• 8AM.MEDIA
  • پښتو ویب‌پاڼه
  • English Website
  • اۉزبېکچه ویب‌سایت
۵ عقرب ۱۴۰۵ - ۲۷ اکتوبر ۲۰۲۶
۸صبح
Donate
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
۸صبح
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج

بازنگری و حساب‌دهی نسل پُل؛ پاسخی به عمر شریفی پیرامون تبعید و مسوولیت

نصیر احمد اندیشه نصیر احمد اندیشه
۵ عقرب/آبان ۱۴۰۵ - ۲۷ اکتوبر ۲۰۲۶ [t_time:1793074337]
X / AndishaNasir

X / AndishaNasir

دوست من، عمر شریفی، مقاله‌ای نوشته است که سزاوار است با دقت خوانده شود و با آرامش مورد بحث قرار گیرد. او در مقاله «درباره تبعید، حساب‌دهی اخلاقی، و نخبه‌گان جهان‌وطنی افغانستان»،(۱) آینه‌ای در برابر ما قرار می‌دهد؛ ما که در طول بیست سال جمهوریت رشد کردیم، خدمت نمودیم، جنگیدیم و برای یک دولت آزاد و دموکراتیک دادخواهی کردیم. من این آینه را می‌پذیرم. می‌خواهم آن را از سوی دیگر نگاه دارم؛ یعنی از درون حکومتی که در آن خدمت کردم.

از این فراخوان دیرهنگام برای حساب‌دهی استقبال می‌کنم و قدردان آن هستم که چنین بحثی از درون جامعه مدنی افغانستان مطرح می‌شود. با وجود این، از سوی سیاسیونی که بیش‌ترین مسوولیت متوجه آنان است، در پنج سال پس از سقوط، چیز زیادی گفته نشده است. تا جایی که من می‌دانم، هیچ‌یک از سه رهبری که جمهوری را در دهه پایانی‌اش رهبری کردند، روایت خود را ننوشته‌اند. معدود خاطراتی که از سوی وزیران، مشاوران و فرماندهان نگاشته شده، تقریباً از یک الگو پیروی می‌کنند: نویسنده تبرئه می‌شود و تقصیر متوجه رقیبان، بیگانه‌گان یا حلقه اطراف رییس‌جمهور است. یک مقام ارشد که در تبعید به دیدار رییس‌جمهور سابق رفته بود، در خاطرات خود نقل می‌کند که هیچ پشیمانی آشکاری نیافته، بلکه تنها سرزنش متوجه دیگران بوده است، به‌جز خود او و نزدیک‌ترین مشاورش.(۲) در خفا، اما، تصویر متفاوت است. از مقام‌های رده دوم و سوم اعترافاتی می‌شنوم؛ نه چندان به خاطر کارهایی که انجام دادند، بلکه بیش‌تر به این دلیل که چرا اصلاً تصمیم گرفتند خدمت کنند.

بنابراین، این مقاله فراخوانی است برای هر دو سوی ماجرا: کسانی که در دستگاه دولتی خدمت کردند و کسانی که جامعه مدنی را پیرامون آن ساختند. من این متن را با آگاهی از خطرهای آن می‌نویسم. یک مقام پیشین که از کارنامه خود می‌نویسد، به‌آسانی می‌تواند به‌عنوان نویسنده‌ای به نظر برسد که در پی تبرئه خویش است، و بخش‌هایی از آنچه در ادامه می‌آید ممکن است چنین خوانده شود. هدف من این نیست.

من سهم خود را از ملامت می‌پذیرم؛ به‌عنوان معین وزارت، به‌عنوان دیپلمات و به‌عنوان کسی که برای دولتی که در آن خدمت کرد، نوشت و سخن گفت. من در آن زمان خاموش نبودم و پس از سقوط نیز خاموش نمانده‌ام. هم‌زمان در حال مقاومت و بازنگری در کارنامه، ناکامی‌ها و کاستی‌های خود بوده‌ام. به باور من، این دو به یکدیگر تعلق دارند.

پیش از پرداختن به بخش حکومتی، می‌خواهم سه پرسش مقدماتی را روشن سازم: چرا حساب‌دهی اکنون اهمیت دارد، از چه نوع اشتباهات، خودراضی‌بودن‌ها و حتا گناه‌کار بودن‌ها سخن می‌گوییم، و با چه معیاری باید سنجیده شود.

