• 8AM.MEDIA
  • پښتو ویب‌پاڼه
  • English Website
  • اۉزبېکچه ویب‌سایت
۱۶ میزان ۱۴۰۵ - ۸ اکتوبر ۲۰۲۶
۸صبح
Donate
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
۸صبح
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج

مثنوی”هذیان” تصویر در ماندگی “نسل شکست”

آرشیو ویب‌سایت قبلی آرشیو ویب‌سایت قبلی
۱۴ حمل/فروردین ۱۳۸۹ - ۳ اپریل ۲۰۱۰ [t_time:1270318737]

هر انسانی محصول جامعه خویش است. یا همان گونه که کارل مارکس هستی اجتماعی را تعیین کننده شعور اجتماعی می داند، ملزم به زیستن در جبر هایی است که جغرافیا و تاریخ بر او تحمیل می کنند، ملزم به داشتن هوش و ذکاوتی است که ودیعه این جبر است و گزیری جز پذیرش واقعیت آن نیست؛ واقعیتی که سلسله ای از نا رسایی ها را در سطوح اقتصادی و فرهنگی سبب گردیده و شیرازه زندگی  را بخواهی نخواهی خلاف خواسته او همواره در دست دارد. تاریخ ما تاریخ گسست های پیهم اجتماعی است. از حمله اسکندر تا گرداندن آسیاب ها از خون خراسانیان به واسطه اعراب، از تالان های مغول تا استعمار انگلیس، از تجاوز روس تا جنگ های داخلی و نظام طالبانی، تغییر جبری جغرافیا، تداوم استبداد داخلی و انحصار قدرت با رویکرد نفی خورده فرهنگ ها و نشانه های هویتی اقلیت های ساکن و سرکوب هویت های فکری که متمایز از نهاد قدرت خواست هایی داشته اند، همچنان سنت های که با سخت جانی تداوم یافته اند و با بی رحمی قربانی گرفته اند، همه و همه در نا به سامانی های لاعلاج کشور ما موثر اند و چه در ناخودآگاه جمعی که با همه رنج ها و خشونت ستایی هایش، نسل به نسل انتقال یافته و چه در مادیت اجتماعی ما، نمود یافته اند.
پیامد هر گسستی تکرار یک دور باطل است که در نهایت منتج به آغازی دوباره از نقطه صفر می شود. انسان این سرزمین بر این پایه است که در یافتن نقاطی که  پیوندهای عاطفی مشترک را تقویت کنند و یا نفع مشترک گروه های متکثر اجتماعی را بربتابند، مشکل دارد.  روان تاریخی چنین جامعه ای مملو از عقده های سربسته  است و با جرقه هایی که به صورت ناگزیر در مناسبات ناعادلانه  چنان نظام  محتمل است، هر بار منفجر می شود و هزاران انسان را به کام نیستی می کشاند و بخشی از تاریخ را زیر سایه تبعاتش منکوب می کند.
نسل جوان ما میراث دار چنین تاریخی است. یا فراورده چنین تاریخ و مناسباتی است. از سوی دیگر در پیش چشمش نسلی  را می بیند که از ارزش های که سال ها آرامش خود و خانواده های شان را برای پاسداشت آن ها به هم زده بودند، با تلخکامی عقب نشینی می کنند و به ورطه نا نجیبانه ترین مناسبات می افتند. عقبگرد و صغارتی که نتیجه خستگی از مبارزه در بستری دشوار یا رسیدن به استنتاج های تازه از مناسبات سیاسی- اقتصادی جهان و یا هم جبیره عقده های سرکوفته شهروند درجه چندمی و حقارت های زندگی مهاجرت است، تقلیل گرایی ای که به هیچ دلیلی مشروعیت ندارد.
نسل ما با همه محرومیت های جانکاهش با تمام مزایای دنیای متمدن آشناست. اما نه توان دستیابی به این مزایا  را دارد و نه قدرت گسستن و فرار را. فقر و عقب ماندگی توده های به خود واگذاشته  را می بیند و با همه آرزویی که برای تغییر این سرنوشت شوم دارد، به سختی احساس ناتوانی و تنهایی می کند. نتیجتا یا روز به روز از فرط ملال و رنج به مسکرات پناه برده به آدمی علیل مبدل می شود یا با انتحار به این وضع المناک پایان می دهد و یا هم در صورت عدم بروز این دو حالت با بار سنگینی از عقده حقارت و محرومیت در میان اجتماعی که می زید کینه می پراکند و نظم عادی زندگی را برای شماری از اطرافیانش مختل می نماید؛ جنگ می کند، مرتکب تجاوز به عنف می شود، دزدی می کند، آدم می کشد و از همه چیز و همه کس انتقام می گیرد. نسل ما با سواد و بی سواد دچار همین وضع است. به خصوص بار این وضع برای آنانی که سنخیتی با ارزش های سنتی ندارند و از مسکن های روانی و فانتزی این سنت تهی شده اند مضاعف است.
این مقدمه را گفتم تا به اصل موضوع که تحلیل مثنوی”هذیان” است برسم. این مثنوی با وجود شمار اندکی از نارسایی های فنی چون، نبود سلاست در سطح عروض، سستی زبان در برخی بیت ها و در موارد اندکی هم ناهمخوانی قوافی یکی از بهترین و بایسته ترین شعر هایی است که صادقانه زندگی شاعری را که نمونه ای از یک نسل شکست خورده است بازتاب داده است. مثنوی ای که قصه تمنای یک بازگشت است. باز گشت به وضع غفلت آلود دوران کودکی و سعادتی که تنها و تنها در دامان مادر میسر است. وضعی که یک ایده آل است و دست نیافتنی و به همین خاطر بیت بیت این مثنوی در هاله ای از درد فرو رفته اند. به خصوص استفاده از ساده ترین کلمات ممکن هرگونه عامل بازدارنده را با این حس صمیمی و دردناک از میان برداشته است. کاوه جبران از شاعرانی است که از آغاز کارش برای همین لاقیدی هایش مورد قضاوت های بی رحمانه ای قرار گرفت. شماری او را گفتند که تو برای هر کاری ساخته شده ای به جز شاعری ولی از درون تجربه های جسورانه مجموعه اولش سر و صورت شعر خودش که متفاوت از دیگران است، برون شد. از ویژگی های منحصر به فرد شعر او استخدام واژه هایی است که کمتر در فرهنگ شاعرانه ما جواز ورود یافته اند. واژگان و اصطلاحات غیر متعارف و بی سابقه در سنت غزل سرایی ما. کاوه جبران در این اواخر در کنار غزل های خوبی که سرود با این مثنوی توجه شماری از شاعران را به کارش جلب کرد. شاید اگر من در جایگاه یک منتقد به این مثنوی نگاه می کردم قضاوتم که بیشتر مبتنی بر فزیک این شعر بود کمی سخت گیرانه می بود، ولی همان گونه که یاد کردم محتوای این شعر و پرداخت صمیمانه و ساده این مثنوی است که برای شاعر می تواند یک دستاورد مهم به شمار آید.
این مثنوی با این بیت های ساده شروع می شود:

