در میان کشورهای دوروبر افغانستان، تاجیکستان تنها کشوری است که گمان میشد هنوز هم از بند گذشته (تقابل با طالبان) نرسته است و نمیخواهد از در تعامل با طالبان وارد شود؛ اما حالا دعوت رسمی از یوسف وفا، والی طالبان در بلخ، به تاجیکستان و دیدار او با مقامهای این کشور، نشان میدهد که دوشنبه نیز قصد دارد با سوار بر قطار کشورهای تعاملجو، اهدافش را در افغانستان دنبال کند. آقای وفا با سید مومن استاراویج، وزیر استخبارات تاجیکستان، دیدار و گفتوگو کرده است. همینطور با رییس شورای علمای این کشور نیز. گفته میشود که وفا نسخهای از قانون امر به معروف و نهی از منکر طالبان و سخنرانیها و فرمانهای رهبر این گروه را به علمای تاجیکستان داده است؛ هدیهای که اگر به اینجا ختم نشود، بعید نیست که منجر به نفوذ فرهنگی طالبان در میان جامعه روحانیت کشور میزبان شود.
سوالی که مطرح میشود، این است: چه شد که تاجیکستان هم میزبان طالبان شد؟
۱- انعطاف در موضع تاجیکستان در قبال طالبان، متاثر از موضع روسیه و سایر جمهوریهای آسیای میانه در برابر این گروه است. وقتی پای افغانستان در وسط باشد، تاجیکستان ناگزیر به رقصیدن به سازی است که با دستان مسکو کوک میشود. اگر هم چنین نکند، بهتنهایی قادر به انجام کار خاصی نیست و این ناخواسته بهمعنای ایستادهگی علیه روسیه و سایر جمهوریهای آسیای میانه است. همه میدانیم که روسیه با عجله رژیم طالبان را بهرسمیت شناخت و دغدغه سایر جمهوریهای آسیای میانه هم گسترش رابطه با این گروه در همه حوزههاست و هر یک در پی تامین منافعشان در افغانستانند؛ بدون آنکه برای تغییر وضع موجود در این کشور اندیشه کنند. در این میان، وقتی تاجیکستان بهتنهایی ساز تقابل با طالبان را کوک کند، در نظر کشورهای تعاملجو، در حکم «سازِ ناساز» جلوه میکند و هوس رقص در کسی زنده نمیشود، جز عدهای از مخالفان طالبان و نه لزوماً تمام آنها. برای نمونه، وقتی غالب کشورهای منطقه، بهویژه مسکو و چهار جمهوری آسیای میانه، میزبان دیپلماتهای طالبانند، اگر دوشنبه چنین نکند، چه زیانی بر طالبان وارد میشود؟ ظاهراً که زیان احتمالی جدی نخواهد بود. برعکس، این تاجیکستان است که در صورت درافتادن با گروهی از جنس طالبان در همسایهگیاش ضرر میکند. ازاینرو، دوشنبه پس از گذشت بیش از چهار سال، اکنون خود را ناگزیر به همسویی با مسکو و سایر همسایهگانش در مناقشه افغانستان یافته است. البته در گذشته (۱۹۹۶-۲۰۰۱) هم همسو بودند، ولی در برابر طالبان، نه برای طالبان؛ اما اکنون وضعیت بهگونهای رقم خورده که پاکستان بهمثابه متحد پیشین طالبان، در جنگ با این گروه است و مخالفان قبلیاش هوای دوستی در سر دارند.
۲- درست است که تاجیکستان از مخالفان طالبان میزبانی و حمایت سیاسی میکند، ولی زینپس به احتمال زیاد از میزان ارادتش به آنها میکاهد؛ اگر هم نخواهد قطع رابطه کند. مهمترین علتش، فقدان انسجام لازم در صف مخالفان طالبان است. بلی، مخالفان طالبان تا این دم تبدیل به ظرفیتی نشدهاند که دولتهای دنیا، از جمله تاجیکستان، گمان کنند که با حمایت از آنها میشود به جنگ طالبان رفت. لذا، بهزعم حاکمان دوشنبه، منطقی این است که موازنه میان طالبان و مخالفان طالبان حفظ شود یا هم چون روسیه و دیگران، کامل بهسمت اولی لغزید. البته روسیه هم قبلاً در دو نوبت بهگونه آشکار از مخالفان طالبان پذیرایی کرد، ولی دیری نپایید که طالبان را از فهرست «گروههای ممنوعه» خارج و رژیم این گروه را بهرسمیت شناخت؛ شاید هم با انگیزه مشابه: انفعال و بیعملی مخالفان طالبان.