ضرورت حساب‌دهی

گذشته، حال و آینده بر روی یک پیوستار قرار دارند. چنان‌که ابن خلدون در «المقدمه» خاطرنشان می‌کند: «گذشته بیش از آن‌که قطره آبی به قطره آب دیگر شباهت داشته باشد، به آینده شباهت دارد.»(۳)

پژوهشگر خودمان، علی امیری، در صفحات آغازین کتاب «خرد آواره»، این بینش را یک گام به جلو می‌برد.(۴) او استدلال می‌کند که دشواری‌های زمان حال «بی‌گمان ریشه‌های خود را در گذشته دارند»، اما پیوند میان آن‌ها مکانیکی نیست. آنچه یک دوره را به دوره بعدی پیوند می‌دهد و به هر کدام شکل می‌بخشد، اندیشه است؛ جایی که اندیشه غایب باشد، تاریخ به گسست می‌انجامد. زمان حال سرنوشتی نیست که از سوی گذشته دیکته شده باشد، بلکه پیامد چگونه‌گی اندیشیدن و ناکامی ما در اندیشیدن است.

به همین دلیل است که بررسی انتقادی گذشته، پیش‌شرطی برای یک آینده بهتر است. تنها با ردیابی این‌که چگونه ایده‌ها و نهادهای ما به فروپاشی انجامیدند، می‌توانیم از بازسازی همان ناکامی‌ها جلوگیری کنیم. امیری همچنین هشدار می‌دهد که بسیاری از روشنفکران، وضعیت کنونی را عادی جلوه می‌دهند، زیرا برخورد با فاجعه به‌عنوان وضعیتی عادی، هزینه‌ای کم‌تر از اعتراف به آن دارد.(۵)

روایت‌های سیاسی ما نیز مدت‌ها همین مسیر آسان را پیموده‌اند؛ در گذشته بریتانیا و روسیه را سرزنش می‌کردند و اکنون ایالات متحده و پاکستان را ــ که البته به این معنا نیست که این بازیگران بی‌تقصیرند ــ و از پاسخ‌گویی در خانه سر باز می‌زدند. عبور از تبعید مستلزم پرسش از این امر است که کدام شرایط درونی سیاسی، نهادی و اجتماعی، ناکامی‌های ما را ممکن ساخت.

اما حساب‌دهی همچنین نیازمند روشن بودن این است که حرف از چه نوع مسوولیتی در میان است. بدون آن، گفت‌وگو یا به سرزنش فرو می‌کاهد یا به پشیمانی مبهمی که هیچ‌کس را نام نمی‌برد.

چه نوع گناه و مسوولیتی؟

در سال ۱۹۴۶، کارل یاسپرس در کتاب «پرسش گناه آلمانی»(۶) با همین پرسش درباره کشور خود روبه‌رو شد. او چهار نوع گناه را از یکدیگر تفکیک کرد: گناه جنایی، که نقض قانون است و توسط دادگاه‌ها داوری می‌شود؛ گناه سیاسی، که متوجه کسانی است که در دولت سهیم بوده‌اند و باید پیامدهای اعمال آن را متحمل شوند؛ گناه اخلاقی، که به آنچه هر فرد انجام داده یا از انجام آن سر باز زده مربوط می‌شود و قاضی آن وجدان خود فرد است؛ و گناه متافیزیکی، که همانا عدم همبسته‌گی با کسانی است که رنج کشیده‌اند، امری میان هر فرد و خدا.

یاسپرس گناه جمعی را به معنای جنایی یا اخلاقی آن رد کرد، زیرا یک ملت به‌عنوان یک کل نمی‌تواند جنایت‌کار باشد؛ اما اصرار ورزید که مسوولیت سیاسی بر عهده همه کسانی است که بخشی از قدرت دولت را در دست داشته‌اند.

این تفکیک، دو راه گریز آسان را می‌بندد: نخست، این ادعا که همه گناه‌کارند و بنابراین هیچ‌کس مقصر نیست، جایی که واژه «ما» به پناهگاهی مبدل می‌شود؛ و دوم، قربانی‌کردن فردی به جای همه: چند رهبر ارشد طوری بار مسوولیت را به دوش کشند تا بقیه ما پاک به نظر برسیم.

بر اساس معیار یاسپرس، من به‌عنوان یک مقام ارشد دولتی که فروپاشید، حامل گناه سیاسی هستم و حساب اخلاقی اعمال و سکوت‌های خودم را مدیونم. من ادعا نمی‌کنم که آن حساب را تسویه کرده‌ام؛ تنها ادعا می‌کنم که آن حساب متعلق به من است تا تسویه شود، و قصد دارم چنین کنم.

معیار سنجش و تشخیص

شریفی با تکیه بر آرای گافمن، باتلر و پاندولفی نشان می‌دهد که نخبه‌گان تا چه حد به چارچوب‌های خارجی وابسته شدند، و حق با اوست.(۷) با این حال، روش خود او نکته دیگری را برجسته می‌سازد: او از متفکران غربی برای تشخیص مشکل استفاده می‌کند. وام‌گیری ایده‌ها از غرب خودبه‌خود یک شکست نیست؛ بنابراین، حساب‌دهی ما نباید علیه مدرنیته موضع بگیرد.