باز آمدم که فکر ترا آب و گل کنم
مادر اجازه است کمی درد دل کنم
مادر اجازه است که چیزی بگویمت
از حس دردناک مریضی بگویمت
از حس دردناک خودم کودک خرت
اصلا بلای بد شده این بچه بر سرت

آب و گل کردن فکر مادر، مراد شاعر به هم ریختن این فکر است یا گل آلود کردن ذهن ذلال مادر، با کلمات و درد هایی که در بیت دوم پدیدار می شوند؛ یعنی حس دردناک یک مریض که اینک در هیات کودکی پس از پشت پا زدن به خانه و پابست های وضع شده از جانب والدین آمده است تا اظهار ندامت کند و عذر بخواهد که هیچ جایی امن تر از دامان او نبوده است و هیچ حقیقتی جز محبت او نیست. آمده است بگوید که نمی تواند و نتوانسته است آنچه که او می خواست بشود، تضرع جوانی که گویا از بستر مرگ این همه را می گوید، از جایگاهی که دیگر راهی برای بازگشت ندارد. آیا مادر او را می پذیرد؟ آیا مادر من و تو مای سرگشته و لجام گسیخته را می پذیرد؟ شاید شاعر آمده است تا حرف هایش ناگفته نمانند و بدون چشم داشت هرگونه پناه و بخشایشی با او کمی درد دل کند اما حتا شک دارد که مادر حرف هایش را بشنود. به همین دلیل اول از او اجازه می طلبد. شاید این مونولوگ هرگز به گوش مادری نرسیده باشد، طنین غریبی که در تنهایی روح ما مثل شعله ای می پیچد و زبان گفتنش را نمی توانیم دریابیم.
توصیف زندگی یک نواخت و غم انگیز قهرمان از این بیت ها شروع می شود.

هرگز بنای کاخ امیدت نبوده ام
دستی به روی موی سپیدت نبوده ام
مادر ببین که در بدری عادتم شده
شب ها شراب و لندغری عادتم شده
شب ها و روز ها شده من خانه نیستم
اصلا به زندگی سر سوزن … نه نیستم
یکسو شراب و شعر و جهانی شبیه گور
یکسو چخوف و نیچه و لعنت به بوف کور
یکسو فرار و نفرتی از هرچه آدم است
یکسو دلی که سخت گرفتار مریم است
افتاده ام میان بلا های روزگار
کس نیست یک صدا بزند های روزگار!

