چکیده
آموزش در افغانستان همواره تحت تاثیر تحولات سیاسی و ایدیولوژیک بوده است. با بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ سیاستهای آموزشی این گروه وارد مرحله جدید شدند. در حالی که طالبان در سطح بینالمللی تلاش کردهاند تا تصویر معتدلتر ارایه دهند، بررسی سیاستهای اجرایی آنان نشان میدهد که بسیاری از اصول بنیادینشان بدون تغییر باقی مانده است. این مقاله به بررسی سیاستهای آموزشی طالبان، ساختار مدیریتی، ساختار آموزشی و نوع آموزش ارایهشده توسط این گروه میپردازد.
۱. مقدمه
طالبان پس از بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۱ بار دیگر سیاستهای آموزشیشان را برمبنای تفسیر خاص خود از شریعت اسلامی تنظیم کردند. در حالی که طالبان در ابتدا وعدههایی مبنی بر ایجاد انعطاف در برخی حوزههای آموزشی داده بودند، اقدامات عملی آنان حاکی از تاکید بر اصول ایدیولوژیک و حذف عناصر مغایر با دیدگاههایشان در نظام آموزشی افغانستان است. بررسی دقیق این سیاستها نشان میدهد که بهرغم تغییرات ظاهری، اصول بنیادین آموزشی طالبان تغییر مخصوصی نداشتهاند.
۲. سیاستهای آموزشی طالبان پس از ۲۰۲۱
الف. تاخیر و التزام بنیادین به اصول ایدیولوژیک
پس از تسلط مجدد طالبان برای مدتی مکتبها تعطیل شدند و محدودیتهایی بر آموزش زنان اعمال شد. در ۱۹ حوت ۲۰۲۱ طالبان دوباره بر ایدیولوژی اسلامگرایانهشان تاکید کردند.جدول شماره ۱ نشاندهنده برخی از مهمترین دستورالعملهای آموزشی در دوره دوم حاکمیت این گروه است.
جدول شماره ۱: آمار دستورالعملهای آموزشی طالبان در دوره دوم حاکمیت

منبع: نویسنده این مطالب را براساس منابع عمومی موجود، مرتب و جمعآوری کرده است.
ب. برخی از مهمترین اقدامات طالبان در حوزه آموزش عبارتند از:
– اجرای تفکیک جنسیتی در مکتبها و دانشگاهها؛
– محدودیت در تحصیل دختران بالاتر از صنف ششم؛
– حذف درسهای مغایر با شریعت و تقویت محتوای دینی در برنامه درسی؛
– تعلیق تحصیل دانشگاهی زنان به بهانه حفظ منافع ملی و «کرامت» آنان؛
– ممنوعیت کار زنان در نهادهای دولتی و غیردولتی مرتبط به آموزش.
۳. مدل مدیریتی آموزش طالبان
الف. ساختار مدیریتی سلسلهمراتبی
پیش از بررسی نظام تصمیمگیری طالبان در سیاستهای آموزشی بعد از سال ۲۰۲۱ لازم است که ابتدا به نظام تصمیمگیری اولیه این گروه بازگردیم.
طالبان از سال ۲۰۱۰ در ۳۱ ولایت حاکمیت محلی نامنهاد ایجاد کرده بودند. این ساختار بهطور کلی از سه سطح مرکزی، ولایتی و منطقهای تشکیل شده و از نظام مدیریتی سلسلهمراتبی و از بالا به پایین پیروی میکرد که در نظام آموزشی رسمی نیز الگوی مشابهی بهکار گرفته شده است.
در این راستا بالاترین نهاد تصمیمگیری در مدیریت آموزشی طالبان شورای رهبری است که متشکل از ۲۶ عضو بوده و مسوول تدوین استراتژی کلان آموزشی انتصاب مقامات ولایتی و منطقهای در چارچوب نظام «مدیریت سایه» و اتخاذ تصمیمات نهایی است. در ساختار اداری این شورا کمیته عالی مدیریت آموزش بهعنوان نهاد تخصصی مسوولیت تنظیم و اجرای امور آموزشی را بر عهده دارد. همچنین در سطوح پایینتر، کمیته مدیریت آموزشی منطقهای، ولایتی و شهری شکل گرفتهاند. شرح وظایف این نهاد در جدول شماره ۲ ارایه شده است.