برای داوری عادلانه درباره دوران پس از ۲۰۰۱، باید از دو روایت تقلیل‌گرایانه که اغلب از منتقدان محلی و بین‌المللی جمهوریت می‌شنوم، اجتناب کنیم.

نخست، پوچ‌گرایی تمام‌عیار سیستمی است که معتقد است هر نهاد، سازمان غیردولتی، مرکز شهری و تلاش اصلاحی، بی‌پایه، فاسد یا نابجا بوده و خاک افغانستان برای بذر دموکراسی کاملاً سترون بوده است.

دوم، رمانتیسیسم روستایی و قبیله‌ای است که روستا را از نظر اخلاقی پاک و از نظر نهادی سالم به تصویر می‌کشد و بنابراین، از آن‌جا که ریشه‌های بومی دارد، مشروع‌تر است.

همچنین، حساب‌دهی نباید به‌ساده‌گی دوگانه‌گرایی کهنه «افغان‌های خوب و بد» را معکوس کند؛ چنان‌که شریفی می‌گوید، نباید خرابکاران دیروز را به قهرمانان امروز تبدیل سازد.

دولت مدرن، حاکمیت مردمی، دموکراسی، حقوق بشر و ارزش‌های مدنی، علل واقعی شکست ما نبودند. بلکه علت در فهم ناقص، اقتباس مغرضانه و اجرای ضعیف ما از آن‌ها نهفته بود، و به همان اندازه در حس شکننده عاملیت فردی و مالکیت جمعی ما بر دولت.

ازاین‌رو، پیشنهاد می‌کنم که حساب‌دهی خود و چارچوب‌های سیاسی آینده‌مان را بر پایه یک معیار واقع‌بینانه استوار سازیم که بر دو اصل بنا یافته است:

نخست، هم‌سوسازی اصول جهانی، مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر، حاکمیت مردمی و دموکراسی، با سنت‌های فکری، اسلامی و تمدنی خودمان؛

دوم، ارزیابی عینی حمایت شرکای بین‌المللی‌مان، با اذعان به پیامدهای مثبت و منفی آن طی دو دهه، در حالی که درک می‌کنیم قدرت‌های خارجی در نهایت بر اساس منافع ملی خود عمل می‌کنند.

اصلاحات آینده نمی‌تواند بر پایه ذهنیت نجات خارجی یا شکایت‌های دایمی استوار باشد.

استعاره خود شریفی کمک می‌کند تا نشان دهیم این شکست در مالکیت دولت چگونه به نظر می‌رسید.

صحنه و سناریو

تشبیه شریفی از صحنه و اجرا بسیار بجا و مناسب است؛ اما پرسش عمیق‌تر، خود سناریو است. آیا آن را آموختیم، درونی کردیم و مالک آن شدیم؟ حتا نخبه‌گان جهان‌وطنی که او توصیف می‌کند، به نظر می‌رسد چنین نکرده‌اند.

با این وجود، ما متن یا قانون اساسی خود را داشتیم. قانون اساسی سال ۲۰۰۴ توسط یک مجلس قانون‌گذاری، یعنی لویه جرگه قانون اساسی، بحث و تصویب شد و با وجود تمام چالش‌ها و تناقض‌هایش، بهترین چارچوب موجود برای یک دولت آزاد باقی ماند. شکست ما دوگانه بود: از یک‌سو، مطابق آن زنده‌گی نکردیم و از سوی دیگر، بخش‌هایی را که نیازمند اصلاح بودند، نگشودیم. حتا تدوین‌کننده‌گان آن انتظار داشتند که ظرف ده سال بازنگری شود. شکاف میان منشور حقوق آن و تمرکز قدرت در قوه اجراییه، از همان آغاز آشکار شد. روشن‌ترین گواه این امر در سال ۲۰۱۴ پدیدار شد؛ زمانی که «حکومت وحدت ملی» نهادهایی را ایجاد کرد که قانون اساسی پیش‌بینی نکرده بود. آن ترتیبات، اعترافی بود به این حقیقت که متن قانون اساسی نیازمند بازنگری است. وعده خود قانون اساسی مبنی بر برگزاری لویه جرگه برای اصلاح قانون اساسی هرگز محقق نشد،(۸) و ما هرجا که باید اصلاحات ساختاری انجام می‌دادیم، به وصله‌پینه اکتفا کردیم. این بخش بزرگی از حساب‌دهی ماست و مسوولیت آن متوجه طبقه سیاسی، از جمله کسانی از ماست که در درون آن خدمت کردیم.

