روز معلم، روز قدردانی از کسانی است که چراغ دانش را روشن نگه میدارند، اما امسال میخواهم از معلمانی بنویسم که کمتر دیده میشوند: معلمانی که درحقیقت متعلمند، اما بنا بر محرومیت دختران از رفتن به مکتب، به متعلمین صنوف نیز بهطور داوطلبانه تدریس میکنند.
واقعیت امروز افغانستان
برای فعلاً افغانستان تنها کشور جهان است که دختران و زنان آن از رفتن به مکتب متوسطه و دانشگاه محرومند. به گزارش یونسکو، اکنون ۲.۴ میلیون دختر از آموزش متوسطه محرومند. اگر این ممنوعیت ادامه یابد، این رقم تا سال ۲۰۳۰، به چهار میلیون نزدیک خواهد شد.
این بحران فقط دامنگیر شاگردان نبوده، بلکه مانع رفتن معلمان به مکاتب نیز شده است. براساس گزارش یونیسف، شمار معلمان زن تنها در دو سال از ۷۳ هزار به ۶۶ هزار کاهش یافته است. پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰، حدود ۲۰ هزار معلم زن دیگر از نظام آموزشی حذف خواهند شد؛ زیرا دخترانی که باید معلمان فردا شوند، امروز اجازه درسخواندن ندارند. معاش بسیاری از معلمان زن نیز به حدود پنج هزار افغانی (تقریباً ۷۰ دالر) در ماه کاهش یافته است؛ رقمی که نمیتواند حتا کفاف یک فامیل خیلی کوچک را هم بکند. نتیجه روشن است: نسلی که نه مکتب دارد و نه معلم.
واقعیت معلمان داوطلب
من بنیانگذار آکادمی آنلاین بهدخت هستم. بهدخت مکتبی رایگان و داوطلبانه است که در سال ۲۰۲۳ با پنج شاگرد آغاز شد و امروز از طریق واتساپ به بیش از ۲۰۰ دختر، از صنف هفتم تا دوازدهم، در ۱۲ ولایت افغانستان درس میدهد. در بهدخت هیچکس معاش نمیگیرد.
در چنین شرایطی، پیداکردن معلم داوطلب بسیار دشوار است. معلمان هم خانواده دارند و هم نانآور خانواده هستند؛ نمیتوان از کسی که با فقر و بیکاری دستوپنجه نرم میکند، انتظار داشت که ساعتها بدون مزد تدریس کند.
اما مشکل تنها نان نیست؛ ترس نیز است. در افغانستان امروز، درسدادن به دختران کاری بیخطر نیست. بسیاری از معلمان نگران امنیت خود و خانوادهشان هستند و میترسند اگر شناخته شوند، با پیامدهای جدی روبهرو خواهند شد. به همین دلیل، بسیاری از کسانی که خواستار تدریسند، جرأت نمیکنند پیش بیایند و آنانی هم که میآیند، اغلب بینام و پنهانی درس میدهند.
بااینحال، معلمان داوطلب ما با همه این مشکلات و خطرها، وقت و دانش خود را بیدریغ به این دختران هدیه میکنند. شجاعت آنان کمتر از هیچ قهرمانی نیست.
وقتی شاگردان معلم میشوند
اما در بهدخت، حقیقت دیگری هم است که میخواهم با جهان شریک کنم: امروز حدود ۷۵ درصد درسها را خود شاگردان تدریس میکنند. دختری که در صنف دوازدهم است، به صنفهای هفتم، هشتم، نهم و دهم درس میدهد. شاگرد صنف هشتم تلاش میکند به صنف هفتم کمک کند. دختری که انگلیسیاش کمی بهتر است، برای صنفهای پایینتر کلاس انگلیسی میگیرد.
این دختران با کمترین امکانات کار میکنند. انترنت در افغانستان گران و ناپایدار است. بنابراین، درسها از طریق پیام صوتی، ویدیوهای کوتاه و یادداشتهای نوشتاری در گروههای واتساپ فرستاده میشود و شاگردان کارخانهگی خود را دوباره به گروه میفرستند. صنف درسی آنها یک موبایل است، اما ارادهشان از هر دیوار مکتبی بلندتر است.
با این همه، امید زنده است
نتیجه این تلاشها امید است. برخی از شاگردان بهدخت امروز در دانشگاه های آنلاین به تحصیلات عالی ادامه میدهند و دیگران در راه رسیدن به همین آرزویند. مکتبها بهروی دختران افغان بسته است. اما این دختران چه میکنند؟ هر کدامشان شمعی شده اند تا راه آموزش را برای دختران دیگر روشن کنند. به یکدیگر درس میدهند، امید میبخشند و منتظر روزی هستند که دروازههای مکتب دوباره بهرویشان باز شود.
در این روز معلم، سر تعظیم فرود میآورم در برابر همه معلمان افغانستان که در سختترین شرایط هنوز درس میدهند، در برابر معلمان داوطلب بهدخت، و در برابر شاگردانی که خود معلم شدند. شما ثابت کردید که دانش را نمیتوان زندانی کرد.
بهدخت؛ صدایی که خاموش نمیشود.






