راناثناالله، وزیر داخله پاکستان، در نیمه جون سال روان در گفتوگو با بخش اردوی صدای امریکا پرده از رخ معامله پنهانی با گروه طالبان برداشت: انتقال اعضای طالبان پاکستانی (تیتیپی) از مناطق مرزی به شمال و غرب افغانستان. ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، در آغاز بدون آن که از مناطق خاصی نام ببرد، به گفته وزیر داخله پاکستان مهر تایید زد. دیری نگذشت که موصوف در گفتوگو با تلویزیون طلوع به انتقال تیتیپی به مناطق شمالی و غربی اعتراف کرد: «تصمیم در این زمینه براساس منافع مشترک افغانستان (طالبان) و پاکستان گرفته شده است.» افشای این معامله با واکنش گستردهای از سوی نیروهای مخالف طالبان، برخی کشورها و نهادهای بینالمللی مواجه شد و آن را به زیان یکپارچهگی افغانستان خواندند.
بهتازهگی آصف علی درانی که از ۲۳ می سال روان بدینسو بهحیث نماینده ویژه پاکستان در امور افغانستان گماشته شده است، با صدای امریکا پیرامون طرح انتقال تیتیپی از مناطق مرزی به مناطق داخلی افغانستان گفتوگو کرده است. در این نوشته تلاش میشود به نکتههای مهم این گفتوگو پرداخته شود:
۱- پاکستان بهمثابه حامی طالبان از عملکرد این گروه زیاد راضی به نظر میرسد. اینطور میتوان فهمید که هیچ عاملی حتا خطر تیتیپی نمیتواند تار وابستهگی طالبان به اسلامآباد را بگسلاند. پاکستان اگر صد نقطه ضعف از طالبان ببیند، از آن چشم میپوشد، ولی [به فرض محال] اگر یک نقطه قوت ببیند، آن را بازتاب جهانی میدهد. درانی گفته است: «پاکستان از اقدامات طالبان افغانستان برای مقابله با تروریسم فرامرزی استقبال میکند.» هدف درانی از «تروریسم فرامرزی» تیتیپی است، ولی تیتیپی را نمیتوان فرامرزی خواند. هدف تیتیپی جنگیدن علیه دولت پاکستان است و فعالیت آن نیز محصور در مرزهای این کشور است. از نیمه آگست ۲۰۲۱ تا این دم، نشانهای در دست نیست که تیتیپی علیه بقیه کشورهای منطقه و جهان دست به فعالیت هراسافگنانه زده باشد. البته ادعا میشود که این گروه در گذشته در کنار طالبان در افغانستان حضور داشته است. درانی از قراردادن تیتیپی ذیل «تروریسم فرامرزی» دو هدف را دنبال میکند: ۱- خطر تیتیپی را زیاده از حد برجسته نشان میدهد و میخواهد که نگاه سایر کشورها را به پاکستان در خصوص مبارزه با این گروه معطوف کند؛ ۲- طالبان را یک گروه مسوول مینمایاند که گویا بهتنهایی علیه «تروریسم فرامرزی» میجنگد.
۲- بهنظر میرسد که پاکستان، چین و طالبان مثلث واحدی را تشکیل دادهاند و این مثلث هنگام برگزاری نشست سهجانبه در اسلامآباد در ۶ می سال روان ایجاد شده است. احتمال میرود اسلامآباد از چین بهمثابه ابزار فشار علیه طالبان بهمنظور آنچه سرکوب تیتیپی خوانده میشود، استفاده کرده باشد. همچنان پس از تدویر این نشست، خبری در رسانهها درز کرد مبنی بر این که طالبان برای سرکوب اویغورها به چین تعهد کتبی دادهاند. درانی گفته است: «حکومت طالبان اخیراً اقدامات خاصی را جهت رسیدهگی موثر به نگرانیهای تروریسم فرامرزی پاکستان و سایر کشورهای همسایه از جمله چین روی دست گرفته است.» دو نکته در این جا قابل توجه است: ۱- از اقدامات خاص نام برده است و طالبان را در مبارزه با تروریسم جدی و متعهد معرفی کرده است. این در حالی است که طالبان هیچ اقدام خاصی برای رفع نگرانی همسایهها روی دست نگرفته، جز طرح انتقال تیتیپی به مناطق شمالی و غربی که بهجای دفع ناامنی به خلق ناامنی میانجامد. ۲- از چین نام برده است که نامبردن از چین میتواند ادعای تشکیل مثلث «پاکستان، چین و طالبان» را تایید کند.
