شماری از زنان و دختران در هرات، روایتهای تلخ و دردناکی از برخورد محتسبان امر به معروف و نهی از منکر طالبان دارند. آنان میگویند که رفتار محتسبان طالبان چنان زشت و تحقیرآمیز بوده است که هنگام مواجهه با آنان، آرزوی مرگ کردهاند. این زنان و دختران روایت میکنند که حتا با رعایت حجاب مورد نظر طالبان و همراهداشتن محرم نیز از برخورد محتسبان امر به معروف و نهی از منکر در امان نبودهاند. به گفته آنان، برخوردهای طالبان گاه آنان را تا مرز آرزوی مرگ برده است. آنان تاکید میکنند که زخم ناشی از مواجهه با محتسبان طالبان تنها به همان لحظه محدود نمیماند، بلکه به شکل ترس، اضطراب و محدودشدن آزادی رفتوآمد، همچنان در زندهگی روزمرهشان باقی میماند.
این زنان و دختران میگویند که طالبان افزون بر اعمال محدودیتهای آموزشی، تحصیلی و کاری، زندهگی را در تمامی عرصهها برای زنان به جهنمی روی زمین تبدیل کردهاند. به گفته آنان، طالبان، بهویژه محتسبان این گروه، در تمام جنبههای زندهگی زنان مداخله میکنند و حتا زنانی که حجاب مورد نظر طالبان را رعایت میکنند و محرم نیز همراه دارند، از برخوردهای آنان در امان نیستند؛ زیرا محتسبان به بهانههای مختلف، زنان را مورد توهین و تحقیر قرار میدهند و بازداشت میکنند.
یکی از زنانی که تجربه تلخ احضار و تحقیر از سوی محتسبان طالبان را دارد، در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگوید: «زمانی که از سر کار برمیگشتم، پیامی دریافت کردم مبنی بر اینکه به ریاست امر به معروف و نهی از منکر احضار شدهام. آن روز، روز بسیار سختی بود. از یکسو نگران بودم که وظیفهام را از دست ندهم و از طرف دیگر، ترس بازداشت و زندانی شدن را داشتم. بدون اینکه به خانوادهام اطلاع بدهم، همراه با یکی از اعضای خانواده که همراهم بود، به ریاست امر به معروف رفتیم. آنجا چنان برخورد زشت و توهینآمیزی با من کردند که رفتارشان بههیچوجه در شأن یک انسان نبود. به من هشدار دادند که اگر دوباره کار کنم و به ساحات بروم، زندانیام خواهند کرد. از آنجایی که تنها نانآور خانوادهام بودم، مدام به اعضای خانوادهام فکر میکردم و با خود میگفتم که چگونه میتوانم وظیفهام را از دست بدهم؟»
دختر دیگری آرزو میکند که هیچ دختری با محتسبان طالبان روبهرو نشود. به گفته او، زنان و دختران علاوه بر رنج ناشی از بستهماندن مکتبها و دانشگاهها و محرومیت از کار، با مواجهه و برخورد محتسبان طالبان نیز با دردها و دشواریهای بیشتری روبهرو میشوند. او میگوید تا پیش از آنکه خودش با محتسبان طالبان مواجه شود، روایتهای دیگران را باور نمیکرد؛ اما زمانی که با وجود رعایت حجاب و همراهداشتن محرم، از سوی این گروه متوقف شد، تازه درک کرد که دختران چه تجربههای تلخ و دردناکی را پشت سر گذاشتهاند.
این دختر میافزاید: «امکان ندارد دختر باشی و تجربهای تلخ از برخورد محتسبان طالبان نداشته باشی. چندی پیش، همراه با برادرم به خانه برمیگشتیم که محتسبان امر به معروف طالبان موتر ما را متوقف کردند. موتر مربوط به مامایم بود. وقتی موتر را متوقف کردند، با لحنی بسیار تند و توهینآمیز از مامایم پرسیدند که اینها چه کسانی هستند. مامایم پاسخ داد که اینها خواهرزادههایم هستند و با هم خواهر و برادرند. اما آنها به این هم بسنده نکردند و بهانهجویی را ادامه دادند. سپس به برادرم گیر دادند که چرا ریش ندارد. ما را چهار ساعت نگه داشتند و با خانوادهمان تماس گرفتند. اعضای خانوادهام نیز به آنجا آمدند، اما محتسبان هیچ دلیل موجهی برای این برخورد نداشتند.»
این دختر تاکید میکند: «آن روز با خود میگفتم که کاش زنده نمیماندم. چنان رفتار بد و تحقیرآمیزی با ما کردند که تا دو هفته پس از آن، حتا از خانه هم بیرون نشدم؛ چون میترسیدم دوباره با چنین اتفاقی روبهرو شوم.»
دختر دیگری در هرات که نمیخواهد نامش در این گزارش ذکر شود، از تجربه تلخ و دردناک خود روایت میکند و زندهگی زیر سایه محتسبان امر به معروف و نهی از منکر طالبان را به جهنم تشبیه میکند. او میگوید که ناگزیر است در چنین شرایطی به زندهگی ادامه دهد و این وضعیت دشوار را تحمل کند.
این بانو میافزاید: «زندهگی زیر سایه محتسبان امر به معروف و نهی از منکر طالبان، عذابآور و شبیه به جهنم است؛ وضعیتی که ناگزیر هستیم هر لحظه آن را تحمل کنیم. حتا دیدن چپن سفید برای ما به نمادی از ترس و وحشت تبدیل شده است؛ زیرا همیشه این نگرانی را داریم که مبادا جلو ما را بگیرند، بهانهجویی کنند و بازداشتمان کنند.»
این دختر هراتی میگوید: «خودم چندین بار با محتسبان امر به معروف و نهی از منکر طالبان روبهرو شدهام. یکبار، چون راننده موتر یک زن بود، موتر را در گوشهای متوقف کردند و به او هشدار دادند که زنان نباید بدون محرم از خانه بیرون شوند و نباید رانندهگی کنند. همچنین، تاکید کردند که زنان در صورت رانندهگی باید چادرنماز داشته باشند و محرمشان نیز در کنارشان باشد. آنها از تمام دخترانی که داخل موتر بودیم، خواستند با خانوادههای خود تماس بگیریم؛ اما سرانجام، با صحبت و میانجیگری یکی دیگر از محتسبان امر به معروف که فردی میانهرو بود، موفق شدیم موضوع را حل کنیم.»
به گفته او، در چندین مورد دیگر نیز، با وجود رعایت حجاب مورد نظر طالبان، برایش مشکل ایجاد کردهاند. این برخوردها باعث شده است که دیگر با موترهایی که راننده آنها زن باشد، به هیچ جای دیگری سفر نکند. او میگوید: «سختگیریها و اتفاقاتی که رخ میدهند، یک طرف؛ اما تروما و آثار منفی ترس و وحشتی که در اثر برخوردهای آنان در ذهن انسان باقی میماند، چیزی است که همیشه با او میماند.»
پیش از این، دفتر هیات معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) و گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر افغانستان، در گزارشهای خود درباره اجرای قانون امر به معروف و نهی از منکر طالبان، نسبت به گسترش محدودیتها بر آزادیهای فردی و حقوق زنان و دختران و افزایش اختیارات محتسبان ابراز نگرانی کردهاند.