در دهه دوم، هنگامی که آموختیم چگونه سیاست‌گذاری کنیم و با دوستان خارجی خود بحث و گفت‌وگو نماییم، خود را میان دو سناریوی دیگر و یک درگیری خشونت‌آمیز گرفتار دیدیم. یکی، سناریوی بین‌المللی دموکراسی لیبرال و حقوق بشر بود که محصول دست‌کم دو قرن تأمل در زادگاه آن، در اروپا و امریکا، بود؛ و دیگری، سناریوی افراطی، قرون‌وسطایی و قبیله‌ای طالبان. در میان این دو، متن خود ما، یعنی قانون اساسی، اغلب به جای آن‌که یک عهدنامه باشد، به‌عنوان تشریفاتی صرف تلقی شد. متنی که مالک آن نبودیم و تنها آن را اجرا می‌کردیم، دفاع نشد. هنگامی که آزمون فرا رسید و طالبان به دروازه‌های کابل رسیدند، تعداد بسیار کمی از کسانی که آن را اجرا کرده بودند، آماده شدند تا پای آن بایستند و معدودی حتا به طرف مقابل پیوستند.

میان آنچه ساختیم و سرنوشت ما

ما در جنگ بودیم. یک درگیری خشونت‌آمیز در طول آن سال‌ها جریان داشت و نیروهایی که در برابر جمهوریت صف‌آرایی کرده بودند، تنها داخلی نبودند. پناهگاه‌های پاکستان برای طالبان، رقابت‌های منطقه‌ای و منافع در حال تغییر قدرت‌های بزرگ، واقعی بودند. تصمیم ایالات متحده برای مذاکره مستقیم با طالبان و به حاشیه راندن جمهوریت نیز واقعی بود. کتمان کردن همه این‌ها، نوعی تقلیل‌گرایی خواهد بود.

اما ما تماشاگران بی‌تفاوت نبودیم. حتا در جنگ نیز، ما نقش و سهمی داشتیم: در نحوه حکمرانی‌مان، نحوه تقسیم قدرت، نحوه رقابت در انتخابات، نحوه جنگیدن و نحوه سخن گفتن از خودمان پشت میز مذاکره. انتخابات سوءمدیریت‌شده و پر از چالش ۲۰۱۴ متعلق به خود ما بود. ناتوانی در ایجاد یک اجماع سیاسی به اندازه کافی نیرومند برای بقا پس از خروج شرکای‌مان نیز از آنِ ما بود. یک حساب‌دهی جدی باید موردبه‌مورد بپرسد که چه مقدار از آن ساخته دست خودمان بود و چه مقدار واقعاً از کنترل ما خارج بود. تنها در این صورت است که می‌توانیم پشت ژئوپلیتیک پنهان نشویم و وانمود نکنیم که وجود نداشته است.

به دست گرفتن عاملیت

این پرسش باید توسط افراد پاسخ داده شود، نه مفاهیم انتزاعی، و نخستین پاسخ‌ها باید از رده‌های بالا مطالبه شود. محدودیت‌های خارجی بر رهبران سیاسی و بر همه ما در داخل حکومت قابل توجه و اغلب خفه‌کننده بود؛ اما یک حساب‌دهی واقعی ایجاب می‌کند که رهبران سیاسی ما عاملیت کامل خود را در قبال ناکامی‌های‌شان بپذیرند. این امر بیش از همه شامل سه رهبر ارشد می‌شود که هر یک باید با نقش خود در فروپاشی روبه‌رو شوند.

متأسفانه، در فرهنگ سیاسی ما، رهبران رده‌بالا به ندرت دوره تصدی خود را تحلیل می‌کنند، به اشتباه اعتراف می‌کنند یا به‌طور عمومی عذرخواهی می‌کنند. شکستن این عادت برای هرگونه حساب‌دهی ملی اصیل، امری ضروری است.

اگر رده نخست همچنان به چنین کاری تمایلی نداشته باشد، چنان‌که تاکنون به نظر می‌رسد، گفت‌وگوی انتقادی باید در میان مقامات رده دوم و سوم که آماده شکستن سکوت هستند، آغاز شود. من خود را در میان آنان می‌شمارم و از دیگران چیزی را مطالبه نمی‌کنم که از خودم نخواهم.

این‌ها پرسش‌هایی است که من متوجه کارنامه خودم خواهم ساخت: آیا در ملأعام همان چیزی را گفتم که در خفا درباره ضعف‌های دولت بیان می‌کردم؟ آیا پس از افتضاح سال ۲۰۱۴ و زمانی که جمهوریت در روند صلح به حاشیه رانده شد، به اندازه کافی زود و با صدای بلند سخن گفتم؟ به‌عنوان یک دیپلمات، آیا جمهوریت را در خارج قوی‌تر از آنچه می‌دانستم هست، جلوه دادم؟ و بسیاری پرسش‌های دیگر.