همچنان گفته است: «کتلههایی از تیتیپی و اویغورها و سایر گروهها در آن جا وجود دارند که مایه نگرانی هستند. هم پاکستان و هم چین امیدوارند که حکومت افغانستان (طالبان) اقدامات عملی را انجام دهد.» طوری صحبت کرده که خواننده فکر میکند گویا دارد به نمایندهگی از چین نیز صحبت میکند. چیزی که برای فعلاً میتوان فهمید این است که میان پاکستان و چین در خصوص چهگونهگی مواجهه با طالبان همسویی کامل وجود دارد، تا جایی که نماینده ویژه اسلامآباد در امور افغانستان میتواند بهجای چین صحبت کند.
۳- طالبان را «حکومت افغانستان» خطاب کرده است. خطابکردن طالبان بهنام «حکومت افغانستان» از سوی نماینده پاکستان بهنظر میرسد که پایان کار باشد و این کشور علناً طالبان را بهرسمیت شناخته و تنها کاری که باقی مانده طی مراحل رسمی آن از طریق وزارت خارجه است. این در حالی است که بقیه کشورها حتا همسایههایی که به نحوی دلگرمی به طالبان دارند، از خطابکردن این گروه بهنام «حکومت افغانستان» ابا میورزند. برای نمونه، مقامهای دولت ایران، طالبان را «حاکمان فعلی افغانستان» خطاب میکنند. همینطور، بقیه کشورها طالبان را به نامی مخاطب قرار میدهند که دلالت بر حکومت رسمی نکند. درانی گفته است: «این اقدامی است که حکومت افغانستان اتخاذ میکند. بنابراین باید منتظر ماند و نتایج آن را دید.» همچنان در پاراگراف دوم بند ۲ نیز از «حکومت افغانستان» یاد کرده است که در فوق تذکر رفت.
۴- پاکستان به اصل حسن همجواری، احترام به تمامیت ارضی، پرهیز از مداخله در امور داخلی افغانستان قطعاً التزام ندارد. این کشور، افغانستان را تبدیل به حیاط خلوتش کرده و بر وفق مرادش در این میدان بیصاحب فرس میراند. درانی میگوید: «عملیات نظامی پاکستان، تیتیپی را از هرگونه کنترل ارضی محروم کرده است و انتقال آنها از مناطق مرزی نشان میدهد که اکنون به بار دوشی برای طالبان افغانستان تبدیل شدهاند.» این عمق بدنیتی پاکستان نسبت به افغانستان را نشان میدهد که نماینده ویژهاش با افتخار میگوید کاری کردهایم که تیتیپی بار دوش افغانستان شده است. همچنان گفته است: «اگر این جابهجایی تیتیپی واقعاً اتفاق بیفتد و منجر به صلح در سراسر مرزهای ما شود، این یک تحول مهم خواهد بود و ما از آن استقبال خواهیم کرد.» اینطور میشود فهمید که پاکستان سود و بقای خود را در زیان و فنای دیگران جستوجو میکند. انتقال تیتیپی از مناطق مرزی، پاکستان را امن کند، کافیست؛ این که مردم افغانستان و دیگر همسایهها را به چه مصیبتی گرفتار سازد، اهمیتی برای پاکستان ندارد. انصاف این است که پاکستان به سرکوب و نابودی تیتیپی تاکید کند، نه انتقال آن به مناطق داخلی افغانستان. به نظر میرسد که اسلامآباد در سرکوب این گروه جدی نیست و بازی موش و پشک راه انداخته است. ورنه به طالبان هدایت نمیداد که از تیتیپی در شمال و غرب افغانستان خوب مهمانداری کنند.
