شماری از باشندهگان کابل از افزایش شمار کودکان کار و خیابانی در بخشهای مختلف این شهر ابراز نگرانی میکنند. آنان میگویند که این کودکان بهجای رفتن به مکتب و پرداختن به بازیهای کودکانه، برای تامین نفقه خانوادههایشان ساعتهای طولانی در جادهها به کارهایی چون جمعآوری پلاستیک، فروش آب، واکسزدن بوت، پاککاری شیشه موترها و دیگر کارها مصروف اند. آنان میافزایند که در میان کودکان کار، دختران خردسال بیشتر از پسران دیده میشوند که برخی آنان با نقاب فعالیت دارند. این باشندهگان، بیکاری، بحران اقتصادی و کاهش کمکهای بشردوستانه پس از تسلط طالبان را از عوامل اصلی افزایش کار کودکان در کشور عنوان میکنند.
این باشندهگان در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگویند که ادامه کار کودکان در شرایط دشوار، نهتنها آینده آنان را با تهدیدهای جدی روبهرو میکند، بلکه زمینه گسترش بیسوادی، فقر و آسیبهای اجتماعی را نیز فراهم میسازد. آنان میافزایند که کودکان کار در جریان فعالیتهای روزانهشان با خطرهایی چون حوادث ترافیکی، خشونت و سوءاستفاده روبهرو هستند. آنان از نهادهای مسوول میخواهند با ایجاد فرصتهای اقتصادی برای خانوادههای نیازمند و راهاندازی برنامههای حمایتی، برای کاهش کار کودکان و فراهمکردن زمینه آموزش و رشد سالم آنان اقدام کنند.
احمد، یکی از باشندهگان کابل، افزایش کودکان کار در ماههای پسین را نگرانکننده میداند. او میگوید که بسیاری از خانوادهها بهدلیل فقر و ناداری، ناگزیر شدهاند کودکان خود را برای کار به جادهها بفرستند؛ وضعیتی که میتواند پیامدهای ناگواری بر آینده آنان داشته باشد. به گفته او، بیتوجهی به وضعیت کودکان کار، آنان را در معرض آسیبهای اجتماعی قرار داده و احتمال افتادنشان به دام افراد تبهکار را افزایش میدهد.
این باشنده کابل میگوید: «کودکان کار در همه جای شهر دیده میشوند؛ در نقاط مزدحم و غیرمزدحم. گاهی برای موترها صدا میزنند، گاهی بوتل و زباله جمع میکنند، در کورههای خشتپزی کار میکنند و شماری هم گدایی میکنند. وقتی نتوانند پول به دست بیاورند، ممکن است به دزدی روی بیاورند و این موضوع بسیار خطرناک است. کودکان، آینده افغانستان هستند و باید از آنان حفاظت شود تا بتوانند آینده خود را بسازند؛ نه اینکه هم دوران کودکیشان از بین برود و هم به یک مشکل بزرگ برای جامعه تبدیل شوند.»
ستار، یکی دیگر از باشندهگان کابل، میگوید که کار کودکان در جادههای این شهر به یک پدیده عادی تبدیل شده و برای رسیدهگی به این وضعیت توجه لازم صورت نمیگیرد. او میافزاید که ادامه کار کودکان میتواند پیامدهای ناگواری برای آینده آنان داشته باشد؛ زیرا این کودکان بهجای آموزش و رشد سالم، در محیطهای کاری با آسیبهای اجتماعی روبهرو میشوند.
این باشنده کابل میگوید: «در حکومت قبلی خانوادهها حداقل مصروف کاری بودند، اما حالا کودکان کار خیلی زیاد شدهاند. در هر بخش دیده میشوند؛ از رنگکردن بوت و واکسزنی گرفته تا کارهای دیگر. این کودکان مجبور اند برای تامین نان خانوادههایشان کار کنند. کار کودک در بازار یک آسیب بزرگ اجتماعی است. اینها نسل جوان کشورند و اگر امروز در کودکی چند افغانی پیدا کنند، فردا که بزرگ شوند و راهی برای تامین نیازهایشان نداشته باشند، ممکن است به دزدی، کیسهبری و راهگیری روی بیاورند.»
سیر سیرت، یکی دیگر از باشندهگان کابل، میگوید که بسیاری از کودکان کار برای به دست آوردن چند افغانی، در شرایط دشوار در سطح شهر مصروف کارهای شاق اند. او میافزاید که شمار زیادی از این کودکان با جمعآوری بوتل و کاغذ از میان زبالهها، پاککاری شیشه موترها و انجام کارهای دیگر، تلاش میکنند بخشی از نیازهای خانوادههایشان را تامین کنند.
سیر میگوید: «کودکان کار خیلی زیاد شدهاند. بسیاری از آنان بوتل و کاغذ جمع میکنند و شماری هم شیشه موترها را پاک میکنند. از میان صد موتر، شاید تنها یک موتر برایشان ۱۰ افغانی بدهد. بیشتر این کودکان بوتلهایی را که از میان کثافات جمع میکنند، میفروشند تا برای خانوادههایشان نان تهیه کنند. وقتی نتوانند پول پیدا کنند، برخی ممکن است به کارهای نادرست روی بیاورند.»
