اقتصاد افغانستان پس از جستوخیزهای بلند، این روزها روی سینهاش میخزد. برآوردهای بانک جهانی نشان میدهد که خروج نیروهای خارجی تاثیر شگرفی بر اقتصاد این کشور خواهد گذاشت. در یک هفته اخیر نشستی در سازمان ملل از طرف انستیتوت ایست- وست و یک نشست مقدماتی هم برای پیشبرد پروسه استانبول در وزارت خارجه بهمنظور بررسی ثبات اقتصادی افغانستان برگزار شد. 
از نظر کارشناسان، افزایش روابط میان جنوب و مرکز آسیا از طریق افغانستان برای کاهش تنشهای سیاسی در منطقه مهم است و ظرفیتهایی را به راه میاندازد که در درازمدت میتواند خاورمیانه و روسیه را نیز شامل شود.
افغانستان از چند سالی بالای پیوند اقتصادی میان آسیای مرکزی و جنوبی حساب باز کرده و امیدوار است که دهلیزی برای تجارت منطقهای باشد. این کشور در تلاش است تا تنشهای زیانبار سیاسی در این منطقه را با منافع اقتصادی فروکش دهد. از جانب دیگر، سرمایهگذاری در افغانستان باثبات سیاسی و اعتبار نهادهای این کشور وابسته است که انتظار میرود با افزایش روابط میان آسیای جنوبی و مرکزی، کشورهای منطقه در حفظ امنیت این کشور بیشتر سهیم شوند و نگرانی از این بابت برطرف شود.
هفته گذشته قرارداد انتقال برق از تاجیکستان و قرغزستان به پاکستان (کاسا ۱۰۰۰) از طرف وزیران مالیه افغانستان و پاکستان امضا شد که در واقع آغاز روند همکاریهای منطقهای بود. قدم بعدی شامل ساختن تاجیکستان و هند در موافقتنامه تجارت ترانزیتی میان افغانستان و پاکستان است. این اقدام بزرگترین اقتصاد آسیای جنوبی، هند، را با آسیای مرکزی وصل خواهد کرد. در تازهترین گزارش بانک جهانی از شرایط سرمایهگذاری در جهان آسیای مرکزی در جایگاه دوم قرار گرفته است. کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه که ۳۴ اقتصاد برتر جهان را تشکیل میدهند، در جایگاه اول قرار دارند. در آیندهی نزدیک، شرایط بهتر سرمایهگذاری و درآمد فزاینده صنعت نفت در آسیای مرکزی رقابتهای فعلی را افزایش خواهند بخشید و کشورهای بیشتری را به این منطقه جلب خواهند کرد.
تاسیس خط لوله گاز از ترکمنستان به پاکستان و هند نیز در نزدیک ساختن اقتصادهای این منطقه بااهمیت است. کار بالای این خط لوله سال آینده شروع و تا سال ۲۰۱۷ قرار است تکمیل شود. ایدهی این خط لوله دو دهه پیش مطرح شد و هدف آن دور زدن روسیه و ایران برای انتقال گاز ترکمنستان به بازار جهانی بود. از همین خاطر افغانستان با وجود ناامنی و جنگهای داخلی برای ساخت این خط لوله برگزیده شد.
با این حال، خوشبینیها از پیوند اقتصادی در این منطقه از وزنه بدبینیها و موانع در این راستا کم نمیکنند. احتمال اینکه تسهیل و سرازیر شدن کالاهای تجاری در بازارهای داخلی افغانستان، تولیدات ناچیز داخلی را بیشتر از پیش با چالش مواجه بسازد مایهی نگرانی است. در یک دهه اخیر، سکتور تولیدات و صنعت افغانستان که بیشتر بالای بخش خصوصی متکی است نتوانسته در موجودیت ناامنی و نبود زیربناهای اقتصادی در برابر واردات بیرونی ایستادگی نشان بدهد. از جانبی، صنایع تازهتاسیس در این کشور از بدو تولید با رقابت بیرونی مواجهاند و سطح تعرفه گمرکی در این کشور پایینتر از همسایههای آن است. وزارت مالیه افغانستان سال گذشته برخی امتیازهای مالی را برای تشویق سرمایهگذاری خصوصی اعلام کرد. با وجود آن، تعداد شرکتهایی که در اداره حمایه از سرمایهگذاری افغانستان (آیسا) ثبتنام کردهاند در سال ۲۰۱۳ کاهش چشمگیری داشته است.
