برخی از دختران بازمانده از آموزش میگویند که در شرایطی که محدودیتها بر آموزش دختران سایه انداخته، آنان با راهاندازی یک صنف آنلاین ترجمه تلاش کردهاند مسیر یادگیری را ادامه دهند. این دختران میگویند با وجود مشکلاتی مانند برق، انترنت ضعیف و کمبود امکانات، این تجربه نهتنها مهارتهای زبانیشان را تقویت کرده، بلکه برایشان به منبعی از امید و خودباوری تبدیل شده است.
سمیعه نخستین تجربه خود از آموزش آنلاین را دشوار توصیف میکند. او میگوید: «خواندن آنلاین مشکلات زیادی داشت؛ نبود شارژ موبایل، قطعی برق و ضعیف بودن انترنت باعث میشد بخشی از درسها از دست برود. اما با برنامهریزی و تمرکز، توانستم درسها را به ذهن بسپارم و یادگیری را ادامه دهم. این تجربه بسیار جدید بود و نیاز به کنترل زیاد و حواسجمعی داشت، اما توانستم خود را وفق دهم و درسها را بیاموزم.»
این دانشآموز بازمانده از مکتب میافزاید: «خوشبختانه استاد نحوه تدریس را شبیه صنف حضوری طراحی کرده بود. چیزهای زیادی آموختم؛ از جمله برنامهریزی درست، استفاده محدود از موبایل و آشنایی بیشتر با ادبیات فارسی. مطالعه کتابهای مختلف برایم فراهم شد و تجربه خوبی بود.»
سمیعه میگوید: «درس آنلاین فرصت یادگیری را در شرایطی که نمیتوانستیم صنف حضوری داشته باشیم، فراهم کرد. درسها ضبط میشد و شاگرد میتوانست بارها مرور کند. با این حال، استاد کنترل کمتری دارد و ممکن است شاگرد حواسش پرت شود.»
این دانشآموز درباره تجربهاش از ترجمه میگوید: «در آغاز، ترجمه دو صفحه برایم دشوار بود و گاهی گریه میکردم. اما وقتی بخشهای بزرگتر را ترجمه کردم، احساس کردم اعتماد استاد به من بیشتر شده و توانایی خود را بهتر دیدم.»
تمنا، دانشآموز دیگر، میگوید: «ورود به فضای آنلاین برایم آسان نبود، چون همیشه در صنفهای حضوری درس میخواندم. اما انگیزه و همکاری استاد کمک کرد تا شرایط را تحمل کنم و تمام ضروریات صنف آنلاین را فراهم کنم. گاهی مشکلاتی مانند انترنت ضعیف پیش میآمد، اما سعی کردم درس را درست دنبال کنم و از فرصت استفاده کنم.»
این دانشآموز میگوید: «استاد فقط در بخش ترجمه کمک نمیکرد، بلکه انگیزه میداد که مطالعه داشته باشیم و لغات و مفردات جدید را یاد بگیریم. یاد گرفتم نحوه استفاده از لغات در جمله و ترکیب جملات را بهتر بفهمم و ترجمه موثرتری ارایه کنم.»
تمنا تاکید میکند: «درس آنلاین فرصت مهمی بود، چون ما قبلاً امکان حضور حضوری نداشتیم. محدودیتهایی مانند قطعی برق و انترنت وجود داشت، اما فرصتها بیشتر بود و استعداد ما در ترجمه رشد کرد.»
این دانشآموز میافزاید: «این تجربه اعتمادبهنفس مرا افزایش داد و انگیزه داد تا کتابهای بیشتری ترجمه کنم. مهارتهای زبانی من نیز بهبود یافت و توانستم ارتباط معنایی جملهها را دقیقتر درک کنم.»
شاهرخ رووفی، استاد این دختران، درباره ایجاد صنف ترجمه میگوید: «علاقه شخصی و تجربه پانزده ساله در تدریس ترجمه انگیزه اصلی بود. همچنین، بسته شدن آموزش به روی دختران باعث شد به فکر ایجاد صنف آنلاین باشم تا فرصت یادگیری از آنان گرفته نشود.» او درباره تفاوت آموزش حضوری و آنلاین میگوید: «آموزش آنلاین مشکلاتی دارد، مانند انترنت ضعیف و محدودیت تعامل مستقیم، اما در شرایط کنونی بهترین گزینه برای ادامه یادگیری است.»
رووفی درباره تجربه ترجمه کتاب اول میگوید: «۱۰ شاگرد هرکدام بخشی از کتاب را ترجمه کردند و با همکاری و راهنمایی من، متن نهایی آماده شد. مهمترین دستاورد شاگردان، باور به تواناییهای خودشان بود. آنان دریافتند که میتوانند مترجم باشند، حتی در شرایط محدود.»
این آموزگار میگوید: «ابتدا شاگردان متن را درست میخوانند و درک میکنند، سپس با استفاده از منابع کمکی، مشکلات را شناسایی میکنند. بازخوانی و نقد ترجمهها و مطالعه آثار ادبی فارسی نیز بخشی از این جریان است.»
این دانشآموزان تاکید میکنند که با وجود مشکلات برق، انترنت و کمبود امکانات، توانستهاند آموزش را ادامه دهند و مهارتهای خود را هر روز افزایش دهند. آنان میگویند ترجمه تنها یادگیری یک مهارت نیست، بلکه راهی برای زنده نگهداشتن امید در روزگار سکوت و محرومیت است.