پیش از بازگشت طالبان به قدرت، این ساختار سلسلهمراتبی مدیریت آموزشی سایه وظیفه سازماندهی و اداره نظام آموزشی در چارچوب حکمرانی غیررسمی طالبان را بر عهده داشت و زمینه اجرای یکپارچه و کارآمد سیاستهای آموزشی این گروه را فراهم میکرد. پس از بهتحویلگرفتن قدرت، طالبان نهتنها منابع آموزشی «برجای مانده» از دولتهای پیشین را در سطح عملیاتی حفظ کردند، بلکه نظام مدیریت «سایه» و مقامات منصوب در این چارچوب را در ساختار مدیریت آموزش ادغام کردند. همچنان اعضای طالبان برای نظارت بر فرایندهای آموزشی و مدیریت مراکز آموزشی اعزام شدند.
ب. تقسیم وظایف در مدیریت آموزش
جدول شماره ۲ تقسیمبندی وظایف نهادهای مدیریت آموزشی طالبان را نشان میدهد.
جدول شماره ۲: وظایف نهادهای مدیریت آموزشی طالبان

۴. نوع آموزش طالبان
الف. تاکید بر آموزش اسلامی
در مورد نوع آموزش، یعنی اینکه چه نوع آموزشی برای کودکان افغانستان مناسب است، طالبان همچنان بر هدایت براساس شریعت اسلامی مطابق درک خویش تاکید دارند. در سال ۱۹۹۶ پس از به قدرترسیدن، طالبان تفسیر افراطی از اسلام ارایه دادند و اعلام کردند که هدف آموزش، تربیتِ نسل جوان بهعنوان پیروان واقعی اسلام است. بنابراین، سیاستهای آنان بر ترویج آموزش اسلامی متمرکز شدند و تقریباً تمام انواع دیگر آموزش به مدرسههای دینی تبدیل شدند که منجر به افزایش چشمگیر تعداد مدرسههای مذهبی شد.
ب. نوع آموزش در دوران دوم حاکمیت طالبان
از زمان بازگشت مجدد به قدرت، طالبان همچنان بر آموزش مبتنی بر شرایط اسلامی تاکید میکنند. آنان معتقدند که علوم شریعت اسلامی بر تمام علوم برتری دارد و کودکان افغانستان تنها زمانی میتوانند به کشور و مردم خویش خدمت کنند که تحت ارزشهای اسلامی تربیت شوند. با این حال، در عمل نه دیگر انواع آموزش را لغو و نه بهطور رسمی دستور تعطیلی نهادهای آموزشی عالی را صادر کردهاند.
بهطور مثال، در ۸ نوامبر ۲۰۲۲ نماینده ویژه وزارت تحصیلات عالی طالبان در دانشگاه ننگرهار در مراسم فارغالتحصیلی صنفهای آموزشی زبان چینی اعلام کرد که وزارت تحصیلات عالی به روابط دوستانه بین افغانستان و چین اهمیت زیادی میدهد و امیدوار است که با توسعه آموزش زبان چینی در افغانستان همکاریهای دوجانبه در زمینههای آموزش فرهنگ و اقتصاد تقویت شود.
این رویکرد نشان میدهد که در مقایسه با دوران نخست، که در آن مرزهای آموزشی مدرن را محو کرده بودند، طالبان در دوران جدید نگاه ملایمتر و منطقیتر نسبت به آموزش مدرن و کمکهای بینالمللی دارند. در این راستا طالبان از طریق حذف درسهای مغایر با شریعت اسلامی و افزایش محتوای مذهبی در برنامههای درسی، سعی در تضمین تحقق اهداف آموزشی خود دارند.
۵. نتیجهگیری
با بررسی سیاستهای آموزشی طالبان پس از بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۱، میتوان دریافت که این گروه در ظاهر تلاش کرده تا چهره معتدلتر از خود نشان دهد؛ اما در عمل، اصول بنیادی آن تغییری نداشتهاند. تاکید بر آموزش اسلامی، تفکیک جنسیتی و محددودیت در آموزش زنان، همچنان محور اصلی سیاستهای آموزشی این گروه است. طالبان مدل مدیریت آموزشی را براساس ساختار سلسلهمراتبی دولتِ سایه تنظیم کرده و با ترکیب عناصر سنتی و جدید در تلاشند تا کنترل کامل خود را بر نظام آموزشی افغانستان حفظ کنند. آینده نظام آموزشی این کشور وابسته به تحولات سیاسی، فشارهای بینالمللی و تغییرات احتمالی در سیاستهای این گروه خواهد بود.