در صورت راه افتادن تجارت میان آسیای جنوبی و مرکزی، حفظ و نگهداشت زیربناها نیز چالش دیگری است که افغانستان باید به تنهایی به آن رسیدگی کند. همین فعلا میزان رفتوآمد در شاهراه سالنگ که شمال را با جنوب وصل میکند، بالاتر از ظرفیت آن است. بانک جهانی و نهادهای امداددهنده نیز مراقبت از جادهها را تا حد زیادی به عهده دولت افغانستان گذاشتهاند.
از طرفی، روابط اقتصادی در منطقه بیشتر میان جنوب و مرکز آسیا مطرح است؛ چون یکی از اهداف اصلی آن آوردن ثبات در افغانستان است. این موضوع از سیاستهای پاکستان و روابط آن با هند تاثیرپذیر است. از همین خاطر موانعی که برای رسیدن به همبستگی منطقهای برشمرده میشوند، بیشتر در چارجوب روابط هند و پاکستان و اختلافات دیرینه میان این دو کشور مدنظر هستند. کشورهای دیگری چون ایران و چین در این ارتباط اغلب نادیده گرفته میشوند. مثلا در نشست هفته پیش در سازمان ملل و در تحقیق نهاد ایست- وست در این زمینه، رد پایی از ایران دیده نمیشود.
با آنهم، بهبود روابط میان هند و پاکستان به این معنی نیست که پاکستان مسیر تجارت هند به آسیای مرکزی را هموار خواهد کرد. از همین خاطر هند برای توسعه بندر چابهار ایران بررغم مخالفت امریکا تلاش میورزد. هند با وجود ناامنیها این بندر را به ولایت نیمروز افغانستان وصل کرد و ساخت جاده نیمروز تا جاده حلقوی را به عهده گرفت. هند میخواهد از مسیر ایران و افغانستان، پاکستان را برای رسیدن به آسیای مرکزی دور بزند. این برخلاف خواست پاکستان است که در نظر دارد راه تجاریی که از این کشور میگذرد تنها مسیر هند برای رسیدن به آسیای مرکزی باشد. در این اواخر رقابت هند و پاکستان از افغانستان فراتر رفته، دامن ایران را نیز گرفته است و ایران پاکستان را متهم به حمایت گروه جندالله در ایالت سیستان- بلوچستان میکند. تمایل هند برای نزدیکی به آسیای مرکزی ناشی از نیاز فزاینده این کشور به انرژی، بهرهبرداری از بازار مصرفی و مهار نفوذ پاکستان در این منطقه است.
چین نیز در تلاش است تا در رقابت با هند و تلاشهای آن کشور برای توسعه بندر چابهار، بندر گوادر پاکستان را توسعه بدهد و این بندر یگانه نقطه وصل افغانستان و آسیای مرکزی با بحر باشد. چین در آسیای جنوبی و شرقی که در چارچوب همکاری امریکا با هند، جاپان و دیگر کشورهای منطقهای با تهدید مواجه است، میخواهد آسیای مرکزی و افغانستان را زیر نفوذ داشته باشد که در این حصه، سیاستهای آن موازی با اهداف پاکستان در حرکت است. این رقابتها نشان میدهند همکاری اقتصادی در منطقه که مستلزم همکاری دوستانه میان هند و پاکستان است، تحتالشعاع ملاحظات سیاسی قرار دارد و دور از دسترس بهنظر میرسد.
