برخی از خبرنگاران در رسانههای داخلی تحت کنترل طالبان از رفتار تبعیضآمیز با زبان فارسی شکایت دارند. آنان میگویند که برخی مدیران رسانهها برای «خوشخدمتی به طالبان» و تعصبات زبانی، از نام این گروه استفاده کرده و بهدنبال حذف واژههای فارسی هستند. این خبرنگاران با اشاره به مواردی مانند حذف تابلوهای دانشگاهها و ممنوعیت استفاده از واژههای فارسی در نهادهای آموزشی و تحصیلی، تاکید میکنند که چنین اقداماتی زمینه را برای سوءاستفاده عدهای خارج از ساختار رسمی طالبان نیز فراهم کرده است.
زهرا، (مستعار)، خبرنگاری که در یکی از رسانههای داخلی فعالیت داشت، میگوید: «پس از تسلط طالبان، استفاده از برخی واژهها که اعضای این گروه نسبت به آنها حساس بودند، ممنوع اعلام شد. همواره تاکید میشد از کاربرد این واژهها خودداری شود و بهجای آنها معادلهای پشتو بهکار گرفته شود.»
این خبرنگار میافزاید: «در رسانهای که من کار میکردم، پیش از سلطه طالبان چنین حساسیتهایی وجود نداشت؛ اما پس از تسلط آنان، تبعیض زبانی و فشارهای آشکار در این زمینه کاملاً محسوس بود.»
زهرا میگوید: «در رسانهای که کار میکردم، ناچار بودیم از قوانین آنها پیروی کنیم. اگر خبرنگاری در گزارشی بهجای پوهنتون از واژه دانشگاه استفاده میکرد، گزارشش پخش نمیشد. خودم چندین بار شاهد حذف چنین گزارشهایی بودهام.»
عمر (مستعار)، خبرنگار، میگوید که در برخی موارد مقامهای طالبان نسبت به کاربرد شماری از واژهها حساسیت دارند و به مدیران رسانهها توصیه میکنند که از بهکارگیری آن کلمات، خودداری شود. او میافزاید: «آنها [طالبان] معتقدند این واژهها فارسی- ایرانی هستند و با زبان فارسی افغانستان تفاوت دارند که بهنظر من این ادعای آنان علمی نیست.»
این خبرنگار میگوید که اگر چنین محدودیت ادامه پیدا کند، ممکن نزد مردم عام روی زبان فارسی اثر بگذارد و سبب حذف سیستماتیک این زبان شود.
مهناز (مستعار)، خبرنگار، با انتقاد از برخی مسوولان در رسانههای داخلی، میگوید که پس از وضع ممنوعیت کاربرد برخی واژهها، آنان با سوءاستفاده از این دستورها و با قرار گرفتن در ساختار آنچه دوست دارند، آن را عملی میکنند و آن را جز افتخارات خود نیز میدانند.
این خبرنگار میافزاید: «هرچند طالبان واژههای محدود را ممنوع اعلام کرده بودند، اما این افراد [مدیران و برخی از همدستان آنان] همواره بر ما فشار وارد میکردند که از این یا آن کلمه استفاده نشود تا حساسیت برانگیز نشود یا فعالیت رسانهایمان متوقف نگردد. من این نوع واژه گزینی آنان را تلاشی برای تغییر زبان فارسی میدانستم.»
این در حالی است که اخیراً گزارشهایی درباره محدود کردن زبان فارسی در مکاتبات اداری در نهادهای دولتی تحت کنترل طالبان منتشر شده است. براساس این گزارشها، وزارت داخله طالبان دستور داده است که تمامی مکاتبات در تمامی ولایات بهجز بدخشان و بامیان به زبان پشتو انجام شود.
نصیراحمد فایق، سرپرست نمایندهگی دایمی افغانستان در سازمان ملل، در واکنش به سیاستهای طالبان در محدود کردن استفاده از زبان فارسی، گفته که این گروه با زبان فارسی بیگانه است. او تاکید کرده که بسیاری از اعضای طالبان در مدرسههای دینی پاکستان به زبانهای اردو و پشتو آموزش دیدهاند و با زبان فارسی آشنایی ندارند.
پس از نشر این گزارشها، عبدالمتین قانع، سخنگوی وزارت داخله طالبان، ادعا کرده که مکاتبات اداری در این نهاد به زبانهای فارسی و پشتو انجام میشود.
این در حالی است که یافتههای یک گزارش تحقیقی روزنامه ۸صبح نشان میدهد که اسامه عزیز، رییس منصوب طالبان برای دانشگاه کابل، تمام مدارک، لوایح و مکاتباتی را که پیشتر به زبان فارسی تهیه میشد، به پشتو تبدیل کرده است.
براساس یافتههای یک گزارش تحقیقی روزنامه ۸صبح، طالبان بر واژههای دانشجو و دانشگاه در ولایت تخار خط بطلان کشیدهاند. همچنین، حدود ۱۷ تن از کارمندان این نهاد را بهدلیل استفاده از واژههای فارسی منفک و تنزیل بست کرده بودند.
گویندهگان زبان فارسی پس از تسلط طالبان بارها این گروه را به برخورد تبعیضآمیز زبانی و حذف سیستماتیک فارسی از ساختار رسمی متهم کردهاند. به گفته آنان، طالبان با فرهنگ مردم و زبان فارسی آشنایی ندارند و حتا بسیاری از مقامهای ارشد این گروه نیازمند ترجمان هستند، در حالیکه زبان فارسی، زبان رسمی و مشترک همه مردم افغانستان است.






