شماری از باشندهگان شهر کابل با ابراز نگرانی از نا امیدی نسبت بهبود اوضاع سخن میگویند. آنان تاکید میکنند که بیکاری، فقر، فشارهای روانی، افزایش بهای مواد خوراکی و کرایه خانه و مواد سوختی همزمان با فرارسیدن فصل سرما آنان را با چالشهای گوناکون روبه رو گرده است. پایتختنشینان تصریح میکنند که زندهگی روزمرهشان زیر فشار مشکلاتی قرار گرفته که هر روز شدیدتر میشود و هیچ چشمانداز روشنی برای بهبود دیده نمیشود.
برخی شهروندان کشور در گفتوگو با روزنامه ۸صبح از ناامیدی شدید نسبت به وضعیت کنونی سخن میگویند. آنان میگویند که افزایش هزینههای زندهگی، نظارت جدی طالبان بر حریم خصوصی و بیکاری فزاینده باعث شده چشمانداز روشنی از آینده نداشته باشند.
مقیم (مستعار)، یکی از نظامیان پیشین که پیشتر در بخش امنیت ملی فعالیت میکرد، با حسرت و اندوه میگوید که شرایط فعلی بیش از هر زمان دیگری او را در تنگنا قرار داده است. او میافزاید که نهتنها خودش، بلکه هزاران خانواده مشابه او با مشکلات اقتصادی و بیکاری شدید دستوپنجه نرم میکنند. مقیم تاکید میکند که با فرارسیدن فصل سرما، افزایش قیمت مواد خوراکی و کرایه خانه، زندهگی را برای او و خانوادهاش بیش از پیش دشوار کرده و بر نا امیدیاش افزوده است.
این نظامی پیشین میگوید: «در گذشته دخترم ۱۰۰ تا ۲۰۰ یورو میفرستاد و با آن میتوانستم کمی خرید و هزینههای خانه را تامین کنم. اما حالا که همه چیز گران شده، نمیدانم با این پول اول چه کار کنم؛ کرایه خانه را بپردازم یا مواد سوختی بخرم؟»
ساره (مستعار)، یکی دیگر از باشندهگان کابل و دانشآموخته رشته قضا و سارنوالی، میگوید محدودیتهای فزاینده و سیاستهای طالبان سبب شده است که امیدش به بهبود اوضاع کمرنگ شود. این بانوی که در دوران جمهوریت مدافع حقوق زنان بود، با کولهباری از حسرت میگوید که بیش از چهار سال است بیکار است و حتا نمیتواند از حقوق خود در کار و تحصیل دفاع کند.
ساره با ابراز نگرانی میگوید: «چگونه میتوانم امیدوار باشم در سرزمینی که حتا حق بلند کردن صدایم را ندارم؟ نمیتوانم کار کنم و بهعنوان یک انسان آزاد و مستقل، از آزادیها و حقوق اساسی خود محروم هستم.»
خسرو (مستعار)، جوان دیگری که رویای دندانپزشکشدن در سر داشت اما بهدلیل مشکلات اقتصادی در سال سوم دانشگاه مجبور به ترک تحصیل شد، اکنون بهعنوان یک کارمند خدماتی با کمترین حقوق کار میکند. او میگوید: «با این پولی که به دست میآورم، حتا نمیتوانم نیازهای اولیه خانوادهام را تامین کنم. هر روز فشار مالی بیشتر میشود و احساس میکنم تمام تلاشهایم بیفایده است. هیچ چشماندازی برای بهتر شدن وضعیت نمیبینم.»
این جوان میافزاید که مشکلات اقتصادی و بیکاری نهتنها او، بلکه هزاران جوان دیگر را با فشار شدید روحی و روانی روبهرو کرده است و بسیاری احساس میکنند تنها راه نجات، مهاجرت یا ترک تحصیل است.
در همین حال، آگاهان اقتصادی تاکید میکنند که در صورت فراهم شدن بستر سیاسی مناسب و مدیریت درست و معقول منابع طبیعی افغانستان، میتوان نرخ بیکاری را کاهش داد و حتا به حد قابل توجهی محو کرد.
