سقوط سریع حکومت بشار اسد به دست شورشیان و مخالفان آن ظرف کمتر از دو هفته، منطقه و تمامی کارشناسان حوزه خاورمیانه را شگفتیزده کرد. تا قبل از سقوط حلب، کمتر کسی تصور میکرد که دولت بشار اسد به این زودی از هم بپاشد و نیروهای مخالف او قدرت را به دست بگیرند. با وجود حضور گسترده ایران و روسیه، اسد احساس امنیت حداقلی داشت و تصور نمیکرد که پایههای قدرتش به این زودی فروبپاشد.
اما اگر به حکومت او بعد از ۲۰۱۱ نگاه کنیم و قطعات پازل را کنار هم قرار دهیم، نشانههای سقوط حکومت او از آغاز جنگ داخلی آشکار میشود. ارتش سوریه و اقتصاد این کشور در جریان ۱۴ سال جنگ داخلی و درگیری با داعش بهشدت فرسوده شده بود و روحیهای برای ادامه جنگ نداشتند. از سوی دیگر، گزارشهای متعددی وجود داشت که معاش نیروهای سوریه بهشدت ناکافی بوده و گاهی معاش آنها بهموقع پرداخت نمیشده است.
اقتصاد سوریه به دلیل جنگ و تحریمهای مضاعف بینالمللی از هم گسیخته بود و وضعیت معیشتی شهروندانش نیز مناسب نبود. یکی از دلایلی که مردم در برابر پیروزیهای پیاپی نیروهای شورشی مقاومت نشان ندادند و گاهی از آن استقبال کردند، شیوه حکومتداری اسد و فساد گسترده در دستگاه حکومتی او بود.
از طرفی، سقوط دومینویی ولایتهای سوریه، از دست دادن روایت جنگ، فساد گسترده، نبود روحیه برای ادامه جنگ و در نهایت فرار رییس جمهور، شباهتهای فراوانی به سقوط کابل و حکومت افغانستان دارد.
اما در مورد سناریوهای پیش رو چه چیزی میتوان متصور بود؟
در مورد سناریوهای پیش روی سوریه، میتوان سه آینده یا سناریو را متصور شد. از آنجایی که سقوط سوریه شباهتهای زیادی به سقوط افغانستان در سال ۲۰۲۱ دارد و از طرف دیگر، در افغانستان نیروهای شورشی دو بار توانستهاند حکومت را تصاحب کنند، میتوان از نمونه افغانستان برای ترسیم بهتر سناریوهای آینده سوریه بهره برد.
الف: افغانستان پس از ۲۰۲۱
یکی از سناریوها این است که هیات تحریر شام، با سابقه نزدیکی به القاعده و دوره محدود ارتباط با داعش، تمام قدرت را در سوریه به دست بگیرد و حکومتی بهشدت سرکوبگر و دینی، مشابه طالبان در افغانستان، در این کشور ایجاد کند.
این سناریو به دلیل شباهتهای فکری میان هیات تحریر شام و طالبان محتمل به نظر میرسد. همانطور که طالبان رابطه نزدیکی با القاعده داشت، هیات تحریر شام نیز در ابتدا بخشی از شبکه القاعده در سوریه بود که آن زمان با نام «جبهه نصرت» شناخته میشد. این گروه حتا در دورهای بهعنوان بخشی از داعش قلمداد میشد، تا اینکه بهصورت علنی اعلام کرد که روابط خود با القاعده را قطع کرده است و دیگر تمایلی به آرمان جهاد جهانی ندارد.
در واقع، بازسازی هویت و برند این گروه از همان نقطه آغاز شد. آنها نام خود را از «جبهه نصرت» به «هیات تحریر شام» تغییر دادند و تلاش کردند تصویری معتدلتر از خود به نمایش بگذارند. هدف آنها این بود که به جامعه بینالمللی، بهویژه کشورهای غربی، نشان دهند که خطری از جانب این گروه متوجه آنها نیست.
این رویکرد ممکن است به هیات تحریر شام کمک کند تا در آیندهای نزدیک نقش اصلی را در ساختار قدرت سوریه ایفا کند، مشابه نقشی که طالبان در افغانستان پس از ۲۰۲۱ برعهده گرفتند.
پیشرانها
آنچه این سناریو را محتمل میسازد و آن را پیش میراند، سابقه و ایدیولوژی گروه هیات تحریر شام است. از لحاظ ایدیولوژیک، هیات تحریر شام تفاوت چندانی با القاعده و داعش ندارد. همانطور که پیشتر ذکر شد، این گروه به نوعی محصول مشترک داعش و القاعده است.
تجربه حکومتداری این گروه در ادلب طی سالهای اخیر نیز این گمانه را تقویت میکند. گزارشهای متعددی درباره نقض حقوق بشر تحت حکمرانی این گروه منتشر شده است که نگرانیهای جدی بسیاری از ناظران بینالمللی را برانگیخته است.