من متعهد هستم که در بخش بعدی این گفت‌وگو به این پرسش‌ها بپردازم و از همکارانم از هر جبهه‌ای دعوت می‌کنم تا به پرسش‌های خود پاسخ دهند.

نگاهی از درون

من جایگاه خود را توصیف می‌کنم، نه برای تبرئه خویش، بلکه تا خواننده بتواند روایت مرا در پرتو موقعیتم بسنجد. من از جامعه مدنی یا از خارج به این «نخبه‌گان جهان‌وطنی» نپیوستم، بلکه از مسیر مخالف آن آمده بودم. من به‌عنوان کسی تلقی می‌شدم که با مقاومت ضدطالبان در اواخر دهه ۱۹۹۰ ارتباط داشت. مانند بسیاری از هم‌نسلانم، من نیز یک آواره داخلی بودم. جنگ داخلی مرا مجبور ساخت تا مکتب را در کابل رها کنم و به روستای زادگاهم در شمال، در کاپیسا، بروم؛ و یورش طالبان، نخستین سال تحصیل من در دانشکده طب بلخ را پایان داد.

من با کمیته بین‌المللی صلیب سرخ کار کردم، تحصیلاتم را در دانشگاه کابل از سر گرفتم و به وزارت خارجه پس از طالبان پیوستم. از این منظر، من میان نخبه‌گان جهان‌وطنی و مجاهدین پیشین و نیروهای مقاومت ایستاده بودم؛ هر دو طی دو دهه گذشته متعهد به یک افغانستان آزاد و دموکراتیک بوده‌اند و اکنون نیز چنین‌اند، هرچند از زاویه‌دیدهای متفاوت.

از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹، به‌عنوان معین وزارت خارجه، روزها و شب‌ها را در روستاهای شمال کابل، در شمالی، پروان، کاپیسا و پنجشیر، با فعالان جوان گذراندم. آنچه سعی داشتم با آنان در میان بگذارم، طرح اولیه‌ای از این بود که یک سناریوی جدید چگونه باید باشد.

بازیگر صرف نباشید. با صحبت کردن به زبانی که همسایه‌گان‌تان نمی‌توانند آن را درک کنند، به بیگانه‌گان در جوامع خود تبدیل نشوید. بهترین و مفیدترین ایده‌ها را برگزینید، آن‌ها را درونی کنید و با واژه‌گانی که مردم می‌فهمند، درباره‌شان سخن بگویید.

یک گردهمایی پس از نماز جمعه در مسجد می‌تواند یک نشست مردمی باشد. ما استدلال کردیم که هدف بسیار مهم‌تر از نام است و آنچه اهمیت دارد، مکانی است که در آن مردم گرد هم آیند، درباره مشکلات محلی گفت‌وگو کنند و راه‌حل‌های محلی بیابند. مساجد، مکاتب، دانشگاه‌ها، شوراهای ولایتی، شوراهای قریه و برنامه‌های همبسته‌گی ملی، هر یک به انحای مختلف، نسلی ترکیبی را پدید آورده بودند که قادر به انجام این کار بود. اما بارها ما چنین فضاهایی را به دیگران واگذار کردیم و طالبان به خوبی از آن‌ها استفاده کردند.

اما تا آن زمان دیر شده بود و آنچه من و دیگران انجام دادیم، بسیار اندک بود. انتخابات ۲۰۱۴ ایمان آن نسل را به سیاست دموکراتیک لکه‌دار کرد. هنگامی که ایالات متحده وارد مذاکرات شد و طالبان ناگهان از افراطیون به همتایان مذاکره‌کننده تبدیل شدند، حتا این جوانان نیز دچار تردید شدند. بخشی از این تردید را خود ما به وجود آوردیم.

با این حال، آن سال‌ها همچنین به من نشان داد که اگر زمان و اراده کافی می‌یافتیم، این سناریو می‌توانست توسط خود ما ساخته شود، به زبان ما ترجمه گردد و در نهادهای‌مان ریشه بدواند.

سناریویی ازآنِ خود

اکنون این وظیفه بر دوش ما افتاده است. کسانی که در داخل کشور به سر می‌برند، در تبعید فکری زنده‌گی می‌کنند و بدون آزادی بیان، با سناریوی کامل طالبان دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ در حالی که تبعیدیان، در حال زیستن و آموختن دردناک و لحظه‌به‌لحظه سناریوی بین‌المللی هستند. این وضعیت برای هر دو گروه غم‌انگیز است. با این همه، در سنت فکری و فرهنگی ما، از ابن‌سینا تا مولانا بلخی و سید جمال‌الدین افغانی، تبعید بارها به خلق بهترین سناریوها انجامیده است.

