بسیاری از باشندهگان ولایت بلخ تسلط طالبان بر افغانستان را «حاکمیت فقر و گرسنهگی» نامیده و میگویند که خانوادههای زیادی در این ولایت به دلیل فقر و بیکاری، دختران خردسال خود را وادار به ازدواجهای اجباری میکنند تا از طریق پول شیربهای آنها احتیاجات فوری زندهگی خود را تامین کنند. آنان تاکید میورزند که علاوه بر تامین مایحتاج زندهگی، میخواهند دخترانشان را از «بیسرنوشتی» برهانند و آیندهشان را تعیین کنند. پیش از این، گزارشهای متعددی نیز منتشر شده که نشان میدهد بسیاری از دختران به دلیل محرومیت از آموزش، تحصیل و کار، مجبور به ازدواجهای اجباری و زیر سن شدهاند.
تعدادی از باشندهگان بلخ میگویند که سلطه طالبان و محرومیت دختران و زنان از آموزش، تحصیل و کار، بیکاری و فقر در این ولایت را افزایش داده است. به گفته آنان، ادامه وضعیت کنونی و عدم حاکمیت قانون باعث شده که بسیاری از خانوادهها از دخترانشان سوءاستفاده کرده و «دختر فروشی» را به یک فرهنگ تبدیل کنند. آنان از افزایش ازدواجهای زیر سن و اجباری ابراز نگرانی میکنند و میگویند که فقر و بیکاری و گسترش تفکر طالبانی باعث شده که تعدادی از خانوادهها دخترانشان را به ازدواج اجباری وادار سازند.
فاضله (نام مستعار)، باشنده یکی از ولسوالیهای ولایت بلخ، به دلیل فشارهای اجتماعی نمیخواهد حتا نامی از این ولسوالی برده شود. او میگوید که شوهرش در چوکات پولیس محلی پیشین وظیفه داشت و حدود پنج سال پیش در درگیری با طالبان کشته شد. فاضله تایید میکند که در سه سال گذشته، سه دختر خود را که هر کدام ۱۳، ۱۴ و ۱۵ ساله بودهاند، به شوهر داده است.
این زن که یکی از دختران ۱۳ سالهاش را تازه نامزد کرده است، میگوید: «من پنج دختر و یک پسر دارم. دو دخترم عروسی کردهاند و یکی از آنها ۱۳ ساله است که تازه نامزد کردم. آنها پدر ندارند که نانآور خانواده باشد و سرپرستی کند. من بعد از شهادت شوهرم، به بیماری نفستنگی دچار شدم و نمیتوانم مخارج زندهگی اولادها را تامین کنم. مجبور شدم دخترانم را به شوهر بدهم تا هم آنها از بیسرپرستی نجات پیدا کنند و هم ما از گرسنهگی.»
فاضله با آنکه نگران آینده دخترانش است، اما تاکید میورزد که برای بقا چارهای جز این ندیده که دختران خردسال خود را یکی پس از دیگری به ازدواجهای اجباری و زیر سن وادار کند. او میگوید: «بدون این سه دختر، دو دختر خردسال دیگر هم دارم. نمیدانم سرنوشت آنها چه میشود، اما اگر زندهگی به همین شکل ادامه یابد، مجبور خواهم بود که این دو دختر را هم خردسال به شوهر بدهم تا از احتیاج خلاص شوند. دیگر راه و چارهای ندارم. سرنوشت خودم سیاه است و حالا سرنوشت فرزندانم سیاهتر شده است.»
این تنها زنی نیست که با چنین سرنوشتی روبهرو شده و دخترانش را بهطور اجباری و زیر سن به ازدواج داده است، بلکه دهها زن دیگر در بلخ با مشکلات و ناگزیریهای مشابهی دست و پنجه نرم میکنند.
لیلا (نام مستعار) زن دیگری در بلخ است که شوهرش را بهدلیل ابتلا به ویروس کرونا از دست داده است. او میگوید که دختران ۱۳ و ۱۵ سالهاش را به شوهر داده است. او نیز داستان تلخ زندهگی خود و دخترانش را چنین بازگو میکند: «بعد از مرگ شوهرم، سختیهای زیادی در زندهگی کشیدم و با نخریسی نان شب و روزم را تامین میکردم. حالا که هیچ کاری برای زنان پیدا نمیشود و همه چیز برای آنان ممنوع است، یک زن خود سرپرست باید چگونه نیازمندیها و مخارج زندهگی را تامین کند؟ من مجبور هستم برای ادامه زندهگی و آینده فرزندانم تصمیم بگیرم.» او همچنین تاکید میکند: «دخترانم را به شوهر دادم تا بهخاطر یک لقمه نان مجبور به گدایی نشوند.»
در همین حال، برخی از باشندهگان بلخ ادعا میکنند که ازدواجهای زیر سن و اجباری، از «رسوم و عنعنات» تعدادی از مردم در این ولایت است که به دخترانشان به چشم «دالر» مینگرند و در صورتی که فردی دختر خردسال خود را به شوهر بدهد، این موضوع در مناطق آنان عادی تلقی میشود.
مختار، یکی از باشندهگان ولسوالی شولگره ولایت بلخ، دختر ۱۳ سالهاش را تازه به شوهر داده است. او میگوید که طبق رسوم و عنعنات عمل کرده است. مختار ادعا میکند: «در منطقه ما رواج است که دختران را خرد به خانه بختشان روان کنیم. یک مقوله داریم که میگویند دختر را که با کلاه زدیم نیفتاد، باید به شوهر بدهیم. در اینجا در خانهای که دختر به دنیا میآید، همه به پدرش میگویند که صاحب دالر شدی. از روزی که دختر به دنیا میآید، خانواده به فکر شیربهای (قلین) او هستند و وقتی به سن ۱۳ و ۱۴ رسید، به قیمت ۵ لک و ۶ لک افغانی به شوهر میدهیم.»
این در حالی است که برخی از باشندهگان بلخ ابراز نگرانی میکنند که دختران در برخی از ولسوالیهای این ولایت، مانند «کالا»، به فروش میرسند و برخی از خانوادهها به محض اینکه مرد پولداری را که با طالبان رفتوآمد داشته باشد، پیدا کردند، دخترانشان را به ازدواج با آن فرد مجبور میکنند.
در سه سال گذشته، یکی از علل اصلی ازدواجهای اجباری در کشور، زورگوییهای اعضای طالبان نیز بوده است. بسیاری از اعضای برجسته و جنگجویان طالبان به ازدواج دوم و سوم اقدام کردهاند که این عمل آنان به دخترفروشان و ناقضان حقوق کودکان جرئت بیشتری بخشیده است.
گفتنی است که روزنامه ۸صبح در تازهترین گزارشی که از ولایت بدخشان منتشر کرده، به افزایش آمار خودکشی و ازدواجهای اجباری میان دختران و زنان در این ولایت اشاره کرده است.