۳- فرض را بر این بگذاریم که طالبان از رشد تروریسم و قاچاق مواد مخدر حمایت میکنند؛ دو معضلی که برای تاجیکستان نگرانکننده است و برای دفع آن تقلا به خرج میدهد. حالا دوشنبه برای رفع این دو معضل، دو راه در پیش دارد: ۱- رژیم طالبان را سرنگون کند، چه با حمله نظامی مستقیم یا حمایت از مخالفان طالبان. بلاشک که کاربست این گزینه برای تاجیکستان نه ممکن است و نه هم مطلوب، بلکه خیلی پرهزینه و پرپیامد است و دلایلش هم روشن است و نیاز به بیان نیست. ۲- با طالبان وارد تعامل شود، با این آرزو که قناعت این گروه را برای مهار تروریسم و قاچاق مواد مخدر فراهم کند؛ طرحی که ظاهراً شدنی و شنیدنی و در عین حال کمهزینه نیز است. بلی، حمله نظامی بر افغانستان زیر اداره طالبان از جانب تاجیکستان به هر بهانهای، به مراتب پرهزینهتر از تندادن طرفین به راهبرد تعامل برای اقناع است. البته این نکته برای تاجیکستان و کشورهای شبیه به آن، مصداق دارد، نه لزوماً امریکا و متحدان غربیاش که از توان نظامی و دیپلماتیک بلندی برخوردارند و اگر بخواهند بهسادهگی میتوانند طالبان را خوب تادیب کنند.
افزون بر آن، نگرانیهای دوشنبه از جنس نگرانیهای روسیه و سایر جمهوریهای آسیای میانه است. مسکو با آنکه رژیم طالبان را بهرسمیت شناخته است، ولی باز هم از حضور تروریستها در افغانستان حرف میزند؛ ادعایی که با توجه به عجلهاش برای شناسایی رژیم، خندهآور مینماید. با این حساب، ترس تاجیکستان هم از تروریسم و مواد مخدر، مانع تعاملش با طالبان نخواهد شد؛ همانگونه که مانع تعامل دیگر کشورها نشده است. مهمتر از آن، خاک تاجیکستان از ناحیه افغانستان زیر اداره طالبان، تا این لحظه بهگونه آشکار تهدید جدی نشده است و مقامات دوشنبه هم ادعایی در زمینه مطرح نکردهاند.
۴- تاجیکستان کشوری ناتوان است، آن هم به میزانی که حتا همسایهگانش نیز نگرانیهایش را جدی نمیگیرند. این کشور نه از ظرفیت «جنگ» برخوردار است و نه هم «دیپلماسی»؛ یعنی از ظرفیت خلق اجماع منطقهای به سودوزیان طالبان عاجز است؛ ظرفیتی که در امریکا، قطر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و… بهوضوح دیده میشود. تاجیکستان در بیش از چهار سال گذشته، به میزانی کُند عمل کرده که حتا میزبان یک نشست منطقهای هم درباره افغانستان نبوده است؛ کاری که پارهای از کشورها بهسادهگی انجام دادهاند. تاجیکستان نه اینکه نخواهد، بلکه ظرفیت اجماعسازی به سودوزیان گروهی و کشوری را ندارد. اگر دقت شود، تاجیکستان حتا طرف اعتماد جریانهای مخالف طالبان هم نیست؛ به این معنا که فقط با جبهه مقاومت ملی افغانستان بر سر مهر است و بس. سایر مخالفان طالبان، بهویژه سیاستمداران پشتون، نمیخواهند دلباختهگان تاجیکستان معرفی شوند؛ عمدتاً به این دلیل که این کشور را حامی ویژه تاجیکان و زبان فارسی در افغانستان میدانند. وقتی دوشنبه به ناتوانیاش در میدان جنگ و دیپلماسی پی میبرد، خود را ناگزیر به انقطاع با گذشته و ورود به فصل جدید مناسبات با طالبان میبیند.