علیمشاه، یکی دیگر از باشندهگان کابل، میگوید که حضور کودکان در بازارها و خیابانها بهجای مکتب، نگرانکننده است. او میافزاید که کودکان در سن آموزش و رشد قرار دارند و نباید برای تامین هزینههای زندهگی، ناگزیر به انجام کارهای شاق شوند.
این جوان میگوید: «دیدن کودکانی که بهجای مکتب و بازی در بازار کار میکنند، بسیار دردناک است. بسیاری از آنان در سنین پایین با فشارهای روحی و اجتماعی روبهرو میشوند و چیزهایی را در محیط کار میآموزند که برای یک کودک مناسب نیست. کودکان باید فرصت درس خواندن، رشد کردن و ساختن آینده خود را داشته باشند. اگر از حقوق آنان حمایت شود و زمینه آموزش برایشان فراهم گردد، میتوانیم در آینده شاهد یک نسل آگاه و توانمند باشیم.»
در همینحال، شماری از کودکان کار میگویند که فقر، بیکاری و مشکلات اقتصادی خانوادههایشان آنان را ناگزیر ساخته است تا برای تامین هزینههای زندهگی به جادهها و بازارهای شهر پناه ببرند. آنان تاکید میکنند که اگر خانوادههایشان از حمایت مالی برخوردار باشند، بسیاری از کودکان دیگر مجبور نخواهند بود برای کار در خیابانهای پایتخت حضور یابند.
ستاره (مستعار)، یکی از کودکان کار، میگوید که بهدلیل فقر و بیماری پدرش ناگزیر شده به جادهها بیاید و با فروش پلاستیک، بخشی از هزینههای خانوادهاش را تامین کند. او میافزاید که فروش پلاستیک برایش آسان نیست و گاهی روزها به سختی میتواند اجناسش را به فروش برساند.
این کودک که در کنار سه دختر همسنوسال خود نشسته است، میگوید: «هر روز به بازار مندوی کابل میآیم و کار میکنم، چون پدرم بیمار است. به مکتب هم نمیروم. پلاستیکها را دانهای ۱۰ افغانی و خریطههای تکهای را دانهای ۲۰ افغانی میفروشم.»
سپوزمی و تورپیکی، دو دختر کاکا، میگویند که آنان نیز بهدلیل فقر ناگزیر شدهاند به جادهها بیایند تا با کار کردن، لقمه نانی برای خانوادههایشان فراهم کنند. چهرههای این دو دختر که از شدت گرما سرخ شده است، در زیر سایه یک دکان پناه گرفتهاند و با لبخندی تلخ از رهگذران میخواهند تا از آنان خریطه بخرند؛ به این امید که بتوانند پولی برای امین نان خانوادههایشان به دست آورند.
سپوزمی و تورپیکی میگویند: «ما از صبح تا شام کار میکنیم و خریطه میفروشیم. درآمد روزانه ما زیاد نیست؛ گاهی تنها پنج افغانی فایده برای ما میماند. هر دوی ما دختر کاکا هستیم و به مکتب هم نمیرویم.»
این در حالی است که گسترش فقر و بیکاری، مهاجرت برخی از مردان خانوادهها برای یافتن کار به کشورهای همسایه و نبود نانآور در خانوادههای نیروهای امنیتی پیشین که در جنگ با طالبان کشته شدهاند، از عوامل رویآوردن شماری از کودکان به کار در خیابانها عنوان میشود.
با آنکه شمار کودکان کار در افغانستان رو به افزایش است، بهدلیل محدودیتهای اعمالشده از سوی طالبان و نبود یک نهاد مشخص برای ثبت و گردآوری دادهها، تا کنون آمار دقیق و رسمی از تعداد این کودکان در دست نیست. وزارت کار و امور اجتماعی طالبان نیز تا کنون رقم مشخصی از شمار کودکان کار در کشور ارایه نکرده است؛ اما در اعلامیهها و گزارشهای جداگانه گفته است که برای شماری از کودکان کار در برخی ولایتها کمک نقدی توزیع کرده است.
سازمان جهانی کار پیشتر هشدار داده بود که میلیونها کودک در سراسر جهان همچنان از حق آموزش، تفریح و زندهگی سالم محرومند و ناگزیر به انجام کارهای سنگین و گاه خطرناک میشوند. بر بنیاد آمار این نهاد، ۱۳۸ میلیون کودک در جهان درگیر کار اند که بخشی از آنان در مشاغل زیانآور و پرخطر فعالیت میکنند.
در افغانستان نیز فقر، بیکاری، بحران اقتصادی و مشکلات اجتماعی از عوامل اصلی رویآوردن کودکان به بازار کار عنوان شده است. نهادهای بینالمللی تأکید کردهاند که کار کودکان نهتنها سلامت جسمی و روانی آنان را تهدید میکند، بلکه فرصت آموزش و رشد طبیعی را نیز از آنان میگیرد.