به راستی نجات دهنده ای نیست که چنگ های این روزگار خون آشام را از جگر ما در آرد. واقعیت غم انگیز شعر در پشت این کلمات ساده نهفته است. یعنی شاعر خودش از تقلا مانده است و انتظار دارد تا دستی از غیب برای رهایی او از این عذاب فرا برسد. این پرداخت تلویحا به ما می گوید که قهرمان این مثنوی پس از بی ثمری تمام تلاش هایش برگشته است. تا جواز ورود  به آخرین مامن باقی مانده را بیابد.
***
مادر غمی بزرگ دلم را گرفته است
تقدیر شوم من پی خوبی نرفته است
تو قصد سیلی که زدی را نداشتی
از من تو انتظار بدی را نداشتی
می خواستی که سایه روی سرت شوم
فرزند نیک سیرت و نام آورت شوم
می خواستی که مرد بزرگی شوم، نشد
برنده مثل پنجه گرگی شوم، نشد
مادر ببخش چون همه اش اشتباه بود
کوه بزرگ ذهن تو هم مشت کاه بود

ضمن این که به اشتباهات خودش معترف است کوه بزرگ ذهن مادرش را هم مشت کاه می خواند. شاید این کوه، حجم آرزویی است که کاه شده است. یا انتظارات بزرگی که اکنون عدم واقع بینی آن ها ثابت شده است.

من مرد روزگار خودم هم نمی شوم
پی برده ام به این که من آدم نمی شوم
من خسته از تمام جهان خسته از خودم
آخر به سیم آخر این زندگی زدم
مادر برای من گپی از زندگی نگو
دیگر نیاز نیست به تحقیق و جستجو
من مو به مو تمام جهان را شناختم
یعنی که درد های کلان را شناختم
یعنی جهان و سکس و شرابش دروغ بود
اندیشه های خوب و خرابش دروغ بود
سر بر هزار مساله و ماجرا زدم
بر هرچه شعر و فلسفه شد پشت پا زدم

شاعر درد های کلان این جهان را شناخته است، دردهایی که توهم رهایی بخشی شراب و سکس را زیر سوال برده اند. شاعر حتا مرز میان خوبی و بدی را هم زیر سوال می برد. یعنی خوب و خرابی در کار نبوده است، اینک بر همه چیز پشت پازده است و آرزوی برگشت به دوران کودکی را دارد. مثنوی با ورود  به این بخش به اوج رسیده است. یعنی زیباترین قسمت های این شعر پس از همین بخش می آیند. شعر به راستی چنان ساده است که گویی از زبان کودکی پنج ساله روایت می شود. این زبان با محتوا و قصه این مثنوی یگانگی عجیبی دارد که می تواند نقطه قوت دیگر این مثنوی به حساب آید.

باز آمدم که قصه دیو و پری کنی
افسانه های بچه کاکل زری کنی
باز آمدم که باز نصیحت کنی مرا
وقتی که شیطنت بکنم لت کنی مرا
چیزی به آن نصیحت خوبت نمی رسد
دردی به درد سیلی و چوبت نمی رسد
باز آمدم کنار تو راحت شوم کمی
پندی بده مرا که خجالت شوم کمی
آغوش تو حقیقت دنیا و زندگی ست
این زندگی بدون تو دنیای گندگی ست

