شوند.
غضنفر میافزاید: «تأثیرات منفی این ترانهها بیشتر بر کودکان و نوجوانان است، زیرا ممکن است آنان تفنگ به دست بگیرند. متأسفانه با شیوه تبلیغ و فرهنگسازی طالبان، آینده افغانستان میتواند ناامیدکننده باشد. به جای تشویق مردم به آرامش و رفاه، این محتواها جامعه را به خشونت و افراطگرایی سوق میدهد.»
در همین حال، شماری از جامعهشناسان میگویند که ترانههای گروه طالبان میتواند مسیرهای خشونتآمیز را برای کودکان و نوجوانان ترسیم کند. به گفته آنان، این ترانهها نهتنها رفتار و نگرش نسل جوان را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه میتواند ذهنیت آنان را به سوی پذیرش افراطیت و خشونت سوق دهد و تهدیدی برای ثبات اخلاقی و اجتماعی جامعه باشد.
راشد صدیقی، جامعهشناس، میگوید: «متأسفانه این نوع محتوا تأثیر منفی دارد و انحراف را در جامعه گسترش میدهد. این پدیده موضوعی یک یا دو ساله نیست که بتوان به سرعت اصلاحش کرد و جامعهای معیارمند ایجاد کرد. از دیدگاه جامعهشناسی و روانشناسی، تبلیغ خشونت، جنگ و انتحار مردم افغانستان را قربانی کرده و جامعه را با چالشهای جدی روبهرو میکند. جوانان نیز ممکن است به سمت چنین رفتارها و نگرشها کشیده شوند.»
از سویی هم، کارشناسان مسایل سیاسی میگویند ترانههایی که طالبان تولید و منتشر میکنند، صرفاً موسیقی ساده نیستند، بلکه بخشی از ابزار تبلیغاتی و بسیج ایدیولوژیک این گروه به شمار میروند. از دید آنان این سرودها خشونت، جنگ و شهادت را تقدیس میکنند و کشتهشدن در میدان جنگ را بهعنوان افتخار و رستگاری معرفی میکنند، و در نتیجه نسل جوان را به پذیرش خشونت و افراطیت سوق میدهند. طالبان با تولید این ترانهها و محدود کردن سایر موسیقیها، فرهنگ صلح و مدارا را تضعیف کرده و جنگهای مذهبی را در جامعه شکل میدهند.
شهلا فرید، کارشناس مسایل سیاسی، میگوید: «ترانههای طالبان تنها قطعات موسیقی ساده نیستند؛ بلکه بخش مهمی از ابزار تبلیغاتی و بسیج ایدیولوژیک طالبان به شمار میروند. این سرودها که اغلب بدون ساز و در شبکههای مختلف منتشر میشوند، از سال ۲۰۰۱ به این سو به یکی از ابزارهای اصلی جنگ روانی طالبان تبدیل شدهاند و ویژهگی اصلی آنها تقدیس جنگ و شهادت است. فشارهایی که طالبان بر مردم وارد میکنند، خشونت را عادیسازی و تأثیر آن را بر نسل جوان افزایش میدهد. سایر موسیقیها حرام اعلام شده، اما این ترانهها بهطور گسترده تولید میشوند و فرهنگ صلح و گفتمان مدارا را تضعیف میکنند.»
اختر محد راسخ، تاریخدان و کارشناس مسایل سیاسی دیگر، میگوید: «ترانههایی که برای انسجام جوانان و تشویق آنان به جنگ و جهاد ساخته میشوند، میتوانند باعث گسترش جنگ در منطقه شوند و کشورهای همسایه نیز در همین آتش گرفتار شوند.» او تأکید میکند که در شرایطی که بسیاری از شهروندان افغانستان از تحصیلات و فرصتهای اقتصادی محرومند، چنین ترانههای حماسی با مضمون اسلام و جهاد، جوانان را به سمت جنگ و خشونت سوق میدهند و پیامد آن میتواند فرامرزی و تباهکننده باشد.
با وجود اینکه طالبان موسیقی را حرام اعلام کرده و پخش آن را در افغانستان ممنوع کردهاند، ترانههایی که خود تولید میکنند را حلال میدانند و در مراسمها، تلویزیون، رادیو، موترها و موترسایکلهای گشت طالبان منتشر میکنند.
مشهورترین این ترانهها شامل جملاتی مانند «غازی بوشکه را انفجار بده و بلند شو که کاروان رد میشود تا هدف قرارش بدهی»، «با قطار بوشکهها زرد میآیم ایران» و «رهبر ما ملا یعقوب ایران را اصلاح میکند، دنیا گواه است که شیعیان ظالم هستند، ما انقلاب بزرگ را در ایران برپا خواهیم کرد» است.
از دید کارشناسان، متن این ترانهها مردم را به جنگهای مذهبی، انتحار و خشونت تشویق میکند، در حالی که بخش عمدهای از مردم افغانستان پیرو مذهب شیعه هستند.
پیش از این، طالبان بوشکههای زرد را بهعنوان نماد جنگی خود در موزهها به نمایش گذاشته بودند و همچنین کاروانهای نیروهای دفاعی پیشین کشور را هدف قرار میدهند.