رسالت این حساب‌دهی، ساختن سناریویی از آنِ خودمان است؛ سناریویی که در گذشته و تمدن ما ریشه داشته باشد، اما در عین حال، کاملاً از مبارزه یک‌قرنه در داخل افغانستان، از جنبش مشروطیت تا امروز، برای آزادی، برابری، حاکمیت مردم و حکومت قانون آگاه و الهام‌گرفته باشد. ما برای پشت صحنه، نورپردازی، صدا و لباس‌ها به کمک شرکای بین‌المللی خود نیاز خواهیم داشت. این سناریو همچنین باید برای بازی‌گران متنوع، از زنان و مردان متعلق به اقوام، مذاهب و زبان‌های گوناگون ما، فضا داشته باشد؛ بازی‌گرانی که نه‌تنها نقش‌آفرینی می‌کنند، بلکه بحث می‌کنند، می‌اندیشند و می‌نویسند. زمانی که خودمان نمایشنامه‌نویس باشیم، حمایت بیرونی دیگر هیچ‌گونه تهدیدی نخواهد بود.

نتیجه‌گیری: نسل پُل

مردم افغانستان قربانی تهاجمات و روایت‌های فراوان بوده‌اند. اما ما نباید، همانند گذشته، فرهنگ قربانی‌پروری را پرورش دهیم یا حس دروغینی از افتخار نسبت به چیزهایی که نیستیم، برای مثال عنوان به‌اصطلاح «گورستان امپراتوری‌ها»، ایجاد کنیم؛ در حالی که همچنان چشم‌انتظار نجات از بیرون باشیم. بذر کاشته‌شده در طول بیست سال، عمیق‌تر از آن است که تصویر یک خاک سترون القا می‌کند. این حقیقت که زنان افغانستان در برابر طالبان ایستاده‌اند، نشان می‌دهد که تغییر از درون در حال رخ دادن است. همچنین همه ما در تبعید به انفعال ننشسته‌ایم. علی‌رغم تمامی سرکوب‌های داخلی و دلسردی‌های بین‌المللی، مقاومت مدنی، سیاسی و دفاعی در حال اوج‌گیری است. با این همه، مقاومت و خودسنجی باید دست در دست هم پیش بروند؛ زیرا یکی بدون دیگری یا به خودحق‌پنداری می‌انجامد یا به فلج‌شده‌گی.

آنچه این لحظه نیاز دارد، صراحت است. در فرهنگ ما، هیچ‌کس به اشتباهات خود در ملأعام اعتراف نمی‌کند، چه رسد به یک رهبر سیاسی؛ زیرا هرکس که نخست اعتراف کند، خود را در معرض قربانی‌شدن قرار می‌دهد. ما باید این خطر را بپذیریم. نسل ما باید این عادت را بشکند و مسوولیت را، حتا فراتر از سهم خود، به عهده بگیرد؛ اما نخست باید آن سهم را نام‌گذاری کنیم. اگر نخبه‌گان مدنی و دموکراتیک ما، در داخل و در تبعید، در دولت و در جامعه مدنی، بدون خصومت یا رمانتیسیسم با خطاهای گذشته روبه‌رو شوند، می‌توانند چشم‌اندازی معتبر و متکی به خود برای آینده افغانستان بسازند.

من این را یک گفت‌وگو می‌نامم: حساب‌دهی از سوی کسانی که می‌توانیم آنان را «نسل پُل» بنامیم. ما کسانی هستیم که میان مقاومت و جمهوریت، و میان دولت و جامعه مدنی ایستادیم و اکنون می‌توانیم با عبور صادقانه از زمان حال، پلی میان گذشته و آینده خود بسازیم. این فراخوانی است به دوست من، عمر شریفی، و به هر دو سوی این ماجرا. من آماده‌ام تا آغاز کنم و از خودم آغاز خواهم کرد.

یادداشت‌ها

۱. عمر شریفی، «درباره تبعید، حساب‌دهی اخلاقی، و نخبه‌گان جهان‌وطنی افغانستان»، انجمن ایده‌های مذاکره‌شونده یا «Negotiating Ideas Society»، ۲۰۲۶.

۲. محمد عمر داوودزی، بی‌پرده: روایتی از فروپاشی افغانستان (کابل: انتشارات امیری، ۲۰۲۳)؛ همچنین نگاه کنید به مصاحبه‌ها و بازتاب‌های پس از فروپاشی خالد پاینده پیرامون تصمیم‌گیری‌های اجرایی.

۳. ابن‌خلدون، المقدمه: مقدمه‌ای بر تاریخ، ترجمه فرانتس روزنتال (پرینستون: انتشارات دانشگاه پرینستون، ۱۹۵۸)، ج. ۱.