شعر با زیبایی و شکوه تمام به پایان می رسد. یعنی شاعر می خواهد دوباره وارد اقالیم افسانه هایی شود که جهان کودکی اش را رنگین کرده بودند. افسانه هایی که چنان مهی درشت زندگی را پوشانده بودند. شاعر آمده است تا در کنار مادر به راحتی برسد. در پایان، حقیقت این دنیا را در آغوش مادر می یابد و زندگی را بدون مادر؛ مثل کودک چهار پنج ساله و هراسناک از اندیشه ناپدید شدن مادرش، سراسر زشتی و بیگانگی می بیند.
ولی آنچه که در باره این مثنوی می شود گفت این است که این مثنوی دوا نیست بلکه درد است. علت نیست نتیجه است. شاعر از فلسفیدن و پرداختن به دلایل این تیره روزی طفره می رود. یک پارچه درد است؛ دردی که به شناخت ریشه هایش نه وقوف دارد و نه دلچسبی. دردی که به آنچه نیاز دارد تسکین فوری است. باید تسکین یابد. یا قهرمان این اثر که می تواند شاعر یا هر کس دیگری باشد می خواهد به صورت فوری پیام مهمی را با کسی که فکر می کند مدیون اوست شریک سازد. پیامی را که شاید دیگر فرصتی برای طرحش پیش نیاید. این شعر نشان دهنده ناپایداری جهان در اندیشه ماست. جهان برای ما همین لحظه است، همین امروز است و هیچ زمان و امیدی برای دیدن آفتاب فردا نیست. این حس، مصنوعی نیست. یک وضعیت نگران کننده روانی است که شمار زیادی از جوانان مارا در هم کوفته است. جوانانی که هراس های بی شماری اراده برنامه ریزی و فکر های آینده نگر را از آنان گرفته است. هر باری که کاوه جبران این شعر را می خواند، شما می بینید که تمام اندوه این شعر ناگهان در چهره اش نمودار می شود و حتا نم این درد بزرگ چشم هایش را تر می سازد. برای همین هم بود که من نتوانستم در این باره حسم را ننویسم. مثنوی” هذیان” حقیقت زندگی اقلیتی است که بر لبه پرتگاه سوق داده شده است. کسانی که تاریخ بی رحم و مناسبات برخاسته از آن تلخکام شان کرده است. نسل سرگشته از تمام جهان، خسته از مناسبات پر تکلف و زیاده از حد ضرورت انسان ها، مناسبات فرساینده و نابودگر. حتا انتخاب نام “هذیان” برای این مثنوی، طنز تلخی است. شاعر آنچه را که با همه درد می گوید هذیان می خواند؛ نوعی متناقض نمایی تلخ. شاعر درد خودش را با هذیان خواندن این مثنوی نفی کرده است که دروغی است شاخ دار و ما باید به این نتیجه برسیم که شاعر در پشت این “هذیان” تریاکی را پنهان کرده است.

ShareتوئیتارسالارسالShare

مطالب مرتبط

نصیراحمد فایق بر نقش یوناما برای ایجاد راه‌حل سیاسی در افغانستان تاکید کرد
اخبار

فایق در سازمان ملل خواهان پایان بازداشت‌های خودسرانه، شکنجه و قتل در افغانستان شد

۱۶ میزان/مهر ۱۴۰۵ - ۸ اکتوبر ۲۰۲۶ [t_time:1791473666]
فیدان: آماده‌گی‌ها برای ارایه توافق دفاعی مکه به پارلمان تکمیل شده است
اخبار

فیدان: آماده‌گی‌ها برای ارایه توافق دفاعی مکه به پارلمان تکمیل شده است

۱۶ میزان/مهر ۱۴۰۵ - ۸ اکتوبر ۲۰۲۶ [t_time:1791470409]
اخبار

نصیراحمد فایق: طالبان باید به آپارتاید جنسیتی پایان دهند

۱۶ میزان/مهر ۱۴۰۵ - ۸ اکتوبر ۲۰۲۶ [t_time:1791467942]

تازه‌ترین مطالب

در حال بارگذاری تازه‌ترین مطالب...

پربازدیدترین مطالب

  • روایتی از یک کشتار جمعی؛ دستم را گرفته بود، اما دیگر سری بر تن نداشت

    روایتی از یک کشتار جمعی؛ دستم را گرفته بود، اما دیگر سری بر تن نداشت

    Share
    Share توئیت
  • (۷) یسرا؛ دختری که سه سال است در انتظار بازگشت پدرش است

    Share
    Share توئیت
  • پرونده خونین شکریه تبسم؛ طالبان پس از ۱۱ سال بر این زخم نمک پاشیدند

    Share
    Share توئیت
  • حکیمه؛ زنی که زیر بار رنج خمیده است

    Share
    Share توئیت
  • افسانه قبایل گمشده

    Share
    Share توئیت

پادکست

8am Media | پادکست ۸صبح
8am Media | پادکست ۸صبح

پادکست‌‌های ۸صبح که با حضور کارشناسان، تحلیل‌گران و فعالین سیاسی و مدنی برگزار می‌گردد، مسایل عمده و اساسی جامعه افغانستان و نیز مسایل جهانی مرتبط به افغانستان به بحث گرفته می‌شود. ۸صبح، چهار پادکست تولید می‌کند که شامل دو پادکست به زبان فارسی زیر نام پادکست هفتگی، سخن زن، یک پادکست به زبان پشتو زیر عنوان ژوري خبري و یک پادکست دیگر به نام «Insights» به زبان انگلیسی است.