آذرخش حافظی، آگاه مسایل اقتصادی، در رابطه با کاهش بیکاری و ایجاد فرصتهای شغلی میگوید: «اگر صنایع واقعی در افغانستان رشد کنند- برای مثال صنایع ذوب آهن، پالایشگاههای نفت، استخراج و فرآوری فلزات رنگین و سنگهای قیمتی- و همچنین از آبهای سرگردان برای تولید برق در مقیاس متوسط و بزرگ بهرهبرداری شود و زمینهای سالم و قابل کشت بهطور درست مورد استفاده قرار گیرد، همه این عوامل میتواند زمینه ایجاد میلیونها فرصت شغلی جدید در کشور را فراهم کند.»
این آگاه اقتصادی میافزاید: «جذب سرمایهگذاریهای بزرگ نیازمند بستر سیاسی مناسب است. ابتدا باید این بستر فراهم شود و سپس با تدبیر، معقولیت و اولویتبندی درست پروژهها اینکه کدام کارها ابتدا و کدامها بعداً انجام شوند. میتوان یک رستاخیز اقتصادی ایجاد کرد. در این صورت تولید ملی افزایش مییابد، فقر کاهش و حتا از بین میرود، بیکاری بهشدت کم شده و رفاه اجتماعی و اقتصادی برای مردم تضمین خواهد شد.»
در همین حال، روانشناسان هشدار میدهند که ناامیدی یک وضعیت گذرا نیست و در صورت نادیده گرفتن این بحرانها، کاهش تابآوری افراد میتواند زمینهساز بروز اختلالاتی مانند افسردهگی، اعتیاد و حتا گرایش به خودکشی شود.
سویتا حبیبی، روانشناس، میگوید که از نگاه روانشناسی، مزمنشدن این شرایط میتواند به اختلالات مختلفی منجر شود. به گفته او، تشدید این وضعیت باعث افزایش خطر خودکشی، کاهش تابآوری در برابر مشکلات، اضطراب و افسردهگی، احساس بیارزشی، فرسودهگی روانی و گرایش به اعتیاد میشود.
بانو حبیبی تاکید میکند: «در نوجوانان و کودکان نیز این فشارها باعث ایجاد ناامنی عاطفی، بیانگیزهگی در ادامه تحصیل و کاهش اعتماد اجتماعی به ساختارهای دولتی میشود و در نهایت زمینه گسترش مهاجرتها را فراهم میکند.» این روانشناس میافزاید که گفتوگو و حمایت عاطفی در خانواده، چه بین زن و شوهر و چه میان والدین و فرزندان، بسیار مهم است و میتواند در حل یا کاهش این بحران موثر باشد.
همزمان، آمار خودکشی نیز بهدلیل فقر و بیکاری بهشدت افزایش یافته است. براساس گزارشها، از آغاز سال تا کنون بیش از ۵۰ تن بهدلیل مشکلات اقتصادی به زندهگی خود پایان دادهاند.
با سلطه طالبان اعمال محدودیتهای شغلی و تحصیلی بر زنان، افزذیش نفوذ و میزان فقر و بیکاری در افغانستان در به گونه کمپیشینهای افزایش یافته است.
با این حال، مرکز حمایت از غیرنظامیان در جنگها در گزارش سالانه خود اعلام کرده که افغانستان در سال ۲۰۲۴ یکی از شش کشوری بوده که وضعیت حمایت از غیرنظامیان در آن «بسیار وخیم» ارزیابی شده است.
در گزارش تاکید شده است که هرچند میزان درگیریهای نظامی در افغانستان نسبت به سالهای گذشته کاهش یافته، اما آسیبهای جبراننشده جنگهای گذشته همراه با نقض حقوق بشر و نبود سازوکار عدالت، زندهگی و سلامت مردم را به شدت تضعیف کرده است.