این عوامل، به همراه سابقه ارتباط نزدیک هیات تحریر شام با گروههای جهادی افراطی و رفتار سرکوبگرانه آنها، این احتمال را افزایش میدهد که اگر این گروه به قدرت برسد، ساختار حکومتی سرکوبگر و افراطگرایانهای را در سوریه ایجاد کند.
سدکنندهها
چند عامل میتوانند تحقق این سناریو را سد کرده یا احتمال وقوع آن را کاهش دهند:
۱- حضور نیروهای ملیگرا
ارتش آزادیبخش سوریه بهعنوان یکی از نیروهای اصلی که در سرنگونی حکومت اسد نقش داشته، میتواند مانعی جدی در برابر تسلط کامل هیات تحریر شام باشد. این نیروها دارای گرایشهای ملیگرایانه هستند.
۲- نظارت بینالمللی
اگرچه نظارت بینالمللی در سالهای اخیر کارآمدی محدودی داشته، اما همچنان میتواند نقش بازدارندهای ایفا کند. مداخله و فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی از سوی قدرتهای جهانی و منطقهای میتواند روند قدرتگیری یک حکومت افراطی را با چالش مواجه کند.
۳- مقاومت شهروندان سوری
بخش زیادی از شهروندان سوری با حکومت دینی مطلق میانه خوبی ندارند. این موضوع در جریان حضور داعش در منطقه آشکار شد، زمانی که بسیاری از مردم بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم علیه حضور و ایدیولوژی این گروه مقاومت کردند. این نگرش عمومی میتواند هیات تحریر شام را در ایجاد حکومتی مشابه با طالبان یا داعش با چالش روبهرو کند.
این عوامل میتوانند توازن قدرت را به نفع نیروهای معتدلتر تغییر دهند و مانع شکلگیری حکومتی افراطگرا در سوریه شوند.
ب: افغانستان دهه ۱۹۸۰: جنگ داخلی میان نیروهای پیروز
حضور نیروهای متعددی که در سقوط حکومت اسد نقش داشتهاند، این فرضیه را تقویت میکند که جنگ داخلی سوریه هنوز به پایان نرسیده و ممکن است وارد مرحله جدیدی شود. احتمال دارد که نبرد برای کنترل قدرت این بار میان نیروهای فاتح در بگیرد.
این سناریو قبلاً در افغانستان دهه ۱۹۸۰ مشاهده شده است. نیروهای جهادی که حکومت دکتر نجیبالله را سرنگون کردند، پس از پیروزی به اختلافات داخلی پرداختند و جنگ جدیدی را برای تصاحب قدرت آغاز کردند. این درگیریها افغانستان را وارد یک دوره طولانی از بیثباتی و خشونت کرد.
در سوریه نیز، تنوع ایدیولوژیک و اختلافات سیاسی میان نیروهای پیروز، میتواند زمینهساز یک جنگ داخلی جدید باشد، که این بار میان گروههای مختلف برای تسلط بر حکومت و مناطق استراتژیک رخ خواهد داد.
پیشرانها
چند عامل میتوانند این سناریو را تقویت کرده و احتمال وقوع آن را افزایش دهند:
۱- حضور قدرتهای منطقهای و تقابل منافع آنها
نقش قدرتهای منطقهای در تعیین آینده سوریه بسیار تأثیرگذار خواهد بود.
- ترکیه: با توجه به حضور نظامی ترکیه و سیاستهای این کشور در قبال مناطق مرزی، به نظر میرسد که نقش آن در ترسیم آینده سوریه تعیینکننده باشد.
- ایران و روسیه: این دو کشور که سرمایهگذاری زیادی روی حکومت اسد و ساختار سیاسی سوریه کردهاند، بعید است به آسانی از منافع خود در این کشور صرف نظر کنند.
- قطر و عربستان سعودی: کشورهای عربی نیز بهویژه قطر و عربستان، با توجه به تقابل ایدیولوژیک و منافع سیاسی خود، تلاش خواهند کرد در آینده سوریه نقشآفرینی کنند.
۲- عدم سنخیت ایدیولوژیک میان گروههای فاتح
تنوع تفکر و اختلافات عمیق ایدیولوژیک میان نیروهای پیروز از جمله هیات تحریر شام، ارتش دموکراتیک سوریه و گروههای کرد میتواند زمینهساز درگیریهای داخلی جدیدی باشد. سابقه درگیریهای گذشته میان این گروهها، بهویژه میان کردها و هیات تحریر شام، احتمال شروع یک جنگ داخلی جدید را افزایش میدهد.
۳- سابقه تقابل گروههای پیروز
رقابتهای تاریخی و تنشهای جاری میان نیروهای مختلف، مانند هیات تحریر شام و ارتش دموکراتیک سوریه، نشان میدهد که عدم همگرایی میان گروههای فاتح میتواند به بروز درگیریهای جدید منجر شود. این شرایط، مشابه تجربه افغانستان دهه ۱۹۸۰، احتمال درگیری میان نیروهای پیروز را تقویت میکند.