۴. علی امیری، خرد آواره: ظهور و زوال عقلانیت در جهان اسلام (کابل: انتشارات امیری، ۱۳۹۲/۲۰۱۳)، صص ۸–۹. ترجمه از نویسنده.

۵. همان، ص. ۹.

۶. کارل یاسپرس، پرسش گناه آلمانی (هایدلبرگ: لامبرت اشنایدر، ۱۹۴۶)؛ نسخه انگلیسی: پرسش گناه آلمانی، ترجمه ای. بی. اشتون (نیویورک: انتشارات دیال، ۱۹۴۷).

۷. شریفی، «درباره تبعید، حساب‌دهی اخلاقی». او از اروینگ گافمن، نمود خود در زنده‌گی روزمره (۱۹۵۹)، نظریه اجراگری (performativity) جودیت باتلر و کار ماریلا پاندولفی در باب دستگاه بشردوستانه بهره می‌گیرد.

۸. توافق‌نامه ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۴ میان دو تیم انتخاباتی درباره ساختار حکومت وحدت ملی، برگزاری لویه جرگه را ظرف دو سال برای تعدیل قانون اساسی و ایجاد پست صدارت اجرایی پیش‌بینی کرده بود. این جرگه هرگز دایر نشد.

ShareتوئیتارسالارسالShare

مطالب مرتبط

بیکاری و طالب‌سالاری؛ دانش‌آموخته‌گان حتا در یافتن کارهای خدماتی ناکام هستند
گزارش‌ها

بیکاری و طالب‌سالاری؛ دانش‌آموخته‌گان حتا در یافتن کارهای خدماتی ناکام هستند

۵ عقرب/آبان ۱۴۰۵ - ۲۷ اکتوبر ۲۰۲۶ [t_time:1793073999]
حملات حوثی‌ها در یمن دست‌کم ۳۰ نیروی حکومتی را کشت
اخبار

ارتش یمن مدعی از پا در آمدن ۳۸۲ جنگ‌جوی حوثی در شبانه‌روز گذشته شد

۵ عقرب/آبان ۱۴۰۵ - ۲۷ اکتوبر ۲۰۲۶ [t_time:1793071942]
شفاخانه ولایتی بدخشان؛ بیماران از کمبود دوا و تجهیزات و بی‌توجهی داکتران شکایت دارند
گزارش‌ها

کمبود خدمات صحی در ولسوالی‌های دوردست بدخشان؛ بیماران از دسترسی به درمان محرومند

۵ عقرب/آبان ۱۴۰۵ - ۲۷ اکتوبر ۲۰۲۶ [t_time:1793071831]

تازه‌ترین مطالب

در حال بارگذاری تازه‌ترین مطالب...

پربازدیدترین مطالب

  • منابع از یک انفجار مهیب در فیض‌آباد خبر دادند

    منابع: والی طالبان در بدخشان مانع برگزاری محفل روز ملی زبان اوزبیکی شد

    Share
    Share توئیت
  • وقتی شاعر از بدن و میل جنسی زن می‌نویسد، برای ما از چه می‌گوید؟

    Share
    Share توئیت
  • بیش از ۱۴ هزار مهاجر روز گذشته از پاکستان اخراج شدند

    Share
    Share توئیت
  • امریکا یک رهبر ارشد نظامی وابسته به القاعده را در سوریه کشت

    Share
    Share توئیت
  • عکس‌های بالاتنه برهنه کیت میدلتون چاپ می‌شود

    Share
    Share توئیت

پادکست

8am Media | پادکست ۸صبح
8am Media | پادکست ۸صبح

پادکست‌‌های ۸صبح که با حضور کارشناسان، تحلیل‌گران و فعالین سیاسی و مدنی برگزار می‌گردد، مسایل عمده و اساسی جامعه افغانستان و نیز مسایل جهانی مرتبط به افغانستان به بحث گرفته می‌شود. ۸صبح، چهار پادکست تولید می‌کند که شامل دو پادکست به زبان فارسی زیر نام پادکست هفتگی، سخن زن، یک پادکست به زبان پشتو زیر عنوان ژوري خبري و یک پادکست دیگر به نام «Insights» به زبان انگلیسی است.

The 8am Media podcasts, featuring experts, analysts, and political and civil activists, discuss major and fundamental issues of Afghan society as well as global issues related to Afghanistan. 8am Media produces four podcasts, including two in Persian: the weekly podcast ”Sokhan e Zan,” one in Pashto titled ”Zhowari Khbaray,” and another in English called ”Insights.”