در عین حال مسیر ایران که میتواند جنوب و مرکز آسیا را وصل نموده حداقل به ثبات اقتصادی در افغانستان کمک کند، با چالشهای دیگری روبهرو است. فعلا شمال افغانستان از مسیر جنوبغربی که از شهرهای هلمند و قندهار میگذرد، با ایران و به مقیاس کوچکتری با هند وصل است که مسیری به مراتب طولانیتر و پرمخاطره است.
جاده حلقوی در شمال که شهرهای هرات و مزار را با ایران وصل میکند و گزینههای افغانستان در زمینه راههای تجاری را افزایش میدهد، در رقابتهای منطقهای گیر مانده و کارش پیش نمیرود. امریکا، روسیه و چین، سه رقیب عمده در آسیای مرکزی هیچکدام از این کار منفعتی نمیبرند و خلاف میل آنها نیز است.
امریکا دشمن دیرینهی ایران قطعا خواهان افزایش نفوذ این کشور در منطقه نیست. پس از فروپاشی شوروی، ایران در صدد نزدیکی با کشورهای آسیای مرکزی برآمد اما امریکا در هر اقدامی با فشار و تطمیع کشورهای منطقه پروژههای ایران را ناکام ساخت. مسیر افغانستان برای رسیدن ایران به آسیای مرکزی آسانتر است چون مسیر ترکمنستان با مداخلههای دولت این کشور، هرازگاهی با چالش روبهرو میشود و نقش ایران در بازار این منطقه ناچیز است. اما کشورهای زیادی مسیر افغانستان را برای ایران ناهموار ساختهاند. در بازسازی افغانستان و پروژه همکاریهای منطقهای نیز ایران کاملا نادیده گرفته شده است. تغییری در رویکرد امریکا در قبال ایران در آیندهی نزدیک قابل پیشبینی نیست؛ با وجود شکستن روابط سرد میان ایران و غرب در یک سال اخیر.
روسیه نیز که از دید ساحه نفوذ به آسیای مرکزی مینگرد، میبیند که پیوندهای زبانی و تاریخی ایران و رشد موج اسلامگرایی در منطقه، ساحه را به نفوذ فرهنگی و سیاسی این کشور تنگتر خواهد کرد. تحقق خواست دیرینهی کشورهای آسیای مرکزی برای رسیدن به بحر از مسیر افغانستان و ایران، وابستگی این کشورها به روسیه را نیز تا حدی کاهش خواهد داد که به ضرر سیاستهای منطقهای این کشور است. با وجود این، تلاشهای ایران بیشتر برای پیشگیری از افزایش نقش امریکا در این منطقه متمرکز است و چندان ناراضی نیست که روسیه جایگاه فعلیاش در آسیای مرکزی را حفظ کند.
با آنکه استفاده از خاک ایران برای رسیدن به بحر برای افغانستان مهم است و استفاده ابزاری پاکستان از وابستگی افغانستان به این کشور را کاهش میدهد، نبود امنیت در شمال جاده حلقوی به گمان اغلب ادامه خواهد یافت.
پول ساخت و تکمیل این جاده از جانب عربستان سعودی و بانک توسعه اسلامی تعهد شده است. قرار بود کار بالای آن تا پایان سال قبل تکمیل میشد که نشد. قرار گرفتن عربستان سعودی در این پروژه تصادفی نیست و بالای تکمیل شدن این جاده تاثیرگذار است. ظاهرا عربستان سعودی در رقابت سُنی و شیعه، نمیخواهد پای ایران شیعی به آسانی به آسیای مرکزی که نفوس آن را بیشتر سُنیها تشکیل میدهد، درازتر شود. نقش پاکستان در این رقابت با نقش عربستان سعودی چندان متفاوت نیست. عربستان سعودی که در خاورمیانه سر خورده بهنظر میرسد و رقابت را در عراق، سوریه، لبنان و یمن به ایران باخته است، از دیرزمانی در فکر ایجاد کمربندی در اطراف ایران از جانب شرق است که نفوذ این کشور را مهار کند. میدان رویارویی برای این رقابت افغانستان است و ابزار عملیاتی آنرا پاکستان در شکل جنگجوهای تندرو فراهم میکند. عربستان به حمایه گروههای سلفی در افغانستان نیز میپردازد و پلان دارد یکی از بزرگترین مراکز آموزش اسلامی را در کابل تاسیس کند.