این پیشرانها نشان میدهند که رقابت منطقهای و عدم انسجام داخلی میان گروههای فاتح، میتواند سوریه را وارد مرحلهای جدید از جنگ داخلی کند.
سدکنندهها
چند عامل میتوانند از وقوع یک جنگ داخلی جدید میان نیروهای فاتح در سوریه جلوگیری کنند:
۱- اقدامات ابومحمد جولانی برای ایجاد اتحاد
رهبر هیات تحریر شام، ابومحمد جولانی، اخیراً تلاشهایی را برای ایجاد اتحاد میان نیروهای فاتح و جلوگیری از هرجومرج در سوریه آغاز کرده است. این اقدامات میتواند مانعی جدی در برابر بروز درگیریهای داخلی میان گروههای مختلف باشد و احتمال همکاری و هماهنگی میان این نیروها را افزایش دهد.
۲- آمادهگی کردها برای همکاری
نیروهای کرد نیز اعلام کردهاند که آماده همکاری با دیگر گروهها هستند. این روند، اگر به درستی مدیریت شود، میتواند از تشدید اختلافات و درگیریهای داخلی جلوگیری کند و به ایجاد یک ساختار سیاسی پایدار کمک کند.
۳- پتانسیل برای یک روند سیاسی مشترک
اگر این تلاشها برای اتحاد و همکاری میان گروههای مختلف به خوبی پیش برود، میتوان امیدوار بود که به جای ورود به یک جنگ جدید، سوریه وارد مرحلهای از بازسازی سیاسی و اجتماعی شود.
این عوامل بازدارنده نشاندهنده این است که در صورت مدیریت هوشمندانه، میتوان از تکرار سناریوی افغانستان دهه ۱۹۸۰ در سوریه جلوگیری کرد.
پ: انتخابات عمومی
سومین سناریو که بهعنوان سناریوی ایدهآل شناخته میشود، حرکت به سمت برگزاری انتخابات عمومی و دموکراتیک است. در افغانستان، چنین روندی هرگز شکل نگرفت و گروههای قدرتمند با تصاحب قدرت، مانع از برگزاری انتخابات واقعی شدند. در حال حاضر، بسیاری از شهروندان سوریه آرزو دارند که انتخابات برگزار شود تا بتوانند به افراد مورد نظر خود رای دهند و صدای خود را در تصمیمگیریهای سیاسی مطرح کنند.
با این حال، اجرای این گزینه بهویژه با توجه به وضعیت جاری سوریه چندان سهل نخواهد بود. چالشهای متعددی از جمله بحرانهای انسانی، تنشهای داخلی و عدم انسجام میان گروههای مختلف میتواند مانع از تحقق این سناریو شود.
نظارت بینالمللی قوی و مؤثر میتواند عاملی پیشران برای برگزاری انتخابات دموکراتیک باشد. این نظارت میتواند به تامین شرایط لازم برای برگزاری یک انتخابات شفاف و عادلانه کمک کند و اعتماد شهروندان سوریه را به روند سیاسی بازسازی کند. اگر این سناریو محقق شود، میتواند بهعنوان یک نقطه عطف در تاریخ سوریه و فرصتی برای ساختن آیندهای بهتر برای این کشور تلقی گردد.
با توجه به سناریوهای مطرحشده، امکان شکلگیری سناریوهای دیگر نیز وجود دارد و تحولات آتی مشخص خواهد کرد که سوریه به کدام سو خواهد رفت.
از سویی، نگرانیهایی وجود دارد که داعش از هرجومرج و خلای قدرت به وجود آمده استفاده کند. هنوز هستههایی از داعش در برخی مناطق سوریه، نظیر دیرالزور و البوکمال، حضور دارند و احتمال ظهور دوباره این گروه را نمیتوان منتفی دانست.
موضوع دیگر، امکان شکلگیری یک اقلیم خودگردان جدید در خاورمیانه است. خلای قدرت موجود این فرصت را به کردهای سوریه میدهد تا مشابه اقلیم کردستان عراق، بتوانند یک اقلیم مستقل تشکیل دهند. کردها در حال حاضر بر بخشهای شمال و شمالشرقی سوریه حاکم هستند و به هیچ وجه تمایلی ندارند کنترل مناطق خود را از دست بدهند.
نیروهای کرد در طول ۱۴ سال گذشته با قدرت در برابر داعش ایستادهگی کردند و نبردهای خونینی را تجربه کردهاند، اما به نظر میرسد که ترکیه از این سناریو حمایت نمیکند و نگرانیهای امنیتی خاصی در مورد شاخه نظامی پکک دارد. به همین دلیل، ترکیه احتمالاً یکی از سدکنندههای این سناریو خواهد بود؛ چرا که در حال حاضر خود را برنده اصلی در میدان سوریه میداند.
در نهایت، آینده سوریه بستهگی به تعاملات پیچیده میان این عوامل و گروهها خواهد داشت و تحولات آتی میتواند شکلدهنده آینده این کشور باشد.






