براساس برخی گزارشها، چین از ملا یعقوب مجاهد، وزیر دفاع طالبان، برای سفر به بیجینگ دعوت کرده است. این دعوت غیرمنتظره در حالی صورت میگیرد که دونالد ترمپ، رییس جمهور ایالات متحده امریکا، خواستار پسگرفتن پایگاه هوایی بگرام شده است. یک روزنامه روسی بهنام «نزاویسیمایا گازیتا» هم گزارشها درباره سفر احتمالی ملا یعقوب به چین را تایید و با اظهارات اخیر ترمپ درباره بگرام گره زده است. برپایه گزارش این روزنامه، چین در پی انتقال نگرانیاش درباره بگرام به طالبان است.
وزیر دفاع طالبان چندی پیش در یک سفر اعلامناشده به قطر هم رفته بود. گفته میشود که داستان بگرام در اجندای سفرش بوده است. ظاهراً حاکمان قطر به نیابت از ترمپ درباره بگرام با ملا یعقوب حرف زدهاند. گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی، که با نشر مطلبی در صفحه ایکس، موضعش درباره ماجرای بگرام را روشن ساخت، ادعا کرده که سفر ملا یعقوب به قطر و هیات امریکایی به کابل، بخشی از تلاشها برای حضور مجدد نظامی ایالات متحده در افغانستان است. ازآنجایی که سفر این مقام طالبان به قطر اعلامناشده، بیسروصدا و عاری از تشریفات لازم بود، بهنظر میرسد که ماجرای بگرام در دستور کار بوده است؛ در حالی که در سفرهای قبلیاش ظاهراً خوب قدروعزت میشد. ملا یعقوب در عین حال که وزیر دفاع است، یک چهره «عملگرا» نیز تلقی میشود. همچنان به او بهحیث یک بلوک در درون طالبان، نگریسته میشود که این نیز ناشی از نسبت نَسَبیاش به بنیانگذار و اولین رهبر این گروه، ملامحمد عمر، است. اگر امریکا به بهانه بگرام، قصد انشعاب در درون طالبان را داشته باشد، ملا یعقوب میتواند به کارش آید.
با توجه به آنچه بیان شد، حالا دعوت چین از ملا یعقوب پرمعناتر بهنظر میخورد؛ بهویژه در روزهایی که حرفهای ترمپ درباره بگرام هنوز از سرخط رسانههای جهان پاک نشده است. چین به احتمال زیاد میخواهد از ظرفیت این مقام طالبان برای جلوگیری از واگذاری بگرام به امریکا استفاده کند؛ چنانیکه واشنگتن نیز میخواهد از او برای معامله بر سر بگرام کمال بهره را ببرد. ازاینرو، بیجینگ ممکن است امتیازاتی به شخص او نیز قایل شود. همینطور، امریکا هم برای خرسندسازی وی تلاش خواهد کرد. در این صورت، ملا یعقوب یا قربانی زدوبند چین و امریکا میشود یا هم در جایگاهی صعود میکند که رقیبان درونگروهیاش را بهسادهگی به حاشیه میبرد.
البته از حیث دیگر، وقتی امریکا قرار است از ظرفیت طالبان «میانهرو» استفاده کند، چین بایستی از توان طالبان «تندرو» بهره ببرد. تصور غالب هم مبتنی بر گرایش میانهروها به غربیها و متحدان منطقهای آنهاست و ادعا میشود که تندروها پای در زنجیر رقیبان منطقهای ایالات متحده دارند. پس ملا یعقوب که شامل میانهروهاست، با سازی که غربیها کوک میکند، بیشتر دمساز است تا رقیبان آنها.
بهنظر میرسد که دعوت از ملا یعقوب و نه مولوی امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، علت دیگر هم دارد: عدم شمولیت در فهرست تحریمهای سازمان ملل متحد. متقی در قید این فهرست است و بهراحتی نمیتواند سفر خارجی داشته باشد. برای همین، از سفر به پاکستان و هند منع شد که مخالفت نماینده امریکا در کمیته تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل، برای اعطای معافیت بیشتر موثر بوده است. برعکس، ملا یعقوب شامل در فهرست تحریمهای سازمان ملل نیست و برای همین، در مقایسه با دیگران، راحتتر سفر میکند. چین هم ظاهراً به همین خاطر از او دعوت کرده است. اگر از متقی دعوت میکرد و قادر به اخذ معافیت سفر برای او نمیشد، جایگاه بیجینگ بهحیث عضو دایم شورای امنیت سازمان ملل آسیب میدید.
چین از طالبان چه میخواهد؟
چین میخواهد که طالبان صید دام امریکا نشوند. همچنان معتقد است که اگر طالبان راه امریکا را به بگرام هموار کنند، باز هم تضمینی وجود ندارد که این کشور رژیم این گروه را بهرسمیت بشناسد. برای همین، مقامات چینی بهزعم خودشان، احتمالاً از بدعهدیهای امریکا، بهویژه شخص ترمپ، به ملا یعقوب خواهند گفت. از نقش کشورشان در دورزدن تحریمهای امریکا علیه طالبان نیز خواهند گفت. همینطور، از استخراج بیرویه منابع زیرزمینی و سپردن مفاد آن به طالبان. از پشتیبانی چین از این گروه در شورای امینت سازمان ملل و سایر نشستهای منطقهای و بینالمللی نیز.
برای چین بسیار مهم است که بار دیگر شاهد حضور امریکا در بگرام نباشد؛ چرا که ترمپ به صراحت میگوید بگرام را به علت نزدیکیاش با سایتهای هستهای چین پس میگیرد. ازاینرو، ماجرا برای بیجینگ حیثیتی شده است و چارهای ندارد جز اینکه پنجه در پنجه امریکا افکند. مشخص نیست که زورآزمایی این غول نوظهور، راه بگرام را بهروی ایالات متحده میبندد یا خیر؟
اگر طالبان به خواست چین نه بگویند، این کشور مهارت استفاده از نیروهای مخالف این گروه بهقصد شروع جنگ دیگر را ندارد. اساساً چین در هیچ کشوری، چنین هدفی را پی نمیگیرد و بیشتر در پی حفظ وضع موجود از طریق کاروپیکار اقتصادی ـ بازرگانی است. وقتی ناگزیر شود، ممکن است در لفظ از مخالفان طالبان حمایت سیاسی کند که در این صورت، میتواند رویکرد برخی کشورهای منطقه را نسبت به طالبان تعدیل و این گروه را متهم به مماشات با تروریسم کند؛ ابزاری که بهکارگیریاش توسط غالب کشورها خیلی ساده است.