The 8am Media podcasts, featuring experts, analysts, and political and civil activists, discuss major and fundamental issues of Afghan society as well as global issues related to Afghanistan. 8am Media produces four podcasts, including two in Persian: the weekly podcast ”Sokhan e Zan,” one in Pashto titled ”Zhowari Khbaray,” and another in English called ”Insights.”

سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
۲۹ سنبله ۱۴۰۵ - ۲۰ سپتمبر ۲۰۲۶
سخن زن/59: وقتی رویاها از مرزها عبور می‌کنند؛ روایتی از ملالی، آسیه و فرنگیز
۹ سنبله ۱۴۰۵ - ۳۱ آگست ۲۰۲۶
ریزموج‌ها/10: گفت‌وگو با عایشه نوری
۲۸ اسد ۱۴۰۵ - ۱۹ آگست ۲۰۲۶
سخن زن/58: مخرج مشترک زنده‌گی مادران و دختران؛ حسرت درس خواندن
۹ اسد ۱۴۰۵ - ۳۱ جولای ۲۰۲۶
سخن زن/57: سوگ رویاهایی که به کانکور نرسیدند
۱ اسد ۱۴۰۵ - ۲۳ جولای ۲۰۲۶
Search Results placeholder
۸صبح

پرخواننده‌ترین روزنامه‌ افغانستان
صاحب امتیاز: سنجر سهیل
ایمیل: [email protected]
رییس اجرایی: پرویز کاوه
ایمیل: [email protected]
دبیر تحلیل‌ها: ب. آمون‌پور
پذیرش مقالات و اعلان: [email protected]

بیشتر بخوانید

فایق در سازمان ملل خواهان پایان بازداشت‌های خودسرانه، شکنجه و قتل در افغانستان شد

فیدان: آماده‌گی‌ها برای ارایه توافق دفاعی مکه به پارلمان تکمیل شده است

نصیراحمد فایق: طالبان باید به آپارتاید جنسیتی پایان دهند

یونیسف از تاثیرات مثبت سرمایه‌گذاری در بخش آب و خدمات صحی در پروان خبر داد

آن کارسون شاعر و نویسنده کانادایی برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۲۶ شد

تحلیل‌ها

وقتی استعمار دین را بازطراحی کرد

فارمت مسکو؛ این‌بار میدان نزاع طالبان و پاکستان

فشار طالبان بر شیعیان و نخستین واکنش ایران

پاکستان و جنگ یمن؛ حفظ موازنه بین ریاض و تهران

هند و افغانستان؛ دیپلماسی آرام در سایه تنش پاکستان و طالبان

© کپی‌رایت ۲۰۲۶؛ کلیه حقوق برای روزنامه ۸صبح محفوظ است.

۸صبح
استفاده از کوکی‌ها

برای ارائه بهترین تجربه، ما از فناوری‌هایی مانند کوکی‌ها برای ذخیره و/یا دسترسی به اطلاعات دستگاه استفاده می‌کنیم. رضایت شما برای استفاده از این فناوری‌ها به ما اجازه می‌دهد داده‌هایی مانند رفتار مرور در سایت یا شناسه‌های منحصربه‌فرد را پردازش کنیم. عدم رضایت یا پس گرفتن رضایت ممکن است بر برخی ویژگی‌ها و عملکردها تأثیر منفی بگذارد.

عملکردی Always active
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی به اطلاعات، صرفاً برای هدف قانونیِ فعال‌سازی استفاده از یک سرویس مشخص که به‌طور صریح توسط مشترک یا کاربر درخواست شده است، ضروری می‌باشد.
تنظیمات
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی به اطلاعات برای هدف قانونیِ ذخیره ترجیحاتی که توسط مشترک یا کاربر درخواست نشده‌اند، ضروری می‌باشد.
آمار
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی که صرفاً برای اهداف آماری استفاده می‌شود. The technical storage or access that is used exclusively for anonymous statistical purposes. Without a subpoena, voluntary compliance on the part of your Internet Service Provider, or additional records from a third party, information stored or retrieved for this purpose alone cannot usually be used to identify you.
بازاریابی
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی برای ایجاد پروفایل‌های کاربری جهت ارسال تبلیغات یا ردیابی کاربر در یک وب‌سایت یا در چندین وب‌سایت مورد نیاز است.
  • Manage options
  • Manage services
  • Manage {vendor_count} vendors
  • Read more about these purposes
مشاهده تنظیمات
  • {title}
  • {title}
  • {title}
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
برگشت به 8am.media
پښتو ویب‌پاڼه
English Website
اۉزبېکچه ویب‌سایت
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات

© کپی‌رایت ۲۰۲۶؛ کلیه حقوق برای روزنامه ۸صبح محفوظ است.