سخن زن/61: روایتی از پشت میله‌ها؛ در زندان‌های طالبان چه بر زنان می‌گذرد؟
سخن زن/61: روایتی از پشت میله‌ها؛ در زندان‌های طالبان چه بر زنان می‌گذرد؟
سخن زن/61: روایتی از پشت میله‌ها؛ در زندان‌های طالبان چه بر زنان می‌گذرد؟
۲۹ میزان ۱۴۰۵ - ۲۱ اکتوبر ۲۰۲۶
ریزموج‌ها/11: گفت‌وگو با سلسله محبوب
۱۸ میزان ۱۴۰۵ - ۱۰ اکتوبر ۲۰۲۶
سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
۲۹ سنبله ۱۴۰۵ - ۲۰ سپتمبر ۲۰۲۶
سخن زن/59: وقتی رویاها از مرزها عبور می‌کنند؛ روایتی از ملالی، آسیه و فرنگیز
۹ سنبله ۱۴۰۵ - ۳۱ آگست ۲۰۲۶
ریزموج‌ها/10: گفت‌وگو با عایشه نوری
۲۸ اسد ۱۴۰۵ - ۱۹ آگست ۲۰۲۶
Search Results placeholder
دیتابیس کشتار اگسا
۸صبح

پرخواننده‌ترین روزنامه‌ افغانستان
صاحب امتیاز: سنجر سهیل
ایمیل: [email protected]
رییس اجرایی: پرویز کاوه
ایمیل: [email protected]
دبیر تحلیل‌ها: ب. آمون‌پور
پذیرش مقالات و اعلان: [email protected]

بیشتر بخوانید

بازنگری و حساب‌دهی نسل پُل؛ پاسخی به عمر شریفی پیرامون تبعید و مسوولیت

بیکاری و طالب‌سالاری؛ دانش‌آموخته‌گان حتا در یافتن کارهای خدماتی ناکام هستند

ارتش یمن مدعی از پا در آمدن ۳۸۲ جنگ‌جوی حوثی در شبانه‌روز گذشته شد

کمبود خدمات صحی در ولسوالی‌های دوردست بدخشان؛ بیماران از دسترسی به درمان محرومند

زمان خروج از سیاست انتظار

تحلیل‌ها

زمان خروج از سیاست انتظار

قوم‌سازی در افغانستان و بازتولید بی‌پایان سلطه

بخش دوم و پایانی – عوامل پایداری صلح با تمرکز بر توافق‌نامه جمعه خوب در ایرلند شمالی

طالبان؛ هم‌گرایی با روسیه، واگرایی از پاکستان

ترافیک دیپلماتیک در تهران؛ نشانه گشایش یا آغاز جنگ جدید؟

© کپی‌رایت ۲۰۲۶؛ کلیه حقوق برای روزنامه ۸صبح محفوظ است.

۸صبح
استفاده از کوکی‌ها

برای ارائه بهترین تجربه، ما از فناوری‌هایی مانند کوکی‌ها برای ذخیره و/یا دسترسی به اطلاعات دستگاه استفاده می‌کنیم. رضایت شما برای استفاده از این فناوری‌ها به ما اجازه می‌دهد داده‌هایی مانند رفتار مرور در سایت یا شناسه‌های منحصربه‌فرد را پردازش کنیم. عدم رضایت یا پس گرفتن رضایت ممکن است بر برخی ویژگی‌ها و عملکردها تأثیر منفی بگذارد.

عملکردی Always active
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی به اطلاعات، صرفاً برای هدف قانونیِ فعال‌سازی استفاده از یک سرویس مشخص که به‌طور صریح توسط مشترک یا کاربر درخواست شده است، ضروری می‌باشد.
تنظیمات
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی به اطلاعات برای هدف قانونیِ ذخیره ترجیحاتی که توسط مشترک یا کاربر درخواست نشده‌اند، ضروری می‌باشد.
آمار
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی که صرفاً برای اهداف آماری استفاده می‌شود. The technical storage or access that is used exclusively for anonymous statistical purposes. Without a subpoena, voluntary compliance on the part of your Internet Service Provider, or additional records from a third party, information stored or retrieved for this purpose alone cannot usually be used to identify you.
بازاریابی
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی برای ایجاد پروفایل‌های کاربری جهت ارسال تبلیغات یا ردیابی کاربر در یک وب‌سایت یا در چندین وب‌سایت مورد نیاز است.
  • Manage options
  • Manage services
  • Manage {vendor_count} vendors
  • Read more about these purposes
مشاهده تنظیمات
  • {title}
  • {title}
  • {title}
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
برگشت به 8am.media
پښتو ویب‌پاڼه
English Website
اۉزبېکچه ویب‌سایت
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات

© کپی‌رایت ۲۰۲۶؛ کلیه حقوق برای روزنامه ۸صبح محفوظ است.