۵- درانی افغانستانِ تحت سلطه طالبان را نسبت به گذشته خیلی خوب توصیف میکند. تناقض اینجاست که از بدو برگشت طالبان به قدرت میان این گروه و پاکستان بر سر حضور تیتیپی در افغانستان ظاهراً نزاع وجود داشته است. همچنان در ۴ جولای سال روان وزیر دفاع پاکستان در نشست مشترک با وزیر دفاع تاجیکستان، وضع موجود در افغانستان را تهدید مشترک برای هر دو کشور دانست. با این وجود گفته است: «در مقایسه با گذشته، افغانستان بسیار صلحآمیز است.» هدفش از تامین امنیتی است که طالبان همیشه بهمثابه دستاورد به رخ دنیا میکشند. درانی وضع حاکم بر افغانستان را به سود معاملات اقتصادی پاکستان با آسیای میانه میداند: «تجارت ما با کشورهای آسیای میانه قبل از خروج امریکا نزدیک به ۵۵ میلیون دالر بود، ولی این روزها افزایش سه برابری داشته و به ۲۰۰ میلیون دالر رسیده است.» یکی از آرزوهای پاکستان تشکیل حکومتی در افغانستان بوده که بتواند دروازه آسیای میانه را همیشه بهروی این کشور باز نگه دارد که بهنظر میرسد به این خواست خود رسیده است.
۶- اسلامآباد موازنه میان چین و امریکا در خصوص مواجهه با قضایای افغانستان را تا این دم ماهرانه حفظ کرده است. درانی در کنار چین از امریکا و موضع خوشبینانه این کشور در قبال طالبان نیز گفته است: «همانطوری که جو بایدن نیز به همکاری طالبان افغانستان و مقامهای امریکایی در اتخاذ اقدامات ضد تروریستی اشاره کرده است، ما هم همان انتظار را داریم و این روند آغاز شده است.» این گفته نشان میدهد که ممکن است همسویی میان پاکستان و امریکا در خصوص آنچه مبارزه علیه تروریسم از سوی طالبان خوانده میشود، وجود داشته باشد، چنانی که با چین وجود دارد. به این معنا که پای پاکستان در قتل رهبر القاعده در کابل ممکن است در میان باشد و همینطور امریکا برای آن که بتواند همزمان هم رضایت اسلامآباد را بهدست آورد و هم به رقیبان منطقهای خود درد سر بیافریند، در دور ساختن انتقال تیتیپی از مناطق مرزی نقش داشته باشد.
همچنان میگوید: «دور بودن یا عدم تعامل با طالبان که اکنون در کابل قدرت دارند، کمکی نخواهد کرد. این درک وجود دارد و به همین دلیل جو بایدن و دیگران از برخی اقدامات طالبان از جمله از بین بردن خشخاش تمجید کردهاند.» این نشان میدهد که تیتیپی اگر پاکستان را و طالبان افغانستان را به آتش بکشند، باز هم مقامهای اسلامآباد بر تعامل گرم جهان با طالبان تاکید میکنند و آن را راهگشا میخوانند. ادعای موصوف در پیوند به نابودی خشخاش از سوی طالبان اشاره به روزنامه بریتانیایی تلگراف دارد که در ۲ جولای سال روان با نشر گزارشی از به اصطلاح مبارزه طالبان برای نابودی خشخاش تمجید فراوان کرده بود. نکته دیگری که میتوان فهمید این است که هر کشوری ممکن است بهگونه جداگانه با توجه به نگرانیهای امنیتی خود وارد معامله با طالبان شده باشد. چین از طالبان تعهد کتبی دریافت کرده و پیدا نیست که چه امتیازی به این گروه داده باشد. امریکا اعتراف کرد که در کشتن رهبر القاعده با طالبان همکاری داشته است و شاید دادوستدی در میان باشد. همینطور پاکستان از طرح دورساختن تیتیپی از مرزها خبر داد. پیدا نیست که چه معاملات دیگری میان سایر کشورها و طالبان در راه است.
تنها نقطه قوت گفتوگو این بود که درانی بهگونه روشن از جابهجایی تیتیپی در مناطق داخلی افغانستان سخن زد، نه مهاجران. این در حالی است که طالبان بیشتر میکوشند از جابهجایی مهاجران بیسرپناه بگویند تا اعضای تیتیپی و این بهخاطری است که مبادا بیشتر با خشم افکار عامه در افغانستان مواجه شوند.