ترکیه نیز رقیب دیگر ایران است که پس از فروپاشی اتحاد شوروی و قبل از اینکه ایران جایگاه خالی کرملین در آسیای مرکزی را پر کند، با حمایه کشورهای غربی وارد عرصه اقتصادی و سیاسی این منطقه شد.
سیاست داخلی افغانستان نیز بهرهبرداری از جاده شمال را در گرو رقابتهای سمتی و ملاحظات امنیتی قرار داده است. ایجاب میکند تا کالاهای وارداتی از ایران از مسیر جنوبغربی افغانستان به بازارهای این کشور وارد شوند، در غیر آن و با ایجاد مسیر تجاری میان هرات و مزار، ولایتهای جنوبی بر علاوه ناامنی، با انزوای اقتصادی نیز مواجه خواهند شد. اهمیت جاده جنوبغربی تنها به این نیست که اقلام تجاری را به کابل و شمال منتقل میسازد. رویکرد سیاسی در افغانستان همیشه طوری بوده که همبستگی شمال و غرب کشور از مسیر جنوب بگذرد. در صورت تکمیل شدن جاده شمال، بیشتر مردم حتا از کابل به هرات از این مسیر سفر خواهند کرد چون امنیتش بیشتر است.
در نتیجه گزینه ایران و مسیر آن برای همکاریهای منطقهای و رساندن افغانستان به بحر حداقل در حالت فعلی منتفی است. یگانه گزینه در حالت کنونی همان مسیر پاکستان است که ثبات اقتصادی و تجاری افغانستان را با تصامیم سیاسمتدارن این کشور گره زده است. انتخاب مسیر پاکستان عمدا نیز صورت گرفته است. ایجاد پیوند میان جنوب و مرکز آسیا در چارچوب فعلی آن تا یک حد زیادی برای امتیاز دادن به پاکستان و تشویق آن کشور برای دست برداشتن از ایجاد ناامنی در افغانستان است. با وجود این، با تحقق روابط نزدیک میان جنوب و مرکز آسیا تضمینی وجود ندارد که پاکستان از مداخله در امور افغانستان دست بردارد. همین فعلا پاکستان بیشتر از دو بیلیون دالر از تجارت با افغانستان درآمد دارد که با توجه به درآمد ناخالص این کشور رقم هنگفتی محسوب میشود. با آنهم نشانههای زیادی وجود دارند که پاکستان را در نارامیهای افغانستان دخیل نشان میدهند. با افزایش اهمیت اقتصادی افغانستان برای پاکستان، احتمال اینکه این کشور برای کسب اطمینان اقتصادی بخواهد بیشتر از پیش سیاست افغانستان به مسیر دلخواهش حرکت کند نیز موجود است.
با وجود تلاش برای نزدیکی جنوب و مرکز آسیا و امیدهای زیادی برای ثبات اقتصادی افغانستان از این طریق، سیاستهای پاکستان در کامیابی و ناکامی این روند تعیینکننده است. اگر چه پاکستان همواره از تغییر رویهاش در قبال افغانستان سخن میزند، اما رقابت این کشور با هند برای آن با اهمیتتر است. حد اقل در حالت فعلی این کشور حاضر نیست منافع اقتصادی را بر منافع سیاسی و راهبردیاش ترجیح بدهد. در نتیجه، همبستگی کشورهای منطقه و ثبات اقتصادی افغانستان از یکسو با خواستها و ملاحظات سیاسی پاکستان وابسته است و از جانب دیگر با رقابتهایی که نمیگذارند بدیلی برای پاکستان از مسیرهای دیگری در نظر گرفته شود.





