تصویب قانون امر به معروف و نهی از منکر با محتوایی که صادر شده، نشان داد که طالبان نهتنها تغییر نکردهاند، بلکه تندروتر از گذشته رفتار میکنند. واکنشها به تصویب این قانون جدی بود، تا جایی که برخی مقامات و سخنگویان طالبان را مجبور به شکستن سکوت کرد. از دولتهای غیرغربی گلهای نیست؛ چرا که با حقوق بشر بهویژه حقوق زن میانه ندارند. دولتهای غربی که ظاهرا خود را مدافع حقوق بشر میخوانند، نیز تا این دم برای رامساختن طالبان کار جدی از پیش نبردهاند؛ اما واکنششان به تصویب قانون قابل توجه بود. اگر کشورهای غیرغربی بهویژه اسلامی هم موضع صریح اختیار میکردند، میزان اثرگزاری واکنشها بالا میرفت.
جهان بهویژه سازمان ملل در سه سال گذشته در مسیر تعامل با طالبان قرار داشت. بهتر است بگوییم که اوج تعامل جهان با طالبان را در این مدت شاهد بودیم. هیچ یک از کشورهای جهان به نیروهای مخالف طالبان روی خوش نشان ندادند تا خاطر این گروه آزرده نشود. از طالبان به مهمترین نشستهای بینالمللی دعوت به عمل آمد، تا جایی که برای خرسندی این گروه زنان و جامعه مدنی نیز نادیده گرفته شدند. به رژیم طالبان پولهای هنگفتی داده شد که هنوز هم ادامه دارد. از ظلم و ستمگری طالبان اگر بهگونه کامل چشمپوشی نشد، جدی هم گرفته نشد. در این میان، سازمان ملل جدیتر از کشورها تلاش میکرد تعامل با طالبان را بیشتر گسترش دهد. هدف سازمان ملل و دولتها این بود و است که طالبان اهلی شوند و عضویت جامعه بینالمللی را حاصل کنند و در نهایت به مهمترین آرزوی خود دست یابند: بهرسمیتشناسی.
نتیجه سه سال تعامل و انعطاف چیزی نبوده جز بیپرواتر شدن طالبان در برابر خواستهای جهان بهویژه سازمان ملل. این گروه نهتنها به هیچ یک از خواستهای دنیا تمکین نکرده، بلکه بیشتر از پیش سعی کرده که تمام حقوق و آزادیهای اساسی مردم افغانستان بهویژه زنان و دختران را آشکارا نقض کند و در برابر هیچ مرجعی –اعم از داخلی و خارجی- خود را پاسخگو نداند. محتوای قانون جدید به حدی ناعادلانه است که حتا اعضای طالبان بهدرستی جسارت دفاع از آن را ندارند، چه رسد به نهادها و دولتهای لابیگر این گروه.
جلوگیری از ورود ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل، به افغانستان کمتر از تصویب قانون جدید پیامد ندارد. بنت مسوولیت رسمی و قانونی در عالیترین نهاد جهانی را دارد، ولی طالبان بهمثابه یک گروه مسلح غیرمسوول از ورودش به افغانستان جلوگیری میکند. این نیز ناشی از انعطاف بیحدوحصر سازمان ملل در برابر این گروه است. طالبان در حالی مانع سفر برجستهترین عضو سازمان ملل به افغانستان میشوند که این سازمان چندی قبل سومین نشست دوحه را دربست در اختیار این گروه قرار داد، تا جایی که زنان و جامعه مدنی در آن اجازه ورود نیافتند. مهمتر از آن، این روزها پرسش در باب آموزش زنان و دختران نیز منع شده است. ندامحمد ندیم، وزیر تحصیلات عالی طالبان، در حالی پرسش از آموزش دختران را منع میکند که چندی قبل مولوی عبدالکبیر، معاون سیاسی رییسالوزرای این گروه، در یک برنامه زنده تلویزیونی در پاسخ به سوال خبرنگار در پیوند به آموزش دختران، خنده اهانتآمیزی کرد که بازتاب وسیع در رسانهها داشت. گفتارها و رفتارهای فوق، نشان میدهد که طالبان بدتر میشوند، بهتر نه.
شگفتانگیز اینکه رزمیری دیکارلو، معاون سرمنشی سازمان ملل، نیز به قانون تازه طالبان واکنش نشان داده است؛ در حالی که او برای خرسندی این گروه، یک عالم انتقاد را به جان خرید و زنان و جامعه مدنی را از نشست دوحه حذف کرد. برای همین، شهروندان افغانستان نسبت به رویکرد دولتها و سازمانهایی که خود را مدافع حقوق بشر جا میزنند، بدبین شدهاند. واکنش سازمان ملل در برابر قانون اخیر طالبان جدی نبود. انتقاد اعضای این سازمان حول این محور میچرخید که طالبان با این اقدام روند ادغامشان در جامعه بینالمللی را دشوار میسازند. میتوان گفت سازمان ملل شاید در هیچ حالتی به اعمال فشار جدی بر طالبان رضایت ندهد. سفر رزا اوتنبایوا، رییس یوناما، به قندهار جالب توجه است؛ یعنی میخواهد نشان دهد که در دفاع از حقوق زنان جدی است. گفته شد که او به خاطر دیدار با ملا هبتالله به قندهار رفته است. مگر این ملای غایب و زنستیز با قانون تازه تصویبش که شدیدا ضد زن است، با یک زن آن هم درباره حقوق زن ملاقات میکند؟ دیدار اوتنبایوا با ملا هبتالله بنبست را نمیشکند. رهبر طالبان از حجم واکنشها به نیکی آگاه است و به انتقال آن از سوی اوتنبایوا نیاز احساس نمیکند.
فقط یک عامل میتواند هبتالله را از مرکب جهالت پایین کند: اعمال فشار حداکثری. اکنون وقت آن رسیده که دولتها در رفتارشان در مواجهه با طالبان تجدیدنظر کنند، اگر واقعا مساله دموکراسی، حقوق بشر، زندهگی زنان افغانستان و مهار تروریسم برایشان اهمیت دارد. تحریم طالبان یکی از گزینههای موثر برای اصلاح این گروه است. البته مقامهای این گروه در سه سال گذشته پیهم ادعا کردهاند که تحت تحریم قرار دارند، ولی دریافت کمکهای هنگفت مالی و سفرهای همیشهگیشان به کشورهای غرب و شرق خبر از تعامل گرم میدهد. جهان اگر از جبهههای مخالف طالبان حمایت لازم نمیکند، به تامین رابطه با آنها در سطح خیلی پایین اقدام کند تا هشداری به نشانی رژیم هبتالله تلقی شود. اگر حمایت از نیروهای مخالف طالبان برای سازمان ملل و کشورها هزینه دارد، پشتیبانی از زنان، جامعه مدنی، رسانههای آزاد و… هزینهآور نیست که این را هم تا این دم دریغ کردهاند.
حاصل کلام اینکه طالبان تا وقتی که فشار سنگین روی دوش خود احساس نکنند، قانونهای ناعادلانهتری وضع خواهند کرد و جهان هم نظارهگر خواهد بود؛ چرا که این گروه گمان میکند دنیا فقط یک انتخاب دارد: تعامل. این گمان طالبان را تبدیل به موجودی متوهم و خودخواه کرده که مطالبات مردم افغانستان و دنیا را به پشیزی معادل نمیداند.






